به گزارش اصفهان زیبا؛ بهار است. اردیبهشت، بیاعتنا به جنگ و آتشبس و هر حرفوحدیثی که بدانها منتهی میشود، اصفهان را تنگ در آغوش گرفته است؛ اصفهان که دیرزمانی است دیارِ هنرها و هنرمندان و هنردوستان روزگاران بهحساب میآید.
این فصل و این ماه خیالانگیز، نام و خاطره نخبگانِ ایرانی پُرشماری را فرا یاد میآورد که از میانشان به سراغ حبیب خطه خط و اطلس بیهمتای فضائل، زندهیاد حبیبالله فضائلی میروم. برای شنیدن و سخنگفتن از این «مؤلف و معلم و خوشنویسِ» یگانه اصفهان و دنیای اسلام به چهارباغ قدم میگذارم که اردیبهشتیترین بهارانشان را پشتسر میگذارد.
در گوشهای از چهارباغ پُرقصه و افسونگر، دفتر خوشنویسی یکی از همنشینان وفادار فضائلی و از قدیمیترین هنرجویانش که اکنون خود به درجه استادی رسیده، پابرجاست؛ یعنی دفتر خوشنویسی مهدی عطریان که گفتهها و ناگفتههای بسیاری از جایگاه هنری و شخصیت فردی و اجتماعی آن نابغه در قلب تپندهاش به یادگار دارد. آنچه در ادامه تقدیم میشود، گفتوگوی «اصفهان زیبا» با پیشکسوت خوشنویسی شهرمان، مهدی عطریان و به مناسبت یکصدوچهارمین زادروز فضائلی است.
هنرمند خوشنویس، همچون حبیبالله فضائلی، از چه جایگاهی در زمانه خود برخوردار است؟
ابتدا باید بگویم حضرت استاد حبیبالله فضائلی هنرمند کمنظیری است. در منظومه تفکر اسلامی، زیبایی و زیبادوستی از کمالات پروردگار است. خوشنویس هم با هنر خود ناشر همین زیبایی و زیبادوستی خداوند، یعنی آیینهای تمامنما از صفات حقتعالی است. تکرار کلمات در یک سیاهمشق خوشنویس، ذکر کثیر عابدانه و عارفانه محسوب میشود.
از طرفی باید گفت، هنرمند وفق فطرت بشری زیبایی میآفریند و با دلرباییاش، رغبت انسانها را به خویشتن معطوف میکند. هنرمندی چون فضائلی حتی یک گام از مردم جلوتر حرکت میکند و رهنمای فرهنگ و هویت آنان میشود. تاریخ در هر قرن، فقط یک نابغه اینچنینی به نسل بشری هدیه میدهد. بهراستی، فضائلی که زاده ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۱ در سمیرم است، یکی از همان نوابغ در عالم خوشنویسی و بیتردید اطلسی از فضائل بهشمار میآید.
بستر فرهنگی اصفهان را چقدر در بالیدن مرحوم فضائلی مؤثر میدانید؟
درباره هنرمندی چون فضائلی بیشک نباید تأثیرگذاری زادبوم و بستر بالیدنش، یعنی خطه اصفهان را فراموش کرد. اصفهان چون نگینی بر حلقه ایران و ملجأی برای ظهور فضائلیها بوده است. فضائلی در سرزمینی ظهور یافت و اوج گرفت که هر گوشهاش رد و نشانی از هنرمندان و عالمان بنام روزگار میتوان دید.
در کنار تأثیر شگفتانگیز دیار اصفهان بر شخصیت او، باید گفت که فضائلی در خانوادهای روحانی، کشاورز و البته هنردوست چشم به جهان میگشاید و خوشنویسی را از کودکی با نظارت پدر آغاز میکند. بعد از تأثیر فرهنگی دیار و آموزشهای خانوادگی، باید به شخصیت ناب و اراده فردی استاد اشاره کرد. معروف است که در همان سنین کم، گاهی یکباره غیبتش طولانی میشد. بعد که خانواده پرسوجو میکردند، معلوم میشد به آرامستانی رفته است تا شیوه خوشنویسی روی سنگقبرها را مشق کند.
