قرائت‌های طیف‌های مختلف از عاشورا متفاوت است

میدان هایی که حسینیه شد

هر محرم نه‌تنها یک یادآوری تاریخی در تقویم مذهبی بلکه یک شروع دوباره و یک بازسازی ساختاری درونی در کالبد جامعه است که با نفوذ به لایه‌های عمیق فردی و جمعی اجازه نمی‌دهد پیوندهای حیاتی و عاطفی میان انسان‌ها در هجمه‌ بی‌امان روزمرگی‌های مدرن به فراموشی سپرده شود. 

تاریخ انتشار: 11:11 - شنبه 6 تیر 1405
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
میدان هایی که حسینیه شد

به گزارش اصفهان زیبا؛ هر محرم نه‌تنها یک یادآوری تاریخی در تقویم مذهبی بلکه یک شروع دوباره و یک بازسازی ساختاری درونی در کالبد جامعه است که با نفوذ به لایه‌های عمیق فردی و جمعی اجازه نمی‌دهد پیوندهای حیاتی و عاطفی میان انسان‌ها در هجمه‌ بی‌امان روزمرگی‌های مدرن به فراموشی سپرده شود.

این زنجیره‌ عظیم انسانی که در شب‌های دهه‌ اول به شکلی کاملا ارگانیک و خودجوش شکل می‌گیرد، در واقع محکم‌ترین بافت اجتماعی جهان و فضایی بی‌بدیل برای تولید سرمایه اجتماعی است، به‌نحوی که هیچ دولتی با صرف بودجه‌های کلان و برنامه‌ریزی‌های استراتژیک قادر به ایجاد چنین همبستگی داوطلبانه و گسترده‌ای میان آحاد مختلف مردم نیست.

این قدرت ایمان تمدنی است که در قالب یک سبک زندگی اصیل ظهور کرده و با گره‌زدن امر قدسی به زیست روزمره آینده‌ این سرزمین را در برابر بحران هویتی و تهاجم‌های فرهنگی تضمین کرده است.

برای بسیاری از ایرانیان، محرم بخشی تفکیک‌ناپذیر از ناخودآگاه جمعی است؛ فضایی قدسی که در آن، فرد با حضور در هیئت پیوند گسسته‌شده‌ خود با ریشه‌های معرفتی‌اش را بازسازی می‌کند و در دنیای مدرن که انسان‌ها به‌شدت دچار اتمیزه‌شدن و تنهایی تکنولوژیک شده‌اند، محرم فرصتی وجودی برای بازگشت به آغوش گرم «ما» فراهم می‌کند.

توزیع گسترده غذای نذری، همکاری مخلصانه در برپایی تکیه‌ها و حتی ساده‌ترین کارهای خدماتی مانند جفت‌کردن کفش عزاداران یا جاروزدن فرش‌های روضه نوعی همبستگی ارگانیک ایجاد می‌کند که در آن مرزهای طبقاتی و فواصل اقتصادی برای چند شب کم‌رنگ می‌شوند، به‌گونه‌ای که در یک صف واحد یا بر سر یک سفره سرمایه‌دار و کارگر، دارا و ندار و پیر و جوان در خدمتی مشترک و آرمانی ذوب می‌شوند.

محتوای واقعه عاشورا بر محور ظلم‌ستیزی و مظلومیت استوار است؛ مفاهیمی که جهانی و فرادینی بوده و با فطرت و وجدان بیدار هر انسانی فارغ از کیش و آیین ارتباطی عمیق برقرار می‌کنند.

در شرایط ویژه‌ای که جامعه با تنش‌های گوناگون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی روبروست، هر طیفی قرائت خاص خود را از عاشورا دارد و از آن به‌عنوان زبانی رسا برای فریادزدن دردهای معاصر و بازخوانی مفاهیم عدالت‌خواهی استفاده می‌کند. علاوه بر این امروزه سبک‌های جدید مداحی و تکیه‌ها در عرضه پیام حسینی به بخشی جدایی‌ناپذیر از سبک زندگی نسل جوان تبدیل شده که نشان از پویایی و روزآمدی این حرکت عظیم دارد.

