گفت‌وگو با سرپرست گروه موسیقی آیینی حسینیه خوزستانی‌های مقیم شهرک قدس

تنها آرزویم بازسازی حسینیه است

با «لهجه‌ای که شبیه سؤال و ستاره است»، گرمای جنوب را به واژه‌ها می‌دهد: «درخواستُم از مسئولا اینه که به ای حسینیه رسیدگی کنن و بسازنِش؛ دیگه هیچ آرزویی نِدارُم…»؛ این تنها خواسته علیرضا امیری، سرپرست گروه موسیقی آیینی حسینیه خوزستانی‌های مقیم شهرک است که چهل‌سالی می‌شود لباس خادمی اباعبدالله(ع) را بر تن کرده و در عزای سالار شهیدان با نوای سنج و نواختن دمام بر شور و حال معنوی دسته‌های عزاداری می‌افزاید.

تاریخ انتشار: 16:31 - سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
تنها آرزویم بازسازی حسینیه است

به گزارش اصفهان زیبا؛ با «لهجه‌ای که شبیه سؤال و ستاره است»، گرمای جنوب را به واژه‌ها می‌دهد: «درخواستُم از مسئولا اینه که به ای حسینیه رسیدگی کنن و بسازنِش؛ دیگه هیچ آرزویی نِدارُم…»؛ این تنها خواسته علیرضا امیری، سرپرست گروه موسیقی آیینی حسینیه خوزستانی‌های مقیم شهرک است که چهل‌سالی می‌شود لباس خادمی اباعبدالله(ع) را بر تن کرده و در عزای سالار شهیدان با نوای سنج و نواختن دمام بر شور و حال معنوی دسته‌های عزاداری می‌افزاید.

او حالا 54ساله است و بعد از گذشت این همه سال، با وجود تمام مسائل و مشکلات شخصی خودش، فقط نگران سقف حسینیه است که با پلیت پوشانده شده و ممکن است به خاطر فرسودگی فروبریزد و مردمی را که عاشقانه در هیئت‌های عزاداری امام حسین(ع) شرکت می‌کنند، از این مکان قدیمی محروم کند.

از آبادان تا شهرک قدس؛ مهاجرتی که با عشق آمیخته شد

امیری هشت‌ساله بوده که جنگ، مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد و از آبادان به اصفهان مهاجرت می‌کند و شهرک قدس میزبان او و خانواده‌اش می‌شود. پدرش ناشنوا بوده و از کشتی‌گیران باسابقه و قهرمان کشتی ایران. پدر و مادرش هردو هیئتی بوده‌اند و پیش از انقلاب روضه‌های بزرگی را در خانه‌شان برپا می‌کرده‌اند و همین دلدادگی آن‌ها به اهل بیت(ع)، علیرضا را وارد راهی چهل‌ساله می‌کند که هنوز هم ادامه دارد: «پدر و مادرم هیئت‌های بزرگی برپا می‌کردند و نذری می‌دادند. بعد از آمدن به اصفهان هم پدرم علاوه بر ماه‌های عزاداری که در حسینیه حضور داشت، هر روز روی پله‌های جلوی حسینیه می‌نشست. او عاشق امام حسین بود و به ما یاد داد که عاشق اهل بیت و امام حسین(ع) باشیم.»

آیینی که از جنوب به اصفهان رسید

این مهاجرت و عشقِ پرشور باعث شد امیری هیئتی در حسینیه شهرک، که آن زمان تنها یک چادر بود، تشکیل دهد. او آیین عزاداری جنوب را، که سینه‌زنی همراه با نواختن سنج و دمام است، به حسینیه آورد و گروهی از نوازندگان را گرد هم جمع کرد. کسانی که علاقه‌مند بودند وارد گروه می‌شدند و به آن‌ها آموزش‌های لازم داده می‌شد.

سرپرست گروه درباره چگونگی عضوگیری توضیح می‌دهد: «خودم از اساتید این کار، نواختن دمام را یاد گرفتم و به علاقه‌مندان هم آموزش می‌دهم. گروه موسیقی آیینی ما از نوجوان ده‌پانزده‌ساله تا پیرمرد هفتادساله تشکیل شده و هرکس که ارادتی دارد می‌تواند وارد گروه شود.» می‌پرسم آیا فردی که وارد گروه می‌شود باید شرایط خاصی داشته باشد؟ او با لحنی خاص می‌گوید: «هر کسی که عاشق امام حسین است می‌تواند وارد گروه شود؛ ما کاره‌ای نیستیم. خودِ امام حسین از آن‌ها دعوت می‌کند.»

گروه اصلی حدودا پانزده‌نفره است؛ 10 نفر دمام‌زن، چهارنفر سنج‌زن و یک شیپورچی؛ اما گاهی تا 30نفر هم می‌رسد. وظیفه شیپورچی این است که به مردم اطلاع دهد در این مکان هیئتی برپاست؛ درواقع مردم را خبر می‌کند تا به مراسم بیایند.

