روایتی از قهرمان جهان، وحید رضاخانی، در دل شهرک قدس

از میز مچ‌اندازی تا عطر قهوه

در دل شهرک قدس، جایی میان بوی قهوه تازه‌ آسیاب‌شده و صدای آرام فنجان‌ها بر پیشخوان چوبی، قهوه‌خانه‌ای هست که بیش از یک مغازه‌ معمولی‌ است.

تاریخ انتشار: 15:30 - سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
از میز مچ‌اندازی تا عطر قهوه

به گزارش اصفهان زیبا؛ در دل شهرک قدس، جایی میان بوی قهوه تازه‌ آسیاب‌شده و صدای آرام فنجان‌ها بر پیشخوان چوبی، قهوه‌خانه‌ای هست که بیش از یک مغازه‌ معمولی‌ است؛ فضایی لبریز از روح، تلاش و حس زندگی. سقف این قهوه‌خانه با اشعاری به خط زیبای نستعلیق آراسته شده؛ واژه‌هایی که با دستان هنرمند صاحبش نوشته شده‌اند. مردی که بازوانش گواه سال‌ها رزم در میدان مچ‌اندازی و پاورلیفتینگ‌اند و دلش لبریز از ادب و معرفت. در میان آن اشعار، مصرع‌هایی می‌درخشند که حال و هوای قهوه‌خانه را به فضایی دلنشین تبدیل کرده‌اند:

از کودکی به گردن ما شالِ ماتم است
نابرده رنج، گنج به ما داده‌ای حسین

کلمات، چون شال مشکین در وزش نسیم، از سقف آویخته‌اند و در نور ملایم چراغ‌ها، بر فنجان قهوه سایه می‌اندازند.
در کنج دیوارها، گلدان‌های کوچک گل، با لبخندی خاموش، فضای محل را از صلابت بازوان قهرمان تا لطافت رؤیاهای شاعرانه پیوند می‌دهند. در گوشه‌ای دیگر از این مغازه، پرچم‌های تیم‌های مختلف ورزشی زده شده است؛ از استقلال و پرسپولیس گرفته تا برزیل و تیم‌های خارجی. اینجا پرچم تیم‌های هواداران مختلف در کنار هم گردآمده‌اند تا نشانی از یکدلی و یک‌رنگی باشند.
امروز، قرار است در همین فضای صمیمی و دل‌انگیز، با مردی هم‌کلام شویم که نامش در میادین ورزشی جهان و ایران با احترام شنیده می‌شود؛ وحید رضاخانی، قهرمان، داور و مربی نام‌آشنا در رشته مچ‌اندازی و پاورلیفتینگ؛ مردی که هر جرعه از قهوه‌اش طعم رنج، غیرت و افتخار را در خود دارد.

شروع ورزش از ۸سالگی

او متولد ۳۱ فروردین سال ۶۶ در مسجدسلیمان است و اصالتاً بختیاری. درباره نقطه شروع ورزش می‌گوید: «ورزش را از هشت‌سالگی با پرتاب نیزه شروع کردم و در ۱۰سالگی قهرمان نونهالان استان بوشهر در رشته وزنه‌برداری شدم.»
رضاخانی علت اصلی روی‌آوردن به این رشته ورزشی را آناتومی بدنش ذکر می‌کند و ادامه می‌دهد: «یک مربی در مدرسه داشتیم که من را برای تست وزنه‌برداری برد. وقتی دیدند خداوند قدرت فوق‌العاده‌ای به من داده، در تست قبول شدم و این شد که این رشته را ادامه دادم. مربی‌ام آقای بهرام بهرام‌زاده بود. »

کسب بیش از ۲۰ دوره قهرمانی ایران در رشته پاورلیفتینگ

۱۵سال پیش، به خاطر شغل پدرم به اصفهان آمدیم. من با آقای حمیدرضا قدیری آشنا شدم و در مسابقات پاورلیفتینگ (وزنه‌برداری قدرتی) شرکت کردم. توانستم قهرمانی‌های متعددی در این رشته به‌دست بیاورم. از جمله این قهرمانی‌ها، ثبت رکورد جوانان جهان، بیش از ۲۰ دوره قهرمانی ایران در رشته پاورلیفتینگ و از برترین‌های این رشته در ایران، ثبت رکورد اسپاگ جوانان جهان در این رشته و
دو بار قهرمانی آسیا در مسابقات ملی حفاری خوزستان است.
بعد از کسب قهرمانی‌های بسیار در این رشته به مربیگری مشغول شدم.

