به گزارش اصفهان زیبا؛ مدتهاست که اصفهان در فیلمها و سریالها جایگاه شایستهای ندارد. مدتهاست سریالی با امضای پررنگ اصفهان نمیبینیم.
سالهاست فیلمی که یادآور اصفهان زیبا باشد، روی پرده نقرهای یا قاب تلویزیون مخاطبان را میخکوب نکرده. گویی اصفهان به جز جشنواره فیلم کودک و نوجوان که به آن هم انقلتهای فراوانی وارد است، نسبتی با فیلم و سریال و فیلم کوتاه ندارد و فاصلهای معنادار با آن گرفته است.
نقطه نقطه شهر اصفهان و فرهنگ غنی و اصیل و بوم خاصش پر از قصه و حکایت برای تبدیل به فیلم و سریال است؛ اما گویی حواسها جای دیگری است. یکی از معدود نهادهایی که در دو سال اخیر در تولید فیلم و پرورش نیروی فیلمساز و هنرمند دغدغه داشته و بیکار ننشسته، باشگاه فیلم مهر است. با حامد گلناری، مدیر این باشگاه، درباره تولیدات و نحوه کار با اعضا صحبت کردهایم و نظرش را درباره وضعیت فیلمسازی در اصفهان جویا شدهایم.
از سابقه شکلگیری باشگاه فیلم مهر بگویید.
سازمان سینمایی سوره در سال 1401 تصمیم گرفت با توجه به شعار فعالیتهای فراتهران حوزه هنری، مدل کارش را در سطح کشور تکثیر کند و در چند استان اقدام به این کار میکند. حوزه هنری اصفهان نیز از سال 1401 فضایی تحت عنوان باشگاه فیلم مهر را ایجاد کرد و مسئولیت آن تا سال 1403 بر عهده محمد اسماعیلی بود و تا آن وقت، در بازه زمانی محدودی چند فیلم تولید شد.
بعد از آن، به بنده واگذار شد و با تهران و مرکز فیلم جوان سازمان سینمایی سوره مرتبط شدیم. در این بازه مدیریتی، فضای باشگاه را به مدل اصیل باشگاهی، یعنی نخبهگرایی و کارکردن با افراد محدود و شناسایی افراد مناسب و همراهی با آنها با هدف رشدشان نزدیک کردیم.
در سال اول فعالیتمان توفیق زیادی در تولید نداشتیم؛ زیرا تعامل لازم بین حوزه هنری اصفهان و سازمان سینمایی سوره تهران به دلایلی صورت نگرفت و بیشتر به شناسایی افراد و برپایی کارگاه و پایهریزی باشگاه پرداختیم.
در انتهای سال 1403 و با تغییر مدیریت حوزه هنری اصفهان، تفاهم میان اصفهان و تهران بسته شد و توانستیم بودجه لازم را برای تولید از تهران دریافت کنیم. بعد از آن، بهعنوان شروع فعالیت حرفهای، کارگاه فیلم «صد» را با حسین دارابی تشکیل دادیم که باعث ایجاد انگیزه در اعضای باشگاه شد.
در ابتدای سال 1404، تولیداتمان آغاز شد و دو فیلم کوتاه «زاد» به کارگردانی مهلا هاشمی و فیلم «نواصل» به کارگردانی نیکو روستایی و هر دو به تهیهکنندگی متین عمیدی را تولید کردیم که «نواصل» به جشنواره فیلم صد راه یافت.
در تابستان، فیلم «رُفت» اثر زهرا عابدی و تهیهکنندگی بنده با نگاه به جنگ دوازدهروزه تولید شد و در پایان تابستان، فیلم کوتاه «بند» را به کارگردانی مهلا هاشمی و تهیهکنندگی خودم تولید کردیم. پس از آن، در تولیداتمان وقفه ایجاد شد و در ابتدای سال 1405 و حین جنگ رمضان، فیلم کوتاه «دکه» به کارگردانی احسان عابدنیا و تهیهکنندگی خودم و سه فیلم دیگر ساخته شد.
