به گزارش اصفهان زیبا؛ فرش اصفهان قرنهاست که نهتنها بهعنوان یک کالای هنری، بلکه بهعنوان نمادی از هویت فرهنگی و ذوق ایرانی در جهان شناخته میشود.
نقشهای ظریف، رنگبندی چشمنواز و مهارت کمنظیر بافندگان این دیار، فرش اصفهان را در زمره ارزشمندترین دستبافتههای جهان قرار داده است.
با این حال، پشت هر تار و پود این آثار ماندگار، روایت زندگی انسانهایی نهفته است که سالها با صبر، هنر و عشق، این میراث گرانبها را زنده نگه داشتهاند.
روز ملی فرش فرصتی است تا علاوه بر پاسداشت این هنر اصیل، صدای هنرمندانی شنیده شود که با وجود چالشهای اقتصادی و تغییرات بازار، همچنان به بافتن و حفظ این سرمایه فرهنگی ادامه میدهند. فتحعلی قشقاییفر عضو هیئتعلمی دانشگاه کاشان در دانشکده معماری و هنر، گروه فرش دستبافت است.
او از فارغالتحصیلان هنرستان هنرهای زیبای اصفهان در رشته مینیاتور و نگارگری بوده و به بافندگی قالی به شیوه اصفهان هم مشغول است. با توجه به 35 سال فعالیت حرفهای قشقاییفر در رشته فرش دستبافت اصفهان، به مناسبت روز ملی فرش با او گفتوگویی کردهایم که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم..
فرش اصفهان در مقایسه با فرش دیگر مناطق کشور چه ویژگیهایی در بافت و طراحی دارد؟
فرش ایرانی به سه گروه فرشهای شهری روستایی و عشایری تقسیم میشود. با توجه به اقلیم و جغرافیای سیاسی اصفهان، هر سه سبک قالیبافی در استان رایج است.
قالی اصفهان براساس ویژگیهای ظاهری و فنیاش با تار یا چلههای ابریشمی، پرز یا گرههایی از کرک یا ابریشم بهصورت ترکیبی یا جداگانه بافته میشود. نوع گرهاش گره فارسی یا نامتقارن است و از نظر تکنیک بافت نیز قالی اصفهان را قالی لول یا تماملول میشناسند؛ فرشی که بسیار متراکم است و تناسب طول و عرضی بافت برابری دارد و با این تکنیک هر نوع طرح و تصویر پیچیدهای بدون تغییر بافته میشود.
ویژگی لولبافت مختص اصفهان نیست و همه مراکز قالیبافی شهری کشور این تکنیک را دارند. از نظر طراحی، قالی اصفهان بهشدت متأثر از شیوههای صفویه است و به همین واسطه، قالی اصفهان را یک قالی کلاسیک و سنتی میشناسیم. از طرحها و نقشهای بناها و نقاشیها و نگارگریها و تصویرسازیهای سنتی و اصیل ایرانی استفاده میشود و به نوعی، قالی اصفهان بازتاب تاریخ و اصالت این منطقه است.
قالی اصفهان همچون آینهای است که تاریخچه گذشتهاش را به نمایش میگذارد؛ بنابراین، در کل قالی اصفهان را یک قالی پیرو مکتب و سبک صفویه میشناسند که این ویژگی بسیار مهم از نظر طراحی و تصویرسازی است.
نکته مهم این است که از زمانی که هنرستان هنرهای زیبا در اصفهان تأسیس شد، اساتید و شاگردانی فارغالتحصیل شدند که با توجه به تحصیلات و آموزشهایشان این بخش از ویژگی قالی اصفهان را که پیرو مکتب صفویه است، بیشتر تقویت کردند؛ اساتیدی همچون بهادری، رستم شیرازی، احمد ارچنگ و… دقیقاً سبکی را ارئه دادند که به سبک صفویه شناخته میشود.
به لحاظ فن و تکنیک هم قالی اصفهان را قالی فارسیبافت میشناسند و با توجه به نوع گره و شیوههای بافت در مناطق فارسیبافت، مثل اصفهان و کاشان و یزد و در واقع مناطق مرکزی ایران که فارسیزباناند، این سبک این شهرت را یافته است.
