به گزارش اصفهان زیبا؛ شعر محتشم ویژگیهای خاصی دارد. او مبانی علمی و مذهبی عمیقی داشته و اعتقادات قلبیاش را در قالب شعر سروده است. شاعر با خودش در بیان و گفتار صداقت داشته و شعرش از شعارزدگی خالی است.
او نه آنقدر بلند شعر سروده که مخاطب دچار ملال شود، نه آنقدر کوتاه سروده که انتقال پیام را دچار نقصان کند، نه آنقدر با بیان عامیانه و ساده صحبت کرده که خواص از شنیدن شعر ملول بشوند و نه آنقدر پیچیده و فنی سروده که عوام از فهم پیام شعر بازبمانند. علاوهبر این، عنصر حماسه و سوگ و پیام همزمان در این شعر پیش میروند و مخاطب را جذب میکنند.
شعر عواطف رقیق و قویای را به خواننده القا میکند و از عقلگرایی بهرهمند است. شعر محتشم درگیر غلوهای اشعار معاصر نیست و میانهروست و علاوهبر ویژگیهای فنی، لطف و فیوضات شامل حال او شده که آن را باید در ویژگیهای اخلاقی و سبک زندگی او پیگیری کنیم.
شعر عاشورایی اگر فقط مرثیهسرایی کند، جز محملی برای گریه و اشک انفعال و وادادگی نیست. حادثه عاشورا ابعاد گستردهای دارد و شاعر شعر عاشورایی باید حداقل سه عنصر سوگ و حماسه و پیام را در شعرش به مخاطب منتقل کند و بدون این سه عنصر، نمیتواند پیام عاشورا را به مخاطب منتقل کند.
امام حسین(ع) بزرگترین و اولین شاعر شعر عاشورا هستند. ایشان شخصیتی هستند که با انگیزشِ فطرتها شعر و ادب را به وادی حقیقت کشاندند و در خدمت یک اندیشه متعالی که هدف از قیامشان بود قرار دادند.
شاعر شعر عاشورا باید در زمینه عاشورا مطالعه و تفکر و تعمق کند. شعر بدون تفکر نمیتواند به انگیزش وجدان انسانها منجر شود. شعر خوب شعری است که روح و وجدان خفته انسانها را بیدار کند.
امروز در شعر عاشورایی عنصر مرثیه و سوگ را بهخصوص در تعزیه میبینیم؛ اما در قالب گستردهترش شعر عاشورایی باید بیدارکننده و آگاهیبخش بوده و باعث اعتلای روحی انسانها شود.
امروز در شعر شعرایی که مطالعه عمیق دارند، مرثیه صرف دیده نمیشود. شعری میتواند در زمینه عاشورا و ادبیات آیینی و دیگر زمینهها مؤثر باشد که شامل اندیشه باشد و با روحیات اجتماع زمانهاش از لحاظ زبانی و اندیشهای ارتباط برقرار کند.
بهطور کلی، غزل امروز ایران با وجود تنوع چشمگیر و کمیت فراوانش، نمونههای موفق کمتر دارد. در شعر آیینی نیز این مسئله نمود بیشتری یافته است.
یکی از دلایل افت کیفی شعر آیینی امروز ضعف میان فرم و محتواست. دلیل دیگر آسیبهایی است که خارج از اختیار شاعر و شعر است؛ همچون برگزاریهای بیرویه و مستمر جشنوارهها و کنگرههای ملی و مناسبتی که آسیبی جدی به شعر آیینی معاصر وارد کرده است؛ زیرا شاعر مجبور است خودش را با موضوعات و شرایط کنگره و جشنواره تطبیق دهد که به دنبالش، شعرش خالی از محتوای عمیق میشود و ناچار است طبق سلایق داوران پیش برود. از طرف دیگر، اشعار بدون نظارت کافی در فضای مجازی و نشریات یا به صورت کتاب منتشر میشود.
تعداد بسیار متولیان شعر در مجموعههای مختلف که تخصص چندانی هم ندارند، آسیب دیگری است. معضل دیگر به شعرای نزدیک به پایتخت بازمیگردد. به این معنا که شاعران دور از پایتخت، صداقت بیشتری در شعر دارند؛ زیرا کمتر در معرض دید هستند؛ اما شعرای پایتخت و نزدیک به پایتخت چون قرار است در برنامههای رسمی و صداوسیما دعوت شوند و مطابق با خصوصیات آن برنامه شعری بسرایند، شعرشان از اصول خالی شده و متناسب با نظرات و اندیشههای تولیدکنندگان برنامه میشود.
یکی دیگر از مسائل شعر آیینی امروز این است که گاهی شاعران به خاطر سرودن شعری که بهصورت شعار درآمده و توانسته طیف وسیعی از مخاطبان را بهصورت هیجانی به خود جذب کند، برجسته میشوند. این برجستگی باعث میشود شاعرش شعرش را در نقطه اوج ببیند و تلاشی برای ارتقا نکند. در این میان میشود به غلوگرایی هم اشاره کرد.
برخی شعرا نیز خودشان را در مقابل ائمه خار و ذلیل میدانند و نگاهش معشوقوار به بزرگان دین دارند، گناه را در پیشگاه خداوند به ارتباط توسل و شفاعت ائمه سبکانگاری میکنند و به هر وسیلهای مخاطب را به گریه میاندازند.
شعر عاشورایی معاصر این ویژگیها را در قالبهای غزل و سپید به مخاطب منتقل میکند. اشعار سعید بیابانکی نگاه منتقدانهای به شعر عاشورا دارد و در اشعار سپیدش به این مسئله پرداخته است. علی موسوی گرمارودی نیز در اشعارش به نکات مختلفی درباره عاشورا و حضرت علی(ع) و مباحث آیینی پرداخته است.
در میان شاعران معاصر اصفهان، یکی از افرادی که توانست شعر آیینی را با زبان و نیازهای امروز پیوند بزند، استاد خسرو احتشامی است که تأثیر بسیاری بر شاعران همدوره و دورههای بعدی گذاشت.
سعید بیابانکی نیز تأثیر چشمگیری از لحاظ اشعار آیینی و عاشقانه و اجتماعی گذاشته است. در میان شاعران خانم نیز میشود از پانتهآ صفایی نام برد که شاعر شاخص و تأثیرگذاری بوده است.



