به گزارش اصفهان زیبا؛ مجموعه ۱۵جلدی «حوالی ۵۷» با گردآوری روایتهای شاهدان، فعالان و کنشگران انقلاب اسلامی در اصفهان، تلاشی است برای ثبت بخشی از حافظه تاریخی شهری که در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب و پسازآن، نقشی جدی در تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور ایفا کرد.
این مجموعه، فراتر از انتشار چند کتاب خاطرهمحور، کوشیده است تصویری از فضای پرالتهاب اصفهان در روزهای انقلاب را برای نسل امروز و آیندگان باقی بگذارد؛ تصویری که اگر بهموقع ثبت نمیشد، ممکن بود در میان فراموشیها، فاصلههای نسلی و تغییرات پرشتاب اجتماعی کمرنگ شود.
نشست سوم گفتوگو درباره مجموعه ۱۵جلدی کتابهای «حوالی ۵۷» در خانه شهید بهشتی اصفهان برگزار شد. در این نشست، استادان دانشگاه، پژوهشگران، نویسندگان و علاقهمندان تاریخ شفاهی گرد هم آمدند تا درباره اهمیت این مجموعه، نقاط قوت و ضعف آن، شیوه روایتگری، جایگاه آن در تاریخ محلی اصفهان و نسبت آن با نسل امروز گفتوگو کنند.
این برنامه، تنها یک جلسه معرفی یا رونمایی کتاب نبود؛ بلکه به فرصتی برای طرح پرسشهای جدی درباره وضعیت تاریخنگاری انقلاب در اصفهان تبدیل شد: اینکه چرا شهری با پیشینه فرهنگی، مذهبی و اجتماعی گسترده، هنوز در حوزه روایت مکتوب انقلاب و دفاعمقدس، آثار شاخص و جریانساز کافی ندارد؟ چگونه میتوان تجربههای زیسته مردم، مبارزان، دانشجویان، روحانیون، بازاریان و جوانان آن دوران را از سطح خاطرههای پراکنده به سندهای قابلاتکا برای پژوهش تاریخی تبدیل کرد؟ و مهمتر از همه، روایت این گذشته چه نسبتی با هویت نسل جدید دارد؟
در این نشست، از یکسو، بر ضرورت ثبت خاطرهها و روایتهای انقلاب اسلامی تأکید شد و از سوی دیگر، نقدهایی درباره روش مصاحبه، شکل تدوین، دقت در جزئیات تاریخی، انتخاب راویان و شیوه پرداخت به فضای اجتماعی اصفهان در سالهای ۵۷ مطرح شد. همین ترکیب نقد و دفاع، نشست را از حالت یک مراسم رسمی خارج و به گفتوگویی جدی درباره تاریخ شفاهی، خاطرهنگاری و مسئولیت فرهنگی در برابر حافظه جمعی شهر تبدیل کرد.
هویت نسل جوان
در آینه روایتهای تاریخی
اصغر منتظرالقائم، استادتمام تاریخ دانشگاه اصفهان، در این نشست با تأکید بر اهمیت ثبت و مستندسازی روایتهای انقلاب اسلامی، به نسبت میان تاریخ و هویت نسل جوان اشاره کرد و گفت: آشنایی با گذشته تاریخی و فرهنگی، یکی از پایههای مهم هویتیابی نسلهای جدید است. به باور او، هر جامعهای برای حرکت در آینده، ناگزیر است گذشته خود را بشناسد و تجربههای پیشین را بهدرستی فهم و تحلیل کند.
