به گزارش اصفهان زیبا؛ هفته گذشته، بیستوسومین جشنواره ملی کتاب رشد با معرفی برگزیدگان به کار خود پایان داد. این جشنواره که سالانه به همت سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش برگزار میشود، با اعطای نشان رشد به آثار منتخب و اهدای جایزه به نویسندگان، نقش چشمگیری در جهتدهی به محتوای آموزشی کتابهای کودک و نوجوان دارد. در این دوره از جشنواره، نویسندگان و ناشران اصفهانی نیز خوش درخشیدند. مجموعهکمیک «مفاخر»، با عناوین «فوت کوزهگری»، «ساواک»، «همرزم»، «قهرمان» و «فرمول مبارزه»، یکی از برگزیدگان این دوره بود که به همت جمال طاهری در نشر ستارگان درخشان تولید شده است. جمال طاهری از دنیای کمیکاستریپ و چند و چون تولید این مجموعه به اصفهانزیبا میگوید.
نقطه آغازین تولید این مجموعه کجاست؟
در سال 98، برای نخستین بار، اولین دیوار کمیکاستریپ ایران و شاید دنیا را در گلستان شهدا، کنار مزار شهید زرین، براساس زندگی و مبارزات ایشان طراحی کردیم. بسیار اثرگذار بود و خانواده شهید گفتند که شهید زرین با این دیوار پینما به جامعه معرفی شد. آنها معترفاند که فیلم سینمایی شهید زرین نیز به دنبال همین پینما تولید شد. بعد از آن، پینمای بیست شهید دیگر را تولید کردیم؛ اما اجازه ندادند در گلستان شهدا باقی کمیکها را کار کنیم. دلیلش هم این بود که مطابق با ظاهر گلستان شهدا نبود که به نظرم دلیلی منطقی بود. ناچار شدیم اینها را در قالب کتاب تولید کنیم و برخلاف انتظارمان، کتابها با استقبال بسیار خوب مردم و کارشناسان مواجه شد.
کمی درباره پینما یا کمیکاستریپ توضیح دهید.
در ایران، شورای کتاب پس از انقلاب کمیکاستریپ را سی سال ممنوع اعلام کرد. یکی از دلایلش این بود که تصور میکردند کمیک ذهن بچهها را تنبل میکند؛ درحالیکه در عصر امروز، ذهنها به دنبال چیزهای جدید و جذاب هستند و تصویر یک دنیای جدید را میگشاید. در روزنامهنگاری نیز گفته میشود هر تصویر به اندازه هزار کلمه حرف برای گفتن دارد و این ویژگی شامل کمیکاستریپ نیز میشود.
در ایران، فردی به اسم سعید رزاقی عمر و وقتش را پای پیشرفت کمیکاستریپ در ایران و ایرانیزه کردن آن گذاشت و پینما را تولید کرد. واژه پینما مترادف با سینماست که اشاره به پشتسرهم آوردن تصاویر میکند. کار ما نیز تولید پینماست.
یعنی پینما و کمیک با یکدیگر تفاوت تکنیکی هم دارند؟ یا پینما صرفاً معادل فارسی کمیکاستریپ است؟
براساس زحمات آقای رزاقی، در پینما سبک و سیاق ایرانی دیده میشود. در ژاپن مانگا با مختصات خودش وجود دارد. در غرب مجموعه مارول تولید میشود که قهرمانان خیالیشان را ارائه کرده است و آن هم دارای مختصات خودش است. پینمای ایرانی نیز با شیوه ایرانی تولید میشود. کلیت کار یکی است؛ اما رنگوآب بومی به آن اضافه شده و ظاهر کار ایرانیتر است.
چرا کمیک را برای انتقال این مضامین انتخاب کردید؟
نوجوانان امروز بصری شدهاند. پینما یا کمیک نسبت به دیگر سبکها هزینه بیشتر دارد؛ اما اگر تصویرگران بتوانند محتوا را بهدرستی منتقل کنند، تأثیرگذاری بسیاری دارد. جامعه بصری امروز به پینما توجه و علاقه بیشتری نشان میدهد تا رمان و کتاب و متن.