محرمی که حکم لنگرگاه پیدا کرده است

در جهانی که به تعبیر زیگمونت باومن، مدرنیته سیال همه‌چیز را از معنا تهی کرده وانسان را در تنهایی و مصرف‌گرایی مفرط رها ساخته، محرم برای ایرانی‌ها حکم یک لنگرگاه وجودی و ثبات‌بخش را پیدا کرده است که آن‌ها را در برابر بی‌هویتی و پوچ‌گرایی حفظ می‌کند.

معجزه عاشورا توانسته امر قدسی را به عمیق‌ترین لایه‌های فطرت و غریزه گره بزند و بدین ترتیب محاصره‌ سخت‌افزاری و نرم‌افزاری سبک زندگی تحمیلی غرب را بشکند.

راز این پیروزی در اشکی است که زبان مشترک و فرامرزی فطرت بوده و به هیچ مترجم یا مفسری نیاز ندارد؛ عاشورا وارد متن زندگی مردم شده و هیئت را به یک منطقه آزاد فرهنگی تبدیل کرده است، جایی که حتی فرد گریزان از کلیشه‌های مرسوم در ساحت عاطفه با مفهوم مظلومیت همزادپنداری می‌کند و این حضور، خود نوعی مقاومت غریزی و آگاهانه در برابر پوچی نهفته در ساختارهای مدرنیته است.

تداوم پرشور محرم نشان‌دهنده آن است که روح تمدنی ما هنوز زاینده است و در دنیایی که برخی آینده را عاری از دین تصور می‌کردند، عاشورا ثابت کرد که دین نه‌تنها نمرده، بلکه به اصلی‌ترین موتور محرک تاریخ و تحولات اجتماعی تبدیل شده است.

عاشورا؛ زبانی مشترک که همه با آن سخن می گویند

در شرایطی که گسست‌های اجتماعی ممکن است در ظاهر شکاف‌هایی ایجاد کرده باشد، عاشورا زبان مشترک و مقدسی است که کماکان همه طرف‌ها و سلایق با هر گرایش فکری به آن سخن می‌گویند و در این شب‌ها، خیابان‌ها به صحنه‌ نمایش باشکوه امر قدسی تبدیل شدند که قدرتی شگرف به جامعه می‌بخشد تا رنج‌های فردی و جمعی خود را در برابر یک رنج عظیم تاریخی و الهی کوچک ببیند و بدین‌وسیله تاب‌آوری اجتماعی خود را افزایش دهد.

این تاب‌آوری ریشه در همان بصیرتی دارد که در لایه‌های زیرین وجدان جمعی رشد کرده است؛ بصیرتی که می‌داند ایستادگی امروز نه‌فقط در برابر یک قدرت مادی بلکه در برابر یک هجمه همه‌جانبه معنایی است که قصد دارد ریشه‌های پیوند انسان با آسمان را در این سرزمین بخشکاند.

در این میان پیوند عمیق عاطفه حسینی با آگاهی سیاسی به‌عنوان رکن اصلی تحول عزاداری در سال‌های اخیر به‌ویژه در بستر تجمعات شبانه که به صورت پیوسته و مداوم ادامه یافته منجر به شکل‌گیری نوع جدیدی از همبستگی ملی و اقتدار معنوی شده است.

فریادهای بلند «یا حسین (ع)» با شعارهای بصیرت‌افزا علیه استکبار زمانه درهم‌آمیخته است.

اهتزاز پرچم‌های ایران در کنار بیرق‌های سیاه حسینی نمادی از انسجام ملی و همبستگی اجتماعی است؛ برافراشته شدن پرچم وطن در کنار بیرق‌های «یا ثارالله»، نشان‌دهنده پیوند عمیق باورهای دینی با دغدغه‌های امروز جامعه و دفاع از اقتدار ملی است که وفاقی بی‌نظیر را در میان تنوع سلایق ایجاد کرده است.

در نهایت منطق حسینی به ما آموخته است که عزت و پیروزی در میدان ایستادگی به دست می‌آید و ایران درختی است که ریشه در خاک خونین کربلا دارد و در طوفان‌های سخت با همین اشک‌ها و حضورهای مخلصانه آبیاری شده و استوار می‌شود.