فرش اصفهان در خارج از کشور چقدر طرفدار دارد؟
فرش اصفهان فرش فاخری است و جامعه مخاطبش متمول است. مجموعهداران و سبکشناسان از قالی اصفهان استقبال میکنند؛ چون ویژگیهای شاخص همچون اصالت، هویت، تکنیک قوی و زیباییشناسی سنتی ایرانی را در خود دارد.
بنابراین، وقتی میخواهیم یک قالی فاخر و دستبافت خیلی خوب را مثال بزنیم، یکی از مناطقی که قالیاش هویتدار است، اصفهان است و کسانی که در دنیا به فرش دستبافت علاقه دارند، فرش اصفهان را از این منظر میبینند. بخش تجاری فرش اصفهان هم در داخل و خارج از کشور با توجه به شرایط دکوراسیون و استفاده فرش در محیط زندگی انتخاب میشود.
باید گفت با توجه به مسائل سیاسی و اقتصادی که سالهای اخیر پیش آمده، صادرات فرش ایران با معضل رکود مواجه شده است. هرکدام از هنرمندان و اساتیدی که با تلاش شخصی خودشان کانالهای ارتباطی را بهسختی پیدا کرده باشند، میتوانند تا حد محدودی فروش داشته باشند.
جامعه اروپا بهدلیل مشکلات اقتصادی مخاطب قالی اصفهان نیست. جامعه آمریکا و کشورهای حاشیه خلیجفارس و کشورهای عربی، ژاپن و چین عمده خریداران و علاقهمندان به فرش اصفهان هستند. بهطور کلی، میتوان گفت اوضاع صادرات و فروش فرش ایران بهخصوص فرش اصفهان در دنیا دارای مشکل است و تا امروز رکودی اینچنینی را به خود ندیده است.
درباره الگوهای قالیبافی رایج در اصفهان بگویید.
همانطور که گفته شد، مشخصه فرش اصفهان در طراحی بسیار شبیه به آثار و تزیینات و اشیای دوره صفویه است و سبک سنتی را دنبال میکند. قالیهای فاخر اصفهان معاصر بسیار شبیه به قالیهای دوره طلایی صفویه است؛ چون از آنها بسیار ایده میگیرند و متأثرند.
به لحاظ فنی هم مواد اولیهای که اینجا به کار برده میشود، مهمترین شاخصهاش است. چلهاش از ابریشم است و پرز از کرک. در جاهایی که لازم است، برای گلها از ابریشم هم استفاده میشود.
برای زمینه یا کفِ بافت هم یککف یا چندکفابریشم مرسوم است. مثلاً زمینه قالی یا زمینه حاشیهها یا زمینه ترنج یا لچک میتواند از جنس ابریشم باشد و گلها یا بخشهای دیگر از کرک باشد.
در گذشته طراحان فرش تحتتأثیر بناهای اصفهان بودهاند. امروز هم این تأثیر دیده میشود؟
هنوز هم هنرمندان و طراحان و نقاشان اصفهان الگوی اصلی و اولشان بناها و تزیینات معماری است که در دورههای مختلف در این شهر کار شده؛ دورههای قبل تا بعد از اسلام، دورههای ایلخانی و تیموری تا صفویه و قاجار و دوره معاصر.
در همه این دورهها اگر اثر فاخری وجود داشته باشد، هنرمندان قالی اصفهان از آن ایده میگیرند. این فقط به بنا محدود نمیشود. از پارچهها و نقاشیها و هنرهای فلزی و ظروف دوره صفویه و هنرهای چوب مثل گرهچینی میشود ایده گرفت. اصفهان شاید یکی از معدود مناطق کشور در حوزه قالیبافی باشد که هنرمندانش تا این حد متأثر از آثار تاریخی هستند.