درباره موضوع هر پنج جلد این مجموعه توضیح دهید.
اکثریت پینماها براساس هویت و مفاخر اصفهان تولید شدهاند. یکی از این مفاخر، آیتالله محمدباقر زند کرمانی است که کتاب «فرمول مبارزه» براساس زندگی این شخصیت تولید شده. ایشان کرمانی بوده و در 35سالگی به قصد تحصیلات دینی به اصفهان آمد. پیش از آن نیز یک جغرافیدان بوده و به زبانهای خارجی تسلط داشته و 85 اطلس دارد و بعدها یکی از ارکان اصلی تحول دینی و اجتماعی در اصفهان شد. آیتالله زند کرمانی بسیار روشنفکر بوده و تأکید میکرده که طلاب باید با زبانهای خارجی آشنا باشند. او برخلاف مخالفت مردم با تأسیس سینما در چهارباغ و درخواستشان از آیتالله برای جلوگیری از این اقدام با استفاده از نفوذش، با این کار موافقت و به مردم توصیه کرد خودشان تولید محتوا کنند تا همگی بتوانند از محتواهای سینما بهره ببرند. جلدهای بعدی با محوریت شهدای اصفهان و براساس دغدغه ما در خصوص آشنایی مردم با آنها تولید شدهاند؛ چراکه هنر کمک میکند داستان این شخصیتها ماندگارتر شود و یکی از هنرهایی که در این خصوص بهشدت مؤثر است، پینماست.
«فوت کوزهگری» درباره دو شهید است: شهید رسول آقاعلیرویا و شهید محسن صفوی که پیش از انقلاب، مهرداد نام داشته است. شهید آقاعلیرویا، اهل محله علیقلیآقا، بسیار متمول و در عین حال جوانمرد بوده. یک بار امام حسین(ع) به خوابش میروند و یک تفنگ به دستش میدهند و به او میگویند به جبهه برود. ایشان پس از آن خواب، تمام زندگی و ماشین لوکسش را میفروشد و به جبهه میرود و خنثیسازی مین و تخریب را برعهده میگیرد. شهید محسن صفوی نیز فرمانده مهندسی دفاع مقدس بوده و ابتکارات ایشان همچون پلهای متحرک باعث تحولهای فنی در جبهه شده بود.
کتاب «همرزم» ماجرای دو بانوی شهید اصفهانی است: شهید زینب کمایی و شهید زهره بنیانیان. زینب کمایی از خانوادههای مهاجر ساکن شاهینشهر و علاقهمند به حضور در جبهه و جنگ بوده؛ زیرا خواهرها و برادرهایش در جهبه امدادگری میکردند. در خواب به او میگویند جبهه تو شَهرت است و ایشان در آن شهر فعالیتهای فرهنگی را شروع میکند. این فعالیتها آنقدر وسعت مییابد که او را در لیست ترور سازمان منافقین میگذارند و شهیدش میکنند. زهره بنیانیان نیز یکی از دانشآموزان مبارز پیش از انقلاب بوده که برای حجاب مبارزه میکرده و تحت تعقیب ساواک قرار میگیرد. او در نوجوانی به آلمان میرود و آنجا ازدواج میکند؛ اما تاب نمیآورد و به سوریه میرود. آنجا آموزشهای رزمی میبیند و با اسرائیل مبارزه میکند و پیش از انقلاب، دوباره به ایران بازمیگردد و پس از انقلاب نیز شهید میشود.
کتاب «قهرمان» با دیگر جلدهای مجموعه متفاوت بوده و ماجرای یکی از رهیافتگان آمریکایی است و اکنون ساکن مشهد است. در دوازدهسالگی این شخصیت، کل خانوادهاش مسلمان میشوند و او نیز تصمیم میگیرد محجبه شود؛ اما در این مسیر آزارهای بسیاری میبیند.
