خلق و امتداد هویت برای خود، کشور و جهان

برای درک دقیق پدیده حضور مردم در میدان، باید صورت‌مسئله را به‌درستی تقریر کنیم. بنده چند پیش‌فرض دارم: نخست اینکه، ما اکنون در یک «نبرد عینی» قرارداریم و پدیده خیابان را باید در نسبت با همین نبرد تعریف کرد.

تاریخ انتشار: 15:42 - یکشنبه 3 خرداد 1405
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
خلق و امتداد هویت برای خود، کشور و جهان

به گزارش اصفهان زیبا؛ برای درک دقیق پدیده حضور مردم در میدان، باید صورت‌مسئله را به‌درستی تقریر کنیم. بنده چند پیش‌فرض دارم: نخست اینکه، ما اکنون در یک «نبرد عینی» قرارداریم و پدیده خیابان را باید در نسبت با همین نبرد تعریف کرد.
اینکه اگر این نبرد روزی به پایان برسد، خیابان چه تعریفی پیدا خواهد کرد، خود محل پرسش است؛ اما پیش‌فرض فعلی ما، زیستن در دل یک نبرد تمام‌عیار است.
نکته دوم این است که این نگاه، ناظر به «اکنون و اینجا»ی خیابان است؛ هرچند در ادامه تلاش می‌کنم از این نقطه فراتر بروم و امتداد فضایی و زمانی آن را هم بررسی کنم.
ما در نبردی ترکیبی قرار داریم که حداقل شامل پنج حوزه است: حوزه فرهنگ و اجتماع، حوزه انتظامی و امنیتی، حوزه نظامی، حوزه سیاسی و حوزه اقتصادی. البته من حوزه‌های نظامی و سیاسی را در یک دسته واحد قرار می‌دهم؛ هرچند ما در خیابان با یکی از آن‌ها (میدان نظامی) بسیار مهربانیم و با دیگری (میدان دیپلماسی) نامهربان برخورد می‌کنیم؛ اما هردو را در یک دسته
می‌بینم. بر اساس این تقسیم‌بندی در ابتدای این نبرد، با چهار دسته تهدید اولیه مواجه شدیم: نخست، «تهدید روایتی» در حوزه فرهنگ و اجتماع بود.
حدود 50 روز پیش از شروع این نبرد، ما یک تکانه شدید اجتماعی، سیاسی و اقتصادی (اتفاق‌هایی که در ۱۸ دی رقم خورد) را پشت سر گذاشته بودیم.
در شامگاه شنبه‌ای که حوالی ساعت یازده شایعه شهادت رهبر انقلاب مخابره شد، شاهد هلهله و شادی برخی محله‌ها بودیم؛ تلاشی برای اینکه روایت کنند فقدان رهبر برای جامعه یک امر مطلوب است؛ نه یک ضایعه ملی.
تهدید دوم، «تهدید امنیتی و انتظامی» بود؛ بیم آن می‌رفت که حوادثی شبیه پیشامدهای ۱۸دی تکرار و خیابان‌ها ناامن شود و حتی کار به جنگی خیابانی برسد.
تهدید سوم، «تهدید حیثیتی» در حوزه نظامی و سیاسی بود. به‌هرحال به مرزهای ما حمله‌شده و ادراک از اقتدار ملی و حیثیت ما هدف قرار گرفته بود. درنهایت، تهدید چهارم «تهدید اقتصادی و معیشتی» بود که خاصیت هر نبردی است؛ اما در ابتدای کار اصلا آن را جدی نگرفتیم.
در برابر این تهدیدها، ما سه میدان اصلی برای خود تعریف کردیم: میدان روایت ملی، میدان امنیت ملی و میدان حیثیت ملی. معنای خیابان در روزهای نخست، در همین اهداف جست‌وجو می‌شد.
حرکت ما با مخابره «روایت سوگ» آغاز شد و به «روایت شور و حماسه» و انتقام‌خواهی رسید. حضور خودجوش مردم در صبح یکشنبه، پاسخ محکمی به تهدید روایتی بود.

در گام بعدی، با حضور در میدان مانع شکل‌گیری آشوب شدیم (در تهران با ایست‌بازرسی و در اصفهان با شکل‌های دیگر) و با شعارها و مطالبه‌ها، در برابر مواضع سیاسیون واکنش سریع نشان دادیم؛ اما در عرصه اقتصادی، ابتدایی‌ترین واکنش یعنی «روحیه قناعت و منش صرفه‌جویی» را اصلا نداشتیم و وارد آن نشدیم.
با گذر از این تهدیدها و واکنش‌ها پرسش مهم این است که آیا خیابان در همین اهداف اولیه خلاصه می‌شود؟ خیر. خیابان برای هر یک از این محورها، می‌تواند «اهداف مکملی» در نظر بگیرد. این اهداف مکمل به معنای پایان یافتن حرکت اول نیست؛ بلکه ادامه و تشدید همان حرکت است.

