به گزارش اصفهان زیبا؛ معماری دوره پهلوی دوم به سه بخش تقسیم میشود: دوره اول بین سالهای ۱۳۲۰ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است. دوره دوم از سال ۳۲ شروع میشود و تا اوایل دهه ۴۰ و زمان اصلاحات ارضی ادامه دارد و دوره سوم هم برای بعد از اصلاحات ارضی تا پیروزی انقلاب اسلامی است.
در دوره اول که ایران از سوی متفقین اشغال شد، از نظر اقتصادی وضعیت آشفتهای بهوجود آمد و چون در حالت کلی معماری به اقتصاد وابسته است و دولتهای وقت هم قادر نبودند پروژههای بزرگ را کلید بزنند،عملا در این بازه زمانی اتفاق خاصی در حوزه معماری رخ نداد؛ بااینحال مردم شخصیسازی خانهها را شروع کرده و در این کار که با مصالح سنتی و سازههای بنایی انجام میشد از سبک و سیاق معماری سنتی، پیروی کردند. در این دوره حجم تزیینات بهکاررفته در خانهها کمتر شد؛ اما سبک معماری برونگرا با شاخصه نماهای روبهگذر و معماری خیابانی که قبلا ظهور پیدا کرده بود، در این بازه هم دنبال شد.
تأثیر اصلاحات ارضی
بر شهرسازی و معماری ایران
با گذشت زمان و وقوع کودتای 28مرداد و تغییرات سیاسی رخداده در کشور، تعهد ایران به اجرای اصل 4 ترومن و اصلاحات اقتصادی و اجتماعی که باید در ایران انجام میشد، تغییرات زیادی در حوزه معماری و شهرسازی ایران صورت گرفت. یکی از مهمترین اتفاقها، انجام اصلاحات ارضی بود. به موجب اصلاحات ارضی، زمینهای اربابان روستایی از آنها گرفته و بین روستائیان تقسیم شد و در پی آن، نظام اربابرعیتی افول کرد.
با تزلزل در نظام اجتماعی قدیم، اربابانی که دارای ثروت و سرمایه زیادی بودند، باید برای بهچرخهانداختن دوباره ثروت خود دست به کاری میزدند؛ بنابراین تصمیم گرفتند ثروت خود را به شهرها منتقل کنند و آن را در حوزه صنعت و ساختوساز و خدمات بهکار اندازند.
با این رخداد، نهتنها زندگی اربابان دچار تغییر شد، بلکه روستائیان نیز از امواج دگرگونی بینصیب نماندند و زندگی کشاورزی آنان تحول پیدا کرد. زمینهایی که در نتیجه تقسیم اراضی به کشاورزان داده شد، کفاف زندگی بسیاری از آنها را نمیداد؛ بهاینترتیب بسیاری از آنها برای امرارمعاش خود مجبور شدند به شهرها مهاجرت کنند؛ بنابراین کوچ گسترده روستائیان به شهرها، مخصوصا شهرهای بزرگ آغاز شد؛ هم مهاجرت اربابان و انتقال سرمایه آنان و هم مهاجرت روستائیان و انتقال نیروی کار از روستا به شهر.
شروع ساخت شهرهای جدید
با افزایش روند مهاجرت، تقاضاهای جدیدی در حوزه مسکن شهری ایجاد شد و این مسئله به رونق ساختوساز در شهرها کمک کرد؛ از طرف دیگر، قیمت مسکن شهری هم افزایش یافت و بهتبع آن، حاشیه شهرها و پدیده حاشیهنشینی گسترش پیدا کرد؛بههمیندلیل، وزارت آبادانی و مسکن وقت، هم بهمنظور کاهش حاشیهنشینی و هم تأمین مسکن نیروهای کار مهاجرتکرده، ساخت مجموعههای مسکونی را برای کارگران کلید زد.
در پی آن، ایده ایجاد شهرهای جدید در برخی از نقاط کشور مطرح شد؛ در اصفهان نیز همزمان با تأسیس کارخانه ذوبآهن، مسئولان وقت، شهر جدید فولادشهر را برای اسکان کارگران ساختند؛ بنابراین دوره بعد از اصلاحات ارضی، عصر شکلگیری شهرهای جدید در ایران است.شهرهایی مثل فولادشهر و شاهینشهر هرکدام با هدف سکونت بخشی از افراد در منطقهای که پیش از آن، فاقد سابقه سکونت بود، شکل گرفتند. ایجاد شهرهای جدید کاملا بر مبنای معماری جدید صورت گرفت که در آنها هیچ نشانی از معماری سنتی دیده نمیشد.
