به گزارش اصفهان زیبا؛ در حوزه معماری به اواخر دوران سلطنت قاجار و دوران پهلوی اول، دوره گذار یا دوره انتقال گفته میشود.
اما چرا؟ در پاسخ باید گفت بعد از انقلاب مشروطه ساختار سنتی حکومتی به یک ساختار متفاوت و مدرن تبدیل شد و در نتیجه این رخداد، نهادهای مدنی جدیدی اعم از ادارات، وزارتخانهها و نهادهای عمومی مختلفی در ایران ساخته و طراحی شدند و به دلیل حاکمیت قانون، مجلس نقش مسلط را پیدا کرد.
این اتفاق سیاسی موجب شد به تدریج مدرنیته در بخشهای دیگر فضای زندگی اجتماعی مردم نیز خود را نشان دهد و در ساختار شهرها دگرگونی ایجاد کند. در کنار این مسئله و اینکه نوع جنگها هم از حالت سنتی خارج شده بود، کمکم حصارها و باروهایی که دور شهرها میکشیدند و جزئی از ساختار شهر بود حذف شد.
چه عواملی موجب تغییر چهرهها شهرها در دوره رضاخان شد؟
متعاقب آن خیابانکشیهای جدیدی رخ داد که مناسب تردد اتوموبیل و ماشین بود و این خیابانها نوع جدیدی از شهرسازی را به ایران آوردند که در سایر شهرهای دنیا به خصوص در فرانسه و شهر پاریس اجرا شده بود که از میانه بافت تاریخی و قدیمی، خیابانکشی میکردند.
علاوهبراین، بعد از سقوط قاجاریه، صنعت ایران هم رشد شتابانی را تجربه کرد و همین امر باعث رشد احداث کارخانهها و کارگاههای صنعتی در شهرهای مختلف شد. اصفهان نیز از این قاعده مستثنی نبود. اما به سنت خود پایبند ماند.
همچنان که در دوره صفویه اصفهان صادرکننده منسوجات و پارچه و فرش برای کل دنیا بود، صاحبان سرمایهای همچون مرحوم عطاءالملک دهش و کازرونی، نیز صنایع نساجی را در شهر اصفهان ایجاد کردند و گسترش دادند.
ایجاد صنایع موجب شد از منظر اجتماعی، طبقه ثروتمند دیگری به طبقات اجتماعی آن دوران اضافه شد که همان صاحبان صنعت بودند. بنابراین و با احتساب طبقه جدید، ثروتمندان در دوره رضاخان عبارت بودند از: صاحبان صنعت، بازرگانان، روحانیون درباری، وابستگان حکومتی و ملاکین بزرگ.
به دلیل اینکه صاحبان صنعت، صنایع جدید را از خارج وارد ایران میکردند و به دلیل نیازی که این صنایع به ارتباط با خارج از کشور داشت، این طبقه همچنان ارتباط خود را با دنیا مخصوصا اروپا حفظ کرده بود. به همین دلیل علاوه بر روشنفکران، صاحبان صنایع نیز در تحولات مدرنی که در دوره رضاخان اتفاق میافتاد، سهیم بودند؛ به خصوص تحول در حوزه معماری و شهرسازی.
در این دوره شیوه زندگی به تدریج دستخوش تغییر شد؛ به گونهای که نظام پدرسالارانه موجود در جامعه، در طبقه اعیان به کمرنگ شدن گرایید. نتیجه این شد که برخلاف دوره قبل که فرزندان مخصوصا فرزندان ذکور که در کنار پدرانشان زندگی میکردند، در این دوره آنها تصمیم گرفتند مستقل از خانواده و پدر تشکیل زندگی دهند.
یکی از مهمترین عوامل که در این دوره بر حوزه معماری و شهرسازی اثرگذاشت، عامل تحصیل و مدرک دانشگاهی بود. در این دوره، معمارانی وارد عرصه معماری شدند که برخلاف پیشینیان دارای مدرک تحصیلی بودند.
تا پیش از سقوط قاجاریه، معماران اغلب به صورت سنتی و شیوه استادشاگردی این مهارت را فرامیگرفتند. اما بعد از ایجاد تحول در آموزش در ابتدای قرن معاصر و ایجاد اولین دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران، معماران اروپایی و همچنین ایرانیان تحصیلکرده در خارج از کشور، برای آموزش علم جدید معماری، وارد ایران شدند و توانستند معماران زیادی را آموزش دهند. بنابراین ما شاهد حضور استادان معماری همچون آندره گدار فرانسوی در ایران هستیم.
همچنین با وقوع انقلاب 1917 در روسیه، برخی معماران شوروی (روسی و گرجی و ارمنیتبار) نیز از روسیه به ایران مهاجرت کردند. اضافهبراین به دلیل نسلکشی ارامنه توسط حکومت عثمانی، برخی از ارامنه نیز وارد ایران شدند.
