به گزارش اصفهان زیبا؛ کادر درمان در خلال جنگ چهلروزه، فشار مضاعف و حجم سنگینکاری را تحمل کردند؛ تعداد بالای مجروحان و آسیبدیدگان و دلهرههای ناشی از بمبارانهای پیدرپی و شیفتهای متوالی و پشتسرهم و به خطر انداختن جان، تنها شمهای از رشادتها و ایثارگریهای این قشر از جامعه را نشان میدهد؛ آنها که در بحرانیترین شرایط پایکار ایستادند و بدون هیچ چشمداشتی خدمترسانی را ادامه دادند. هادی یزدانی و علیرضا لطیفی دو پزشکی هستند که در گفتوگو با «اصفهان زیبا» به روایت از خودگذشتگی کادر درمان و همچنین وضعیت مراکز درمانی در این ایام میپردازند.
هادی یزدانی پزشک:
کادر درمان عملکرد موفقی در جنگ داشت
یزدانی میگوید: «در کشور، برخی از مراکز درمانی و بهداشتی آسیب دیدند و چندین بیمارستان به طور کامل از چرخه خدمت خارج شد. در مجموع، ۲۰۰ مرکز درمانی و بیش از ۲۰ نفر از کادر درمان دچار آسیب شدند. متأسفانه در این میان، شرکتها و مراکز دارویی مانند «توفیق دارو» و « انستیتو پاستور»، بهعنوان نمادهای علمی کشور، نیز آسیب دیدند و بهصورت مستقیم به بخش بهداشت و درمان خسارت وارد شد.»
به گفته این پزشک، بااینحال، به دلیل انباشت تجربه و وجود نیروهای ماهر و نیز نوع مدیریت سنتی در نظام بهداشت، خدمترسانی متوقف نشد. درست است که کشور ابتدا جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ۴۰ روزه را پشت سر گذاشت، اما مراکز درمانی هرگز به مرحلهای نرسیدند که نتوانند خدمات به مردم ارائه دهند.
یزدانی ادامه میدهد: «متأسفانه در برخی از مناطق، شدت جنایتها و همچنین استفاده از سلاحهای سنگین و عجیب به حدی بود که کل سازه ساختمانها نابود شد و بخش قابلتوجهی از افرادی که به شهادت رسیدند، حتی فرصت راه یافتن به بیمارستان را هم پیدا نکردند و در همان صحنه جان باختند.»
اینگونه که او میگوید: «در شرایط جنگی، بسیاری از درمانهای الکتیو و کماولویت لغو میشوند و همین موضوع، باری از دوش کادر درمان برمیدارد.»
این پزشک عمومی بیان میکند: « بااینحال، سیستم درمانی به دلیل تجربه جنگ ۸ساله و حوادث ۴۰ سال گذشته و باوجوداینکه بسیاری از کادر درمانی آن دوران، بازنشسته شدهاند و نوع جنگ کنونی نیز متفاوت بود، توانست، تابآوری خود را حفظ کند.» به گفته این عضو کادر درمان، اما همانطور که گفتم در جنگ ۴۰ روزه حجم آسیبهای فردی بسیار بالابود و بسیاری از مصدومان در همان لحظه جان میدادند.»
او تصریح میکند: « کادر درمان واقعا از خود مایه گذاشتند. فیلمهای بسیاری از ایثارگریهای آنها در این روزها منتشر شد؛ درحالی که در دوران جنگ، شاید خیلیها فقط به فکر نجات جان خود باشند. نکته مهم آن است که خدمات روتین درمانی نیز متوقف و به زمان دیگری موکول نشد. در کنار این مسائل، فشارهای روحی و روانی سنگینی نیز بر کادر درمان تحمیل شد؛ مثلا بیمارستان الزهرا روبهروی یکی از مراکز نظامی قرار دارد؛ مرکزی که در جنگ رمضان، مرتب هدف حمله قرار میگرفت و این وضعیت فشار روانی و تهدید جانی زیادی به کادر درمان وارد میکرد.» او در ادامه حرفهایش میگوید: «زمان کرونا نیز، برخلاف برخی کشورها، خدمات درمانی به حالت تعطیل کامل نرسید و اگرچه موارد بحرانی وجود داشت، اما خدمات قطع نشد. ظرفیتها در سالهای گذشته توسعهیافته و به همین دلیل توانستیم بحران را پشت سر بگذاریم و در مجموع عملکرد موفقی داشته باشیم.»