کمی درباره محتوای فیلمهایی که با محوریت جنگ رمضان تولید کردید، توضیح دهید.
فیلم «دکه» درباره پدری است که دخترش در اتفاقات دیماه به طور اتفاقی کشته شده و حالا در ابتدای جنگ رمضان و با ماجرای مدرسه میناب، داغ دلش تازه میشود و ادامه ماجرا.
سپس، با همت آقای عابدنیا که مدیر تولیدات باشگاه است، توانستیم سه فیلم یکروزضبط را تولید کنیم که اکنون در مراحل پستولیدند. فیلم «قلک» به کارگردانی مریمسادات موسوی و تهیهکنندگی متین عمیدی در بیستم اردیبهشتماه ضبط شد. داستان درباره خواهر و برادری است که برای خرید اسباببازی پول جمع میکنند تا اینکه در دل جنگ اتفاقی میافتد و پولهای جمعشده سرنوشت دیگری پیدا میکند.
فیلم «غائب» به کارگردانی مریم جعفری و تهیهکنندگی متین عمیدی 22 اردیبهشت ضبط شد و درباره یک راننده سرویس است که بچهها را قرار است به مدرسه برساند؛ اما ماشینش در راه خراب میشود و بچهها را با وانت به مدرسه میفرستد. اما یکی از دخترها در روزی که انفجار رخ میدهد در سرویس جا مانده.
فیلم کوتاه «بژیت» به کارگردانی پریا دهقان و تهیهکنندگی خودم در 28 اردیبهشت ضبط شد.
فیلم درباره دختربچهای است که خانوادهاش را در جریان عملیات فروغ جاویدان منافقین از دست داده و حالا اسلحه دست گرفته.
هدف اصلی باشگاه صرفا تولید است، یا تربیت و پرورش هم جزو اهدافتان هست؟
در واقع، هدف اصلی ما پرورش هنرمند است. ما دفتر تولید نیستیم. ممکن است پیش از این حوزه هنری محلی برای مراجعه فیلمسازان بوده باشد که با دادن بودجه از تولید فیلمشان حمایت میکرد؛ اما اکنون، در استانهایی که باشگاه فیلم دارند، خود حوزه هنری اقدام به تولید فیلم نمیکند؛ زیرا ساختاری موازی باشگاه استان ایجاد میشود و به همین دلیل، تولید فیلمهای داستانی صرفا در باشگاه خلاصه میشود.
از طرفی، در باشگاه چون هدفمان رشد است، با هرکسی کار تولید انجام نمیدهیم. شخص تصمیم میگیرد که در برنامه رشد باشگاه قرار گیرد و باشگاه نیز با احصای توانمندیهای او، فرد را عضو میکند و با او تولید انجام میدهد. در وهله اول، با او فیلمی میسازیم تا طبق تعاریف خودمان، موجب رشد او شود. در وهله دوم نیز برایمان کیفیت فیلم مهم است.
علاوهبر اقداماتی که گفتید، باشگاه فیلم مهر در سطح اصفهان، در مقایسه با دیگر نهادهای تولیدات تصویری چه کارویژهای دارد؟
یکی از کارویژههای ما تمرکز بر تربیت و پرورش فیلمساز انقلابی است. ما با هر فیلمسازی کار نمیکنیم. مابقی ارگانها نیز اکنون در سطح اصفهان تولید فیلم جدی و کوتاه و داستانی ندارند و تولیدات اصفهان عملاً خوابیده است. ما در باشگاه فیلم مهر اعضایمان را ضمانت و روی آنها سرمایهگذاری میکنیم.
افراد قطعا باید پیش از ورود به باشگاه حداقل یک فیلم ساخته باشند و بهصورت تئوری به آنها آموزش نمیدهیم. اگر افراد ظرفیت داشته باشند، آنها را رها نمیکنیم و از فیلمهای یکروزضبط وارد تولیدات حرفهایتر میشویم. ما بیشتر به دنبال تعریف مسیر حرفهای با افراد هستیم، نه صرفا تولید تکفیلم.
