بازخوانی دیدگاه‌های آیت‌الله خامنه‌ای درباره شیخ اجل، ‌سعدی شیرازی، به مناسبت روز بزرگداشت وی

دمی با امیران بوستان ادب و سیاست

اول اردیبهشت‌ماه در تقویم ملی ایران،‌ روز بزرگداشت سعدی نام گرفته؛ شاعری که آوازه‌اش جهانی شده و تأثیری انکارناپذیر بر رشد و ماندگاری زبان فارسی گذاشته است. او با زبان آهنگینش توانسته مضامین اخلاقی و انسانی و عاشقانه را در جان ایرانیان و بلکه جهانیان عمق ببخشد.

تاریخ انتشار: 12:55 - سه‌شنبه 1 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
دمی با امیران بوستان ادب و سیاست

به گزارش اصفهان زیبا؛ اول اردیبهشت‌ماه در تقویم ملی ایران،‌ روز بزرگداشت سعدی نام گرفته؛ شاعری که آوازه‌اش جهانی شده و تأثیری انکارناپذیر بر رشد و ماندگاری زبان فارسی گذاشته است. او با زبان آهنگینش توانسته مضامین اخلاقی و انسانی و عاشقانه را در جان ایرانیان و بلکه جهانیان عمق ببخشد.

سعدی در بخشی از آثارش به‌ویژه در بوستان، اخلاق را درونمایه قرار داده و انسان‌ها را به‌طور مستقیم و حکما و فرمانروایان را به‌طور غیرمستقیم خطاب قرار داده است. با مروری بر سخنرانی‌ها و توصیه‌های رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، درمی‌یابیم که سعدی در نظر ایشان جایگاه والایی داشته و در موقعیت‌های گوناگون از نظم و نثر او و مضامین انسانی و زندگی‌سازش تعریف و تمجید کرده‌اند. رهبر معظم انقلاب آبان‌ماه سال ۶۳ در پیامی به مناسبت برگزاری کنگره‌ بزرگداشت سعدی شیرازی، این شاعر را یکی از پایه‌های بنای استوار ادب پارسی قلمداد کرده و فرمودند: «بی شک، سعدی یکی از پایه‌های بنای استوار ادب پارسی و محصول شعر و نثر و تشکیل‌دهنده‌ یکی از برازنده‌ترین اندام‌های پیکره‌ شکوهمند فرهنگ کنونی ماست.»

به مناسبت روز بزرگداشت فرمانروای ملک سخن، همراه با حمیدرضا قانونی، استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور اصفهان، بخشی از دیدگاه‌های رهبر فرزانه و شهید را درباره سعدی شیرازی بازخوانی کرده‌ایم.

از تسلط رهبر شهید بر شعر سعدی بگویید. این میزان تسلط بر ادبیات کلاسیک، به‌ویژه شعر سعدی، از سمت یک فقیه مذهبی و سیاستمدار از کجا ناشی می‌شود؟

پاسخ به این سؤال نیاز به یک پیش‌زمینه دارد که باید بررسی‌اش کرد. آنچه مهم است، این است که یک شخصیت سیاسی و فقهی بر آثار ادبی تسلط دارد و این نکته مثبتی است که در تعداد کمی از پادشاهان ادوار مختلف ایران دیده شده؛ برای مثال، حضرت امام خمینی(ره) اطلاعاتی درباره مثنوی معنوی داشتند. حتی شاه منصور که معاصر حافظ است، اشعار شاهنامه را می‌خوانده و به جنگ تیمور لنگ می‌رفته و این در تاریخ ثبت شده است. به نظر می‌رسد رهبر شهید پیش از ورود به عرصه سیاست، به ادبیات فارسی و هنر علاقه وافری داشته و بر آن مسلط بودند. این نشان می‌دهد افرادی که علاقه به ادبیات داشته و در سیطره‌های ادبی حرفی برای گفتن دارند و صاحب‌نظرند، آثاری را می‌خوانند که این آثار می‌تواند جنبه‌های سیاسی وجودی این افراد را گسترش دهد.