در کنار این، برخی از ایرانیان نیز به خارج از کشور سفر و در آنجا در حوزه معماری به تحصیل پرداختند؛ مثل کریم طاهرزاده بهزاد که طراح مقبره فردوسی بود، یا محسن فروغی که طراحی مقبره صائب، آرامگاه پوپ و بانک ملی در خیابان سپه فعلی اصفهان را انجام داد.
مجموع این اتفاقات باعث شد چهره شهرها به تدریج تغییر کند؛ به خصوص این تحولات در ابتدا، در تهران سریعتر و واضحتر بود و چهره معماری مسکونی این شهر را به اندازه زیادی دستخوش تغییر کرد. بسیاری از معماران آن دوره تحت تاثیر معماران ارمنی، به خصوص وارطان هوانسیان که اولین معمار مدرن ایران است، قرار گرفتند و موجب شد در این دوره ساختمانهای زیادی با سبک معماری مدرن ساخته شوند.
گذار از الگوی حیاط مرکز به الگوی کوشک در اصفهان
در شهر اصفهان حضور معماران خارجی به اندازه تهران نبود، تاثیر دانشکده هنرهای زیبا در اصفهان کمرنگتر بود و معماری خانه افراد عادی هم رنگوبوی معماری سنتی را داشت.
به عبارت دیگر هنوز شکل معماری، وضع قبلی خود را از دست نداده بود و الگوی حیاط مرکز در خانهها رعایت میشد. اما نکته مهم در معماری خانههای اصفهان این بود که در این دوره به جبهه شمال که نور جنوب را میگرفت، به شکلی شاخص توجه و به تدریج حضور جبهههای شرق و غرب در خانههای اصفهان کمرنگ شد.
در خانههای افراد عادی، تحولات با سرعتی کند پیش رفت. اما در خانههای اعیان و ثروتمندان، میبینیم که پلان طراحیشده برای خانه به شکل یک کوشک است که البته معماری آن با کوشکسازی ایرانی تفاوت داشت (کوشک به بنایی گفته میشود که در دل یک باغ ساخته شده است). بنابراین میتوان گفت الگوی اصلی خانههای اعیانی اصفهان تا سال 1320، مخصوصا صاحبان صنایع، الگوی کوشک بود.
کاهش اهمیت اندرونی در خانهها
این نکته را باید در نظر داشت که معماری مسکونی صاحبان صنایع در این دوره در اصفهان، معماری شاخص و برجستهای بوده است. در این خانهها به تدریج از اهمیت اندرونی کاسته شد. این روند نتیجه مستقیم ارتباط با غرب بود و موجب شد ذهنیت این طبقه نسبت به روابط خانوادگی تغییر کند و به تبع کمرنگ شدن ارتباطات خانوادگی، توجه به ساخت اندرونی در طراحی داخلی خانه نیز کمتر شود.
از خانههایی که در این دوره به صورت کوشک ساخته شدند، میتوان به خانه بنایی، خانه امیرقلی امینی، خانه عطاءالله دهش، خانه اسحاق ساسون، خانه منسوب به خاندان کلانتری که در گذر پشت مطبخ قرار دارد و به آن عمارت نکمدان هم میگویند، اشاره کرد.
در معماری خانههای این دوره، دیگر همچون قبل سازماندهی فضایی خانهها مثل خانههای تاریخی اصفهان بر مبنای چهار صفه نبود و پله و سرسرا نقشی محوری را در خانه بازی میکرد و بیرونی خانهها نیز به اندازه زیادی برجسته شد.
همچنین در این کوشکها فعالیتهای جدیدی هم اضافه شد و در نتیجه خانه فضاهای جدیدی پیدا کرد؛ به عنوان نمونه سرویسهای بهداشتی و روشویی در این خانهها جایابی شد.
در نماهای ساختمانهای این دوره، هنر آجرکاری خیلی شاخص است. با این حال در اصفهان کاشیکاری هم به آن اضافه شد که میتوان به خانه هنرمندان که در حد فاصل بین پل بزرگمهر و پل خواجو واقع شده است، اشاره کرد. به طور کلی این کوشکها به سمبل خانههای اعیانی دوره پهلوی تا سال 1320 تبدیل شدند.
کاهش تزئینات داخلی خانهها
در این خانهها عموما تلاش بر این بوده که از تزئینات معماری ایرانی مثل گچبری و آئینهکاری استفاده کنند. اما نسبت به معماری سنتی از حجم تزئینات به اندازه زیادی کاسته شد و دیگر ما شاهد استفاده از تزئینات سراسری که شامل نقاشی و آئینهکاری باشد، نیستیم. اما اینگونه هم نبود که تزئینات به طور کلی حذف شود، بلکه در محلهای و نقاط خاصی مثل محل اتصال سقف ودیوارهها که حالت قوسی شکل پیدا میکرد یا در سقفها تزئینات به کار میرفت.