او با اشاره به اینکه بسیاری از رخدادهای محلی انقلاب اسلامی هنوز بهصورت دقیق و مستند ثبت نشدهاند، مجموعههایی مانند «حوالی ۵۷» را گامی مهم در جهت حفظ این میراث دانست. منتظرالقائم معتقد است که روایتهای محلی، اگرچه در ظاهر به یک شهر یا منطقه محدودند، در کنار هم میتوانند تصویر روشنتری از تاریخ ملی ارائه دهند؛ چراکه انقلاب اسلامی تنها در پایتخت یا مراکز رسمی رخ نداده، بلکه در شهرها، محلهها، مساجد، مدارس، دانشگاهها و میان مردم شکل گرفته است.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود به کتاب «پدیدارشناسی ترور آیتالله شمسآبادی» اشاره کرد و آن را از آثاری دانست که به یکی از رخدادهای کمتربررسیشده در تاریخ معاصر اصفهان پرداخته است. او گفت: اهمیت چنین کتابهایی در این است که به زوایایی از تاریخ نزدیک میشوند که یا کمتر درباره آنها سخن گفتهشده یا در گذر زمان به حاشیه رفتهاند.منتظرالقائم با بیان اینکه ترور آیتالله شمسآبادی از حوادث کمنظیر در تاریخ تشیع و تاریخ معاصر اصفهان بهشمار میرود، تأکید کرد: این واقعه نباید صرفا بهعنوان یک حادثه منفرد دیده شود؛ بلکه باید آن را در نسبت با فضای فکری، فرهنگی و اجتماعی اصفهان در دهههای منتهی به انقلاب بررسی کرد. به گفته او، چنین آثاری میتواند پنجرهای به شرایط پیچیده آن دوران بگشاید و زمینههای اختلافها، شکافها و جریانهای فکری مؤثر در جامعه را روشنتر کند.
او افزود: این کتاب با تکیه بر مصاحبهها و روایتهای دستاول، تلاش کرده است زمینههای شکلگیری آن رخداد و تأثیراتش بر فضای سیاسی و فکری اصفهان را بررسی کند. از نگاه او، نقطه قوت چنین آثاری این است که تاریخ را از سطح گزارشهای رسمی فراتر میبرد و به تجربه زیسته افرادی نزدیک میشود که خود در متن حوادث حضور داشتهاند.
«حوالی ۵۷»
روایت انقلاب از زبان شاهدان
منتظرالقائم در ادامه، مجموعه «حوالی ۵۷» را بخشی از تلاش برای ثبت تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اصفهان دانست و گفت: خاطرهها و روایتهای جزئی، زمانی اثرگذاری بیشتری پیدا میکنند که در کنار یک نگاه جامع و راهبردی قرار گیرند. او تأکید کرد: اگر روایتهای پراکنده با تحلیلهای کلان تاریخی پیوند بخورند، میتوانند تصویری کاملتر و دقیقتر از روند تحولات انقلاب اسلامی ارائه دهند.
به باور او، تاریخ شفاهی تنها گردآوری خاطرهها نیست؛ بلکه باید بتواند میان تجربههای فردی و زمینههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ارتباط برقرار کند؛ در غیر این صورت، روایتها ممکن است به مجموعهای از خاطرههای جداافتاده تبدیل شوند که ارزش عاطفی دارند؛ اما برای پژوهش تاریخی کافی نیستند. حسین مطیع، استاد معارف دانشگاه صنعتی اصفهان نیز در این نشست، یکی از ویژگیهای مهم مجموعه «حوالی ۵۷» را تنوع راویان و تکثر نگاهها دانست.
او گفت: در این مجموعه تنها یک صدا یا یک جریان فکری، بازتاب نیافته، بلکه تلاش شده است روایت افرادی با سوابق، گرایشها و مسیرهای متفاوت نیز شنیده شود. مطیع معتقد است که همین تنوع، ارزش پژوهشی مجموعه را افزایش میدهد؛ زیرا تاریخ، زمانی قابلفهمتر میشود که از زاویهدیدهای مختلف روایت شود. او افزود: حضور افرادی که بعدها مسیرهای متفاوتی را انتخاب کردهاند، میتواند به شناخت دقیقتر فضای اجتماعی و فکری آن دوران کمک کرده و از یکدستسازی روایتها جلوگیری کند.
