محسن‌حسام مظاهری، مدیر سازمان اسناد و کتابخانه ملی اصفهان، در خصوص میراث مکتوب و جایگاه مغفول اسناد تاریخی در میان مردم و سیاست‌گذاران می‌گوید

اسناد را از ویترین تاریخ بیرون بیاوریم

میراث فرهنگی در اذهان عمومی صرفاً به بناهای تاریخی، صنایع دستی، گنجینه‌ها، آداب و رسوم قدیمی و بخش‌هایی از سبک زندگی گذشتگان اطلاق می‌شود؛ در‌حالی‌که یکی از زیرمجموعه‌های مهم میراث فرهنگی، یعنی میراث مکتوب، جایگاه کم‌رنگ‌تری در افکار عامه مردم دارد.

تاریخ انتشار: 11:47 - شنبه 19 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه
اسناد را از ویترین تاریخ بیرون بیاوریم

به گزارش اصفهان زیبا؛ میراث فرهنگی در اذهان عمومی صرفاً به بناهای تاریخی، صنایع دستی، گنجینه‌ها، آداب و رسوم قدیمی و بخش‌هایی از سبک زندگی گذشتگان اطلاق می‌شود؛ در‌حالی‌که یکی از زیرمجموعه‌های مهم میراث فرهنگی، یعنی میراث مکتوب، جایگاه کم‌رنگ‌تری در افکار عامه مردم دارد.

بسیاری از مردم از ارزش تاریخی کتابی قدیمی که در کتابخانه منزلشان خاک می‌خورد، یا جایگاه میراثی تکه‌کاغذی که از سالیان دور و نسل‌های گذشته به یادگار نگه داشته‌اند، ناآگاه‌اند و این مسئله معضلاتی را به دنبال دارد. افزون بر این‌ها، افراد از وجود سازمانی به نام سازمان اسناد و کتابخانه ملی که متولی نگهداری و ثبت و ضبط اسناد و میراث مکتوب است، بی‌خبرند. به مناسبت 19 اردیبهشت، روز اسناد ملی و میراث مکتوب، با محسن‌حسام مظاهری، مدیر سازمان اسناد و کتابخانه ملی اصفهان، درباره مفهوم میراث مکتوب و جایگاه اسناد در میراث فرهنگی کشور گفت‌وگو کرده‌ایم که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.

ابتدا در خصوص میراث مکتوب یک توضیح و دسته‌بندی ارائه کنید.

میراث مکتوب، همان‌طور که از عنوانش فهمیده می‌شود، در تعریف موسع، هر متن مکتوب‌شد‌ه‌ای است که واجد ارزش تاریخی باشد. ‌این تعریف طیف وسیعی را شامل می‌شود. از مشهورترین و شاخص‌ترین مصداق، کتاب‌های خطی و چاپ‌های سنگی و سربی هستند.

همان‌طور که مکان‌های تاریخی و ابنیه جایگاه میراثی دارند، نسخه‌های خطی هم همین ارزش را دارند. این نسخه‌ها علاوه‌بر متنشان، از حیث آرایه‌های هنری هم واجد ارزش تاریخی هستند. دسته دیگر میراث مکتوب، نشریات و مطبوعات‌اند که آن‌ها هم بخشی از تاریخ را بازنمایی می‌کنند. دسته دیگر، اسناد و هرآنچه که صدق‌ سند می‌کند، بوده که آن‌ها هم به‌عنوان منابع دست‌اول واجد ارزش تاریخی بالایی هستند و جنبه میراثی می‌یابند و نگهداری از آن‌ها اهمیت دارد؛ بنابراین، میراث مکتوب طیف و شاخه‌های وسیعی داشته و هرکدام اقتضائات و استانداردهای خاص و شرایط ویژه‌ای برای حفاظت و صیانت دارد.

