گاهی عمر یک زندگی مشترک، به اندازه فاصله میان شکوفههای بهار تا سرمای زمستان است؛ کوتاه، اما آنقدر عمیق که تا پایان عمر در حافظه انسان باقی میماند.
گاهی بزرگترین میراث یک انسان، خاطرهای نیست که خودت دیده باشی؛ روایتهایی است که دیگران از او برایت ساختهاند.
از میان شش برادر قلمزن، تنها او ماند؛ مردی که هنرش را به هیچ قیمتی از ایران نبرد. گاهی سرنوشت یک هنرمند از صدای چکشهایی آغاز میشود که هنوز دستهای کودکانه توان نگهداشتنشان را ندارد.
مطالبهگری درباره حجاب و جلوگیری از برهنگی، یکی از مسائل امروز جامعه است؛ بااینحال، بسیاری از رسانهها و مجموعههای خبری به این موضوع ورود نمیکنند یا آن را سانسور میکنند.
ورزش برای برخی تنها رقابت و کسب مدال نیست؛ مسیری است برای ساختن شخصیت، مسئولیتپذیری و خدمت به جامعه. محمدمهدی صالحیون، ورزشکار محله عسکریه، ازجمله افرادی است که مسیر زندگیاش از زمینهای فوتبال و فوتسال آغاز شد و به فعالیتهای فرهنگی و تربیتی در مسجد رسید.
در میان خاطرات سالهای انقلاب و دفاع مقدس، گاه روایتهایی شنیده میشود که تنها شرح یک زندگی نیست؛ روایت انسانهایی است که پیش از شهادت، با اخلاق، ایمان، مردمداری و بصیرت خود، مسیرشان را انتخاب کرده بودند.
از لحظه ورود به صحن باصفای امامزاده شاهمیرحمزه(ع)، گنبد سبزرنگ و گلدستههای بلند این بقعه متبرکه نگاه هر زائری را به خود جلب میکند.
خیابان سروش، کوی مشکین، کوچهای که محل قدکشیدن و بزرگشدنش بود. با تربیت دینی و رزق حلال بزرگ شد و پا در راهی گذاشت که راه حقیقت بود.
در روزگاری که به آموزش مهارتهای عملی و علوم کاربردی بیش از گذشته توجه میشود، برخی فعالان حوزه آموزش با ایدههای خلاقانه تلاش میکنند مفاهیم پیچیده علمی را برای نسل نوجوان و کودک قابل فهم و جذاب کنند.
وارد امامزاده شاهمیرحمزه(ع) میشوم. حیاطی بزرگ و روحنواز، پیش روی زائران گسترده است. گلدستهها و گنبد سبزرنگ امامزاده از دوردست همچون نگینی درخشان بر آسمان اصفهان خودنمایی میکنند و نوای دلنشین مناجات از فراز گلدستهها در فضا میپیچد.
جنگ تنها صدای انفجار و ویرانی نیست؛ جنگ آزمونی است برای سنجش استقامت دلها، همبستگی مردم و نقش نهادهای مردمی در حفظ آرامش و امید.
برخی آدمها در روزهای عادی، راوی زندگیاند؛ دوربین به دست میگیرند، قصهها را ثبت میکنند و لحظهها را برای تاریخ نگه میدارند. اما در روزهای بحران، نمیتوان فقط پشت دوربین ایستاد و تماشا کرد؛ باید در میدان بود، در کنار مردم، میان موکبها، در کوچههای آسیبدیده و در جمع خانوادههایی که روزگار سختی را پشت سر میگذارند.