این استاد معارف دانشگاه صنعتی اصفهان در بخش دیگری از سخنان خود به فاصله نسلی میان جوانان امروز و دوران انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: بسیاری از مفاهیم، ادبیات، فضاها و تجربههایی که برای نسل انقلاب بدیهی بوده، برای نسل جدید ناآشناست؛ ازهمینرو، ارائه توضیحهای تکمیلی، زمینهسازی تاریخی و شرح فضای آن دوران در کنار روایتها ضروری است. مطیع تأکید کرد: بخش مهمی از فعالیتها و فداکاریهای سالهای انقلاب توسط جوانان انجام شد. بازگویی این تجربهها میتواند تصویری واقعیتر از آن دوران به نسلهای بعدی منتقل کند. به گفته او، نسل امروز برای ارتباطگرفتن با چنین آثاری نیاز دارد بداند آن حوادث در چه بستری رخ داده است، شخصیتها چه جایگاهی داشتهاند، خیابانها و محلهها چه نقشی ایفا کردهاند و فضای عمومی جامعه چگونه بوده است.
نقدی از درون ادبیات تاریخ شفاهی
در ادامه نشست، هاجر صفائیه، نویسنده و پژوهشگر، با نگاهی انتقادی به مجموعه «حوالی۵۷» پرداخت. او سخنان خود را با اشاره به جایگاه اصفهان آغاز کرد و گفت: اصفهان در بسیاری از عرصهها داعیهدار و صاحب پیشینه است؛ اما باوجود نقش پررنگی که در انقلاب اسلامی، جنگ و دفاعمقدس داشته، در حوزه تولید آثار شاخص و برند فرهنگی هنوز آنگونه که باید، شناخته نشده است.
او ضمن مقایسه وضعیت اصفهان با برخی شهرهای دیگر افزود: شهرهایی که شاید نقش کمرنگتری در بعضی رویدادها داشتهاند، درزمینه تولید کتابهای اثرگذار و شناختهشده موفقتر عمل کردهاند.
این نویسنده و پژوهشگر، انتشار مجموعه ۱۵جلدی «حوالی ۵۷» را اتفاقی مثبت دانست و از کسانی که در شکلگیری و انتشار آن نقش داشتهاند، قدردانی کرد؛ زیرا به باور او، این مجموعه میتواند گامی برای معرفی بخشی از فعالیتهای انقلابی مردم اصفهان باشد.
صفائیه تأکید کرد: هر کتاب را باید از دو منظر محتوا و فرم بررسی کرد. او درباره محتوای آثار بیان کرد: وقتی عنوان «پدیدارشناسی» برای کتابها انتخاب میشود، ذهن مخاطب به سمت یک کار علمی و روشمند میرود؛ درحالیکه آنچه در این مجموعه دیده میشود، بیشتر به تاریخ شفاهی نزدیک است تا پدیدارشناسی به معنای دقیق علمی آن.
این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: هنگامیکه از تاریخ شفاهی سخن میگوییم، انتظار میرود روایتها زنده، جزئی، تجربهمحور و داستانگونه باشند. در تاریخ شفاهی، مخاطب بهدنبال تجربههای زیسته است، تجربههایی که بتوان آنها را کنار هم گذاشت و از دل آنها به فهمی روشنتر از یک واقعه رسید. صفائیه معتقد است که در برخی از کتابهای این مجموعه، این اتفاق بهطور کامل رخ نداده و مصاحبهها آنگونه که باید، هدفمند پیش نرفته است.
او در نقد خود تصریح کرد: بخشی از مصاحبهها فعال نیستند؛ یعنی مصاحبهگر نتوانسته است راوی را بهسمت بیان جزئیات دقیقتر و مرتبطتر هدایت کند. به گفته این نویسنده، همین مسئله باعث شده است بعضی راویان سخنانی کوتاه، کلی یا گاه کمارتباط با موضوع اصلی بیان کنند. صفائیه با اشاره به کتاب «پنج رمضان» گفت که در برخی روایتهای این کتاب، راویان در واقعه موردبحث حضور مستقیم نداشتهاند؛ درحالیکه میشد سراغ راویان دستاول رفت تا جزئیات بیشتری از حادثه ثبت شود. این نویسنده و پژوهشگر افزود: مخاطبی که شناخت چندانی از فضای انقلاب ندارد، با روایتهای کلی و گذرا نمیتواند به درک دقیقی از آن دوره برسد. از نگاه او، وقتی هدف ثبت یک واقعه تاریخی است، لازم است روایتها بهگونهای تنظیم شوند که علاوهبر اصل حادثه، فضای پیرامونی، زمینههای اجتماعی، شخصیتها، مکانها و جزئیات رفتاری و احساسی را نیز منتقل کنند.