امروز فرش همچنان هنر است یا تبدیل به صنعت شده؟ کدام نگاه بیشتر قالب است؟
همیشه این دیدگاه در دوره معاصر مطرح بوده که قالی و هنر قالیبافی را صنعت بدانیم یا هنر، یا ترکیبی از هر دو. قالی اصفهان را هم میشود از بعد صنعتی دید و هم از بعد هنری. قالیهایی در اصفهان وجود دارد که بارها تکرار شده؛ قالیهای معروفی با نقش لچک و ترنج که با کمترین تغییر، صد تخته با دست مثل هم بافته میشود و مصرف عمومی دارد.
اگر قرار است از بعد تجاری صرف به آن نگاه شود، این بخش از قالی اصفهان واقعا صنعت دستی قلمداد میشود و ذوق و سلیقه و نوآوری و خلاقیت در آن وجود ندارد و تکرار مکررات است. این بخش از قالی اصفهان را قالی تجاری با بازاری میشناسیم. بخش مهم دیگری از قالیهای اصفهان، قالیهای هنریاند.
تولیدکنندگان بنام و شاخص زیادی در اصفهان داریم که میکوشند تکرارها را کم کرده و با نوآوری و خلاقیت همیشه آثار بدیعی تولید کنند. اصفهان با همه مشکلاتی که جامعه فرش دستبافتش دارد، همچنان جزو خلاقترین مراکز قالیبافی ایران از نظر طرح و نقش است.
به لحاظ تکنیکی، اصفهان دست بازی تا کنون نداشته و تلاشش این بوده که شیوه و تکنیک سنتیاش را حفظ کند؛ اما به لحاظ طرح و نقش و رنگ، هر تولیدکننده و استادکار و هنرمندی که قالی را طراحی و تولید میکند، اول سبک اختصاصی خودش را دارد و در آن سبک، همچنان نوآوری دیده میشود.
این ویژگی در قالی اصفهان مثالزدنی است. پس دستهای از قالی اصفهان صنعت دستی است. در کنارش، دسته دیگر، کارهای فاخر و ارزشمند و در سطح موزهای است که صرفا هنر دانسته میشود و با آثار هنری دنیا به لحاظ زیباییشناسی و به لحاظ کیفیت و خلاقیت و نوآوری قابل مقایسه است.
این جای خوشحالی دارد که هنرمندان اصفهان خلاقیت و نوآوری دارند و کوشیدهاند ماهیت فرش دستبافت را بهجای اینکه به سمت صنعتی شدن ببرند، بیشتر هنری کنند و ارزش افزوده فرش اصفهان را بهدلیل هنری بودن بالا ببرند.
نسل جدید اصفهان چقدر به یادگیری قالیبافی علاقه نشان میدهند؟ با این حساب، آینده فرش چطور خواهد بود؟
در بخش آموزش، از سال 1372 در دانشگاه رشته فرش دستبافت اضافه شده است. جوانان بسیاری از آن سال تا امروز در دانشگاههای مختلف کشور طراحی، بافت، مرمت و رنگرزی را در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و اخیرا در مقطع دکترا آموختهاند. البته پیش از دیپلم هم مدارس کار و دانش و فنیحرفهای هم رشته فرش دارند.
یکی از بخشهایی که اهمیت دارد و متأسفانه آموزشها نتوانسته در این خصوص کاری کند، تربیت نیروی انسانی برای بافندگی است. بافندگی هم میتواند جایگاه تکنسین و فرد ماهر را داشته باشد و هم جایگاه یک هنرمند را؛ اما جو سنتی و فشارهای فرهنگی جامعه که برای قالیباف ارزش زیادی قائل نبوده و نیز درآمد محدود بافندگی، باعث شده که بافندگی حرفه و هنر قابل توجهی دیده نشود و جوانان اقبالی در این بخش نشان ندهند.
با این حساب، آینده فرش چطور خواهد بود؟
یکی از چالشهای بسیار بزرگ فرش ایران و مخصوصا فرش اصفهان این است که تا ده سال دیگر، قالی دستبافت اصفهان با نبود بافنده مواجه میشود و این تهدید بزرگی برای دیگر بخشهای قالیبافی است. متأسفانه جایگزینی قالیباف در فرش اصفهان تقریباً به صفر رسیده و نسل جوان وارد این بخش از هنر قالیبافی نمیشوند؛ چون جذابیت اقتصادی و فرهنگی و جایگاه اجتماعی بالایی ندارد.