مراسم که آغاز می‌شود و مردم وارد حسینیه می‌شوند، ابتدا گروه دمام‌زنی مشغول نواختن می‌شوند و سینه‌زنان در جذبه‌ای روحانی دل را به صاحب مراسم می‌سپارند.
امیری این حال و هوا را وصف‌ناپذیر می‌داند و می‌گوید: «نمی‌توانم برایتان توصیف کنم که چه حس و حالی به ما و عزاداران اباعبدالله دست می‌دهد. کسانی وارد مجلس شده‌اند که شاید اهل همه خلافی بوده باشند؛ اما چنان تحت تأثیر فضای مراسم قرار می‌گیرند که وقتی از حسینیه بیرون می‌روند آن آدم سابق نیستند و از کارهای قبل توبه می‌کنند و حسینی می‌شوند.»

امام حسین(ع) خودش خرج هیئت را می دهد

او از سال های فعالیتش خاطراتی تلخ و شیرین را به یاد می‌آورد؛ تلخ‌ترین آن‌ها زمانی است که نزدیک به شروع ماه محرم، هیئت نتوانسته شرایط برگزاری مراسم را به دلیل نبود بودجه فراهم کند. با این حال رسیدن کمک‌ها از جایی که غیرممکن به نظر می‌رسیده می‌شود شیرین‌ترین خاطره: «موقعی بود که هیچ پولی نداشتیم و می‌دانید که برگزارکردن مراسم‌ها نیاز به صرف هزینه دارد. دم درِ حسینیه می‌نشستم و با خدا درددل می‌کردم و می‌گفتم می‌دانی ما می‌خواهیم هیئت را راه بیندازیم؛ اما هیچ امکاناتی نداریم. شاید باورتان نشود؛ یکی‌دوساعت بعد همه‌چیز جور می‌شد و مردمی که نذر داشتند، حتی عده‌ای از خارج از کشور، هرچه را که لازم داشتیم به حسینیه اهدا می‌کردند. خداراشکر هیچ‌وقت درنمانده‌ایم و در بدترین شرایط هم خود امام حسین به ما کمک کرده.»

مراسم ظهر تاسوعا و عاشورا در کنار دیگ‌های نذری و نوای سنج و دمام، فضایی حماسی به وجود می‌آورد. ریتم پرجاذبه‌ سنج و دمام گروه موسیقی حسینیه خوزستانی‌های مقیم اصفهان بر عمق جان مردمی که در دسته‌ها و هیئت‌ها به شهرک قدس وارد می‌شوند می‌نشیند و سینه‌زنی و زنجیر‌زنی بر وقایع کربلا حالِ دیگری می‌یابد.

حسینیه چطور شکل گرفت؟

حسینیه شهرک قدس سال 1360 تأسیس شده و حدود 45 سال است که میزبان هیئت‌های عزاداری است. سرپرست گروه موسیقی آیینی حسینیه می‌گوید: «سال 1360 حسینیه در چادر برپا می‌شد؛ اما تصمیم گرفتیم جای مناسب‌تری برای مراسم‌ها ایجاد کنیم؛ بنابراین بنیاد مهاجرین و مردم کمک کردند و بلوک تهیه کردیم و ساختمان حسینیه در سال 65 ایجاد شد.»

قدرت ذکر نام امام حسین(ع) در میدان ورزش

او که قهرمان کشوری مچ‌اندازی است و مدتی نیز مربی تیم ملی ووشو بوده، عشق به امام حسین(ع) و خدمت در حسینیه را بی‌تأثیر در موفقیتش نمی‌داند و از حال و هوایی می‌گوید که با توسل به امام در حین مسابقات ورزشی برایش به وجود می‌آمد: «قبل از اینکه وارد مسابقات شوم، وقتی اسم امام حسین را می‌آوردم دچار تغییر حالتی می‌شدم که قدرت عجیبی به من می‌داد. همین مسئله باعث شد من تنها کسی باشم که از اصفهان در مسابقات شرکت کنم و قهرمان کشور شوم و به تیم ملی هم دعوت شدم؛ اما به دلیل جنگ دوازده‌روزه و بسته‌شدن سفارت‌ها اعزام ما به خارج از کشور لغو شد.»

سقفی که دلمشغولی خادم امام حسین(ع) شده

امیری از بی‌توجهی مسئولان به شهرک گلایه دارد و می‌گوید: «سال‌هاست فعالیت ورزشی دارم و در حسینیه خدمت می‌کنم؛ اما می‌بینم که مسئولان توجه چندانی به مسائل شهرک ندارند. البته من انتظاری ندارم که به شخص من توجهی کنند. سقف حسینیه درحال فروریختن است و بسیار فرسوده شده. تنها آرزویم این است که به حسینیه رسیدگی کنند و بازسازی شود تا بتوانیم به عزاداران آقا
امام حسین بهتر خدمت‌رسانی کنیم و مردم دچار خسارت و مشکل نشوند.»