به گزارش اصفهان زیبا؛ در روزهای سخت معیشتی و اقتصادی و البته امنیتی بهسر میبریم و همه مردم در کنار سختیهایی که تحمل میکنند، تحلیلهای مختلفی درباره اوضاع سخت زندگی و بهترشدن شرایط اقتصادی و اجتماعی ارائه میدهند که این تحلیلها عمدتا جنبه منفی دارد و شاید در بیشتر مواقع به یک نشخوار ذهنی دائمی برای خیلی از افراد تبدیل شده است.
اگر بیشتر دقت کنیم، نسل جدید، یعنی دهۀ هشتاد و نودیها هم از این تحلیلها دور نیستند و اگر بیشتر از والدین درگیر نباشند، شاید بتوان گفت کمتر هم درگیر نیستند. فضای مجازی و رسانهها، صحبت پیرامون اتفاقهای این روزها و قیمت طلا و ارز در محیط خانواده و دوستان، محدودترشدن پولتوجیبی و خریدها و…، ناخودآگاه نسل جدید نوجوان و جوان را بیشتر جذب این تحلیلها و وقایع میکند؛ البته تحلیلها و وقایعی که جنبه منفی و ناامیدی خیلی زیادی دارد.
اما این تحلیلها در نسل جدید، تأثیرگذاری متفاوتی دارد. نوجوان و جوان بهدنبال هویت گمشده خود و به عبارت بهتر، بهدنبال نسبتهای خودش با عوامل مختلف ازجمله جامعه و حاکمیت میگردد؛ یعنی من بهعنوان یک نوجوان و جوان قرار است چه دیدگاه و ارزشی درباره جامعه و حاکمیت داشته باشم و با این دیدگاه و ارزشی که دارم، در مقام عمل چگونه در جامعه، کنش اجتماعی لازم را انجام دهم. اما علاوهبر دیدگاه در خصوص جامعه و حاکمیت، نوع نگاه به گذشته و تاریخ هم هویتساز است؛ یعنی اینکه نسل جدید چه نگاهی به تاریخ خود دارد و آن را چگونه تحلیل میکند، در شکلگیری این هویت بسیار اهمیت دارد. از سوی دیگر، سنتهای الهی که همیشه در پس پرده اتفاقها بوده است و روند تاریخ و وضعیت فعلی را هدایت میکند نیز، در شکلگیری هویت اجتماعی سیاسی بسیار حائز اهمیت است.
پس هویت سیاسی نوجوان و جوان امروز از سه منبع خیلی مهم بهدست میآید: یکی، دیدگاه نسبت به گذشته و ارزشی که برای گذشته خود قائل است؛ دیگری، دیدگاه و ارزشی که برای وضعیت موجود جامعه و حاکمیت قائل است و مسئله سوم و اساسیتر، سنتهای الهی است که خداوند متعال بر جهان حاکم کرده و البته نسبتی که بین این سه برقرار میکند؛ لذا یک وجه مهم هویتی که هویت اجتماعی و سیاسی است، در نسل جدید در حال شکلگیری بوده که این وجه از تربیت، آینده اجتماعی و سیاسی نسل جوان و همچنین آینده اجتماعی و سیاسی جامعه را شکل میدهد و این وجه مهم هویتی، متأثر از نگرش و ارزشهای سیاسی خانواده، مدرسه، جامعه و البته رسانههاست.
اما آنچه معلوم است، این است که نسل جدید، ارتباط زیادی با گذشته و تاریخ خود ندارد و به عبارت بهتر، تصویر دقیقی از گذشته جامعه و حاکمیت خود نداشته که بخواهد بهعنوان مبنایی برای شکلگیری هویت اجتماعی سیاسی خود استفاده کند؛ اگر هم چیزی میداند، از پراکندهگوییهای رسانهها و حافظه تاریخی ناقص اطرافیان به دست آورده است. پس یکی از ستونهای اصلی هویتبخشی به خود را ازدستداده و نمیتواند مبنای دقیقی برای تحلیل وضعیت فعلی و آینده خود داشته باشد. از سوی دیگر، درباره سنتهای الهی جاری در جامعه و حاکمیت هم اطلاع و آگاهی ندارد؛ پس ستون دیگری از تربیت سیاسی را هم ازدستداده است. آن چیزی را هم که درباره وضعیت فعلی جامعه خود میفهمد، از رسانهها و اتفاقهای نابسامان اقتصادی و سیاسی و تحلیلهای منفی این روزها میگیرد؛ لذا نتیجه این میشود که دچار بحران هویتی بیشتری میشود و علاوهبر اینکه در زندگی خود مسیر درستی را نمیتواند انتخاب کند، در زندگی اجتماعی و جامعه هم نمیتواند کنشهای صحیحی داشته باشد.
اما آنچه را نظام خانواده، مدرسه، حکومت و رسانهها میتوانند فراهم کنند تا نسل جدید از این بحران هویتی به هویت اجتماعیسیاسی مناسبی برسد و از درگیریها و اتفاقهای خرد، نتیجههای کلانتر و سرنوشتسازتری برای خود و جامعه رقم بزند، میتوان در دو دسته اصلی مطرح کرد: خودآگاهی تاریخی و الهی، کارآمدی و کنشگری در عرصه اجتماع.
خودآگاهی تاریخی و الهی با اشراف بر جریان تاریخ و فرایندی که بر ادوار تاریخگذشته این مردم و سرزمین جاری شده است، شروع میشود؛ درواقع اشراف بر نقاط اصلی و فرایندهای تاریخی و از سوی دیگر، پیداکردن سنتهای الهی در این مسیر پرپیچوخم و سپس تحلیل وقایع و اتفاقهای جاری مبتنی بر آن جریانها و تحلیلها میتواند شروعی بر خودآگاهی تاریخی و الهی باشد تا مسیر هویتی را بهخوبی بتواند طی کند.
از سوی دیگر، حس کارآمدی و تأثیرگذاربودن در میدان واقعی زندگی فردی و اجتماعی، اتفاقهای جاری جامعه و حاکمیت، حس پویایی و نشاط و تأثیرگذاری و کارآمدی به نسل جوان امروز میدهد. فراهمکردن مسیرهایی که بتواننند آزادانه گفتوگو انجام دهند و حضور فعال داشته باشند، صحبت با مسئولان و بیان اعتراضها و واگذاری مسئولیتهای اجتماعی، میتواند حس کارآمدی و توانمندی درزمینه اجتماعی و سیاسی را تقویت کند.