کتاب «ساواک» ماجرای قهرمانان پیش از انقلاب در اصفهان است که هنوز خیلی از آن افراد در قید حیاتاند؛ ولی بهدلیل خلوص نیتشان بهدنبال معرفی شدن نبودهاند. آنها پیش از انقلاب مبارزه و فعالیتهای چریکی میکردند و در کنارش فعالیتهای فرهنگی نیز انجام میدادند. روز 12 بهمن بازماندگان این تیم، محافظت از امام خمینی(ره) را در بهشتزهرا برعهده گرفتند. یکی از ماجراهای این کتاب درباره خانواده شهیدان جعفریان است که هشت شهید را در اصفهان تقدیم انقلاب و دفاع مقدس کردهاند.
تولید یک پینما چه مراحلی دارد و از کجا آغاز میشود؟
پینماهای ما براساس واقعیت تولید شدهاند. به همین دلیل، یکی از مراحل اولیهمان تحقیق و بعد سناریونویسی بود. در بخشی از کار، باید تأیید و پسند خانواده شهدا را برای سناریوها دریافت میکردیم. بعد از آن، طراح براساس محتواهای نوشتهشده انتخاب میشد؛ زیرا بخشی از محتواها باید به سبک کودکانهتری تصویرگری میشد یا برخی از سناریوها نیاز به تصاویر بزرگسالانهتری داشت. چهره و تطابق آن با شخصیت داستان نیز یکی از مراحل مهم کار بود؛ زیرا وقتی داستان براساس زندگی یک شخصیت واقعی نوشته میشود، خانواده شهید روی چهره او حساسیت زیادی نشان میدهند. تصویرگر ابتدا یک اتود اولیه براساس سناریوی ما تولید میکرد و اگر در ارائه فضای فکری نویسنده و انتقال حس موفق میشد، به مرحله بعد راه مییافت. مرحله پایانی نیز حبابگذاری و قرارگیری دیالوگهاست که در این مرحله نیز ممکن است دیالوگها کم و زیاد و اصلاح شود.
در پینما کل حبابها شامل مکالمه است؟
بله. یک سری کادر هم شامل توضیحات اتفاقات و حواشی ماجرا اضافه میشود. پینمای ما نسبت به پینماهای رایج که اتفاقات را در بازه زمانی مشخصی نشان میدهد، دارای پرشهای زمانی زیادی است و نگاهمان به سبک زندگی و هویتی شخصیت بود.
نگارش یک متن پینما چه تفاوتی با نگارش یک کتاب عادی دارد؟
در متن عادی، با لغات تصویرسازی میکنیم و خواننده تصاویر را با کمک واژگان در ذهنش میسازد و نیاز به توصیفات و فضاسازیهای زیادی دارد؛ اما در پینما تصویرها هستند که حرف میزنند و کم بودن کلمات یک مزیت است. در پینما کار برای نویسنده راحتتر و توصیفات صحنه و فضا بر عهده تصویرگر است. خیلی از قسمتها تصاویر بیانگر حساند و دیالوگها مکملاند. در این شیوه، بخش زیادی از نویسندگی یک کتاب را تصویرگر انجام میدهد.
درباره جشنواره بگویید.
این جشنواره متعلق به وزارت آموزش و پرورش است و به کتابهایی که به رشد کودکان و نوجوانان در فهم مطالب و رشد فکری کمک میکند، امتیاز میدهند. سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش این جشنواره را مدیریت میکند، نه معاونتهای پرورشی و بخشهای مرتبط با مسائل دینی و عقیدتی. به همین دلیل، سختگیریهایشان درباره مسائل فنی و محتوایی زیاد است.در جشنواره ملی کتاب رشد، کل مجموعه در قالب یک کتاب دیده شد؛ زیرا نویسنده یک نفر بود. براساس گفته برگزارکنندگان، جلدهای این مجموعه در صورتی میتوانست جوایز جداگانهای دریافت کند که هر جلد نویسندهای متفاوت داشته باشد. در جشنواره رشد نیز که جشنوارهای با نگاهی کاملاً تخصصی است، این مجموعه بهخوبی دیده شد و نظر برگزارکنندگان بسیار مثبت بود و این نشان میدهد که از نظر فنی کتابها شایستگی دفاع دارند.