در این خصوص، جامعه و رسانه بسیار مقصر بوده است. رسانه همیشه یک قالیباف را فردی ناتوان نشان داده. در فیلمها و داستانها وقتی میخواهند آدمی را گرفتار و ضعیف نشان دهند، حرفه و کارش را قالیبافی انتخاب کردهاند و این دیدگاهی منفی را به این حرفه و مهارت القا کرده است.
آیا میشود از اصطلاح «مکتب اصفهان» در قالیبافی استفاده کرد؟
مکتب یک جریان فکری و اندیشهای است. پس اگر برای قالیبافی اصفهان مکتب تعریف کنیم، پیرو مکتب صفویه است و اگر اصفهان را امتداد مکتب صفویه تعریف کنیم، بنابراین، اصفهان همچنان دارای مکتب اختصاصی خود است؛ هرچند که در کنار این جریان تاریخی و امتدادش با نوآوریها، امروز هم سبک اختصاصی اصفهان را بهدلیل ویژگیهای زیباییشناسایی و فنیاش از کل مناطق کشور و دنیا میشود تفکیک کرد.
دیدگاهها و باورهای نویی هم در اصفهان در حال شکلگیری است. هنرمندانی هستند که دیدگاههایشان را به قالیهای سنتی تغییر دادهاند و کارهای نوآورانه و ساختارشکن جالبی تولید کرده و به نوعی میشود گفت کمی از چارچوب صفوی بودن اصفهان دور شدهاند. آنها مثل یک نقاش معاصر به قالی نگاه کردهاند و این امیدی برای آینده قالی اصفهان است.
هنرستان هنرهای زیبا چقدر در تربیت هنرمندان رشته فرش و جریانسازی در این خصوص نقش داشته است؟
اینکه هنرستان هنرهای زیبا با مدیریت مرحوم استاد عیسی بهادری، بهتنهایی توانست هنرمندان بزرگی را تربیت کند که در هفتاد سال گذشته، در فرش اصفهان خلاقیتهایی را رقم بزنند. اینها اساتید و هنرمندانی بودند که بر بازگشت به دوره صفویه تأکید و آن را جزو دستورالعمل و استاندارد کاری خودشان قرار دادند و به نوعی بازآفرینی و برگشت به دوره صفویه را بهعنوان یک رنسانس ایرانی در مکتب صفوی رقم زدند.
هنرستان هنرهای زیبا میتواند امروز بهعنوان آغازکننده مکتب اصفهان مطرح شود و تمام شاخصهای یک مکتب را دارد: هنرمندان شاخص، دارای چارچوب فلسفی و بینش نظری و عملی و هنری، تأثیرگذاری عمومی و اجتماعی بر بازار و تولید، آثار فاخر و ماندگاری که برای موزهها و مجموعههای بزرگ دنیا تولید کردند.
پس مکتب هنرستان هنرهای زیبا تجلی مکتب صفویه و اصفهان است. شاگردان این هنرستان چکیده فرهنگ و هنر و تاریخ شهر اصفهان هستند؛ تولیدکنندگانی که پابهپای هنرمندان طراح و نقاش کوشیدند اصالتهای تاریخی و فرهنگی و سنتی اصفهان را در تولیداتشان جدی بگیرند.
در کنار هنرمندان و فارغالتحصیلان این هنرستان، خانوادههای بزرگی همچون خانواده صیرفیان و حقیقی و عصاچی، خانواده مرحوم استاد میرزا آقا امامی و دردشتی خانوادههایی بودند که از میانشان چندین نسل بهصورت مستمر این جریان ارزشمند هنری را در فرش اصفهان حفظ کردند و یکی از مهمترین دلایل اصالتها و سنتهای قالی اصفهان، این امتداد نسلی در خانوادههای مطرح قالیباف است.
اساتیدی مثل مرحوم مهدیای و استاد شهابپور نیز در این میان نقش بسزایی داشتند.