ایشان درباره گلستان و بوستان فرموده‌اند که «سعدی یک بوستان دارد که بهترین اثر هنری او است، گلستان پس از بوستان قرار می‌گیرد و در بوستان شما می‌بینید این هنر فاخرِ فوق‌العاده برجسته همیشه در خدمت اخلاق، در خدمت تعلیم، در خدمت تعهد است (30/2/1398).» نظرتان درباره این درجه‌بندی چیست؟

این یکی از بهترین نظریه‌ها درباره گلستان و بوستان سعدی است. سعدی پیرو اندیشه‌های غزالی است. اگر آثار غزالی را مثل «کیمیای سعادت» یا «احیاء علوم الدین» بررسی کنیم، به پادشاه زمانه‌اش نامه‌هایی نوشته و خطاب به او، رهنمودهایی را ارائه کرده است. یعنی یک طرف قضیه پادشاه قرار دارد. سعدی به زبان ساده و شیرین همان اندیشه‌های غزالی را در زبان خودش که فارسی همه‌فهم است،‌ به حاکمان زمانش، اما غیرمستقیم، بیان می‌کند. بوستان که پیش از گلستان تصنیف شده، یک جامعه آرمانی را توصیف کرده. سعدی کوشیده در بوستان جامعه‌ای را تصویر کند که در آن، اندیشه‌های دینی و فقهی حرف اول را می‌زند و از پادشاه زمان و سیاستمداران زمانه‌اش می‌خواهد با این دستور پیش روند؛ اما مثل غزالی به آن‌ها امر و نهی نمی‌کند.
در بوستان حتی به توریسم و جهانگردی نیز توجه شده است.

سعدی در بوستان یک مدینه فاضله، آرمان‌شهر یا ناکجا‌آباد را ترسیم کرده که در گلستان آن را نمی‌بینیم. گلستان اگرچه زبان شیرین و دلپذیری دارد، بیشتر جامعه هست‌ها و نیست‌ها را به تصویر کشیده؛ اما بوستان جامعه‌ای از بایدها و نبایدهاست. او در بوستان می‌گوید در جامعه مدرن اسلامی باید این اندیشه‌ها را رعایت کنید تا به تعالی و رشد برسید. رهبر شهید نیز خیلی بجا به این مسئله اشاره کرده‌اند. بوستان بیش از دیگر آثار سعدی مدینه فاضله را به تصویر می‌کشد و در حقیقت، پیش از آثاری از این دست قرار می‌گیرد. بنابراین، ما سعدی را یک مرد سیاسی می‌دانیم. رهبر شهید نیز که از دوران طفولیت با گلستان و بوستان مأنوس بودند، خرد سیاسی را در اندیشه‌ها و اشعار سعدی دریافت می‌کردند.

ایشان در ادامه گفته‌اند: «از اول تا آخر بوستان این‌جوری است؛ یعنی هنر شعر در خدمت اخلاق است.» در بوستان، سعدی چگونه شعر را در خدمت اخلاق گرفته است؟

این نیاز به یک مقدمه دارد. اصولاً هنری هنر است که در خدمت فرهنگ و جامعه باشد. اگر اخلاق را از ادبیات فارسی بگیریم، یک قالب بدون روح می‌شود. این در اروپا و در زبان عربی نیز همین‌گونه است. اعراب قصایدی را از کعبه می‌آویختند که لامیة‌العرب نام داشته و بسیار ناپسند بودند. بعد از اسلام، شاعری به نام طغرایی اصفهانی لامیة‌العجم را می‌سراید. طغرایی در قصایدش به بارزه‌های اخلاقی و منش انسانی اشاره می‌کند که همان عدالت و برابری و کم‌آزاری و کم‌خوری است. عرب‌ها نیز لامیة‌العرب را با لامیة‌العجم قابل مقایسه نمی‌دانند. پس هنر زمانی هنر است که بتواند گرهی از مشکلات جامعه انسانی باز کند. در اروپا نیز اصولاً هنر در خدمت اخلاق است؛ همچون نقاشی و موسیقی. اخلاق ارتباطی به دین ندارد. شاید دین اسلام تأکید فراوانی به اخلاق کرده باشد؛ اما اخلاق در همه جوامع وجود دارد. اگر اخلاق را از یک جامعه ادبی و فرهنگی بگیریم، آن جامعه پوچ و تهی و بی‌فایده می‌شود. پس هنر در خدمت اخلاق باید باشد و سعدی به این نکته رسیده و کوشیده اخلاق را به‌ویژه مباحثی که مربوط به حکومت‌داری است، در بوستان منعکس کند. رهبر شهید نیز مثل یک استاد ادبیات، پیش از آنکه به مباحث سیاسی متمرکز شوند، به این نکته رسیده بودند. ای کاش همه سیاستمداران ما قبل از اینکه سمت و پست و صدارتی را به دست بگیرند، آثار سعدی و بوستان را ورق بزنند و بخوانند.