در جشنواره رشد امسال حضور ناشران اصفهانی را چطور دیدید؟
دو نشر دیگر نیز خوش درخشیدند و این نشان میدهد که ظرفیت نویسندگان شهرمان در خلق اثر بسیار بالاست؛ اما زمینهای که این نویسندگان در حد ملی و بینالمللی خود را ارتقا دهند، تا کنون ایجاد نشده است. یکی از دلایلش شاید ضعف ناشران باشد. در اصفهان ناشران زیادی کار میکنند؛ اما ناشرانی که در کشور بتوانند حرف اول بزنند و کارهای در حد ملی تولید کنند، بسیار کماند. اما این دلیل نمیشود که نویسندگانمان ظرفیت نوشتن نداشته باشند. اگر در کنار هنرهای دستی و… روی هنر اصفهانیها در زمینه نویسندگی سرمایهگذاری شود، بازخورد بسیار درخشانی در آینده خواهد داشت.
اوضاع انتشار کتاب را با محوریت تاریخ انقلاب برای نوجوانان در اصفهان چگونه میبینید؟
برای این مخاطب کتابهای چندانی کار نشده است. شاید به همین دلیل باشد که مجموعهکمیک مفاخر با استقبال نوجوانان مواجه شد. سبک و قالب کار هنگام ارائه به مخاطب بسیار مهم است و این نکته در تولیدات با محوریت تاریخ انقلاب رعایت نمیشود.
چه کمبودی بین نوجوانان باعث شد که به سراغ تولید این مجموعه بروید؟
دغدغه ما معرفی هویت شهر بود. در آشوبهای دیماه نیز خلأهای هویتی نمایان بود. ما قهرمانان را به مردم معرفی نکردهایم و آنقدر آنها را فرازمینی کردهایم که دستنیافتنی شدهاند. به همین دلیل، ما در این مجموعه از بچگی شخصیتها شروع کردیم تا ثابت کنیم سبک زندگی ایرانیاسلامیشان باعث رقم زدن مسیر زندگی و منتهی شدن به شهادت بوده است و از ابتدا شهید متولد نشدهاند.
با آموزش و پرورش اصفهان در این خصوص همکاری نکردهاید؟
پیش از این، به کمک شهرداری اصفهان و آموزش و پرورش یک سری از کمیکهایمان را بهصورت پوستر در مدارس ارائه کردیم. آن زمان، هزار پوستر برای مدارس پسرانه از زندگی شهید مهرداد عزیزاللهی و هزار پوستر برای مدارس دخترانه از زندگی شهید زینب کمایی تولید کردیم. شکر خدا بازخوردها فوقالعاده بود و باعث شناختهشدن این دو شهید میان دانشآموزان شد؛ چون کارها در عین جذابیت تصویری، متن کمی داشت و بهراحتی خوانده میشد. در این خصوص جای کار بسیاری وجود دارد، اگر همراهی مسئولان درباره این هویتسازی پررنگتر شود.
هنگام تولید و نشر با چه چالشهایی مواجه بودید؟
فعالیت در اصفهان سخت است. به جز بنیاد شهید، در این خصوص نهادهای مربوطه بهخوبی همکاری نمیکنند. نگاه این نهادها هنوز به تهران است و بر این باورند که تهران باید آغازکننده کارهای جدید باشد، نه اصفهان. بااینحال، از شهرداری اصفهان و آقای معرکنژاد تشکر میکنم که همراهی بسیاری در این زمینه کردند.



