به گزارش اصفهان زیبا؛ در طول تاریخ ایران، «هنر» به عنوان اصلیترین رکن نمایان کننده فرهنگ، نقش پررنگی در مبارزات و جنگهای گوناگون داشته است. البته متناسب با هر دوره تاریخی، نوع این آثار متفاوت بوده است. در ایران باستان آثار معماری، در دوره صفویه و افشاریه آثار نقاشی و در طول دفاع مقدس هشت ساله نیز هنرمندان تلاش کردند آثاری بر پایه سرود و موسیقی برای جامعه تولید کنند.
طبیعتا ایرانیان با داشتن تاریخی سه هزارساله، جنگهای بسیاری را پشت سر گذاشته اند و هربار سرنوشتی متفاوت برای آنها رقم خورده است؛ از نبردهای تاریخی با روم باستان گرفته تا جنگ تمام عیار امروز با آمریکا، صدها جنگ رسمی در تاریخ بین ایران و دشمنان خود ثبت گردیده است.
آنچه نبرد باشکوه ایران و روم و شکست و اسارت والرین را در تاریخ ثبت کرد، فراتر از کتب تاریخی، اثری هنری در دل سنگها بود که صحنه زانو زدن والرین را به تصویر کشید. اثری بسیار نادر با هنری باشکوه که از صدها کتاب تاریخی اثرگذارتر شد؛ انگار که جنگ فرهنگی و نبرد هنری در آن زمان از تاریخ هم وجود داشته و ایرانیان در آن شاهکاری بزرگ خلق کردند.
اما شاید در میان همه این پیروزیها و شکستهای تاریخی، هجوم مغولها و کشتار عظیم آنها تلخترین جنگ ایرانیان باشد. جنگی که در آن مراکز علمی گوناگون تخریب شدند، کتابهای بسیار مهم و ارزشمند سوختند، تعداد زیادی شهر و روستا از نقشه پاک و مردم بسیاری به وحشیانهترین شکل ممکن قتلعام شدند. پیامد این جنایت مغولها، دور شدن فرهنگ ایرانیان از دانش و آموختههای ایرانی و اسلامی گذشته خود بود؛اتفاقی که توسط سالها تلاش چهرههای علمی و دینی ایرانی، با آن مقابله شد و فرهنگ غنی ایرانی از نابودی نجات یافت.
پس از دوران تلخ ورود مغولها و هجوم تیمور به ایران، سلسلهای که ایران را دوباره به دوران استقلال و شکوه گذشته بازگرداند «صفویه» بود. تنها چیزی که ایرانیان را امیدوار نگه داشت و سرانجام موجب ظهور صفویه شد، حضور ستونهای فرهنگی، علمی، دینی و هنری همچون خواجه نصیرالدین طوسی و خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی بود.
اهمیت سلسله صفویه زمانی به اوج میرسد، که شاه اسماعیل بزرگ برای نخستین بار، مذهب «تشیع» را بهعنوان آیین رسمی ایران پایه نهاد. درواقع این اتفاق یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ ایران و جهان است. «اصفهان» همزمان با اوجگیری قدرت شاهان صفوی و شاه عباس اول، پایتخت ایران شد و بار دیگر فرهنگ ایرانی اسلامی در میان مردم و حکومت تقویت گشت. در این میان، اقتصاد و هنر دو عنصر مهمی بودند که باتوجه به تخریب گسترده مغولها در ایران، بایستی توسط صفویه تقویت میشدند. در همان زمان بود که «هنر» به عنوان یکی از نمادهای مهم قدرتنمایی حاکمیت تعریف شد.
پدیده «هنر» در دوران صفویه، بیشتر از آنکه کاربردی تزیینی داشته باشد، پدیدهای فرهنگی برای اعلام قدرت، جنگ نرم و نمایش دستاوردهای گوناگون حکومت صفویه بود. دقت به آثار نگارگری در دوران صفویه نشان میدهد که سه عنصر از سایر عناصر تاریخی آن زمان، برای حکومت اهمیت بیشتری داشته است، شامل جنگ، خانواده و شادی؛ عناصری که در سالها تجربه تلخ هجوم مغول به ایران، مورد هجمه آنها قرار گرفت. جالب است بدانید ایران در دوران صفویه، حدود صد و هشتاد جنگ را با دشمنان خود تجربه میکند. به همین دلیل، آثار هنری و نگارههای آن دوره، نمونه جذابی برای مبارزه هنری و فرهنگی است.
در نگارههای دوره صفویه و نقاشیهای عمارت چهلستون و عالیقاپو، نشانههای جالبی از کار فرهنگی هنرمندان آن دوره مشاهده میشود. نگارگران بهعنوان اصلیترین رکن هنری جامعه، وظیفه داشتند نمادها و تصاویر امیدبخش و پیروزمندانه تولید کنند؛ چیزی که شاید حلقه گمشده آثار هنری امروز است.
در آن دوره، جنگهای متعدد یکی از سوژههای اصلی نگارهها بود. در این آثار، سربازان ایرانی با مرکبهای ورزیده و سلاحهای تزیین شده، در حال تار و مار کردن لشکریان دشمن هستند. همچنین آثاری از دوره افشاریه به چشم میآید که از مهمترین آنها، اثر پیروزی نادر شاه در جنگ کرنال است.
در روزهای اخیر، چندین نقاشی بزرگ و دیوار نگارههای اصلی کاخ چهلستون در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونسیتی آمریکایی، دچار آسیب شدند. آسیبی که علاوه بر این نگارهها، آثار معماری و پنجرههای تاریخی این کاخ را هم تخریب کرد. تخریب آثار تاریخی، و ضربه به هویت فرهنگی و هنری ایران، درست شبیه کاری که آمریکا با آثار تاریخی عراق کرد و یا کاری که داعش با آثار تاریخی سوریه و عراق انجام داد، جنایتی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
جراحت تاریخی بر پیکر نگارههای کاخ چهلستون اصفهان، بهانهای شد تا صدای این نقشها را از قلب تاریخ پر فراز و نشیب ایران عزیزمان بشنویم. نوایی که از گلوی هنرمندان ایرانی برآمده تا وطندوستی و غرور ملی ما در شرایط جنگی را فریاد بزنند. شاید این خراش بر پیکر دیوار نگارههای چهلستون، بهترین نشانه بود تا بدانیم این جنگ بر سر خاک و سرزمین ایران، چگونه توسط نیاکان ما روایت میشود. چه روایتی زیباتر از زخم نگارههای چهلستون، برای نشان دادن تاریخ پر از مقاومت و نبرد ایرانیان در برابر دشمن خارجی؟