یزدانی بیان میکند: «در شرایط جنگی، بخشی از مراجعات غیرضروری به طور طبیعی کاهش مییابد؛ اما خدمترسانی در شرایطی که بمباران در جریان است،خود خطرآفرین است؛ حتی بیمارستانها و مراکز درمانی نیز در این جنگ، هدف حمله قرار میگرفتند.» این عضو کادر درمان میافزاید: « در همین شرایط، درحالیکه بسیاری از بخشها فعالیت حضوری خود را کاهش دادند و دور کار شدند، بخش بهداشت و درمان تعطیلی نداشت. خدمترسانی در این ایام واقعا نیازمند ظرفیت روانی بسیار بالایی است.» آنطور که این پزشک تصریح میکند: «از سوی دیگر در خلال جنگ، امنیت نیز وجود نداشت؛حتی خودروهای امدادی و امدادگران مورد حمله قرار میگرفتند؛ درحالیکه در چنین شرایطی باید امنیت وجود داشته باشد، اما چون دشمن متخاصم هیچ خط قرمزی را رعایت نمیکرد، امنیتی برای کادر درمان باقی نمیماند.»
علیرضا لطیفی، پزشک عمومی شاغل در بیمارستان دولتی الزهرا (س) اصفهان:
خدمترسانی در دوران جنگ چهل روزه بیوقفه ادامه داشت
به گفته او، در مدتی که جنگ ادامه داشت، بیمارستانها خدمات خود را به طور کامل ارائه کردند. هر بیمارستان متناسب با فاصلهای که به محل بمباران داشت، بیماران را میپذیرفت و به مداوای آنها میپرداخت؛ برای مثال، زمانی که یک مرکز نظامی هدف قرار گرفت، بیمارستان الزهرا نیز دچارخسارت جزئی شد؛ در حدی که شیشههای چند بخش آسیب دید و یکی از بخشها نیز از مدار خدمت خارج شد. چند دقیقه بعد از آن، مجروحان نیز به دلیل مجاورت مرکز نظامی به بیمارستان به آنجا منتقل شدند. بیمارستانهای دیگر نیز تحتتأثیر قرار گرفته و در وضعیت بحران بودند.
اینگونه که لطیفی میگوید: «بیمارستان الزهرا از ابتدای جنگ در حالت آمادهباش بود؛ بخشها بهتدریج تخلیه شدند و ورودیها کاهش یافت. باتوجهبه تجربیاتی که در دیماه بهدستآمده بود، تلاش شد بیمارستان در وضعیت نیمهآماده قرار داشته باشد؛ ضمن اینکه الزهرا، بیمارستان پشتیبان است.»
به گفته او، در این ایام، پدافندهای اطراف بیمارستان دائما فعال بودند و هر شب صدای انفجار از مناطقی که مورد حمله قرار میگرفتند،شنیده میشد؛ اما کادر درمان باوجود همه این خطرها و بمبارانها، مشغول به کار بودند و بدون وقفه خدماتدهی میکردند؛هرچند عملهای الکتیو لغو شد، اما خوشبختانه سایر خدمات ادامه داشت.»
لطیفی بیان میکند: «کادر درمان مثل سابق سر شیفت خود حاضر بودند، اما به دلیل حجم بالای مجروحان و ضرورت مدیریت سریع خدمات، از جمله آمادهسازی اتاق عمل، شرایط بسیار دشوار بود؛ اما خوشبختانه بیمارستانهای استان اصفهان توانستند خدمات خود را بهخوبی ارائه دهند و اگر فردی در صحنه انفجار زخمی شده بود، آسیب او به دلیل قطع خدمات افزایش پیدا نکرد.»
به گفته این پزشک، این تلاشها بدون دریافت پاداش یا مزایای مالی انجام شد. بااینحال، فشار و استرس زیادی وجود داشت. در این ایام، بیمارستانهایی مانند گاندی یا مراکز درمانی در سرپل ذهاب به طور مستقیم آسیبدیده بودند و همین موضوع برای کادر درمان ایجاد دلهره میکرد که مبادا مثلا بیمارستان الزهرا هدف قرار گیرد؛ ولی باوجوداین نگرانیها، همچنان خدماتدهی انجام شد و تلاش شد کار مردم روی زمین نماند.



