به گزارش اصفهان زیبا؛ در دل محله آزادان، هنرمندی رشد کرده که روایت شخصیاش از جنگ، خانواده و تصویر، به زبان عکاسی شکل گرفته است. علی نجاتبخش، متولد ۱۳۷۱، مدرس دانشگاه و دانشآموخته کارشناسیارشد عکاسی از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.
او از آن دسته هنرمندانی است که مسیر زندگیاش از ریاضی و علوم کامپیوتر آغاز شد؛ اما در نهایت به تصویر ختم شد؛ تصویری که ریشه در تجربههای عمیق کودکی، زیستن در خانوادهای مذهبی و مواجهه نزدیک با مفهوم جنگ دارد. آنچه در ادامه میخوانید، گفتوگویی است با این هنرمند عکاس درباره مسیر زندگی و دغدغههایش.
ریشهها: کودکی در سایه جنگ
من در یک خانواده مذهبی به دنیا آمدم. پدربزرگم و پدرشان شیخ محل بودند و پدرم رزمنده و جانباز جنگ. این فضا از کودکی برای من جدی و پررنگ بود. جنگ برای من یک مفهوم دور و انتزاعی نبود؛ بخشی از زیست روزمرهام بود.
پدرم یک پای خود را در جنگ از دست داده بود و با عصا راه میرفت. از کودکی او را متفاوت از دیگر پدرها میدیدم. همیشه وقتی بچهای در جمع بود، پارچهای روی پایش میکشید تا او بهخاطر نداشتن پایش نترسد. من با همین تصاویر بزرگ شدم. شاید همان تجربهها بود که نوعی خشم پنهان نسبت به جنگ در من ایجاد کرد؛ خشمی که بعدها در انتخاب موضوع پروژههایم خودش را نشان داد.
برگزاری نمایشگاه عکس «۱۲ روز»
همین نگاه باعث شد در جنگ دوازدهروزه در تهران بمانم و عکاسی کنم که در ادامه، این عکسها منجر به برگزاری نمایشگاهی در دانشگاه تهران شد؛ نمایشگاهی با عنوان «۱۲روز». این نمایشگاه که یک هفته ادامه داشت، با استقبال زیادی روبهرو شد. در این نمایشگاه به نشانه ۱۲ روز جنگ از ۱۲ عکس استفاده کردم و در کنار هر عکس، شعری قرار دادم. وقتی برای عکاسی منازل آسیبدیده میرفتم، از افرادی که آنجا بودند میخواستم تا اولین شعری که به ذهنشان میآید بگویند و همین اشعار، شد قابی کنار عکسها.
در روزهای ابتدایی جنگ رمضان هم در تهران و سپس در اصفهان، وقایع و جنایات دشمن را ثبت کردم. امیدوارم این مجموعه در قالب کتابی منتشر شود.
از ریاضی تا تصویر؛ کشف یک مسیر
قبل از دانشگاه، در رشته ریاضی فیزیک تحصیل میکردم. هر پروژهای که داشتم، با دقت، نظم، ذوق و وسواس خاصی انجام میدادم. دوستانم همیشه میگفتند علی ذوق هنری بیشتری دارد.
کارشناسی علوم کامپیوتر را در دانشگاه اصفهان خواندم. نقطه عطف زندگیام آنجا شکل گرفت. من فتوشاپ تدریس میکردم؛ نرمافزاری که به نظرم مرز میان علم ریاضی و کامپیوتر و هنر است. هم به منطق و ساختار نیاز دارد و هم به ذوق هنری.
گاهی در کارم با اصطلاحات عکاسی و خلأهای مفهومی مواجه میشدم. تا اینکه یک روز کنار سالن غذاخوری دانشگاه، اطلاعیه کانون عکس و کلیپ را دیدم؛ دوره عکاسی با تدریس استاد بهنام تاجمیرریاحی. ثبتنام کردم و آنجا بود که جدیتر وارد عکاسی شدم.
تجربهگرایی و جسارت در عکاسی
به گفته استاد، تمرینهایم متفاوت بود. اهل ریسک بودم؛ حتی وسط اتوبان عکاسی کردم! برای اجرای تکنیک عکاسی با سرعت شاتر پایین، از لوستر بندی آویزان کردم و به آن یک LED قرمز متصل کردم. آن را چرخاندم و از پایینبهبالا عکاسی کردم؛ تا جایی که اینرسی باعث توقف کامل حرکت شد. تصویری که ثبت شد، فرمی شبیه حلزون طلایی داشت؛ یک فرم ریاضی که بدون رسم مختصات، با ترکیب نور، رنگ و تکنیک عکاسی خلق شده بود.