در این دوره طراحی و نوع نقوش نیز تغییر کرد. در دوره قاجاریه و صفویه ما شاهد به کارگیری نقوش اسلیمی و خطایی هستیم که در حجم زیادی در تزئینات به کار میرفت. اما در این دوره، نوع نقوش به سمت فرنگی شدن حرکت کرد. مهمترین مشخصه این نوع تزئینات این بود که قوسهای تیز یا نیمدایره از معماری و طراحی حذف و بالای دروپنجرهها مسطح شد.
به عبارت دیگر بالای در و پنجرهها که قبلا قوسیشکل بود، قاب مستطیلیشکل پیدا کرد و قوارهبری یا اسلیمیبری که نقوش گرد و نرمی هستند، حذف و نقوش شکسته هندسی، یعنی گرهها جایگزین آن شدند؛ آن هم به شکلی خیلی کمحجم، نه مثل دوران قاجار که به صورت گرهدرگره و شاهگره کار میشد.
چراکه با ورود به دنیای مدرن، تزئینات در معماری خانه به عنوان یک جنایت معرفی و تاریخ گذشته که در نقوش سنتی خود را نشان میداد، کنار گذاشته شد. برای همین به مرور از حجم و جزئیات تزئینات نیز کاسته شد و شکل پلان و سازماندهی فضایی در خانههای اعیانی تغییر کرد.
با این حال به دلیل محدودیت در تامین مصالح جدیدی که در سایر شهرهای دنیا به کار میرفت مثل تیرآهن، هنوز هم سازههای باربر و مصالح بنایی سنتی مورد استفاده قرار میگرفت. به همین دلیل یکی از مشخصههای این دوره که به عنوان دوران گذار و انتقال نامگذاری شده، این است که در این دوره اصول معماری سنتی با اصول معماری مدرن ترکیب شد.
تقسیم بافت درونشهری با خیابانکشیهای متعدد
در این دوره، با خیابانکشیهای متعدد، بافت تاریخی شهرها تقسیمبندی شد. در اصفهان خیابانهای چهارباغ (حدفاصل کاخ جهان نما دروازه دولت امروز) تا سردر باغ هزار جریب ( دروازه شیراز امروز)، چهارباغ خواجو، نظر و عباسآباد در دوره قبل از گذار احداث شدند.
اما مابقی شهر به صورت کوچهپسکوچه بود. با ورود ارزشهای مدرن به شهرهای ایران در اوایل قرن گذشته، خیابانکشی در شهرها شروع شد و به تبع آن اصفهان هم از این قاعده مستثنی نبود.
در این دوره بود که خیابانهایی مثل چهارباغ پایین، خیابان مسجدسید، عبدالرزاق و خیابان شاهپور قدیم (خیابان شهید بهشتی فعلی) در اصفهان ایجاد شدند. با این حال خانهها و زمینهایی که در دل بافت تاریخی و در عمق محله و دور از خیابان قرار داشتند، الگوی سنتی خود را حفظ کردند.
کاربری تجاری خیابان به جای بازار
به موازات خیابانکشی جدید، نقش سنتی بازار رو به افول رفت. تا قبل از دوره رضاخان، بازار ستون اصلی شهر بود و قلب اقتصادی و تجاری شهر به حساب میآمد. اما در این دوره، با شکلگیری خیابانهای جدید، بخشی از تجارت از بازار به کنار خیابان منتقل شد و بدنههای خیابانها، رفتهرفته به بدنههای تجاری تبدیل شدند. این در حالی است که در دوره صفویه در کنار خیابان چهارباغ به عنوان تنهاترین و اصلیترین خیابان شهر، بدنه اصلی کاربری باغی داشت، نه کاربری تجاری و بازار محل اصلی تجارت بود. اما در دوره رضاخان تجارت علاوه بر بازار، در کنار خیابان هم شکل گرفت و به تدریج نقش بازار کمرنگ شد.
این روند به گونهای پیش رفت که در شهرهایی مثل نائین خیابان به قدری اهمیت پیدا کرد که رفتهرفته از نقش تجاری بازار کاسته شد و اکنون نیز بازار تاریخی این شهر در برخی از قسمتها به شکل متروکه درآمده است.
باید به این نکته توجه شود که بازار در شهرهایی مثل اصفهان یا تهران هنوز نقش تجاری خود را دارد. اما اهمیتشان نسبت به سده قبل کمتر شده است.