جامعه‌ای که توانسته در برابر روایت شادی ناجوانمردانه دشمن، روایت سوگ و حماسه را مخابره کند، اکنون باید بتواند در بطن بحران و در میان موشک و بمب، به «سکینت و آرامش اجتماعی» برسد.
در حوزه امنیتی، جامعه‌ای که مانع آشوب شده است، اکنون باید به‌سمت « انسجام اجتماعی» حرکت کند؛ یعنی کسی که تا دیشب فکر می‌کردیم می‌آید در خیابان آشوب ایجاد می‌کند، حالا پرچم به دست بگیرد تا در برابر دشمن خارجی با هم باشیم.

در حوزه حیثیتی، ما از پاسداری حداقلی باید به‌سمت «ارتقای منزلت ملی» حرکت کنیم؛ به گونه‌ای که در دنیا به شکل دیگری دیده شویم. این امر نیازمند رویکرد «صیانت منصفانه» است. ما در مواجهه با سیاسیون و دستگاه دیپلماسی منصفانه برخورد نمی‌کنیم. صیانت منصفانه یعنی همان‌طور که مثل یک تماشاچی فوتبال مطالبه گل‌زدن دارید، باید تیم را تشویق هم بکنید و اگر بد بازی کرد، تذکر بدهید؛ اما اگر گل زد، حمایت و تقدیر کنید. ما درقبال دیپلماسی فقط در مرحله تذکر و مطالبه مانده‌ایم.در حوزه اقتصادی نیز باید وارد تاب‌آوری و امنیت معیشتی با کنش «مواسات همدلانه» شویم. در این راستا، طرح‌های عملیاتی ارزشمندی در حال شکل‌گیری است که بنده خودم در جریان روند برخی از آن‌ها هستم؛ مثلا یک طرحی ایده‌اش این است که نهادهای اجتماعی مسجدمحور، هیئت‌محور و موکب‌محور، مبتنی‌بر مفاهیم «وقف و قرض» در امتداد تاریخ تأسیس شوند؛ نهادی که سرمایه را می‌گیرد و بدون گرفتن چک و سفته و با تکیه بر تعهد اخلاقی و اجتماعی، به‌عنوان قرض می‌دهد تا گره از مشکل اشتغال و درآمد مردم باز کند. نکته دیگر این است که ما باید از روایت شور و حماسه به «روایت فتح» برسیم؛ روایتی که داستانِ حالِ ماست و نشان می‌دهد در بطن پیروزی‌های تدریجی و تشکیکی (درصدهای مختلف موفقیت در حوزه‌های گوناگون) قرار داریم.

اما در این مسیر یک غفلت داشتیم: ما از مسئله «سوگ» خیلی سریع عبور کردیم (نهایتا از صبح تا شام یکشنبه). شاید لازم باشد در تنوع برنامه‌های محرم پیش رو، یک باب جداگانه باز شود و به سوگ ازدست‌دادن رهبر شهید با عنوان «سوگ فاتحان» برگردیم.

مسئله بسیار مهم دیگر، درک امتداد فضازمانی خیابان است. ما خیابان را خیلی در وضعیت «اکنون و اینجا» دیده‌ایم.
باید از خود بپرسیم این انسانِ خیابانی، از حیث جغرافیایی چه امتدادی برای دیگر ملت‌ها، نهضت‌ها و حتی فرادولت‌ها می‌سازد؟ درحالی‌که متأسفانه هنوز درگیر این سؤال هستیم که برای «اهالی خیابانِ خودمان» چه کار باید بکنیم؟

ما باید به این فکر کنیم که ما اهالی خیابان، برای دیگر اهالی خیابان، ملت ایران (در وجه عمومی)، دولتمردان، مجاهدان و رزمندگان، دیگر ملت‌ها، نهضت‌ها، دیگر دولت‌ها و فرادولت‌ها چه باید بگوییم و چه عرضه کنیم.

از حیث امتداد زمانی و تاریخی نیز باید بیندیشیم که در صد یا پانصد سال آینده، در مقیاس جهانی، این حرکت هفتاد یا هشتاد روزه ما چه معنایی خواهد ساخت؟ من قائل به این نیستم که خیابان، قابل مدیریت است؛ اما خیابان یک «رخداد» است که در پاسخ به فقدانی شکل گرفت. ما 80 شب ماندن کف خیابان را دیدیم که مصداق بارز «وفاداری» است؛ سوژه‌های وفاداری که دارند معنا و حقیقتی را می‌سازند.

در نهایت، با همین نگرش تاریخی، تقارن این رویدادها با ماه محرم را باید جدی گرفت. تلقی من این است که «محرم ۱۴۰۵ یک مرز تاریخی در کل تاریخ عاشورا تا به امروز است.»
اگر بتوانیم این ظرفیت را با تمام ابعاد زمانی، تاریخی و جهانی‌اش به‌درستی بشناسیم، می‌توانیم تاریخ آیین‌های محرمی را به دو دوره قبل و بعد از محرم ۴۰۵ طبقه‌بندی کنیم؛ اما اگر درست عمل نکنیم، به همان اتفاق‌ها و امور معمولِ سال‌های گذشته دچار خواهیم شد و عتاب و عقاب الهی را در پی خواهد داشت.