با نگاه به کتاب «طلایه‌داران پارسایی»

بانوان عالمه و زنان شهیده حوزه علمیه اصفهان

کتاب «طلایه‌داران پارسایی: بانوان عالمه اصفهان از قرن اول هجری تا عصر حاضر»، به کوشش دکتر محمدحسین ریاحی منتشر شده است و در بخشی از آن به زندگی بانوان شهیده حوزه‌های علمیه پرداخته است…

تاریخ انتشار: 14:34 - یکشنبه 19 بهمن 1404
مدت زمان مطالعه: 11 دقیقه
بانوان عالمه و زنان شهیده حوزه علمیه اصفهان

به گزارش اصفهان زیبا؛ کتاب «طلایه‌داران پارسایی: بانوان عالمه اصفهان از قرن اول هجری تا عصر حاضر»، به کوشش دکتر محمدحسین ریاحی و به سفارش مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران استان اصفهان (نشر مهاجر)، به سال 1396 در 248 صفحه منتشر شده است و در آن به معرفی شخصیت بانوانی پرداخته است که در جغرافیای اصفهان، به تبیین معارف الهی و تبلیغ سیره و فضائل پیامبر اکرم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام، و تثبیت ارزش‌ها و تفسیر دانش‌ها کوشیده‌اند.

آنچه در ادامه می‌خوانید صفحات 228 الی 238 کتاب مذکور است که به گردآوری زندگی‌نامه مختصر برخی بانوان شهیده از حوزه‌های علمیه پرداخته است. زنان شهیده‌ای که در فراگیری علوم اسلامی به ویژه دانش‍‌های حوزوی سال‌ها زحمت کشیده و علاوه بر آن در مبارزه با رژیم پهلوی و یا در مصاف با دشمنان اعتقادی و نیز در جنگ تحمیلی به شهادت نائل آمده‌اند، و همان‌ها هستند که جلوه‌هایی از ایمان، اخلاص و ایثار بوده و الگوهایی برای جامعه بانوان ما هستند.

زنان شهیده از حوزه‌های علمیه

1- شهیده سیده بتول (ملیحه) عسگری

[اصفهان زیبا: باتوجه به مطلب مشابه و مفصلی که پیش از این در زندگی‌نامه این شهید پیشتاز انقلاب اسلامی کار کرده‌ایم، به همان مطلب ارجاع می‌دهیم: اینجا را ببینید] [1]

2- شهیده شهناز حاجی شاه

مُبلغه شهیده شهناز حاجی شاه متولد سال ۱۳۳۶ شمسی در شهر دزفول می‌باشد. وی سومین فرزند و اولین اولاد دختر خانواده بود. از کودکی به موازین اخلاقی و آداب شرعی پایبند بود و به تقلید از مادرش چادر بر سر نموده و همراه او نماز می‌گزارد.

پنج ساله بود که به همراه خانواده اش از دزفول به خرمشهر مهاجرت نمودند. شهناز حاجی شاه همراه مادر در بسیاری از امور خانه کوشا بود.

به سال ۱۳۵۷ موفق به اخذ دیپلم متوسطه گردید و پس از آن مدتی را در مکتب قرآن خدمت می‌کرد. در سال ۱۳۵۸ به عنوان حسابدار وارد جهاد دانشگاهی شد لیکن گاه‌گاهی برای آموزش به نوباوگان به شلمچه می‌رفت و در قبال این کار حقوقی اخذ نمی‌نمود. وی بر آن بود تا فرایض دینی و مناسک مذهبی به ویژه نمازهای جماعت و مجالس دعا با شکوه تمام برقرار شود.

با شروع جنگ تحمیلی به یاری رزمندگان اسلام شتافت و با تمام وجود در این راه مساعدت داشت. وی در بحبوحه حملات رژیم متجاوز بعث در تاریخ هشتم مهرماه ١٣٥٩ بر اثر اصابت ترکش خمپاره در منطقه عملیاتی خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

از جمله دست نوشته‌های شهیده است: «هرکس برای مردم خدمت می‌کند باید سعه صدر داشته باشد.»[2]

3- شهیده فاطمه سیاری

بانوی شهیده فاطمه سیاری در سال ۱۳۳۹ شمسی و در شهر تهران پا به عرصه هستی گذارد. سال‌های تحصیل دوران ابتدایی و راهنمایی را با کوشش و سربلندی پشت سرگذارد و همواره رضایت اولیای آموزشگاه محل تحصیل خود را در پی داشت.

