نه به زندگی به‌علاوه مقاومت

در روزهایی که سخن از مقاومت مردم و عبور از بحران‌ها بیش از هر زمان دیگری شنیده می‌شود، معمولا ذهن‌ها به سمت حضور در خیابان و تهدیدهای خارجی می‌رود.

تاریخ انتشار: 12:57 - پنجشنبه 21 خرداد 1405
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
نه به زندگی به‌علاوه مقاومت

به گزارش اصفهان زیبا؛ در روزهایی که سخن از مقاومت مردم و عبور از بحران‌ها بیش از هر زمان دیگری شنیده می‌شود، معمولا ذهن‌ها به سمت حضور در خیابان و تهدیدهای خارجی می‌رود.

در چنین فضایی، اما شاید پرسش اصلی این باشد که مقاومت از کجا آغاز می‌شود؟ از میدان نبرد یا از شیوه زندگی ما؟
مقاومتی که اگر آن را امری تاریخی و نه مقطعی بدانیم، باید به سراغ ایده مقابله با دشمن و با تاکید بر سبک زندگی برویم. از همین منظر است که مسئله اسراف و مصرف‌گرایی به موضوعی راهبردی تبدیل می‌شود.

این نگاه، مقاومت را به حوزه‌هایی می‌برد که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با آن نداشته باشند؛ از مصرف بنزین گرفته تا آب، برق، گاز و حتی فرهنگ کار. وقتی کشوری روزانه به واردات میلیون‌ها لیتر بنزین نیاز دارد، هر محدودیت خارجی می‌تواند آثار خود را در زندگی روزمره مردم نشان دهد.

وقتی میزان مصرف آب با وجود منابع محدود چند برابر ظرفیت طبیعی باشد یا مصرف انرژی از میانگین جهانی فاصله قابل توجهی پیدا کند، مسئله فقط یک چالش اقتصادی یا زیست‌محیطی نیست؛ بلکه موضوعی مرتبط با تاب‌آوری جامعه است.

نمونه دیگر، دورریز گسترده محصولات غذایی و کشاورزی است. جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از تولیدات غذایی خود را هدر می‌دهد، در واقع بخشی از ظرفیت مقاومت خود را نیز از دست می‌دهد. همین موضوع درباره فرهنگ کار نیز صدق می‌کند. مقاومت فقط در میدان‌های نظامی معنا پیدا نمی‌کند؛ بهره‌وری، مسئولیت‌پذیری، وجدان کاری و کیفیت انجام وظایف نیز بخشی از قدرت یک جامعه برای عبور از بحران‌هاست.

از این منظر، شکست دشمن صرفا با ابزارهای نظامی رقم نمی‌خورد. همان اندازه که توان دفاعی اهمیت دارد، اصلاح ساختارهای اجتماعی نیز اهمیت پیدا می‌کند. اگر جامعه‌ای بخواهد در برابر فشارها پایدار بماند، باید بتواند در مصرف، تولید، کار و مناسبات اجتماعی خود نیز بازنگری کند. به همین دلیل است که میان «زندگی مقاومتی» و «زندگی به‌علاوه مقاومت» تفاوتی اساسی وجود دارد.

زندگی به‌علاوه مقاومت یعنی فرد در طول روز همان سبک زندگی گذشته را ادامه دهد و در بخشی از زمان خود نیز به فعالیت‌های مرتبط با مقاومت بپردازد. اما زندگی مقاومتی یعنی مقاومت در تار و پود زندگی روزمره حضور داشته باشد؛ در نحوه مصرف آب و انرژی، در شیوه کار کردن، در پرهیز از اسراف، در احساس مسئولیت اجتماعی و در مواجهه با منابع عمومی. در این نگاه، مقاومت یک برنامه جانبی نیست، بلکه به شیوه زیستن تبدیل می‌شود.

نکته قابل توجه این است که این نحوه نگرش در پیام‌های اخیر رهبر انقلاب‌ هم مورد تاکید قرار گرفته اما گاهی تنها بخشی از پیام‌های ایشان شنیده می‌شود. مثلا جملاتی که بار سیاسی بیشتری دارند یا واکنش‌های احساسی و فوری ایجاد می‌کنند، بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. یا هشدار درباره دشمن، خیانت یا تهدید خارجی به سرعت بازنشر می‌شود و مورد استقبال قرار می‌گیرد.

اما وقتی سخن از رعایت حقوق یکدیگر، جبران کمبودهای ناشی از بحران‌ها، تقویت اقتصاد، افزایش بهره‌وری یا اصلاح رفتارهای اجتماعی به میان می‌آید، توجه‌ها کمتر می‌شود.

در حالی که همین بخش از توصیه‌ها شاید ماندگارترین و اثرگذارترین بخش ماجرا باشد. جامعه‌ای که بتواند سرمایه اجتماعی خود را حفظ کند، همبستگی درونی خود را افزایش دهد، فرهنگ کار را ارتقا دهد و از منابع خود مسئولانه‌تر استفاده کند، توان بیشتری برای عبور از فشارها خواهد داشت. مقاومت در چنین جامعه‌ای صرفا یک شعار نیست؛ به یک توان واقعی و پایدار تبدیل می‌شود.

شاید مهم‌ترین نکته همین باشد که مقاومت را تنها در لحظه‌های بحرانی جست‌وجو نکنیم. مقاومت پیش از آنکه در میدان‌ها و شعارها خود را نشان دهد، در خانه‌ها، محل کار، شیوه مصرف، روابط اجتماعی و سبک زندگی شکل می‌گیرد. اگر قرار است جامعه‌ای مسیر پیشرفت و استقامت را طی کند، باید مقاومت را از یک فعالیت مقطعی به یک فرهنگ عمومی تبدیل کند؛ فرهنگی که در آن زندگی روزمره و مقاومت از یکدیگر جدا نیستند و «زندگی مقاومتی» جای «زندگی به‌علاوه مقاومت» را می‌گیرد.