علاوهبر شهرهای جدید، تلاش شد تا در خود شهر اصفهان نیز خانههایی برای کارگران ساخته شود. یکی از آنها مکانی در خیابان هزارجریب فعلی است؛ معروف به کوی امام که وزارت آبادانی و مسکن، برای اقشار کارگری کمدرآمد ایجاد کرد. ایده ایجاد مجموعههای کارگری در شهرهای نزدیک به آن مفهومی است که امروزه با عنوان «مسکن حداقل» از آن یاد میشود. در این نوع مسکن تلاش شده است سازندگان مسکن بتوانند با گرفتن ارتفاع قیمت زمین را پایین بیاورند. با اجرای همین ایده است که در این دوره، شهرکهای خانهاصفهان و ملکشهر ایجاد و نهایتا نیز با گسترش این نوع شهرسازی، اصفهان از بافت شهری سنتی خود خارج شد.
نمونه دیگری از نمود شهرسازی جدید، ایجاد محلههای جدید بود. به دلیل اینکه محلههای تاریخی اصفهان بافت مناسبی برای دسترسی ماشین نداشت، بسیاری از ثروتمندان خانههای خود را از بافت تاریخی خارج و به بافتهای جدید منتقل کردند و در بعضی نقاط نیز محلههای جدیدی را ساختند که مرداویج یک نمونه از محلههای تازهشکلگرفته است.
از طرف دیگر شاهدیم که بعد از کودتای ۲۸مرداد مستشاران خارجی زیادی به ایران وارد شدند و به اصفهان آمدند تا در صنایع مختلف بهعنوان مهندس و کارمند مشغول به کار شوند. ورود این افراد به اصفهان تقاضاهای جدیدی را برای مسکن ایجاد کرد. درحالیکه برخی از آنها در منطقه جلفای اصفهان ساکن شدند، مسکنهای موجود کفاف همه آنها را نمیداد؛ بنابراین شرکتهای پیمانکار خارجی تصمیم گرفتند برای کارمندان خود در اصفهان مجموعههای مسکونی ایجاد کنند.
یک نمونه آن، ساخت مسکن با شکل مدرن و جدید برای آمریکاییهای ساکن اصفهان در شهرک خانه اصفهان است. در شاهینشهر نیز مشابه این اتفاق رخ داد. خاندان برومند و مخصوصا عبدالغفارخان برومند که جزو ملاکان بزرگ به حساب میآمد و بعد از اصلاحات ارضی، ثروت خود را به شهر منتقل کرده بود، شاهینشهر را از ابتدا طراحی کرد و ساخت تا مستشاران آمریکایی شاغل در صنایع نظامی مستقر در آن بخش از اصفهان، در این محدوده ساکن شوند؛ بنابراین بین 1332 تا بعد از اصلاحات ارضی، بهدلیل حضور مستشاران خارجی و رشد صنایع جدید و انتقال سرمایه از روستا به شهر، نیاز به مسکن نیز افزایش پیدا کرد.
معماری مدرن و مصالح جدید
علاوهبر حضور مستشاران خارجی در ایران، رفتوآمد ایرانیان به خارج از کشور نیز افزایش یافت و افراد زیادی برای تحصیل در رشته معماری به خارج رفتند و رویکردهای جدید و مدرن این حرفه را فراگرفتند و با خود به ایران آوردند. در معماری نوین، به مصالح جدید نیاز بود؛ بهاینترتیب کارخانههای تولید مصالح جدید در ایران با سرعت زیادی تأسیس شدند؛ مثل کارخانههای آجرپزی و تولید سیمان.
این نکته را باید در نظر گرفت که در معماری سنتی، بیشتر خانههای تاریخی با خشت ساخته میشدند و به دلیل اینکه ساخت آجر، فرایندی زمانبر و هزینهبر بوده، معمولا آجر را در بناهایی که در خارج از شهر قرار داشت و اجرای کارهای تعمیری به دلیل بعد مسافت، در آنها سخت بود، مثل کاروانسراها و همچنین در بناهایی که به پایداری بیشتری نیاز بود، مثل مساجد، استفاده میکردند. ولی در اکثر بناهای داخل شهر، خشت مورداستفاده قرار میگرفت و معماری مسکونی، بیشتر خشتی بود.