آیت‌الله خامنه‌ای در ۲۷ بهمن ۱۳۷۰، در دیدار با اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفته‌اند که «به نظر من، هنر بزرگ کسانی مثل سعدی یا حافظ یا فردوسی این است که هفتصد سال پیش یا هزار سال پیش، طوری حرف زدند که ما امروز وقتی که آن سخنان را باز می‌گوییم، اصلاً احساس غربت و وحشیگری نمی‌کنیم. اصلاً زبان، زبان امروز است؛ یعنی حقیقتاً می‌شود گفت که هزار سال جلوتر از زمان خودشان حرف زدند.» با تمرکز بر سعدی، توضیح دهید که نثر یا نظم سعدی چه ویژگی‌هایی دارد که اکنون نیز برای مردم فهمیدنی است و به قول رهبر شهید انقلاب، زبانش زبان امروز است؟

همان‌طور که ایشان زیرکانه به این موضوع اشاره کرده‌اند، زبان ما زبان سعدی است؛ نه اینکه زبان فردوسی و سعدی زبان ما بوده باشد. یعنی زبان ما بازمانده زبان آن‌هاست که امروز از آن استفاده می‌کنیم. زبان آن‌ها ویژگی‌های فراوانی دارد. حافظ، سعدی، مولانا و نظامی ستون‌های محکم ادبیات فارسی هستند که زبان در پنجه‌شان مثل موم نرم است و ویژگی‌هایی دارد. چرا بسیاری از مردم به سراغ غزل‌های شاعر‌هایی مثل خاقانی نمی‌روند؟ یا چرا «کیمیای سعادت» در میان مردم کمتر دیده می‌شود، درحالی‌که آثار سعدی را غالباً می‌خوانند؟ زبان سعدی زبان مردم و زبانی بسیار فاخر و به‌دور از هجو و کلمات ناشایست است و از همه مهم‌تر، همان‌طور که رهبر معظم انقلاب بارها به این نکته اشاره کرده‌اند، انعکاس زبان قرآن در آثار سعدی است. او حرفی خلاف قرآن نمی‌زند؛ همان‌طور که مولوی نیز چنین است. حافظ نیز گفته است: «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم.» علاوه‌بر این‌ها، بیشترین ضرب‌المثل‌های زبان فارسی وام‌گرفته از زبان سعدی است. حدود هشتاد درصد از ضرب‌المثل‌های فارسی که امروز به کار می‌بریم، برگزیده‌های اشعار و جملات سعدی از میان بوستان و گلستان است؛ همچون «متنبی» در زبان عربی که به‌دلیل فخامت و جزالت و استواری در زبان، به این لقب معروف شد؛ یعنی کسی که ادعای پیامبری می‌کند.

زبان برای ایجاد ارتباط است. اگر زبان در دست کسانی مثل خاقانی بود، شاید به موقعیت کنونی نمی‌رسید. سعدی آمد و زبان را ساده کرد و بعدها در دوره قاجار که نثر فارسی به دوران فترت رسیده بود،‌ قائم‌مقام فراهانی این زبان را فاخر و روان کرده و به تقلید از سعدی آثارش را ارائه می‌کند. در دوره قاجار آثار زیادی از سعدی تقلید شد؛ چون زبانش را همه می‌پسندیدند. زبان سعدی در گلستان زبان آهنگین است و باعث آرامش می‌شود و همین باعث ماندگاری زبان فارسی شده است.