نگاه بینرشتهای؛ پیوند الگوریتم و عکس
در دانشگاه، حتی در درس
الگــوریتمهـــا، پروژههایم را بــه عکــاســـی پیونـــد میزدم؛ مثلاً درباره الگوریتمهای فشردهسازی تصویر کار کردم. همیشه سعی کردم یک کار بینرشتهای انجام دهم. همزمان، آخر هفتهها در کلاسهای آزاد عکاسی تهران، در دفتر زندهیاد عباس کیارستمی شرکت میکردم. آن فضا نگاه مرا عمیقتر و شخصیتر کرد.
مهاجرت یا ماندن؛ انتخابی سرنوشتساز
پس از پایان کارشناسی، تصمیم داشتم برای ادامه تحصیل به آلمان بروم و از یکی از دانشگاهها در رشته عکاسی پذیرش گرفتم؛ مشروط بر اینکه زبان آلمانی بخوانم؛ اما سال ۱۴۰۲ در کنکور کارشناسیارشد عکاسی شرکت کردم و رتبه اول شدم. در آزمون عملی نیز نمره صد از صد گرفتم. انتخاب کردم در ایران بمانم و در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران ادامه تحصیل بدهم.
روز دفاعم، ساعت ۹:۳۰ صبح نهم اسفند بود؛ دقیقاً همزمان با آغاز جنگ رمضان. دفاع به تعویق افتاد و دو هفته بعد بهصورت مجازی برگزار شد. با نمره خوبی فارغالتحصیل شدم و اکنون در مسیر ورود بــه مقطـــع دکتری هستم.
امروز؛ تدریس و تجربه
در حال حاضر مدرس دانشگاه هستم و در تهران، اصفهان، قزوین و کرمان بهصورت حضوری و مجازی تدریس میکنم. در جشنوارههای مختلف عکاسی داوری کردهام و سوابق اجرایی مختلفی داشتهام.از سوابق اجراییام میتوانم به دبیر اجرایی هشتمین سالانه عکس دانشگاه تهران در سال ۱۴۰۳، عضو هیئتمدیره انجمن عکاسی میراثفرهنگی در سال ۱۴۰۲، سرپرست هیئتمدیره کانون عکس انجمن سینمای جوانان خمینیشهر در سال ۱۳۹۷ و دبیر اجرایی چندین نمایشگاه و جشنواره عکس در اصفهان اشاره کنم.
بهیادماندنیترین عکس؛ شب برفی اصفهان
از او میخواهم از بهیادماندنیترین عکسی که تا کنون گرفته است بگوید. او به عکسی در شبی برفی اشاره میکند و میگوید: این عکس را در جزیره و کنار کتابخانه دانشگاه اصفهان، در یک شب برفی گرفتم. هوا آنقدر سرد بود که انگشتانم توان فشاردادن دکمه شاتر را نداشت. با مچ دستم شاتر را فشردم. بعد از گذشت چند سال، هنوز آن را یکی از خاصترین عکسهایم میدانم؛ نوری که در فضا پخش شده بود، امتداد برجسته بارش برف و حالوهوای صحنه، ترکیبی ساخت که شاید دیگر نتوانم تکرارش کنم. بعضی عکسها فقط یکبار در زندگی اتفاق میافتند.
کسب ۱۷ رتبه و جایزه ملی و بینالمللی
این هنرمند عکاس توانسته است تابهحال جوایز و افتخارات زیادی کسب کند. او درباره این افتخارات میگوید: تابهحال در ۱۷ رویداد و جشنواره بینالمللی و داخلی موفق به دریافت جایزه شدهام؛ از جمله این جوایز کسب رتبه اول در اولین و دومین فستیوال هنر مهر و ماه دبی در بخش عکاسی در سال ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، عکاس مستند سال ایران در سومین نشان عکس سال مطبوعاتی ایران در سال ۱۳۹۷، عکاس مستند خیابانی سال لندن در جایزه عکس مونوویژن اواردز در سال ۲۰۱۹، انتخاب بهعنوان بهترین شرکتکننده خاورمیانه در نهمین جشنواره بینالمللی عکس خیام، انتخاب عکاس سال در بخش عکاسی خیابانی پنجمین سالانه عکس ۳۵ Award روسیه در سال ۱۳۹۹ و عکاسی موبایلی سال در سالانه عکس ثردی فایو اواردز روسیه در سال ۲۰۱۹ بوده است.
تعهد به شهر؛ ثبت میراث آسیبدیده
نجاتبخش در ادامه به ثبت حدود ۲۰۰ عکس از آسیبهایی که در جنگ رمضان به دولتخانه صفوی اصفهان وارد شده است اشاره میکند و میگوید: امیدوارم بتوانم با این مجموعه، دِینم را به شهرم ادا کنم.
امیدوارم در اصفهان نمایشگاههای عکاسی بیشتری برگزار شود. همیشه شنیدهایم که اصفهان خاکش هنرخیز است؛ اما اگر بستر رویدادها و نمایشگاهها گستردهتر شود، تأثیر عمیقی در انتقال هنر خواهد داشت.