تأثیر ساخت ذوبآهن بر روند معماری
تأسیس کارخانه ذوبآهن تغییر مهمی در روند ساختوساز ایجاد کرد. اگر قبلا ثروتمندان در ساخت خانههای خود از تیرآهن و مردم عادی از تیرهای چوبی استفاده میکردند، تولید تیرهای آهنی در ذوبآهن باعث شد معماری و ساخت خانه بیشتر مردم متحول شود؛ یعنی نهتنها در بخش مصالح، استفاده از تیرهای آهنی به جای تیرهای چوبی رواج یافت، بلکه باعث شد بتوانند برای خانههای تازهساخت ارتفاع بگیرند؛ زیرا وقتی سازه، سنتی باشد، برای مرتفعشدن محدودیت دارد.
اما تغییر در مصالح با تلفیق در علم معماری جدید، زمینه را برای ورود مهندسان عمران به حوزه ساخت مسکن شهری و مرتفعسازی خانهها گسترده کرد؛ بنابراین در اواخر دهه 40 و اوایل دهه50 ایجاد ساختمانهای بیش از دوطبقه کلید زده شد و بهتدریج شهرها با پدیده بلندمرتبهسازی مواجه شدند.
شایان ذکر است؛ اولینمهندس عمران و سازه در اصفهان مهندس عبدالحسینخان ملکالتجار بود که طراحی ساختمان شهرداری اصفهان را بهعنوان اولین ساختمان با سازه بتنی، برعهده داشت.
حذف فضاهای سنتی
در خانههای جدید
از طرف دیگر، در معماری جدید، فضاهای داخلی خانه کاربردی شدند و اقتصاد مسکن و استفاده بهینه از فضا در ساخت خانه اهمیت بیشتری پیدا کرد؛ بنابراین برخی از فضاهایی که در خانههایی با معماری سنتی، عرصههای وسیعی بودند، به فضاهای کوچکتر تبدیل شدند؛ مثلا ساکنان خانه که در مطبخهای قدیم با چوب و هیزم و فضولات حیوانی آتش را روشن میکردند، به فضای بیشتری نیاز داشتند؛ اما در خانههای جدید که با نفت و گازوئیل و بعدا با لولهکشی گاز شهری میتوانستند آتش روشن کنند، فضا نیز کوچکتر شد.
ورود برق و نیروی الکتریسیته به شهرها و همچنین استفاده از یخچال بهعنوان وسیله سرمایش موادغذایی موجب شد فضاهای زیرزمینی، نقش خود را بهعنوان خنککننده موادغذایی از دست بدهند؛ ورود پنکه و کولر هم موجب شد فضاهایی که در خانهها بهعنوان تابستاننشین از آنها استفاده میشد، حذف شوند؛ زیرا برای خنکشدن دیگر نیازی به ایجاد فضایی به اسم حوضخانه نبود؛ بنابراین این ایده در ذهن بسیاری از معماران ما شکل گرفت که انرژیهای فسیلی که نقش آنها در تغییر ذائقه عوام بسیار زیاد بود، میتوانند جایگزینی برای احترام به طبیعت در خانهها باشند و لازم نیست در خانهها به اقلیم و محیط طبیعی اهمیت داده شود؛ اما طبیعت هنوز و بهطور کامل از خانهها حذف
نشده است.
افول مسکن بومی و معماری سنتی
به همین علت تدریجا مسکن بومی و معماری سنتی اصفهان دچار تحول و افول شد. در معماری سنتی احترام به طبیعت به اندازه زیادی قابلرؤیت است؛ چون حیاط بهعنوان نماد طبیعت، در قلب خانه قرار دارد؛ در این دوره هم تقریبا این احترام وجود داشت؛ اما باتوجهبه تغییرات بهوجودآمده در پلان خانهها، شکل آن در معماری خانهها عوض شد؛ به گونهای که حیاط جای خود را از نقطهای در مرکز با نقطهای در گوشه خانه عوض کرد؛ بااینحال هنوز این احترام در قالب ارتباط با نور و حوض آب و درختان در خانههایی که حیاط وسیعی داشتند، وجود داشت.
افزون بر این تغییر، در معماری جدید، فضای داخلی بنای خانه هم دگرگون شد. در این حالت، اتاقهای موجود در ساختمان دیگر بر اساس شکل فضاها نامگذاری نمیشدند؛ مثل سهدری، پنجدری، هفتدری یا ارسی؛ بلکه بر مبنای ایدههای معماری مدرن که بعد از جنگ جهانی دوم در اروپا رایج شد، فضاها را نامگذاری کردند و آنها را به اتاق، آشپزخانه، اتاق پذیرایی و غیره تغییرنام و تغییرشکل دادند؛ یعنی رفتهرفته چهره خانهای که بر اساس سنت فرهنگی و با محوریت احترام به طبیعت ساخته میشد، تغییر یافت و اتاقها و فضاهای جداگانه خانه را بر اساس کاربرد آن و برمبنای عملکردی که هر فضا داشت، نامگذاری و طراحی کردند.