وی با پایان دوره راهنمایی به همراه خانواده عازم زنجان گردید و در سال ۱۳۵۷ در رشته ریاضی و فیزیك با معدلی ممتاز فارغ التحصیل گردید.

او از طریق شخصیت‌هایی مانند حضرات آیات مشکینی و رضوانی که برای تبلیغ به زنجان رفته بودند از وجود حوزه علمیه خواهران در قم آگاه و در همان سال عازم قم می‌شود.

این بانو در فراگیری علم و دانش با جدیت تمام و در خدمت به جامعه و تعلیم ارزش‌های معنوی در اجتماع کوشش نمود. وی در جهت تبلیغ مبانی قرآن و عترت علیه‌السلام به سال ۱۳۵۹ در حمله تروریستی ضد انقلاب، در جاده سقز – بانه (کردستان) به شهادت رسید.

وصیت‌نامه خانم فاطمه سیاری مملو از نکات جالب و ارزنده است، این بانو در فرازهایی از آن به اهداف و مقاصدی که جامعه اسلامی باید بدان دست یابد اشاره دارد. از جمله دعاهای او است: «خدایا به من شناختی عطا کن که در پرتو این شناخت، از همه وابستگی‌ها رهایی یابم.»[3]

4- شهیده فخر السادات حسینی

طلبه شهیده فخرالسادات حسینی در سال یکهزار و سیصد و چهل و دو شمسی دیده به جهان گشود. وی که با عشق به اهل بیت(ع) و الفتی که به مبانی اسلامی و معارف قرآنی داشت در فراگیری دانش و علوم معنوی کوشش بسیاری نمود و در این راه برای تحصیل همراه با تهذیب، حوزه‌های علمیه را انتخاب و در آن به حصول دانش پرداخت.

این مبلغه شایسته و فرهیخته در سال ۱۳۶۵ شمسی براثر بمباران هوایی رژیم بعثی صهیونیستی عراق که به شهر مقدس قم صورت گرفت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. این بانو حتی تفریح و سرور خود را به آن می‌دانست در مکان‌هایی حضور یابد که روح خود را با ارزش‌های دینی قرین نماید، از جمله عشق به حضور در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام و یا پیاده‌روی به گلزار شهدا برایش مسرت بخش بود.[4]

5- شهیده صديقه السادات موسویان نجف آبادی

شهیده فرهیخته و امّ الشهيد بانو صديقه‌السادات موسویان نجف آبادی به سال ۱۳۱۸ شمسی دیده به جهان گشود. وی با توجه به از دست دادن مادر در دوران طفولیت و پس از طی دوره ابتدایی به سراغ دروس حوزوی و دانش‌های قرآنی رفت و قریب بیست سال از عمر خود را با فراگیری علوم دینی و همراه آن تدریس به خواهران گذراند. خانم موسویان مدت‌ها از محضر مجتهده دوران بانو سیده نصرت امین(ره) بهره برد و با وجود اختناق و سختگیری‌های ساواک با برگزاری جلسات قرآن، احکام و برگزاری دعا و احیاء به ویژه در ایام ماه مبارک رمضان به رونق آموزش‌های مذهبی در جامعه خاص در بین بانوان كمك فراوانی نمود.

دامنه ایثار وی به اندازه‌ای بود که میراث پدری را که یک مغازه بود فروخته و پول آن را صرف احداث گرمابه‌ای در یکی از دوردست‌ترین روستاها نمود. او حتی خانواده خود را نیز تشویق به کمک در ایجاد مراکز عام المنفعه نمود.