بنابراین، ما از بیرون کار نمیپذیریم و با کارگردانان این سه فیلم اخیر هم تا کنون فیلمی تولید نکرده بودیم. این سه نفر حدود یک سال با باشگاه فیلم مهر رفتوآمد و مراوده داشتند، برایشان برنامه رشد تعریف شد، در پروژههای دیگر با کدهای مختلفی همچون دستیار کارگردان، منشی صحنه یا عکاس حضور داشتند و برایمان توانمندیشان مسجل شد. بعد، از آنها خواسته شد در خصوص جنگ رمضان فیلمنامهای ارائه کنند. فیلمنامهها بعد از رفتوآمد و اصلاح به قامت اثری درآمد که قابلیت تولید داشته و برای این افراد هم بستری برای رشد و تجربه است.
در تولیدات باشگاه، چقدر به هویت و ذات و بوم شهر اصفهان و فرهنگ و آداب و رسومش اهمیت داده میشود؟
از ابتدای فعالیت در باشگاه فیلم مهر، یکی از دغدغههای اصلی ما بوم اصفهان بود. حرف ما این بود که اگر در اصفهان هم فیلم تهرانی بسازیم، بیفایده است و اساسا لطف یک جمع فیلمساز در شهر اصفهان این است که بومش را در تولیداتش بازنمایی کند.
بوم هم به این معنا نیست که حتما در کوچهپسکوچههای شهر فیلم ساخته شود. فیلمساز باید بتواند زیست اصفهانی را در اثرش بازنمایی کند. در این مسیر، کوشیدیم متنهایی با این موضوع نگارش شود؛ اما هنوز به مرحله تولید نرسیده است؛ چون اولویت اصلی ما این است که فیلمنامهای که نوشته میشود، کارگردانش تمایل و دغدغه برای تولید داشته باشد.
اولویتهای ما برای تولید مشخص است؛ اما اعضا نهایتا فیلمی را میسازند که خودشان تمایل دارند و ما هم رشدشان را در تولید آن اثر میبینیم. بنابراین، هنوز به آنچه در راستای بوم اصفهان هدفمان است، در باشگاه فیلم مهر نرسیدهایم.
چرا؟
چون از نظر ما کارگردان باید فیلمی بسازد که باعث رشدش بشود. ما نهایتاً میتوانیم اولویتهایمان را برایش تعریف کنیم و او را اجبار به تولید موضوعی خاص یا محدود به آن نمیکنیم. آنچه در فیلمنامهنویسی به بچهها آموزش میدهیم، این است که داستان باید زندگی و بوم خودشان باشد؛ اما آنها را ملزم نکرده و تا کنون فیلمی تماما اصفهانی تولید نکردهایم. این دغدغه باید برای کارگردان وجود داشته باشد و همه آن را ندارند.
وقتی به فیلم اصفهانی اشاره میکنیم، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد، لهجه است. به جز لهجه، از چه شیوههای دیگری برای بازنمایی بوم اصفهان میشود بهره برد؟
بسیاری در اصفهان فیلم میسازند؛ اما با لهجه تهرانی یا کردی و ترکی. ما اصرار داریم آدمهای فیلم تا حد امکان لهجهدار و اصفهانی باشند؛ لهجه حداقل چیز و یک پوسته است؛ اما برخی از آن هم چشمپوشی میکنند. معتقدم حتی نحوه سر سفره نشستن یک آدمِ اصفهانی با یک تهرانی متفاوت است. عموم فیلمهایی که در سینما میبینیم، سریالهای نمایش خانگی و فیلمهای کوتاه راهیافته به جشنوارهها، به سبک زندگی تهران و نگاه تهرانی نزدیک شده؛ ولی ما به دنبال این هستیم تا اعضا را دعوت کنیم که داستانی براساس زیست خودشان بسازند. مسائلی همچون نحوه تعامل آدمها در خانوادهها، نگاهشان به زندگی و ریتم زندگی کندتر نسبت به زندگی در تهران را میشود در یک فیلم بازنمایی کرد. از طرف دیگر، ما به سبب فرهنگی بومیمان روایتها و حکایتهای قدیمی بیشتری داریم. در نگاه اصفهانیها، بهخصوص سنوسالدارهایشان، نوعی نگاه رازآمیز به جهان و هستی وجود دارد و در صدد هستیم آن را به قصههایمان وارد کنیم. ما طرحی براساس فرهنگ عامه اصفهان نوشتیم؛ اما تولید نشده است. حداقل دو فیلمنامه در فضای قصههای افسانهای قدیمی نوشته شده که هنوز شرایط تولیدش محقق نشده است.