حجتالاسلام فضائلی از چه زمانی سمیرم را به قصد اصفهان ترک میکند تا بیشازپیش، قدم در راه این علاقهاش بگذارد؟
فضائلی سال ۱۳۲۵ به اصفهان مهاجرت میکند و با اجاره حجرهای در مدرسه کوشک ساکن این شهر میشود. او که به علوم حوزوی اشتیاق داشت، همین مسیر را ادامه میدهد. به جز اینکه به کسوت روحانیت درمیآید، در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان هم تحصیل و ابتدای دهه ۴۰ مدرک کارشناسی اخذ میکند.
همزمان با دوران طلبگی و دانشجویی، خوشنویسی را هم بیوقفه ادامه میدهد؟
همینطور است. استاد به من میگفت بعد از اینکه برای تحصیل به اصفهان آمدم، هر زمان فرصتی دست میداد، به مسجدجامع عباسی، مسجد شیخ لطفالله، مدرسه چهارباغ و هرکجا که آثار خوشنویسی بود، میرفتم و از خطنوشتهها گردهبرداری میکردم. درواقع، فضائلی بیشتر خودآموخته بود. او در خطوط متعددی ازجمله نسخ و ثلث و رقاع و سوسن هرگز استادی نداشت. فقط نستعلیق را در تهران با نظارت دو استاد آموخت.
این استادان چه کسانی هستند؟
استاد علیاکبر کاوه و استاد زرینخط هستند. فضائلی آنموقع که رفتن به تهران بسیار دشوار بود و باید حدود ۱۳ ساعت در اتوبوس مینشست، به آن شهر میرفت و برای تبحر در نستعلیق نزد آنها شاگردی میکرد.
«اطلس خط» نامیترین کتاب استاد فضائلی با موضوع خوشنویسی است. کمی از سرنوشت آن بگویید.
تحقیق و نگارش کتاب بزرگ «اطلس خط» قریب ۳۰ سال به درازا کشید، یعنی فضائلی دستکم سه دهه از عمر خود را بهطور مداوم وقف این اثر میکند. استاد برایم تعریف میکرد که روزی ۱۴ ساعت فقط برای تدوین این اثر زمان میگذاشت تا سریعتر به چاپ برسد. «اطلس خط» سرانجام در ۱۳۵۲ زیرنظر انتشارات «مشعل» در اصفهان و بعدها بهکوشش نشر «سروش» در تهران به طبع میرسد. همان دوره پهلوی دوم، جایزه کتاب سال هم شاملحال این اثر میشود. استاد در اصل این کتاب را در دفاع از رسمالخط ایرانی و در واکنش به غربگرایی دودمان پهلوی نگاشت. میدانیم که قبل از پهلوی دوم، رضاشاه حتی قصد داشت مثل آتاتورک در ترکیه خط را عوض و لاتین کند. اکنون، «اطلس خط» جزو کتابهای منتخب صد سال اخیر نیز بهشمار میآید و به زبانهای عربی و انگلیسی هم ترجمه شده است.
فضائلی آثار تألیفی دیگری هم در کارنامه دارد؟
بله. یکی کتاب «تعلیم خط» و دیگری «بوستان خط» است که بهترتیب در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۹ در اختیار علاقهمندان قرار گرفتند. «بوستان خط» مجموعهای از آثار خوشنویسی خود استاد است. کتاب «داستان اصحاب رس» را درونمایه دینی دارد، در ۱۳۶۳ و «مردآفرین روزگار» با محوریت شخصیت حضرت زینب(س) در ۱۳۷۲ به چاپ رسیدند. در حوزه ادبیات هم همان دهه ۶۰ ، «گنجینه الاسرار» دیوان شعر عمان سامانی را تصحیح و با خط خوشی کتابت کرد.
چرا در میان شاعران پُرشمار، دیوان عمان سامانی را برمیگزیند؟
استاد در ایام عزاداری، اغلب به خوشنویسی تمایلی نداشت؛ اما در یک ماه محرم اشعار این اثر را کتابت میکند. دلیل انتخابش هم قدرت شاعری سامانی در ستایش حضرت حسین(ع) است. همه ما محتشم کاشانی و مرثیه ۱۲ بندش را میشناسیم. خیلیها بعد از او تلاش کردند که در آن حد و اندازهها شعر عاشورایی بگویند، ولی نتوانستند. با این حال، سامانی به این عرصه قدم میگذارد و میدرخشد. جنبه عرفانی سرودههایش هم حائز اهمیت است که موردتوجه فضائلی قرار میگیرد.