این بانو در جنگ تحمیلی و طی ایام دفاع مقدس با تمام وجود به همراهی و مساعدت برای رزمندگان اسلام فعالیت داشت و به فاصله دو ماه دو فرزند او در جبهه‌های نبرد به درجه رفیع شهادت نائل آمدند.

صديقه السادات موسویان که در سال ١٣٦٦ش به همراه کاروان حج به عنوان روحانی خواهر، از استان اصفهان اعزام شده بود و جهت انجام مراسم برائت از مشرکین مشارکت داشت، در تاریخ نهم مرداد ماه همان سال و در اثر ضرب و شتم عمال رژیم تبهکار آل سعود به درجه رفیع شهادت نائل آمد.[5]

6- شهیده رقیه رضایی لایی

بانوی طلبه شهیده رقیه رضایی لایی در فروردین ماه سال ١٣٤٤ شمسی در شهر قزوین دیده به جهان گشود. سال آخر دبیرستان تحت تأثیر انقلاب اسلامی دچار تحول فکری شد و به عضویت حزب جمهوری اسلامی در آمد. وی بعد از اخذ مدرک دیپلم، با اینکه در رشته پزشکی قبول شده بود، برای ادامه تحصیل وارد حوزه علمیه شد و دو سال بعد به تحصیل در علوم دینی پرداخت و در کسوت يك معلم تربیتی و یا دبیر پرورشی ابتدا به کردستان و سپس سیستان و بلوچستان رفت. سال ١٣٦٦ ازدواج کرد و مسئولیت امور تربیتی یکی از دبیرستان‌های قزوین را به عهده گرفت. وی در مناسک حج سال ١٣٦٦ شمسی در مراسم برائت از مشرکین مورد هجوم عوامل رژیم سعودی قرار گرفت و به شهادت نائل آمد.

از جمله وصایای او است: «خداوندا در آن لحظه که چشم دل ما به غیر تو بنگرد و از جهت محبت تو انحراف گیرد کورش کن تا جز تو کسی را نبیند و جز حلال تو به چشم اندازی دیگر نگاه تماشا نیفکند.»[6]

7- شهیده فاطمه اسدیان

شهیده طلبه خانم فاطمه اسدیان در يك خانواده مؤمن و معتقد به ارزش‌های معنوی مکتب اسلام و از حیث مادی متوسط در شهریور ماه سال ١٣٤٧ شمسی پا به عرصه وجود گذارد.

وی پس از موفقیت‌ها در گذراندن دوره ابتدایی و راهنمایی، از اواخر دوره راهنمایی در کلاس‌های عقیدتی شرکت نمود و پس از آن به فراگیری علوم حوزوی علاقمند گردید و بدین جهت با عشق و ارادت خاصی نسبت به برگزاری مناسک معنوی می‌کوشید، پس از آن، علیرغم برخی مشکلات از جمله از دست دادن پدرش که دچار بیماری سرطان بود در مکتب توحید قم شروع به تحصیل نمود.

شهیده اسدیان پس از مدتی مجبور شد به شهرکرد برگردد و در آنجا دوره دبیرستان را تکمیل و با گذشت مدتی در آزمون سراسری تربیت معلم، در رشته زبان انگلیسی پذیرفته شد و جهت ادامه تحصیل در مرکز تربیت معلم اصفهان راهی این شهر گردید. وی در تاریخ بیستم اسفند ماه هزار و سیصد و شصت و شش در بمباران هوایی رژیم بعث عراق به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

از جمله دست نوشته‌های بانو فاطمه اسدیان است: «خدایا راه از تو و هدایت هم از توست. پس علمی ده که به تو رسم و ایمانی ده تا فرا راهم باشد.»[7]

8- شهیده افتخار عباسی فر

بانوی شهیده و مُبلغه بانو افتخار عباسی‌فر در دوم شهریورماه سال ۱۳4۵ شمسی در يك خانواده اصیل و مذهبی در شهر خرم آباد دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم متوسطه در دبیرستان ۱۳ آبان همان شهر به پایان رساند.

خانم عباسی‌فر از آنجایی که به فراگیری علوم اسلامی و دروس حوزوی علاقمند بودم طلبگی را انتخاب و زیر نظر استاد صدری و پس از آن استادان دیگر مشغول به تحصیل شد.