طبق گفته دکتر رسول جعفریان، پژوهشگر تاریخ، ظاهراً بیشتر نسخه‌های خطی ایرانی در اصفهان به وجود آمده است. نظرتان دراین‌باره چیست؟

سخن آقای دکتر جعفریان به‌دلیل تخصص و اشرافی که در این حوزه دارند، مرجع محسوب می‌شود. بله، همین‌طور است و این سخن را کارشناسان دیگر این حوزه نیز مطرح کرده‌اند و قول مشهوری است. عجیب هم نیست. به‌دلیل مرکزیت اصفهان و جایگاه مهم سیاسی‌اش در ادوار مختلف تاریخ ایران همچون دوره صفوی، شکوفایی این شهر در حوزه نسخ خطی چشمگیر بوده است. در ادوار دیگر هم که اصفهان پایتخت نبوده، باز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین شهرها و ایالات کشور، جایگاه برجسته و مرکزی داشته و طبیعی است که نسخه‌های خطی در این منطقه بیشتر بوده باشد. امروز هم اصفهان در مقایسه با بسیاری از شهرها، گنجینه بزرگ و ارزشمندی از این دسته میراث را در خود دارد و شمار بالایی از نسخ خطی در این شهر نگهداری می‌شوند؛ به‌صورت پراکنده و در شرایط مختلف.

در این میان، به‌طور ویژه منظور از سند در میراث مکتوب چیست؟

سند هرآن‌چیزی است که بخشی از حافظه تاریخی و جمعی کشور را بازنمایی ‌کند. در تعریف رسمی که در قانون تأسیس سازمان اسناد ملی ایران در سال 1349 آمده، کلیه اوراق، مراسلات، دفاتر، پرونده‌ها، عکس‌ها، نقشه‌ها، کلیشه‌ها، نمودارها، فیلم‌ها، میکروفیلم‌ها، نوارهای ضبط‌صوت و سایر اسناد که به نظر کارشناسان ‌از لحاظ اداری مالی، اقتصادی، قضایی، سیاسی، فرهنگی، علمی، فنی و تاریخی ارزش نگهداری دائمی داشته ‌باشد، سند دانسته شده است.

دسته‌بندی‌های مختلفی از اسناد ارائه شده و طیف وسیعی از مکتبوبات و غیرمکتوبات را شامل می‌شود؛ از اسناد رسمی و دیوانی نظیر نامه‌ها و احکام و فرامین و بخشنامه‌ها و قوانین و دستورالعمل‌ها و مراسلات و مکاتبات اداری و آنچه مربوط به ادارات و سازمان‌ها و دربار شاهان بوده که آن‌ها را دیوانیات نام‌گذاری می‌کنیم، تا ‌اسناد شخصی که مربوط به عامه مردم است؛ همچون قباله‌های ازدواج، وقف‌نامه‌ها، مبایعه‌نامه‌ها، عهدنامه‌ها، شجره‌نامه‌ها، مصالحه‌نامه‌ها، نامه‌های شخصی و اِخوانی، عکس‌های رجال مشهور و تصاویر خانوادگی،‌ کارت‌پستال‌ها،‌ نقشه‌ها، بروشورها و… که این‌ها هم بخشی از تاریخ اجتماعی را بازتاب می‌دهند و نمونه‌های دیگر. هرکدام از این‌ها بخشی از تاریخ را در خود دارند و ثبت و صیانت از آن‌ها برای حفظ حافظه تاریخی ضروری است.

درباره جایگاه اسناد در دیدگاه عامه مردم بگویید؛ زیرا طبیعتاً بسیاری از مردم اسناد را هم‌راستا و هم‌تراز با میراث باستانی و فرهنگی نمی‌بینند.

بله. ارزش و جایگاه سند در اذهان عمومی چنان‌که باید، نیست و این موضوع نیاز به فرهنگ‌سازی دارد. از سند، تصویری کلیشه و بسته در افکار عمومی وجود دارد و مردم عموماً تصور می‌کنند سند فقط شامل مکاتبات رسمی و اداری می‌شود؛ درحالی‌که همان‌طور که اشاره شد، سند دایره وسیع‌تری را در بر می‌گیرد.