صفائیه همچنین گفت: برخی راویان ظرفیت ارائه روایتهای دقیق و ارزشمند داشتهاند؛ اما بهدلیل پرسشهای ناکافی، بخشی از اطلاعاتی که در ذهن و حافظه آنان بوده، استخراج نشده است. او تأکید کرد: در تاریخ شفاهی، نقش مصاحبهگر بسیار مهم است؛ زیرا پرسش درست میتواند خاطره خام را به روایت تاریخی تبدیل کند.
این نویسنده و پژوهشگر یکی دیگر از خلأهای کتاب «پنج رمضان» را کمتوجهی به بستر زمانه دانست و بیان کرد: برای روایت یک رخداد تاریخی، تنها نقل حادثه کافی نیست؛ بلکه باید شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی جغرافیایی آن دوره نیز برای مخاطب روشن شود. به باور او، شناخت بستر زمانه کمک میکند مخاطب بفهمد چرا یک اتفاق رخ داده است؟ چه پیامدهایی داشته و چه نسبتی با سایر تحولات شهر پیدا کرده است؟
صفائیه در ادامه، به فرم نگارش و تدوین کتابها نیز اشاره کرد و گفت: فرم آثار میتوانست پختهتر و دقیقتر باشد. او البته یکی از نکتههای مثبت را شیوه اصلاح برخی خطاهای راویان در پاورقی یا پایان صفحه دانست و اظهار کرد: این روش باعث شده است متن، حالت پویاتری پیدا کند و مخاطب، هم با روایت راوی مواجه باشد و هم با توضیح اصلاحی تدوینگر.بااینحال، این نویسنده معتقد است که جای «بوم اصفهان» در کتابها خالی است. به گفته صفائیه، وقتی کتابی درباره سال ۱۳۵۷ نوشته میشود، نباید از نامهای امروزی برای مکانها استفاده شود؛ برای نمونه، اگر در آن دوره نام یک میدان «میدان پهلوی» بوده، استفاده از نام فعلی آن، یعنی «میدان شهدا» میتواند بخشی از فضای تاریخی را مخدوش کند. او تأکید کرد: نامهای قدیمی خیابانها، محلهها و میدانها بخشی از حافظه تاریخی شهرند و حضور آنها میتواند به زندهترشدن روایت کمک کند.
پاسخ نویسنده
از علاقه شخصی تا کار میدانی گسترده
پس از طرح این نقدها، حجتالاسلام جواد جلوانی، نویسنده مجموعه ۱۵جلدی «حوالی ۵۷»، به توضیح روند شکلگیری این آثار و پاسخ به برخی نقدها پرداخت. او در آغاز سخنان خود گفت که هدف اصلیاش از نگارش این مجموعه، تاریخنگاری رسمی به معنای دانشگاهی آن نبوده، بلکه علاقه و اعتقاد به انقلاب اسلامی انگیزه اصلیاش برای ورود به این کار بوده است.
جلوانی توضیح داد: برای تهیه و تدوین این ۱۵ جلد، بیش از ۴۰۰ جلد کتاب را مطالعه و یادداشتبرداری کردم. او گفت: این مجموعه صرفا بر پایه چند مصاحبه خام شکل نگرفته، بلکه تلاش شده است روایتها با منابع دیگر، اسناد موجود و مصاحبههای تکمیلی تطبیق داده شود.
به گفته این نویسنده، بخش چشمگیری از مصاحبههایی که مبنای کتابها قرارگرفتهاند، حدود ۹ سال بلااستفاده مانده بودند. جلوانی افزود: این گفتوگوها پس از بررسی، با مصاحبههای تکمیلی همراه شد و در کنار اسناد موجود قرارگرفت تا متن نهایی شکل بگیرد. او تأکید کرد: استفاده از این منابع، تلاشی برای نجات بخشی از خاطرهها و روایتهایی بود که امکان فراموشی آنها وجود داشت.
