هُدی و بُشری!

هدی و بشری را چندسالیست که میشناسم. ۱۰ شب اول محرم به همراه مادرشان به مهد هئیت می‌آمدند برای کمک.

تاریخ انتشار: 11:10 - سه‌شنبه 18 فروردین 1405
مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه
هُدی و بُشری!

به گزارش اصفهان زیبا؛ هدی و بشری را چندسالیست که میشناسم. ۱۰ شب اول محرم به همراه مادرشان به مهد هئیت می‌آمدند برای کمک.

هدی هشت‌ساله آرام‌تر و خانم‌تر بود و بشری پنج‌ساله بازیگوش و شیرین زبان، از آنهایی که وقتی نگاهش میکنی دلت برایش ضعف می‌رود و حال در تاریخ ۱۰فروردین۱۴۰۵ شاهد تشییع دو خواهری بودم که هر بار که میدیدمشان در دلم تربیت و ادب‌شان را تحسین می‌کردم.

شاهد پدر و مادری بودم که با دستان خود پیکر دو دختر خود را در آغوش کشیدن. شاهد پدری که نمی‌دانست با کدام دختر وداع کند و حیران میان دو پیکر بود.

شاهد بغض خفه شده در گلوی مادری که شاهد پرپرشدن دسته گل‌هایش بود، اصلا مادر است و آرزوی عروس شدن دخترهایش…! شاهد پدر و مادری که کمرشان از این غم خم شده است گویی یک شبه تمام دارایی خود را از دست دادند، مگر دارایی مهمتر از دخترک‌هایت هم وجود دارد؟