ضمن اینکه ارزش و جایگاه سند برای بسیاری از افراد،‌ حتی کسانی که اسنادی در دست دارند، پنهان است. مثلاً‌ ممکن است فردی شجره‌نامه خانوادگی داشته باشد و به آن فقط به چشم یک سند خانوادگی نگاه کند؛ درحالی‌که در نگاهی وسیع‌تر، آن شجره‌نامه فقط تاریخ خانوادگی نیست، بلکه سندی از تاریخ اجتماعی و ملی کشور است.

توجه داشته باشید که سندها منابع دست‌اول هستند و نسبت به بسیاری از دیگر منابع تاریخی اعتبار بالاتری دارند؛ زیرا سند در لحظه وقوع خلق شده و از مداخلات مبتنی بر منافع و از دستکاری‌ها و بازاندیشی‌ها به‌دور بوده است.

سند، منبع دست‌اولی است که درباره یک رخداد به آن دسترسی داریم و از این لحاظ جایگاه منحصربه‌فردی دارد. دیگر منابعی که در پژوهش‌های تاریخی کاربرد دارند، در رتبه‌های بعد قرار می‌گیرند؛ زیرا امکان دستکاری و تحریف و بازاندیشی در آن‌ها وجود داشته؛ بااین‌حال، اسناد به همان اندازه که فراوان‌اند، ناشناخته مانده‌اند و اعتبار و اهمیتشان بر بسیاری از مردم پوشیده است. البته پژوهشگران حوزه تاریخ و حوزه‌های مرتبط، بیش از دیگران به جایگاه سند واقف‌اند و پژوهش‌های اسنادی یک شاخه مهم در مطالعات تاریخی بوده و هست.

به فرهنگ‌سازی اشاره کردید. با توجه به اینکه اصفهان هنوز هم بیشترین میزان اسناد را در اختیار دارد و شهروندان امروز هم اسنادی را در خانه‌هایشان دارند، چطور می‌شود فرهنگ‌سازی کرد که مردم بدانند این اسناد را می‌شود به متولی‌ها واسپاری کرد تا در خانه‌ها از بین نرود؟

این مسئله نیاز به یک عزم عمومی دارد و این میان، رسانه‌ها نقش مؤثری در روشنگری مردم می‌توانند ایفا کنند. بسیاری از افراد آرشیوهای شخصی ارزشمندی از اسناد در منزل دارند؛ اما به‌دلیل نشناختن مراکز اسنادی مانند سازمان اسناد ملی یا پنداشت‌های غلط و بی‌اعتمادی به این مراکز، اسناد را تحویل آن‌ها نمی‌دهند.

اگر این مراکز شناسانده شوند و به دنبالش، مردم متوجه شوند اسناد کاغذی و نسخه‌های خطی و کتاب‌های چاپ سنگی و سربی چقدر در خانه‌ها آسیب‌پذیر و در معرض خطرند، اسنادشان را به مراکز آرشیوی می‌سپارند که تجهیزات و تخصص نگهداری مطلوب و استاندارد از اسناد را دارا هستند.

در مراکز آرشیوی همچون سازمان اسناد و کتابخانه ملی، برای نگهداری از فیزیک اسناد شرایط استاندارد رعایت شده و این اشیاء در مخازن با رعایت رطوبت و دمای مناسب نگهداری می‌شود. از آن مهم‌تر اینکه سند در این مراکز ثبت و شناسه‌دار می‌شود؛ به این معنا که بررسی و خوانده شده و مشخصاتش فهرست‌نویسی می‌شود و مجموع این اقدامات، حافظه جمعی ما را در این حوزه محافظت می‌کند. سندی که فهرست‌نویسی نشود، گویا هرگز وجود نداشته است؛ زیرا در معرض انواع خطرهاست و ممکن است هر لحظه در اثر بی‌احتیاطی یا حادثه از بین برود. بخشی از تاریخ کشور و حافظه جمعی با هر سندی که مخدوش شود، از بین خواهد رفت.

درباره فهرست‌نویسی بیشتر توضیح دهید.

