به گزارش اصفهان زیبا؛ بیش از یک ماه از جنگ تحمیلی گذشته و حملات مکرر دشمنان به کشور، خسارتهای جانی و مالی بسیاری را بر جای گذاشته است؛ برخی از شهروندان دیگر سقفی بالای سر خود ندارند و بعضی دیگر مال و اموال و فرزندانشان را در جنگ از دست دادهاند؛ در این میان، اما آنچه در این روزها و شبها مشاهده میشود، این است که اتفاقات جاری نه تنها باعث ایجاد تفرقه بین شهروندان نشد، بلکه وحدت و انسجام ملی را نیز تقویت کرد.
حضور مستمر اقشار مختلف جامعه در خیابانها از آغاز جنگ تاکنون و شانه به شانه حرکت کردن کنار یکدیگر به خوبی بر این مسئله صحه میگذارد؛ موضوعی که رضا اسماعیلی، جامعهشناس درباره آن به «اصفهان زیبا» میگوید: «جامعه در روند طبیعی خود پیش میرود و فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی درحال انجام هستند. در حالت طبیعی، همیشه در جامعه نوعی تنوع وجود دارد و اختلافها از تفاوت در تفکر و روشها حاصل میشود؛ به همین دلیل، گروههای مختلف اجتماعی متناسب با درک و فهم و موقعیت اقتصادی و اجتماعی خود درباره مسائل و آینده دیدگاههای متفاوتی پیدا میکنند.
این روندی طبیعی است که در همه جوامع وجود دارد.» به گفته او، اما وقتی جامعه در برابر یک تهاجم قرار میگیرد، آنچه در داخل بیشتر اهمیت پیدا میکند بقا و ماندن است؛ مانند یک عامل ویروسی که از بیرون به درون بدن وارد میشود؛ در چنین حالتی گلبولهای داخلی در برابر آنچه از بیرون وارد بدن شده است به صورت متحد عمل میکنند. در سطح جامعه نیز حمله بیرونی موجب میشود که جوامع به طور موقت، اختلافهای داخلی خود را کنار بگذارند و نوعی انسجام و وحدت اجتماعی شکل بگیرد.
وحدت ملی محصول تقابل بیرونی
اسماعیلی در ادامه بیان میکند: « وحدت اجتماعی در تقابل با نیرو و دشمن بیرونی شکل میگیرد. به بیان دیگر، ما این وضعیت را «تعلیق اختلافات» مینامیم؛ یعنی تعلیق تفاوتِ رؤیتها و پنداشتها و برداشتها. در زمان جنگ این اختلافها به طور موقت در پرانتز قرار میگیرند؛ حالتی که از آن با عنوان «تعلیق» یاد میشود.»
به گفته این مدرس دانشگاه، وقتی این تعلیقِ موقت رخ میدهد، ممکن است پس از خروج عامل بیرونی از میدان، دوباره اختلافها مطرح شوند. در جامعه ایران، پس از جنگ 12 روزه، شاهد بودیم که نوعی انسجام و وحدت اجتماعی تازه شکل گرفت؛ اما پس از مدتی که فضا کمی تغییر کرد، دوباره اختلاف نظرها در جامعه آشکارتر و بارزتر شد.
این جامعهشناس معتقد است: « در وضعیت «بودن یا نبودنِ» قلمرو سرزمینی، مردم برای حفظ سرزمین خود با وجود همه تفاوتها و تنوعها به اتفاق و اتحاد میرسند.»
افزایش همبستگی اجتماعی در جنگ
به گفته او، از این جهت میتوان گفت یکی از پیامدهای تهاجمها و تجاوزهای بیرونی دشمنان خارجی افزایش همبستگی اجتماعی است. اکنون نیز میتوان این موضوع را مشاهده کرد؛ بهویژه با گذشت حدود سیوپنج روز از تهاجم آمریکا و اسرائیل و با توجه به وعدههایی که رئیسجمهور آمریکا به مردم ایران میدهد_ از جمله اینکه کمکی در راه است و اینکه قرار است «ایران بزرگی» ساخته شود ـ میبینیم که نگاه بخشی از گروههایی که حمله خارجی را نوعی عامل نجات تلقی میکردند، تغییر کرده است وآنها اکنون آن را عاملی برای عقبگرد میدانند. در نتیجه، انسجام داخلی در برابر تهاجم آمریکا و اسرائیل بیشتر شده است.
اسماعیلی میافزاید: «با این حال این انسجام موقتی است و باید به دو نکته توجه کرد؛ نخست عوامل تحکیمبخش وحدت داخلی و دوم عواملی که از بیرون این وحدت را تقویت میکنند. در ایران نوعی «رنگینکمان» بزرگ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وجود دارد. این تنوع به لحاظ زبانی، قومی، اعتقادی و دینی اگر مورد احترام قرار نگیرد، میتواند موجب کاهش میزان انسجام و چسبندگی اجتماعی شود. برای اینکه جامعه از چسبندگی اجتماعی برخوردار باشد، یک عنصر اعتقادی و ذهنی لازم است؛ یعنی نوعی تفکر مشترک. این تفکر مشترک آن است که ما در قلمرو سرزمینی زندگی میکنیم که نام آن ایران است. این سرزمین پیشینه تاریخی بسیار بلند و تنوع بسیار گستردهای دارد.»
به گفته او، هویت در ایران چندلایه است؛ هویت باستانی، اسلامی، ایرانی و مدرن؛ برای مثال، نوروز بخشی از هویت باستانی ایران است. آیینهایی مانند عاشورا و تاسوعا بخشی از هویت اسلامی و ایرانی به شمار میآیند. در کنار اینها، هویت مدرن نیز در تاریخ معاصر ایران شکل گرفته است. آنچه میتواند این وحدت را مستحکمتر کند و تداوم آن را ممکن سازد این است که این سه عنصر هویتی در کنار یکدیگر به نوعی همزیستی مسالمتآمیز برسند و نه اینکه سیاستها به گونهای باشد که بخواهد یک بخش از هویت را به نفع بخش دیگر حذف یا کمرنگ کند؛ برای مثال، اگر در شرایط کنونی بخواهیم یکی از نمادهای هویت مدرن، مانند ارتباطات جهانی یا اینترنت بینالمللی را حذف کنیم، بخشی از جامعه واکنش نشان خواهد داد. همچنین اگر در دورهای تلاش شود، هویت اسلامی حذف یا تضعیف شود، جامعه واکنش نشان میدهد.
او راه حفظ و تقویت انسجام اجتماعی در ایران را اینگونه تشریح میکند: «سه هویت ملی اسلامی و مدرن باید در کنار یکدیگر به رسمیت شناخته شوند و هیچیک حذف نشوند. اگر هم تغییراتی در این هویتها رخ میدهد، بهتر است این تغییرات به صورت طبیعی در جامعه شکل بگیرد، نه اینکه از طریق برنامهها و سیاستهای تحمیلی دولتها و حکومتها ایجاد شود.



