به گزارش اصفهان زیبا؛ ابتدای شرقی خیابان کاوه و در ضلع شمالی کوچهای در کنار پایانه بابلدشت، بنایی آرام و کمصدا در میان هیاهوی شهر سر برآورده است؛ مقبرهای که روزگاری در شمار آبادترین و باشکوهترین بناهای این محدوده بوده و امروز نشانی از شکوه کهن را در دل فرسودگی پنهان کرده است.
اینجا «سر قبرآقا» است؛ آرامگاهی متعلق به خانواده امامجمعه که تاریخ آن به دوره قاجار بازمیگردد و در دل خود گنجینهای کمنظیر از هنرهای تزیینی اصفهان را جای داده است.برای رسیدن به بقعه باید از میانسرای مسجدی عبور کرد که بعدها در جوار آن ساخته شده است. در ضلع شرقی میانسرا، فضای مسجد قراردارد که به نام هیئت احمدیه نیز شناخته میشود. در جبهههای غربی و جنوبی، حجرههایی دیده میشود. در میانه این حیاط، بقعهای چهارگوش با گنبدی آجری قد برافراشته است که نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکند؛ گنبدی که از دور ساده بهنظر میرسد، اما درونش جهانی از ظرافت و درخشش نهفته است.ورود به فضای زیر گنبد، گویی گشودن دری به گذشتهای آکنده از هنر است.فضای داخلی، طرحی صلیبیشکل با چهار صفه دارد که ازارههای گچی آن با مقرنسهای سهبعدی درآمیختهاند. نقاشیهای ظریف در دل گچبریها و آینهکاریهای معرق در حاشیه طاقچهها، نور را به بازی میگیرند و هر زاویه را به تابلویی درخشان بدل میکنند.
پوشش صفهها و شاهنشینهای چهارسوی فضای مرکزی را لنگهطاقهای گهوارهای و قوسهای جناغی بر دوش کشیدهاند و در مرکز، گنبدی یکپوسته و کرویشکل بر فراز همهچیز قرار گرفته است.
در زیر گنبد، مقرنسهای پتکانه، آویزها و قندیلهای آینهکاریشده، با قطعات ریزودرشت آینه، فضایی سرشار از تلألؤ و درخشش پدید آوردهاند؛ با تابش پرتوهای خورشید از چهار گوشه بالای کتیبه، نور همچون هالهای از رأس گنبد تا سطح مزارها فرومیریزد و سنگهای مرمر را روشن میسازد. گرداگرد زیرگنبد، کتیبهای گچبریشده با خط ثلث، سوره جمعه را در برگرفته و همچون نواری معنوی، فضای آرامگاه را در آغوش کشیده است.
در میانه فضا، سکویی سنگی با قبور متصلبههم از سنگ مرمر قرار دارد. مزار حاج میرزا حسن امامجمعه خاتونآبادی، از عالمان نامدار سده سیزدهم قمری، در مرکز این مجموعه جای گرفته و در کنار او فرزندش و دیگر اعضای خاندان امامجمعه آرمیدهاند؛ یکی از مریدان این عالم بزرگ نیز در همین مکان به خاک سپرده شده است.
برخی قبور بر سکویی مربعیشکل با ارتفاعی حدود یک متر قرار دارند و برخی دیگر همتراز با کف صفهها هستند. ازجمله مدفونان داخل این بقعه را میتوان آقامیرمحمدمهدی و حاج میرزا هاشم امامجمعه نام برد. در شاهنشین جنوبی، سنگقبری مجلل مربوط به قبر حاج کریم، ولد حاج محمدعلی است؛ در قسمت پایین نیز سنگنوشته یکی از مردمان آن عهد که قلیانی در دست دارد و کلاه پوستی معمول آن زمان بر سر اوست، دیده میشود که ظاهرا تصویرش از ناظرها و پیشخدمتهای امامجمعه قدیم بوده است.پشت بقعه و در ایوانچهها و صحن اطراف نیز سنگقبرهای متعددی پراکنده است؛ ازجمله سنگ مرمری با اشعار نستعلیق که یادگاری از ضیاء، شاعر خوشنویس و معروف اصفهانی است. اشعار او در تکیه مادر شاهزاده و آقا حسین خوانساری؛ از تکیههای تختفولاد اصفهان دیده و معلوم میشود او از خطاطان و مادهتاریخنویسان معروف اواسط قرن سیزدهم بوده است. در گوشهای دیگر، قبر غلامعلی خوشنویس با ردیفی از آجر پوشانده شده است و اندکی آنسوتر، آرامگاه شاعری شوخطبع به نام مرحوم صادق مُلّارجب که عمر خود را به زهد و قناعت گذراند، در سکوت آرمیده است.
این مجموعه، گذشته از ارزش معماری، لایهای از تاریخ فرهنگی و ادبی شهر را نیز در خود حفظ کرده است.
اما آنچه بیش از همه، چشم را مینوازد، مقرنسکاری بیهمتای بناست؛ آرایهای که در میان آثار اصفهان نمونهای همانند برایش نمیتوان یافت. ترکیب آینهکاری، نقاشی در دل گچبریها و قندیلهای سفید و فیروزهایرنگ سقف، این آرامگاه را به یکی از جلوههای شگفتانگیز معماری اسلامی شهر بدل کرده است؛ جلوهای که زبان در وصف تمام ظرایفش ناتوان میمانَد.
صعود به پشتبام، از راهپلهای آجری و مارپیچ با پلههای مثلثی و شیبی تند، تجربهای دیگر از این بنا را آشکار میکند. تاریکی راهپله ناگهان به روشنای بام میرسد و گنبد آجری از نزدیک رخ مینماید؛ ساده، استوار و خوشتناسب. بام با آجرهای خشتی پوشیده شده است و فاصله اندک آن با ساختمانهای جدید اطراف، همنشینی معماری سنتی و ساختوساز صنعتی را به نمایش میگذارد؛ تقابلی خاموش میان گذشته و اکنون.
مقبره سر قبرآقا با همه زخمهایی که بر تن دارد، هنوز آینهای از شکوه هنر قاجاری در اصفهان است؛ جایی که نور، آینه، گچ و خط در هم تنیدهاند تا خاطرهای از ایمان، هنر و تاریخ این شهر را زنده نگه دارند.
حالا هیئتهای مختلف علاوهبر عزاداری دهه محرم در این مکان، صبحهای جمعه نیز اینجا برنامه ختم قرآن دارند و ساعتی به خواندن قرآن و مداحی میپردازند؛ در ساعاتی از روز نیز خانمها برای زیارت قبور به اینجا میآیند.
اینجا یادآور روزگارانی است که مسافران عازم مشهد و کربلا را در حجرههای خود جای میداد و همین امر سبب شد امامجمعه وصیت کند او را اینجا دفن کنند.
حالا روی دیوار رد نوشتن یادگاریهای این دوران طولانی به خط نستعلیق دیده میشود؛ نوشتههایی که از سنههای مختلف روی دیوار نقش بسته و برای حفظ و نگهداریاش روی آن، با شیشه پوشانده شده است.
در پایان باید گفت که هرچند کارهایی تابهحال برای حفظ این بنا صورت گرفته ولی برای حفظ کامل این بنا کوشش و همت بیشتری نیاز است.