ایشان گفته‌اند: «اعتقاد من این است که دوره ما می‌تواند سعدی‌آفرین باشد. زمینه امروز برای سعدی شدن آماده است.» شما در جایگاه استاد زبان و ادبیات فارسی، ملزومات این سعدی‌آفرینی را چه می‌دانید؟

مطالعه در رتبه اول قرار می‌گیرد. خود رهبر شهید نیز به‌دلیل مطالعه فراوان، به آثار ادبی مسلط بودند و دیوان شعرشان دارای غزل‌های فخیم و محکمی است. دومین لازمه حفظ شعر است. نظامی عروضی وقتی در «چهارمقاله»‌اش درباره ادیب شدن و شاعر شدن صحبت می‌کند، می‌گوید باید بیست‌هزار بیت شعر از شعرای گذشته را در حافظه داشته باشید. البته این عددی قطعی نیست، ولی فراوانی را می‌رساند. در کنار این‌ها باید از منابع دیگر همچون قرآن و کتاب‌های اخلاق استفاده کرد. به قول حافظ، «چون جمع شد معانی، گوی بیان توان زد». پس تمام این‌ها برآمده از ساختارهایی مثل حکمت، معرفت، شجاعت و ادبیت در زبان است؛ یعنی زبان مثل موم در دست نرم باشد. همه این‌ها وقتی جمع شود، شخصیت و الگویی همچون سعدی می‌سازد.

اگر فرض کنیم شخصیتی به نام سعدی در تاریخ ادبیات ایران وجود نداشت و بوستان و گلستانی خلق نمی‌شد، زبان فارسی اکنون با چه خلأی مواجه بود؟ روزگار زبان فارسی را بدون حضور سعدی توصیف کنید.

پاسخ این پرسش سخت است. اگر سعدی نبود، معلوم نبود زبان به کجا رفته بود و زبان، روانی و جزالت فعلی را داشت یا نه. البته می‌شود حدس زد که به هر حال زبان ماندگار است و از بین نمی‌رود؛ اما ساختاری که سعدی ایجاد کرد، ساختار ماندگاری است و سبک بخصوص خود را دارد. وجود سعدی، ساختار ساده و تناسب و زیبایی و ظرافت را به زبان بخشید.

از میان فارسی‌زبانان، اولین کسی که در حوزه ادبیات به اروپاییان و به جامعه فرانسه معرفی شد، سعدی بود. خیلی‌ها سعدی را خدای سخن می‌دانند؛ چون زبان را فخامت و سادگی بخشید و اگر او نبود، زبان امروز ما فراگیر نبود. در سرزمین چین تا همین اواخر، افراد میانسال گلستان سعدی را می‌خواندند. پس سعدی نوعی سادگی و تناسب به زبان بخشید و در کنارش، به‌دلیل استفاده از عبارات قرآنی و مترادفات و ساختارهای زبانی ساده، این زبان را به‌گونه‌ای بین مردم رایج کرد که در دوره‌های بعد، از آن تقلید شد. اگر سعدی نبود، زبان امروز ما این جایگاه را نداشت. به سعدی می‌گویند فرمانروای ملک سخن. فرمانروا ساختاری را ایجاد می‌کند که خدشه‌ناپذیر است. به همین دلیل،‌ تقریباً‌ به سخن سعدی نمی‌شود اشکالی وارد کرد. سعدی در زبان غزل هم سرآمد است. شهرت او ابتدا به‌خاطر غزل‌هایش است و بعد به‌خاطر بوستان و گلستان. خیلی از این‌ها متکی به آگاهی از زبان عرب و دیگر زبان‌ها و لهجه‌هاست که در سفرها با آن‌ها آشنا می‌شده و همه آن‌ها را در کنار تعالی زبان فارسی به کار گرفته.