به گزارش اصفهان زیبا؛ پیرو موضوعی که در خصوص برگزاری مراسم دهه اول محرم برخی مداحان مشهور مطرح شد، در ابتدا به نظرم رسید که چند نکته درباره ابعاد و پیامدهای این رخداد بگویم و بعد هم چند پرسش پیرامون عزاداریهای امروزیمان مطرح کنم.
نکته اول اینکه چنین اتفاقهایی به ما هشدار میدهد که بحث جایابی و قرارگرفتن در موقعیتی که باید قرار بگیری، چقدر مهم است. واقعیت این است که اگر ما جایابی نکنیم یا جایابیمان درست نباشد و در آن نقطهای که باید قرار بگیریم، قرار نگیریم، حتی کارهای خوب ما هم بد و مضر میشود.
قبل از اینکه جهتگیری کنیم، باید جاگیری کنیم و قبل از جاگیری، باید جایابی کنیم که جای ما کجاست؟ خیلی از کارهای خوب، پسندیده و توصیهشده هستند که اگر جای ما آنجا نباشد و زمانی که باید در آن باشیم، انطباق نداشته باشد، کاری میشود که مورد عتاب و خطاب الهی قرار میگیرد. این نکتهای بود که صرفا از باب تذکر بیان کردم.
نکته بعد اینکه این رویداد را نباید صرفا یک تصمیم فردی و تغییر جغرافیایی مکان برگزاری یک برنامه ببینیم؛ بلکه به نظرم یک نشانه اجتماعی و حتی علت رخدادهای آتی فرهنگی و اجتماعی است.
این تصمیم میتواند نشاندهنده تغییر هویت یا مهاجرت فرهنگی معنوی باشد، مهاجرتی که اگرچه موقت و به شکلی متفاوت از مهاجرتهای مصطلح و معروف است، بهجد به عرصه جامعه دینی و مذهبی و هیئتی ما وارد شده است.
طبیعتا این مهاجرت هم مثل مهاجرتهای دیگر میتواند با مشکلاتی مثل زبان و عدم آشنایی با ظرافتهای فرهنگی و آدابورسوم محلی همراه باشد.
مهمتر اینکه، هزینهبردار هم است و جایگاه فرد، قبل و بعد از رفتنش نزد مردم متفاوت میشود. هرچند ممکن است مهاجرت موقتی باشد، ولی کسی که میرود، بعدا نمیتواند در جایگاه ابتدایی خودش قرار بگیرد و گویا دور میافتد.
نکته دیگر این است که به نظرم چهرهها باید بپذیرند که صرفا برای خودشان نیستند و نمیتوانند تصمیمهای شخصی سلیقهای بگیرند.
مثل رئیسجمهور که نمیتواند بر اساس علاقه خودش تصمیمی بگیرد، چهرههای فرهنگی هم باید فارغ از تعلقهای شخصی و سلایقشان تصمیم بگیرند؛ لذا اگر چنین تصمیمهایی میخواهند بگیرند، برهانشان برای این کار باید خیلی قوی باشد و از زوایا و ابعاد مختلف موضوع را بررسی کرده باشند.
به نظرم میرسد ما باید استدلال عزیزان را دقیقا بشنویم و ببینیم مبتنی بر کدام برهان به این نتیجه رسیدهاند. متن مداح عزیزی که قصد رفتن داشت و بعد گفت باوجوداینکه آمادگی کامل برای رفتن داشتم، ولی بهخاطر مردم میمانم، نشاندهنده این نبود که با تحلیل دقیق، قصد رفتن داشت و حالا با همان تحلیل دقیق قصد ماندن دارد.
البته بنده احترام به نظر مخاطبان را بسیار محترم و تصمیم عاقلانهای میدانم؛ ولی نشاندهنده این است که جای خالی استدلالهای منطقی دوستان خالی بوده و ما مشتاق شنیدنش هستیم.
مسئله بعد اینکه، برگزاری مراسم دهه اول محرم در شهرهای ما واجد موضوعیت است. جریانی که در دهه اول محرم در نقطهنقطه این کشور ایجاد میشود، هیچ جایگزینی ندارد؛ یعنی اگر این جریان دهه اول در شهرها و روستاها، کمفروغ شود و آسیب ببیند، شالوده بسیاری از بنیانهای فرهنگی ما متزلزل میشود.