کسب نقره جهانی مچ‌اندازی چپ‌دست

در اصفهان با آقایان مهدی عبدالوند و عباس آریایی، از مربیان تیم ملی مچ‌اندازی ایران آشنا شدم و به مسابقات مچ‌اندازی روی آوردم. برای مسابقات چپ‌دست انتخاب شدم و به مسابقات جهانی اربیل رفتم. در این مسابقات نقره جهانی چپ‌دست و برنز راست‌دست را کسب کردم.

کسب عنوان بهترین داور مچ‌اندازی ایران و جهان

اکنون مربی بین‌المللی جهانی فدراسیون ایران هستم و از برترین مربی‌های جهان در مچ‌اندازی و پاورلیفتینگ. تیم ما توانست در مسابقات پاورلیفتینگ، ملی حفاری خوزستان انتخاب و قهرمان جهانی شود.
داوری مسابقات رشته مچ‌اندازی را نیز بر عهده‌ گرفتم و به‌عنوان بهترین داور مچ‌اندازی جهان در مسابقات مستریونیورس آسیایی انتخاب شدم. حدود شش دوره نیز بهترین داور ایران بودم.

راه‌اندازی پایگاه مچ‌اندازی در شهرک قدس

در شهرک قدس یک پایگاه مچ‌اندازی در حسینیه راه‌اندازی کردیم که شامل میز و وسایل مچ‌اندازی است. هر ماه استعدادیابی می‌کنم و شاگردان زیادی دارم. بسیاری از شاگردانم قهرمان ایران و استان اصفهان هستند؛ به عنوان مثال علیرضا امیری نقره ایران را گرفت و برای مسابقات بلژیک انتخاب شد.

وطن‌پرستی و خدمت به کشور؛ میراث پدری

رضاخانی در صحبت‌هایش به روحیه وطن‌پرستی‌ اشاره می‌کند که او از پدرش به ارث برده و می‌گوید: «پدرم جانباز است و روحیه پدر در من هم وجود دارد. همیشه سعی کرده‌ام این فرهنگ را توأم با هنر، سینه‌سینه به شاگردان و دوستانم تا جایی که می‌شود منتقل کنم. این کشور شهدای بسیاری داده است و ما باید تمام‌قد در خدمت کشورمان باشیم.»

آموزش رایگان برای تمامی شاگردان

این قهرمان و مربی ایران و جهان، منش پهلوانی را در کنار وطن‌پرستی در وجودش نهادینه کرده است و قهوه‌فروشی‌اش را خیریه‌ و جایی برای کمک به ورزشکاران می‌داند.
او در صحبت‌هایش به تشویق جوانان محل به ورزش تأکید می‌کند و می‌گوید: «من از هیچ‌کدام از شاگردانم هیچ هزینه‌ای برای آموزش نمی‌گیرم و هدفم از این کار این است که آنان به ورزش تشویق شوند و در این راه قدم بگذارند. بیشتر آن‌ها هم موفق بوده‌اند. نمونه‌اش سعید صالحی است. دوسالی می‌شود که شاگرد من و قهرمان مچ‌اندازی نوجوانان استان است.»

تلاش و سخت‌کوشی رمز موفقیت

او در آخر به سخت‌کوشی در برابر مشکلات اشاره و اضافه می‌کند: «نمی‌گویم در این راه حمایت نشدیم؛ ولی با تلاش و سخت‌کوشی توقعی از کسی نداشتیم و همین رمز موفقیتمان بوده است. همان‌طور که حضرت آقا همیشه از اقتصاد مقاومتی در برابر تحریم‌ها صحبت می‌کردند، ما نیز با پیروی از سخن ایشان سعی کردیم تا با سخت‌کوشی، توقعی از کسی نداشته باشیم و پرچم کشورمان را بالا ببریم. خداوند فرموده ان‌مع‌العسر یسرا، قطعا بعد از هر سختی آسانی است. ما نیز همیشه نتیجه صبر، تلاش و تحمل سختی‌ها را با کسب قهرمانی و پیروزی دیده‌ایم.»