در امتداد ایجاد کاربریهای تجاری در کنار خیابان، ساختمانهای جدید دو طبقهای شکل گرفتند که پایین آنها کاربری تجاری داشت و طبقه بالای آن حالت بالاخانه برای اقامت و سکونت که برخی از این ساختمانها که در دوره رضاخانی شکل گرفتند هماکنون در بخشهایی از خیابان احمدآباد یا مسجد سید هنوز هم وجود دارند. بنابراین در این دوره معماری خیابانی شکل گرفت.
برونگرایی به جای درونگرایی
یکی از مشخصههای مهم بناها در این دوره، برونگرایی آنهاست؛ بهگونهای که نمای اصلی این بناها دیگر به سمت حیاط نیست، بلکه نماها به سمت گذر و کوچه است که این اتفاق نیز در امتداد شکلگیری بالاخانهها رخ داد.
برخلاف معماری سنتی که در و پنجرهها به سمت داخل و حیاط خانه باز میشد، در دوره رضاخانی معماری خانه به شکلی بود که در و پنجرهها به سمت گذرها باز شوند. این اتفاق را میتوان با پدیده کشف حجاب اجباری در دوره رضاخانی مشابهسازی کرد؛ به همان نحو که در این دوره حجاب را از سر زنان برداشتند، در حوزه معماری نیز خانهها به شکلی طراحی شد که نمای بیرونی خانه جلوهگری زیادی داشته باشد.
تاثیر ورود ماشین به شهرها بر شهرسازی و معماری
نکته دیگر این است که قبل از دوره رضاخانی، به دلیل اینکه تردد مردم با حیوانات انجام میشد، مجبور بودند در حیاط خانهها جایی برای آنها در نظر بگیرند. اما با شروع دوران جدید و ورود اتوموبیل به کشور، این نیاز پدید آمد که در خانهها محلی به نام گاراژ برای پارک اتوموبیل ایجاد کنند.
به همین دلیل ورودی یا هشتی بسیاری از خانهها برای هموار کردن مسیر به منظور ورود اتوموبیل تخریب شد؛ مثل خانه باجغلی که یک خانه صفویقاجاری است که از ابتدا دارای هشتی بود، اما بعدا برای ورود اتوموبیل به آن مجبور شدند ورودی آن را تخریب کنند.
از طرف دیگر در طراحی و معماری خانه باید در نظر میگرفتند که گاراژ جایی مناسب با دسترسی راحت به معبر ساخته شود و این تاثیر زیادی در طراحی خانهها داشت.همچنین به دلیل حضور ماشین شهر، بافت شهر اصفهان نیز تاحدی تغییر کرد. تا قبل از ورود ماشین به بافت شهری، محلات اعیانی در کنار مسجد جامع و میدان نقش جهان قرار داشتند.
اما در دوره رضاخان، از مقبولیت این مناطق از جمله محلههای مجاور مسجد جامع به دلیل وجود گذرهای تنگ و بافت محلی پیچدرپیچ، به مرور کاسته شد و بعد از آن نیز به دلیل سختی در رساندن فاضلاب شهری به آن نقاط کاهش این مقبولیت دوچندان شد.
بنابراین در این دوره بافت جدیدی در برخی از نقاط شهر شکل گرفت که مثل بافت قدیمی، کوچهپسکوچههای ارگانیک نداشت و مناسب برای عبور و مرور ماشینها بود.
به همین دلیل اعیان در این محلهها سکونت پیدا کردند. این بافت جدید اعیاننشین در اصفهان بین پل فلزی تا پل فردوسی فعلی شکل گرفت. در این منطقه، که قبلا به شکل باغ بود، خیابانکشی جدیدی انجام شد و ثروتمندان با نقل مکان به این بخش از اصفهان، قطعهزمینهای بزرگی را خریداری و تملک کردند و ساختار شهر را در این مناطق تغییر دادند. به تبع آن ساختار شهر اصفهان هم به سمت این الگوی جدید حرکت کرد.
دسترسی به جای امنیت
اضافهبراین، در دوران قبل از دوره رضاخانه، بحث امنیت در جایابی و مکانیابی خانهها اثر زیادی داشت. در خانههای قدیمی و تاریخی مشاهده میکنیم که برای رسیدن به خانه، عرض کوچهها کمتر و کمتر و ورودی خانه در آخرین نقاط کوچه قرار داده میشد تا ساکنان خانه بتوانند در جنگها و نامنیها بیشترین امنیت را داشته باشند.
اما در دوره پهلوی اول، به دلیل ورود ماشین به ساختار شهری، اولویت خانهها از امنیت به دسترسی به گذر تغییر پیدا کرد تا تردد ماشینها راحتتر انجام شود. متعاقب این تغییر اولویت، ارزش زمینهایی که به گذرها و معابر اصلی نزدیکتر بودند بیشتر و ارزش زمینهایی که در دل بافت محلی قرار داشته باشد، کمتر شد.