یکی از وظایفی که به عهده مراکز آرشیوی، ازجمله سازمان اسناد و کتابخانه ملی بوده، فهرست‌نویسی است؛ به این معنا که سند را با شاخص‌های اصلی‌اش گویا و شناسا می‌کنیم. در فهرست‌نویسی تمام مشخصات مربوط به سند را فهرست‌نویسان استخراج و ثبت می‌کنند؛ اعم از دوره تاریخی،‌ سال، موضوع، اینکه از چه اشخاص و از چه محیط‌های جغرافیایی در آن سند یاد شده، فیزیک سند، تعداد صفحات و ابعادش و… . افزون بر این‌ها، در سازمان اسناد ملی هر سند که فهرست‌نویسی می‌شود، به آن یک کد شناسه اختصاص داده شده که منحصر به خودش است و در آرشیو ملی کشور ثبت می‌شود. با این شناسه‌ها اسناد گم نخواهند شد و با مشخصاتشان در دسترس همه افراد خواهند بود. پس سند با فهرست‌نویسی قابلیت جست‌وجو و شناسایی و پژوهش می‌یابد.

از لحاظ زمانی، از اسناد حداقل باید چند سال گذشته باشد تا یک سند تاریخی محسوب شود؟ همچنین، اسناد مربوط به امروز، در چند سال آینده جزو اسناد تاریخی و میراث فرهنگی شمرده می‌شوند؟

در مطالعات تاریخی، معمولاً بازه‌های زمانی نزدیک را جزو تاریخ محسوب نمی‌کنند؛ چراکه هنوز از آن فاصله نگرفته‌ایم و اطلاعاتش هنوز منتشر نشده و اسنادش اندک است؛ اما در آرشیو و مستندسازی، این تعریف سیال‌تر است.

ممکن است موضوعی کاملاً معاصر و مربوط به امروز باشد؛ اما از این حیث که واجد ارزش تاریخی خواهد بود، باید همین امروز آن را ثبت و مستندسازی کنیم؛ بنابراین امروز هم سندیت دارد و تعریف سند بر آن اطلاق می‌شود. در واقع، در تعریف سازمان اسناد و کتابخانه ملی، فقط به اسنادی که ناظر به گذشته دور است، سند نمی‌گوییم. بخشی از کار ما ثبت و مستندسازی جامعه در اکنون است؛ اکنونی که به‌زودی به تاریخ می‌پیوندد و به گذشته تبدیل خواهد شد و اگر الان نتوانیم داده‌هایش را مستند کنیم، ممکن است در آینده دیگر از آن نشانه‌هایی نداشته باشیم و با فقر سندی مواجه شویم.

شبیه به همان کاری که برای دیوارنوشته‌های منتهی به بیت رهبری انجام دادید و آن‌ها را در آرشیو دیجیتال سازمان اسناد و کتابخانه ملی اصفهان ثبت کردید.

بله. همچنین، پویشی که در نخستین روزهای جنگ تحمیلی سوم و در میانه اسفند گذشته راه‌اندازی کردیم با هدف گردآوری و ثبت و مستندسازی اسناد و تصاویر و روایت‌های مردمی از جنگی که هنوز نقطه پایان برایش گذاشته نشده. این پویش را براساس تجربیات گذشته راه‌اندازی کرده‌ایم؛ زیرا در دفاع مقدس هشت‌ساله، بسیاری از آنچه می‌توانست بر ابعاد اجتماعی و مردمی جنگ دلالت کند، به‌عنوان امر معمول با آن مواجهه شده و مستند نشدند و رد و نشانشان صرفاً در کتاب‌های خاطرات در دسترس است. براساس این آگاهی و تجارب گذشته، این توقع می‌رود که مواجهه متفاوتی در مستندسازی امروز
داشته باشیم.
ابزارهایی که امروز در دسترس است، فرصت‌های فراوان و نابی برای مستندسازی در اختیار ما گذاشته است؛ البته به همان میزان که امکانات گسترده شده، ممکن است بعضی جاها تصورات نادرستی ایجاد شده باشد. مثل اینکه گمان کنیم که همه دارند وقایع و لحظات را ثبت می‌کنند و نیازی نیست ما این کار را انجام دهیم.

