اصفهانی‌ها با تعدادی از شهدای جنگ رمضان وداع کردند

تشییع شهدا در میانه آتشِ جنگ!

باز شهید آوردند و دوباره مردم آمدند این‌بار اما «حماسی‌تر» از همیشه. میدان بزرگمهر بار دیگر حماسه‌ آفرید این‌بار اما در میان «آتش و دود جنگ».

تاریخ انتشار: ۰۸:۴۵ - شنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
تشییع شهدا در میانه آتشِ جنگ!

به گزارش اصفهان زیبا؛ باز شهید آوردند و دوباره مردم آمدند این‌بار اما «حماسی‌تر» از همیشه. میدان بزرگمهر بار دیگر حماسه‌ آفرید این‌بار اما در میان «آتش و دود جنگ». اصفهان این‌بار شاهد تشییعی متفاوت بود. مردم با داغی بزرگ و سنگین که از شهادت رهبر و قائدشان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دل داشتند و حماسه‌ای که شده بود پرچم سه رنگ ایران در دست‌شان، آمده بودند تا با شهدای حملات اخیر آمریکایی صهیونیستی وداع و آنها را تا بهشت اصفهان؛ گلستان شهدا بدرقه کنند.

سردار شهید «عبدالحمید رهبر»، شهید «محمد رجب‌زاده»، شهید «مهدی فکاری»، شهید «رسول دهقانی ناژوانی»، شهید «حسن فروغی»، شهید «مجتبی رضایی»، شهید «علیرضا صدیقی»، شهید «سید ناصر فاطمی»، شهیده «اکرم طاهری»، شهید «سید مجید مرتضوی»، شهید «رسول محمدزاده»، شهید «محمد سلمانی»، شهید «محمدرضا محسنی عسکرانی»، شهید «سید علی صادقی»، شهید «طاها خدایی»، شهید «حسین احمدی»، شهید «حسینعلی تیز‌قدم»، شهید «محمدرضا نوروزی»، شهید «محمد محمدزاده»، شهید «سجاد حیدری»؛ این‌ اسامی بیست شهیدی بود که پیکر مطهرشان روز پنجشنبه روی ماشین‌های حمل پیکر شهدا آمده بود بین مردم در پل بزرگمهر و نام‌هایشان یکی یکی بر روی تابوت‌های سه رنگ سبز و سفید و قرمز می‌درخشید.

از مردم عادی تا نیروهای نظامی و بچه‌های هوافضا…. لابه‌لای این شهدا بودند و مردم، از کوچک و بزرگ آمده بودند تا رسم ادب را برایشان به جا بیاورند و به این قهرمان وطن بگویند اگرچه نمی‌شناسیمتان، اگرچه نامتان را حتی یکبار هم نشنیده‌ایم اما دل در گرو شما داریم، چون شما دل در گروه وطن و آزادی آن، برای مردمانش داشتید. همه آمده بودند تا نشان دهند در روزهایی که جنگنده‌های آمریکا و اسرائیل جنایتکار تا بالای سرشان آمده‌اند و موشک‌هایشان به خاک‌شان دست درازی کرده است، اصفهان زنده است و مقاوم!

مردم اصفهان در پانزدهمین روز ماه مبارک رمضان و با زبان روزه، و با بغضی که در گلو داشتند، زیباترین وداع حماسی را در خیابان‌های شهر به نمایش گذاشته وبا فریادهایی که در گلو داشتند؛ نام جاویدان ایران را به دنیا و به جهانیان مخابره کردند. در این مراسم بیش از هر صدایی، صدای فریادهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در فضا طنین‌انداز بود. صدایی که به تعبیر یکی از مردم، نه از خشم، بلکه از غیرت بر می‌خاست؛ غیرتی که ریشه در ایمان، خون شهدا و عشق به وطن دارد.

مردم اما در این اجتماع و در میانه جنگ، خانوادگی آمده بودند. ترس و دلهره حرفی برای گفتن نداشت حتی وقتی در ابتدای مراسم تشییع شهدا، صدای انفجاری در محدوده گلستان شهدا بلند شد و سیاهی دود غلیظش، نگاه‌ها را گرفت. مردم اما خم به ابرو نیاوردند و جمعیت مصمم‌تر از قبل مسیرش را پیش گرفت. از پیرمردی که عصا به دست در بین جمعیت بود تا نوزادی که در آغوش مادر برایش لالایی وطن خوانده می‌شد؛ و هرکسی که آمده بود تا یکصدا برای وطن عشق را هجی کند.

برخی اما با قاب عکس شهدای‌شان در میان جمعیت حاضر بودند؛ از شهدای هشت‌سال دفاع مقدس تا شهدای جنگ دوازده روزه و حتی شهدای حادثه تروریستی دی‌ماه…. کودکانی هم بر روی دوش پدرانشان نشسته بودند تا حماسه وطن را بهتر ببنید شاید برای درس انشایشان روزی بخواهند از این روزها بنویسند، یا در آینده برای فرزندان‌شان بخواهند از این روزها بگویند.

عطر اسپند و گلاب در هوا پیچیده بود. خیابان‌ها بوی خون شهدا و دل‌تنگی مردم را به خود گرفته بود. از بلندگوها گاهی صدای رهبرشهید ملت پخش می‌شد و اشک از دیدگان مردم سرازیز می‌شد و گاه نوحه‌خوانی دل‌سوزانه‌ و رجزخوانی، شور و شوق را در دل مردم زنده می‌کرد. در نزدیکی گلستان شهدا، سیل جمعیت بیشتر شد.

جای سوزن انداختن نبود. مأموران امداد و نیروهای هلال احمر در میان جمعیت حضور داشتند تا از حال روزه‌دارانی که از ساعات سحر تا ظهر در گرمای ملایم اصفهان حضور داشتند، مراقبت کنند. از فراز گلزار، دیدن تابوت‌های پوشیده به پرچم ایران، قلب هر بیننده‌ای را می‌لرزاند.

تابوت‌ها یک به یک روی دستان مردم بالا رفتند. شعارها بلندتر شد. مردم با بغض و فریاد، شهیدان‌شان را بدرقه می‌کردند. در آن میان، دهه نودی‌ها و نسل تازه، مشت‌های گره‌کرده‌شان را بالا برده بودند. دختربچه‌ای کوچک پرچم ایران را در دست تکان می‌داد و فریاد می‌زد: «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند» پسر نوجوانی در کنار مادرش، با عشق عکسی از رهبر را در مقابل دوربین‌ها بالا گرفته بود و فریاد می‌زد: «ای رهبر عزیزم؛ راهت ادامه دارد.»

آری! در اصفهان مقاومت یعنی «هنرِ ایستادگی در برابر ظلم». وقتی مردم با وجود غم سنگین فقدان رهبر انقلاب، به جای نشستن در خانه، به خیابان‌ها می‌ریزند، این یعنی «فرهنگ ایثار» که در رگ‌های این شهر جاری است.