استاد فضائلی قرآنی هم به خط خویش به یادگار میگذارد. این نسخه به چه خطی و چگونه نوشته میشود؟
این نسخه قرآن به خط نسخ است و کاملا با رسمالخط و شیوه ایرانی مطابقت دارد؛ بهطوری که برخی مراکز حتی کراهت و تردید داشتند که آن را منتشر کنند. کتابت آن از اول رمضان یک سال تا آخر رمضان سال دیگر ادامه مییابد و سرانجام، در سال ۱۳۶۶ زیر نظر انتشارات «سروش» منتشر میشود. در اهمیت این نسخه همین بس که استاد پیش از شروع کار، یک سال درباره نحوه کتابت و تاریخ خوشنویسی قرآن تحقیق میکند. قرآن فضائلی، بدون اغراق سالمترین و بینقصترین کتاب قرآنی است که نوشته میشود. خوشنویسی، زیبایی، چاپ و درکل کیفیت کتاب قرآن فضائلی موردتأیید و تمجید رهبر شهیدمان هم قرار گرفت. در زمان نگارش این قرآن، من هم افتخار همراهی استاد را داشتم. گاهی قلم میتراشیدم و در اختیارش میگذاشتم، گاهی مرکب فراهم میآوردم یا گاهی متن او را مقابله میکردم.
خود شما در محضر او بودید و دوستی داشتید. درباره خلقوخوی شخصی استاد برایمان بگویید.
از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۷۶ افتخار شاگردی و همراهی او را داشتم. بهتر است بگویم رابطه ما مرید و مرادی بود. من از اولین هنرجویان استاد بودم و ادبیات هم نزد او آموختم. فضائلی خصوصیات برجسته کم نداشت که فقط به برخی اشاره میکنم. نخست اینکه استاد را هرگز بیکار نمیدیدید، مگر زمانی که در کارِ بسیار شریف تفکر بود. نظم و انضباط او نیز تکرارنشدنی بود و در خاطره همه نزدیکانش به یادگار مانده است. وجود استاد همواره به آرامش، قاطعیت، توکل به خداوندگار و سعهصدر سرشته بود.
گفتنی است که هرگز از جامعه کناره نگرفت و همواره متواضعانه در میان مردم حضور داشت؛ چنانکه دفتر کار و منزل استاد به روی همگان باز بود. هنرمندان و هنردوستان به او ارادت ویژه داشتند که این خوشآمد کار آسانی نبوده و نیست؛ «باید که صدهزار قدح خون به سر کشد، تا در مذاق خلق گوارا شود کسی.»
در کنار شما، کدامیک از استادانِ خوشنویسی امروز از شاگردان دیروز فضائلیاند؟
با یادآوری این نکته که فضائلی درس عشق میداد و کلاسهای عاشقانه برگزار میکرد، باید بگویم که این استادان کمشمار نیستند و در اینجا بهدلیل محدودیت متن گفتوگو فقط به برخی اشاره میکنم. استادان ظهیرالاسلام، مهدی کریمی، محمدعلی شادمان، عباس قناعت، ابوالوفا حسینی و غلامعلی صالحی ازجمله شاگردان مبرز او هستند.