چرا در سطح استان و کشور هنوز به جز «قصههای مجید»، فیلم یا سریالی که یادآور اصفهان باشد تولید نشده؟
در ابتدا باید بررسی کرد که چرا «قصههای مجید» به این جایگاه رسید. «قصههای مجید» نویسنده قدری به نام هوشنگ مرادی کرمانی دارد و کیومرث پوراحمد نیز با زیرکی آن را تولید کرد. فقط بازیگران و محیط تولید این فیلم محدود به اصفهان بوده و تمام عوامل از تهران آمده بودند.
سؤال اصلی این است که اصلا و اساسا چقدر در اصفهان کار تولید میشود؟ آخرین سریالی که در صداوسیمای مرکز اصفهان تولید شد، کی بود؟ اساسا چرا صداوسیمای مرکز اصفهان دست به تولید فیلم و سریال نمیزند تا منِ نویسنده و دیگریِ کارگردان سریالی بسازد و از این میان، تعدادی بر بوم اصفهان متمرکز شوند؟
وقتی تولیدات صفر است، تعداد فیلمها و سریالهایی در قامت «قصههای مجید» هم صفر است. ایجاد رونق تولیدات در استان، فقط دست باشگاه فیلم مهر یا انجمن سینمای جوان نیست؛ بلکه مهره اصلی این تولیدات صداوسیمای مرکز اصفهان است. اگر تولیدات منظم شود و تمام بودجه تولیدات در تهران بلوکه نشود، در همه استانها بخشی از ظرفیت تولیدات به سمت تولیدات بومی خواهد رفت؛ اما وقتی در هیچ مدلی تولید انجام نمیشود، آثار بومی هم ساخته نخواهد شد.
همه از ظرفیت اصفهان برای تولید فیلم میگویند؛ اما این ظرفیت عملی نمیشود. به جز بلوکه شدن بودجهها در پایتخت که به آن اشاره کردید، دیگر چه عاملی مانع عملی شدن این ظرفیت است؟
رأس همه مسائل همین است. سینما کار بسیار پرهزینهای است و باید پولهای هنگفت برایش هزینه بشود تا چرخش بچرخد؛ در غیر این صورت، همه نیروهای خوب ما به تهران میروند و با پایتخت کار میکنند. وقتی مدتی زایندهرود خشک باشد و آب به ریشه درختان نرسد، ریشهها میخشکند و زمین فرونشست میکند.
حتی اگر یک فصل هم آب باز شود، فایده چندانی ندارد. اگر در قالب یک جشنواره از چند فیلم هم حمایت شود، آنقدر این زمین خشکیده که تأثیر چندانی ندارد. این نبودن پول و نرسیدن بودجه و کمبود پروژه انقدر بوم فیلمسازی اصفهان را خشکانده که ترمیمش نیاز به مدیریتی چندساله دارد.
از وضعیت شهرهای دیگر خبر ندارم؛ اما آسیب اصفهان کاملاً ریشهای شده است. به اصفهان بودجه نمیرسد و اگر هم برسد، بعضاً به برندهای تولید کارهای نمایشی میرسد؛ آن هم به طریق نادرست و خروجی شایستهای هم نخواهند داشت. این میان به یک مدیریت هوشمندانه نیاز داریم تا بتواند بودجه را عادلانه و صحیح تقسیم کند.