اخلاق نمونه و شایستگی رفتارش بسیار ممتاز بود، از جمله احترام فوق العاده او به والدین تحسین برانگیز بود. این بانوی فاضله در بمباران هوایی شهر خرم آباد توسط رژیم متجاوز بعثی- صهیونیستی در سال ١٣٦٧ شمسی به درجه رفیع شهادت رسید. عمل و تعبد او نسبت به مظاهر معنوی و ارزش‌های دینی ستودنی بود.[8]

9- شهیده پریسا زندی اصفهانی

بانوی شهیده پریسا زندی در دهم تیرماه سال ۱۳۶۳ شمسی در شهر بروجرد دیده به جهان گشود. پس از طی دوره تحصیلات متوسطه وارد حوزه علمیه محدثه در شهر بروجرد شد و با اشتیاق تمام در آنجا به تحصیل و تهذیب پرداخت، پس از دو سال تحصیل در آن حوزه، متأهل گردید و برای اقامت در تهران به آنجا مهاجرت نمود.

عشق و ارادت خانم پریسا زندی نسبت به شعائر دینی از جمله مصائب و مرائی حضرت اباعبدالله الحسین (سيدالشهداء) عليه‌السلام فوق العاده بود به طوری که شب‌های عزاداری محرم در مسجد ارک تهران به سوگواری و خدمت می‌پرداخت. ایشان با تمام وجود رعایت حلال و حرام، حق الناس و موارد شبهه را می‌نمود و امر به معروف و نهی از منکر را تا حد امکان به جا می‌آورد و به طوری که کسی از او دلخور و ناراحت نشود تمام تلاش خود را می‌نمود. مادرش اخلاقیات و پای‌بندی وی را به ارزش‌های دینی و عترت معصومین علیهم‌السلام بسیار دانسته و ستوده است.

از آنجایی که از نشانه‌های عاشقی سوختن است، شهیده پریسا زندی در شب پنجم محرم الحرام سال ۱۳۸۳ شمسی در حادثه آتش‌سوزی مسجد ارک تهران در مجلس سرور و سالار شهیدان، روح بزرگش با شهادتش از قفس دنیا آزاد شد و به ملکوت و اعلی علیین پیوست و در قبرستان دارالسلام بروجرد آرمید.[9]

10- شهیده فاطمه ترکان ترک آبادی

شهیده مبلغه بانو فاطمه ترکان ترک آبادی در هشتم فروردین ماه سال ١٣٤٣ شمسی در شهرستان زاهدان و در خانواده‌ای متوسط و متدین دیده به جهان گشود. وی به سال ۱۳۶۲ ازدواج کرد، در سال ۱۳۶۳ با دیپلم ریاضی در رشته آمار دانشگاه شهید بهشتی تهران پذیرفته شد لیکن بدلیل داشتن فرزند كوچك انصراف داد. مدتی نیز به همراه همسر و دو فرزندش در شهر تاریخی یزد ساکن شده و پس از چندی که به زاهدان بازگشت به تحصیلات حوزوی در مکتب نرجس این شهر پرداخت. با مساعی علمی که داشت به سال ۱۳۵۷ در رشته نرم افزار کامپیوتر در یکی از دانشگاه‌های زاهدان پذیرفته شد و ضمن تحصیل، مربی کامپیوتر خواهران مکتب نرجس نیز بود. وی ضمن تدریس در نهادهای آموزشی موفق به اخذ اجازه برای تأسیس شعبه‌ای از قرض الحسنه بسیجیان ویژه خواهران در سال ۱۳۸۱ گردید. در کنار مسائل حوزوی جهت انجام امور جامعه فعال و پیشقدم بود. این بانوی مدرس قرآن و حوزه علمیه در حین انجام خدمات عام المنفعه در مؤسسه مهر بسیجیان شهرستان زاهدان به سال 1388 ش بر اثر حمله تروریستی به شهادت رسید و در گلزار شهدا رستم آباد بم، در کنار پدر بزرگوارش به خاک سپرده شد.