اکنون، مشهورترین آثار مرحوم فضائلی در چه مناطقی از ایران و جهان پابرجاست؟
در نقاط مختلف ایران و عتبات و دیگر کشورهای اسلامی آثار متعددی از استاد به یادگار مانده است. برای نمونه، درب و کتیبههایی در آستان «قدس رضوی» از او میتوان یافت که هرروزه چشمها را مینوازد. در شهر شیراز و آستان «شاهچراغ» هم آثار خوشنویسی فوقالعادهای از این هنرور خودنمایی میکند. در همین اصفهان، آثار خطاطی پُرجاذبهای در کتابخانه «امیرالمؤمنین»، مقبره «صائب» و همچنین موزه «هنرهای تزیینی» در معرض دید عموم قرار دارد که به خط استاد است. ضریح حضرت ابوالفضل و امام هادی(ع) هم واقع در کشور عراق به خط فضائلی درخشان و مانا شده است. در کشور سوریه هم آثاری از او به جا میماند. استاد در بین خطنوشتههای خویش، بیش از همه به آثار ضریح امام هادی(ع) علاقهمند بود و به ایشان هم ارادتی ویژه داشت. وقتی میخواستند ضریح حضرت هادی(ع) را در همین اصفهان ما خلق کنند، هنر خط فضائلی برای این کار برگزیده میشود. استاد به من میگفت که با شوق بیحدی این کار را آغاز کردم و به سرانجام رساندم. بعدها درگذشت استاد با شهادت امام هادی(ع) همزمان میشود و بهگونهای دیگر در خاطرهها میماند. فضائلی همواره در اتاقی کوچک، شاید ۱۰ یا ۱۵متری کار میکرد، اما کتیبههایی ۴۰متری از آن بیرون میآمد.
درواقع، هنر خطش همواره کاربردی بود؟
بله. استاد ضمن تسلط به انواع خطوط بر کاشی، سنگ، مینا، چوب، گچبری و فرش هنرمندیها میکند و در اماکن گوناگون به یادگار میگذارد.
آیا میتوان گفت حجتالاسلام فضائلی خوشنویسی جهان اسلام را متحول میکند؟
فضائلی شخصیت چندوجههای دارد. ادیبی حاذق و مسلط به عربی است. شعر میگوید. پژوهشگر زبدهای بهحساب میآید. در خوشنویسی هم که بین مردم شهرهتر است، میدرخشد. استاد که پس از یک دوره طولانی بیماری در ۱۲ آبان ۱۳۷۶ آسمانی میشود، طبق وصیت خود او بر سنگ مزارش در قطعه نامآوران باغرضوان چنین حک میکنند: «ای پاک بیانباز بر این ذره خاک سراسر نیاز خود رحمت آر. حبیبالله فضائلی؛ مؤلف، معلم، خوشنویس.» درواقع، طبق این نوشته، جنبه پژوهشگری خویش را پررنگتر میکند.
در پاسخ به پرسش شما هم باید بگویم که فضائلی با همین روحیه تحقیق که دارد، جهان خوشنویسی را متحول میکند؛ دلیل این مدعا نیز کتاب «اطلس خط» است. هیچ محقق خطی از این کتاب بینیاز نیست. هرکس در جهان بخواهد تحقیقی درباره خطوط آغاز کند، ناگزیر باید ابتدا به این اثر وزین روی آورد. «اطلس خط» برگ زرینی در تاریخ خوشنویسی اصفهان است که میخواهم بگویم این دیار پایتخت خوشنویسی جهان اسلام بهشمار میآید. «اطلس خط» مرهون کسی جز فضائلی نیست. به باور کارشناسان، پژوهش و تدوین آن، که در نتیجه سفرهای متعدد به سرانجام میرسد، کار هیئت یا گروهی علمی بود، نه یک فرد بهتنهایی. نباید فراموش کرد سالها است که خوشنویسان و پژوهندگان این رشته بیواسطه و از طریق آثار این بزرگوار که در قلهشان «اطلس خط» قرار دارد، شاگردی او را میکنند. نکته دیگر آنکه، فضائلی که پُراقبالترین خوشنویس معاصر است، در همه خطوط تبحر ویژهای دارد؛ درحالیکه بیشتر خوشنویسان تاریخ، در یک نوع خط به منتهای درجه میرسند.
در توضیحات شما به شاعری استاد فضائلی اشاره شد. دفتر شعری هم از استاد منتشر شده است؟
تاکنون خیر، دفتر شعری از استاد در دسترس نیست. حتی میتوان پژوهش او را درباب شیوه خوشنویسی قرآن بهصورت کتابی مستقل منتشر کرد که آن هم تا امروز اتفاق نیفتاده است.
در پایان، اگر نکته دیگری دارید، بفرمایید.
میخواهم صحبتهایم را با این ابیات به پایان برسانم؛ «چون دلت واقف شد از اسرار حق، خویشتن را وقف کن در کار حق، چون شدی در کارِ حق مرغ تمام، تو نمانی حق بماند والاسلام.»