تغییر در ذائقه معماری مردم عادی
در همین دوران با افزایش دسترسی مردم به رادیو و تلویزیون ذائقه آنها در معماری داخلی خانه نیز متحول شد. اگر در دوره رضاخان خانه خواص و ثروتمندان اروپارفته، تغییرشکل داد، در این دوره، عوام و مردم عادی از طریق فیلمها و تبلیغات تلویزیونی، مشاهده میکردند که یک خانه مدرن چه شکلی میتواند باشد؛ بنابراین تغییر در ذائقه فرهنگی مردم موجب شد خانههای آنها که عموما متراژ وسیعی داشت و چند خانوار کنار هم زندگی میکردند، دچار تحول شود؛ همچنین استفاده از تلویزیون بهعنوان رسانه جدید نیز ایده زندگی پدرسالارانه مردم را نیز موردهدف قرار داد و موجب شد جایگاه این سبک از زندگی در بین خانوادهها متزلزل شود؛ بنابراین فرزندان ترجیح دادند دیگر در کنار خانه پدری یا در بخشی از آن خانه به زندگی خود ادامه ندهند؛ بلکه کسانی که دسترسیشان به ثروت بیشتر بود، رفتهرفته از پدران و خانواده خود جدا شدند و شروع به ساخت خانههای جدید کردند؛ بنابراین بعد از اصلاحات ارضی، میبینیم که خانههای سنتی و سبک زندگی سنتی در آنها رو به افول نهاده و جای خود را به خانههای ویلایی داده است؛ بخش دیگری از خانههای جدید هم مجموعهخانههایی بود که برای ثروتمندان ساخته میشد. یکی از شاخصترین این مجموعهها، مجتمع مسکونی امین، روبهروی پل خواجو است که پسر بانو امین معروف به معینالتجار (نوه امینالتجار است که نسلاندرنسل از بازرگان بودند) این مجموعه مسکونی را ساخت. البته او در نظر داشت که این قسمت را همچون هتل کوثر بهصورت بلندمرتبه بسازد؛ اما جلوی این کار را گرفتند. او با استخدام یکی از معروفترین معماران آمریکایی، ساخت این بنا را در تعامل با پل خواجو و با ارتفاع مصوب انجام داد.
ظهور «بسازبفروش»ها
در پی تغییر و دگرگونی در شکل ساخت خانه و همچنین مصالح بهکاررفته در آن، بین مصرفکننده مسکن و سازنده آن هم فاصله ایجاد شد. قبلا هر کس که تصمیم داشت برای خودش یا خویشانش خانهای بنا کند، مستقیما با سازنده آن ارتباط برقرار میکرد؛ اما در این دوره فردی به اسم سرمایهگذار وارد حوزه ساختوساز مسکن شد. او مسکن را تولید میکرد و به خریداری میفروخت که نقشی در روند تولید نداشت؛ بنابراین در این دوره و با ایجاد شکاف بین تولیدکننده و مصرفکننده مسکن شاهد ظهور پدیده «بساز،بفروش»ی در حوزه مسکن هستیم.
معماران و مهندسان معروف اصفهان
در اینجا بد نیست به برخی از مهندسان و طراحان معروف آن دوره نیز اشاره کنیم. مهندس ایرج خلیلی یکی از مشهورترین مهندسان عمران اصفهان بود که در دهه 40، 50، 60 و حتی در دهه 70 طراحی و ساخت بسیاری از ساختمانها و بناها را در اصفهان برعهده داشت. یکی از مهمترین مجموعههایی که به دست او طراحی شده، مجتمع پارک اصفهان واقع در خیابان چهارباغ بالاست که سازنده آن هم مهندس عبدالحسینخان ملکالتجار معروف به مهندس ملک است. از دیگر کارهای مهم مهندس خلیلی میتوان به ساخت برج کاوه هم اشاره کرد.یکی دیگر از معماران معروف ساکن در اصفهان مهندس باقر آیتاللهزاده شیرازی بود که بهعنوان پدر علم نوین مرمت ایران شناخته میشود. او در دهه 40 وارد اصفهان شد و دفتر حفاظت آثار باستانی را تشکیل داد و بعد افراد دیگری که به او ملحق شدند، در حفاظت از بافت تاریخی اصفهان خیلی مؤثر و جریانساز بودند.