جلوانی همچنین درباره کتاب «پنج رمضان» گفت: از هاجر صفائیه خواستم این اثر را مطالعه کند؛ زیرا میدانستم او نویسندهای سختگیر و دقیق است. او این نقدپذیری را بخشی از مسیر رشد آثار دانست و اظهار کرد: نقد جدی میتواند به تکمیل و ارتقای چنین مجموعههایی کمک کند. نویسنده «حوالی۵۷» در پاسخ به انتقاد درباره ضعف محتوا، به مقدمه کتاب «پنج رمضان» اشاره کرد و افزود: این مقدمه را مرحوم استاد احمد زمانی نوشته که متنی عالمانه و دقیق است. جلوانی برای توضیح نقش مقدمه در این کتاب، از تمثیل سینمایی استفاده کرد و گفت: همانطورکه یک فیلم دوساعته ممکن است پیرنگی چنددقیقهای داشته باشد که اصل داستان را روشن میکند، مقدمه «پنج رمضان» نیز پیرنگ اصلی ماجرای تحصن را توضیح داده و سپس در ادامه کتاب، ۳۰ روایت یا قصه از آن تحصن ارائه شده است. او تأکید کرد: بر این اساس، نمیتوان گفت محتوای کتاب ضعیف است یا به جزئیات پرداخته نشده؛ زیرا ساختار کتاب بر پایه مقدمهای تحلیلی و روایتهایی متعدد از یک واقعه تنظیم شده است. جلوانی معتقد است که این مجموعه، هرچند ممکن است نیازمند تکمیل و نقد باشد، درمجموع تلاشی جدی برای ثبت بخشی از تاریخ انقلاب در اصفهان بهشمار میآید.
حافظه تاریخی اصفهان
در مسیر ماندگاری
آنچه از مجموع سخنان مطرحشده در این نشست برمیآید، این است که «حوالی ۵۷» را باید نهفقط بهعنوان یک مجموعه کتاب، بلکه بهعنوان آغاز یا ادامه یک مسیر دید، مسیری برای ثبت، بازخوانی و تحلیل تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اصفهان. این آثار توانستهاند بخشی از روایتهای شاهدان و فعالان آن دوران را از حالت خاطرههای شفاهی و پراکنده خارج کنند و به متن مکتوب تبدیل سازند. اصفهان با پیشینهای گسترده در تحولات اجتماعی و فرهنگی معاصر، همچنان ظرفیتهای فراوانی برای روایتگری دارد. بسیاری از خاطرههای نسل انقلاب هنوز در سینه افرادی است که شاید کمتر مجال گفتوگو و ثبت تجربههای خود را یافتهاند. گذر زمان، فاصله نسلی و تغییرات شهری، ضرورت ثبت این خاطرهها را دوچندان میکند.
نشست خانه شهید بهشتی نشان داد که گفتوگو درباره تاریخ، زمانی زنده و اثرگذار است که هم با احترام به تلاشهای انجامشده همراه باشد و هم از نقدهای دقیق و روشمند استقبال کند. «حوالی۵۷» از این منظر، میتواند نقطهای مهم در مسیر ماندگارکردن حافظه تاریخی اصفهان باشد؛ مجموعهای که هم ارزش ثبت و گردآوری دارد و هم میتواند با نقد، تکمیل و بازخوانیهای بعدی، به منبعی جدیتر برای پژوهشگران، نویسندگان و نسلهای آینده تبدیل شود. تاریخ زمانی زنده میماند که روایت شود؛ اما روایت نیز زمانی ماندگار میشود که دقیق، صادقانه، جزئینگر و متکی بر حافظههای معتبر باشد. مجموعه «حوالی۵۷» تلاشی در همین مسیر است؛ کوششی برای آنکه روزهای پرحادثه انقلاب در اصفهان، تنها در خاطره افراد باقی نماند؛ بلکه به بخشی از سند مکتوب و حافظه فرهنگی شهر تبدیل شود.