نمیشود اثر انتقال جلسههای دهه اول محرم را صرفا به یک نقطه محدود کرد؛ بلکه باید دینامیک کار، دقیق برسی شود و ببینیم با این تصمیم در آینده چه اتفاقی میافتد؟ مثلا اگر چند سال دیگر این موضوع ادامه پیدا کند و همه هیئتیها به کربلا بروند، چه پایگاه استراتژیکی در کشور خالی میشود؟
برای آن مخاطبی که نه آنقدر هیئتی است و امکانات دارد که به کربلا برود و نه آنقدر بیاهمیت که روضه نرود، چه اتفاقی میافتد؟
یک نکته دیگر اینکه، الان مداحان بهاصطلاح انقلابی چنین تصمیمی گرفتهاند و بالطبع بار تفسیری موضوع بسیار کمتر است نسبت به زمانی که مداحان ساختارشکن و منتقد چنین کاری را میکردند.
در آن صورت میگفتند مداح با این کارش نوعی اعتراض غیرمستقیم یا نمادین به سیاستهای داخلی نشان داده و خواستار آزادی بیشتر در مناسک عزاداری است. یکجور واکنش به فشار اجتماعی و سیاسی تلقی میشد؛ اما همین تصمیم مداحان انقلابی هم میتواند بابی را باز کند که در همینجا تمام نمیشود.
این مکانیسمی میشود برای سالهای آتی که مداحان بگویند ما در ایران محدودیتهایی داریم؛ پس جلساتمان را کربلا میبریم و آنوقت دیگر جمعکردن این کار، آسان نیست.
نکته پایانی هم اینکه فارغ از نقدها و تحلیلهای موجود، شاید این تصمیمها فرصتی باشد که امکان بروز استعدادهایی را فراهم کند. طبیعتا هیچ خلائی در درازمدت باقی نمیماند و باعث میشود شاهد ظهور چهرههای جدیدی باشیم. ازطرفی، بد نیست درزمینه تغییر مناسبات هیئتها و مداحان هم به این پرسشها فکر کنیم:
آیا تغییری در رابطه مداحان با حامیان سیاسی و فرهنگیشان رخداده است؟
آیا مرکزیت مداحان در هیئت در حال تغییر است؟
آیا این تصمیمها و حرکات در جایگاه مداحان نزد مردم و علاقهمندانشان اثرگذار است؟ مشخصا این حرکت منجر به انزوای اجتماعی مداحان مشهور و ازدستدادن سرمایه اجتماعیشان میشود؟
آیا این تصمیم تغییر مکان برگزاری و رفتن به کشور عراق، باعث شکلگیری گفتمانهای جدید در عزاداری شیعی میشود؟
آیا این تغییر نشانگر تغییر در اقتصاد هیئتهای بزرگ است؟ مثلا اینکه گفته میشود هزینه هیئتهای بزرگ در ایران زیاد است و البته در کشور عراق هم اگر هزینهها بیشتر نباشد، کمتر نیست!
یک مورد دیگر اینکه آیا اقدام به تغییر محل برگزاری هیئت باعث سردرگمی مداحان میان دو فرهنگ نمیشود؟
بهعنوانمثال، به یادم دارم که چهارپنج سال پیش در انتهای ماه صفر برنامه عزاداری با حضور مداحان مشهور ایرانی در کشور عراق برگزار شد که خروجیاش بسیار ضعیف بود؛ چراکه مداح ایرانی برای سینهزن عراقی روضه میخواند و از جهت فرمی، برنامه بسیار رها بود.
پرسش بعد این است که آیا چنین جابهجایی میتواند پیشدرآمدی بر جابهجایی کانون عزاداری و به دنبال آن، کانونهای فرهنگی دیگر شیعی و تمدنی باشد؟
چراکه الان کانون فقه شیعه، مبارزه با استعمار، مقاومت و کانونهای اصلی جریانهای تمدنساز، در ایران هستند؛ حتی کانون عزاداری معنابخش و پویا در ایران است؛ پس با جابهجایی کانون عزاداری پویا و معنیبخش مواجه هستیم.
پرسش جدی دیگر اینکه، اصلا چرا این ماجرا برای ما مهم شد یا اینکه تقویت جلسههای بزرگ در برابر تقویت جلسههای محلی چه جایگاهی دارد؟
بهعنوانمثال، شکلگیری یک جلسه 100هزارنفری ارجح است یا هزار جلسه 100نفری؟ البته جایگاه نمایش و مانور در قلمرو اجتماعی مشخص است؛ ولی اینکه عملا به برگزاری جلسههای بزرگ به حدی بها دهیم که جلسههای کوچک و نقشی که در شکلدهی به بنمایههای فرهنگی ما دارند، از دست برود، مسئله قابلتأملی است.
درنهایت هم میتوان گفت: «گاهی اوقات باید از خونه بری بیرون تا بفهمی چقدر میتونی بپری.»