از ویژگی‌های این بانو، مسئولیت‌پذیری، خدمت به مردم، عشق به اهل بیت و ائمه اظهار عليهم السلام و به ویژه حضرت حجت بن الحسن المهدی امام زمان (عج) بود.[10]

11- شهیده زهرا دقیقی خداشهری

بانو زهرا دقیقی خداشهری در تاریخ سال ۲۰ دی ماه ١٣٤٩ در روستای خدا‌شهر از توابع شهرستان فومن استان گیلان چشم به جهان گشود. او در نوجوانی به ادامه تحصیل در حوزه علمیه رشت پرداخت و به دلیل علاقه زیاد به درس حوزه آن را با عشق و تلاش مضاعف به پایان برد. پس از پایان تحصیل در حوزه علمیه از علم خود دیگران را بهره‌مند نمود و کودکان و نوجوانان و جوانان را به کلاس‌های معارف و قرآنی جذب می‌نمود و به راهنمایی مسیر صحیح زندگی می‌پرداخت. به دلیل اخلاق حسنه‌ای که داشت بسیاری از گروه‌های سنی مختلف در کلاس‌های ایشان شرکت می‌نمود و ایشان دلسوزانه از علم و عمل خویش شاگردان را بهره‌مند می‌نمود.

شهیده زهرا دقیقی سه سال به عنوان غریق نجات فعالیت کرد و در بسیج بسیار دلسوزانه فعالیت می‌نمود. همه فعالیت‌های خود، از دوران نوباوگی حتی کارهای کشاورزی را با چادر انجام می‌داد و بسیار به حجاب برتر و پوشش خود اهمیت می‌داد.

از کودکی به نماز اول وقت و با توجه اهمیت می‌داد و سرنماز گریان بود و وقتی خانواده می‌پرسیدند چرا گریه می‌کنی، می‌گفت دارم با خدای خود راز و نیاز می‌کنم. او با قلب سراسر عشق به معبود خویش، از او شهادت را طلب می‌نمود و به دلیل عدم توان حضور در جبهه‌ها، نیت کرده بود که با شهید جانبار ۷۰ درصد ویلچری ازدواج کند و از این طریق خدمت به ایثارگران جبهه‌های حق علیه باطل نماید و نبودش در سال‌های دفاع مقدس به گونه‌ای جبران شود.

سرانجام دست تقدیر الهی طلبه و جانباز گرانقدری را در سر راهش قرار می‌دهد که جانباز ۷۰ درصد بود و در جهاد فرهنگی و سنگر دفاع از اسلام در جنگ نرم و در عرصه صالحین فعال بود. و شهیده طبق خواسته خود پا جلو گذاشته و با خانواده ایشان تماس می‌گیرد و درخواست خود را برای ازدواج با جانبار ۷۰ درصد ایشان مطرح می‌کند و پس از مراحل خواستگاری و تأهل وارد زندگی جدید می‌شود؛ این پیوند در ۲۷ مرداد ماه ۱۳۷۶ صورت پذیرفت. ایشان در منزل پدرشوهر خود ساکن می‌شود و با خانواده جدید خود با اخلاق خوب و حسنه‌ای که داشت با صمیمیت زندگی جدیدی را آغاز می‌کند، به طوری که خانواده همسر ایشان بسیار از ایشان راضی بود. چرا که وی با قلب شفاف و مهربان خود به دیگران و از جمله خانواده خود و همسر خالصانه خدمت می‌نمود. همسر ایشان به نیکی از از ایشان یاد نموده و ضمن بیان خوبی‌های زیادی از ایشان آرزو می‌کند که فرزندانش رهرو راه مادر باشند.

در دوران طلبگی خوابی دیده بود که اسامی شهدا را می‌خوانند و اسم ایشان در بین شهدا نبود؛فردای آن روز در مدرسه علمیه بسیار ناراحت و گریان بود و وقتی از ایشان علت ناراحتی را پرسیدند، گفته بود: دیشب خوابی دیدم که اسمم در بین شهدا نبود. در اثر استغاثه و راز و نیاز ناب خود با پروردگار از خداوند شهادت را طلب می‌نماید و در شبی دیگر در خواب می‌بیند که ستاره‌ای شکافته شد و اسم ایشان با نام شهید زهرا دقیقی نمایان گشت. فردای آن روز وقتی مسرور و خوشحال در بین دوستان حاضر گشت و دوستان از علت خوشحالی او سؤال نمودند خوابش را با حال عارفانه خود بازگو می‌کند و از آن پس همچنان منتظر شهادت ماند.