امروز هرکسی دوربین و دستگاه ضبط دارد و همه می‌توانند تولیدکننده سند و آرشیوکننده باشند؛ اما چون روش مشخص و ضابطه‌مندی در بایگانی کردن نداریم، ممکن است به‌راحتی این انبوه اسناد از بین بروند. در گذشته که با دوربین‌های آنالوگ تعداد محدودی عکس گرفته می‌شد، تصاویر چاپ و نگهداری می‌شدند؛ اما معلوم نیست عکس‌های دیجیتال امروز چقدر ماندگار باشند. از این جهت، به همان میزان که امروز ابزارهای پیشرفته‌تر و امکانات گسترده‌تری برای ثبت داریم، به همان میزان اگر بدون ضابطه عمل کنیم، ممکن است چیز چندانی دستمان را نگیرد و ثبت نشود.

بااین‌حال، با پیشرفت‌های امروز در حوزه تکنولوژی، بسیاری از موانع سابق از پیش پا برداشته شده؛ ازجمله اینکه امروز امکان آرشیو دیجیتال را داریم و بسیاری از محدودیت‌های نگهداری اسناد مکتوب به حداقل رسیده است. مراکز آرشیوی به موازات صیانت از اسناد مکتوب، می‌کوشند نسخه دیجیتال را نیز تهیه و ثبت کنند.

طبق فرموده شما که مردم نیز باید آرشیوسازی را بیاموزند، اگر این اقدام صورت گیرد و مردم شروع به ثبت و آرشیوسازی کنند و اسنادشان را به مراکز مربوطه تحویل دهند، آن نهادها طی چند سال با حجم انبوهی از اسناد دیجیتال مواجه خواهند شد. آیا این نقض غرض نخواهد بود و باعث سردرگمی و ایجاد مشکلات دیگر نخواهد شد؟

بخشی از فرایند ما ارزشیابی است که براساس شیوه‌نامه‌ها انجام می‌شود؛ بنابراین، از بین انبوه اوراق و اسناد، همه آن‌ها به‌عنوان سند تعریف نشده و ثبت نمی‌شود. با توجه به اینکه اکنون با منابع دیجیتال و هوش مصنوعی مواجه هستیم، نیازمند سازوکارهای خاصی هستیم و بحث روز کارشناسان حوزه دانش آرشیو این است که با این اطلاعات چگونه باید برخورد کرد و آیا اسناد دیجیتال باید مشابه اسناد کاغذی ارزشیابی شوند یا خیر.

سازمان‌ها و نهادهای مختلف همچون شهرداری، دانشگاه‌ها، مجموعه‌های خصوصی و پژوهشگران در آرشیوهای شخصی‌شان، هریک بخشی از اسناد را جمع‌آوری می‌کنند. آیا شما این را یک معضل می‌دانید؟

تعدد و تکثر منابع آرشیوی مفهوم آرشیو را مخدوش می‌کند و در این خصوص، با معضل موازی‌کاری، چه در حوزه اسناد و چه در نسخ خطی، مواجه هستیم. سازمان اسناد ملی براساس همین ضرورت و برای رفع این نیاز پدید آمد تا نیاز نباشد هر ارگانی مستقلاً یک مجموعه آرشیوی داشته باشد. تعریف آرشیوهای جداگانه برای هر سازمان کاری نشدنی است؛ زیرا اولاً آرشیو و دانش اطلاعات یک دانش تخصصی است و با بایگانی متفاوت است.

هر بایگانی‌ای آرشیو نیست و هنوز ذهنیت دستگاه‌ها در مواجهه با سند نهایتاً بایگانی است؛ درحالی‌که آرشیو مرحله‌ای بسیار پیشرفته است و اقتضائات خودش را دارد. ثانیاً انباشت این اسناد از ارگان‌ها و خاندان‌ها و بخش‌های خصوصی و… در یک منبع است که حافظه جمعی و ملی را شکل می‌دهد. وقتی اسناد همه ارگان‌ها و اسناد خصوصی در یک مخزن نگهداری شود، همه به‌طور یکجا در اختیار پژوهشگران قرار می‌گیرد و پژوهشگر به اقیانوسی از اسناد دسترسی دارد؛ اما اگر هر دستگاه و شخصی برای خودش یک مرکز آرشیو داشته باشد، هم باعث سردرگمی شده و هم استانداردها رعایت نمی‌شود. علاوه‌بر این‌ها، بخش‌های مختلف حافظه جمعی پراکنده می‌شود و چنین شیوه‌ای نقض غرض است. ثالثاً آرشیو استاندارد، مقوله‌ای گران‌قیمت و پرهزینه است که هم به تجهیزات پیشرفته و هم نیروی انسانی کارشناس و زبده نیاز دارد که تأمین آن در عهده همه سازمان‌ها نیست.

بنابراین، از سال 1349 براساس همین احساس نیاز، دولت وقت قانون تأسیس سازمان اسناد ملی ایران را تصویب و ابلاغ کرد که براساس آن، همه ارگان‌های دولتی موظف شدند همه بایگانی‌های راکدشان را به سازمان اسناد ملی منتقل کند و این سازمان به‌عنوان متولی رسمی ارزیابی و نگهداری و فهرست‌نویسی و ثبت اسناد دولتی مشخص شد. امروز هم آن قانون، قانون محکم و قابل دفاعی است. در ادوار بعدی نیز چند بار این قانون ابلاغ شد؛ اما به‌دلایل مختلفی، این سازمان هنوز برای بسیاری از عموم مردم و سازمان‌های دولتی ناشناخته باقی مانده است.

میراث مکتوب و اسناد ملی چه گرهی از اصفهان خواهند گشود؟

مطالعات اسنادی در راستای حل بخش مهمی از مسائل اصفهان امروز نقش دارند. این اسناد کمک می‌کنند تا پیش از گره‌گشایی و حل مسائل، به فهم و شناخت درست و دقیق مسائل برسیم و در این مرحله است که اسناد به‌عنوان منابع منحصربه‌فردی می‌توانند نقش‌آفرین باشند. ما تا مسئله را دقیق فهم نکرده و ابعاد مختلفش را بررسی نکنیم، نمی‌توانیم در راستای حل مسئله گام برداریم. برای شناخت و فهم دقیق مسائل، گریزی از مطالعات اسنادی نیست؛ به‌ویژه وقتی درباره شهری مثل اصفهان صحبت می‌کنیم که جایگاه تاریخی و فرهنگی و سیاسی و موقعیت جغرافیایی‌اش یگانه است و این جایگاه در اسناد انعکاس یافته. با بررسی و مطالعه پیشینه‌ها و اسناد می‌توانیم فهم دقیق‌تری در این خصوص بیابیم.

ما فراوان به این برمی‌خوریم که اگر نهادهای متولی در حوزه‌های مربوط به خودشان از اسناد مطلع بودند،‌ شاید در مسیرهای رفته گام برنمی‌داشتند. مطالعه سند و آگاهی از تجربه‌های پیشین و مسیرهای رفته می‌تواند راهبردی و کاربردی برای مسائل امروز ما باشد و نهادها نباید به سند فقط به‌عنوان شیئی تاریخی نگاه کنند. بخشی از این کاربردی بودن، بررسی مسیرهای رفته و تکرار نکردن آن‌هاست.

امیدوارم با شناساندن سازمان اسناد و کتابخانه ملی در افکار عمومی، همه افراد و شهروندان به این سازمان به‌عنوان خانه خودشان اعتماد کنند. این فرصتی ملی است که در اختیار همه شهروندان قرار گرفته تا در یک حرکت جمعی و ملی، با کمک هم و با اهدای اسناد شخصی و بایگانی‌های خانوادگی و نجات‌دادن آن‌ها از آسیب‌های محتمل و خطر نابودی، حافظه جمعی و ملی کشور را ثبت کنیم. اگر امروز چنین عزم ملی را پدید نیاوریم، فردا دیگر دیر است.