شهیده زهرا دقیقی بسیار به خدمت نسبت به همسر جانبازش اهتمام می‌ورزید و تلاش زیادی می‌نمود تا فرزندانش در راه صحیح گام بردارند و نسبت به تربیت صحیح دینی آنها بسیار تلاش می‌کرد. او پس از ازدواج و تولد فرزندانش دست از فعالیت‌های بیرون از منزل کشید و تمام همّ و غمش خدمت به همسر و تربیت صحیح دینی دو فرزندش بود تا سربازان خوبی برای امام عصر (عج) پرورش دهد. و در مقابل اصرار مادرش که شما در بیرون از خانه و علی الخصوص بسیج می‌توانی مفید باشی حضور در منزل و اهتمام به وظیفه همسر بودن و مادر بودنش را ترجیح داد.

عشق به خانواده و اطرافیان و خُلق حسنه و صبر و بردباری و غمخواری، ساده‌زیستی، ایثار و گذشت وصف ناشدنی‌اش در زندگی خانوادگی و اجتماعی از خصوصیات بارز ایشان بود.

سرانجام در تاریخ 1390.8.17 در سفری که به عتبات عالیات داشت و پس از خواندن دعای عرفه و پس از تضرع و نجوای عاشقانه با معبود و ساحت مقدس امام زمان (عج) در سامرا و آرزوی مکرر شهادت، در حین بازگشت از سامرا اتوبوس حامل ایشان و خانواده‌اش مورد حمله تروریستی قرار گرفت و به فیض شهادت نائل گشت. همسرش که به شدت مجروح گشت و به همراه فرزندانش به زادگاه خود بازگشته و با غم و اندوه بسیار مادر مهربان خود را بدرقه بهشت نمودند.

دعای همیشگی‌اش را بر سنگ مزار او حک کردند: «خدایا من و فرزندان و همسرم را در رکاب امام زمان (عج) به شهادت برسان.»[11]

12- شهیده رقیه حسین‌زاده

بانو رقیه حسین‌زاده از استان عالم‌خیز و شهیدپرور مازندران، به سال ۱۳۵۲ش دیده به جهان گشود. وی که در جهت ارزش‌های دینی پیشگام و ثابت قدم بود، همواره به فراگیری علوم اسلامی و معارف قرآنی عشق می‌ورزید و در این راه نیز با تمام وجود کوشش نمود.

با توجه به احساس مسئولیت یک پیام‌آور اسلام و به ویژه مکتب تشیع در جهت تبلیغ ارزش‌ها و معرفی آموزه‌های دینی و انقلاب اسلامی حرکت می‌نمود و حتی در خارج از مرزهای ایران احساس مسئولیت وافر داشت و در این مسیر جهد و تلاش می‌نمود چرا که خود را يك مُبلغ در این راه می‌دانست.

سرانجام این بانوی فرهیخته در انفجار تروریستی در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت، پایتخت لبنان در سال ۱۳۹۲ش به شهادت رسید.

پی نوشت‌ها

[1] مشاهیر زنان اصفهان، ص ٢٢٤- ٢٢٦؛ انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک در استان اصفهان، ج ۱، ص 382؛ دانشنامه تخت فولاد اصفهان، ج ۳، ص۲۳۳.۲۳۰.

[2] همان

[3] همان.

[4] همان.

[5] همان.

[6] مصاحبه سرکار خانم آرزو محمدی فرمانده حوزه کوثر بسیج خواهران صومعه‌سرا، مندرج در سایت اخبار بسیج.

[7] برگرفته از اطلاعات مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران اصفهان.

[8] همان.

[9] همان.

[10] همان

[11] همان.