سینمای اصفهان، راوی امروز جنوب ایران

سینمای ایران همواره بستری برای روایت تنوع فرهنگی و اقلیمی این سرزمین کهن فراهم کرده است؛ جایی که فیلمسازان با تصویر کردن اقوام مختلف ایرانی، نه‌تنها به آثار خود غنای بصری می‌بخشند، بلکه پلی برای همدلی و درک متقابل میان مردمان این مرز و بوم می‌سازند. در این میان، فیلمسازانی که به مناطق مرزی و کمتر دیده‌شده می‌پردازند، فراتر از انتخاب یک ژانر، رسالتی فرهنگی و اجتماعی را دنبال می‌کنند.

تاریخ انتشار: ۱۸:۱۳ - شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
سینمای اصفهان، راوی امروز جنوب ایران

به گزارش اصفهان زیبا؛ بحران کم‌آبی و خشکسالی‌های پی‌درپی در سال‌های اخیر، استان سیستان و بلوچستان را با پیشینه‌ای اسطوره‌ای و فرهنگی غنی، بیش از هر چیز در خود گره زده و نه‌فقط معیشت، که زیست‌جهان و آیندهٔ ساکنان این دیار را تحت تأثیر قرار داده است.

هما متین‌فر فیلم کوتاه «مرچی» را در چنین نقطه‌ای از جغرافیا و زمانه شکل داده است. فیلمی که این روزها مسیر جشنواره‌های بین‌المللی (از جمله بیست‌ونهمین دورهٔ جشنوارهٔ Religion Today Film Festival ایتالیا، بیست‌ویکمین دورهٔ جشنوارهٔ فیلم A.S.T.O یونان و بیست‌وششمین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی SCINEMA استرالیا) را طی می‌کند، تلاش دارد تا با تکیه بر اصالت‌های قومی، زبانی و اقلیمی، روایتی انسانی از دل این سرزمین روایت کند.

در ادامه، گفت‌وگویی صمیمی با هما متین‌فر دربارهٔ مسیر ساخت این فیلم، چالش‌های بی‌نظیر آن و دغدغه‌هایش کرده‌ایم که آن را می‌خوانید.


ایدهٔ اولیهٔ شکل‌گیری فیلم «مرچی» به چه موضوع یا دغدغه‌ای برمی‌گشت و چه چیزی در این داستان شما را به عنوان یک فیلمساز جوان مجاب به ساخت آن کرد؟

بحران آب در سیستان و بلوچستان و دغدغهٔ مردم و کودکان آن منطقه برای تأمین آب، ایدهٔ شکل‌گیری فیلمنامهٔ «مرچی» را نشئت داد. ویدیوهای کوتاهی که در این فضا می‌دیدیم و اخباری که منتشر می‌کردند، نشان می‌داد که کودکان برای تأمین آب باید مسافت‌های طولانی و خطرناکی را طی کنند. در آن منطقه خطراتی مثل وجود تمساح‌ها (گاندو) وجود داشت و اخبار تلخی از کودکان می‌شنیدیم که برای آوردن آب به کنار آب‌گیرها می‌رفتند و بر اثر حملهٔ این موجودات، جان خود را از دست می‌دادند یا نقص عضو پیدا می‌کردند.

این موضوع برای من بسیار تلخ و دردناک بود. روزی که در جلسهٔ پیچینگ انجمن سینمای جوان حضور یافتم، دربارهٔ این ایده صحبت کردم. از آنجا که مسئلهٔ حقوق کودکان و آسیب‌پذیری آن‌ها همیشه برایم مهم بوده، این ایده را مطرح کردم. فیلمنامه را نوشتیم و دوباره به پیچینگ ارائه دادیم و پس از طی مراحلی، توانستیم مجوز ساخت را دریافت کردیم.


انتخاب عنوان «مرچی» چه نسبتی با درون‌مایهٔ فیلم و شخصیت‌پردازی آن داشته و آیا این نام اشاره‌ای به فرهنگ یا فضای خاصی دارد؟

«مرچی» در گویش بلوچی «امروز» معنا می‌دهد. این عنوان کاملاً با درون‌مایهٔ فیلم همخوانی دارد؛ چون داستانی که روایت می‌کنیم، اشاره به حال امروز ما دارد و قصه‌ای که در فیلم می‌گوییم، مربوط به صد سال پیش یا سال‌های دور نیست؛ بلکه دربارهٔ امروز و روزهایی است که شاید دور از ما در حال رخ دادن است. فیلم روایت یک روز از زندگی دو کودک بلوچ برای تأمین آب است و این عنوان را از همین منظر انتخاب کردیم.


با توجه به اینکه فیلمتان هم‌اکنون در مرحلهٔ پخش و نمایش در جشنواره‌هاست، استقبال اولیهٔ مخاطبان، دوستان و بازخوردهای غیررسمی که تا امروز گرفته‌اید، چه نکته‌ای را برایتان روشن کرده است؟

فیلم‌های کوتاه را عمدتاً جشنواره‌ها پخش می‌کنند و خوشبختانه «مرچی» را .تاکنون چند جشنواره داخلی و بین‌المللی «مرچی» را برای بخش مسابقه انتخاب کرده‌اند. اولین حضور رسمی فیلم در جشنوارهٔ «نهال» بود که بازخوردهای خوبی گرفتیم. سپس جشنواره‌های فیلم لوتوس، جشنوارهٔ بین‌المللی چندرسانه‌ای میراث فرهنگی، جشنوارهٔ دانشجویی بوشهر و جشنوارهٔ بین‌المللی هنر جوان عاماج نیز فیلم «مرچی» را برای حضور در بخش مسابقه انتخاب کردند.

این استقبال به این معنی است که فیلم توانسته نظر داوران را جلب کند و کار از آب درآمده است. با توجه به شرایط جنگی و لغو یا تعویق بسیاری از جشنواره‌ها، این موفقیت برایم بسیار ارزشمند بود و فکر می‌کنم همین دغدغه‌مندی پشت فیلم، این اقبال را ایجاد کرده است.


پذیرش «مرچی» در جشنواره‌های خارجی نظیر بیست‌ونهمین دورهٔ مذهب امروز ایتالیا و بیست‌ویکمین دورهٔ A.S.T.O (فضای باز) یونان و بیست‌وششمین دورهٔ جشنوارهٔ بین‌المللی SCINEMA استرالیا، در چه مقطعی رخ داد و این خبر چه تأثیری بر روند پخش و توزیع فیلم گذاشت؟

ثبت‌نام در جشنواره‌های داخلی را خودم انجام می‌دادم و فیلم را براساس فراخوان‌ها ارسال می‌کردم. اما برای جشنواره‌های بین‌المللی، فیلم پخش‌کننده دارد و مریم بحرالعلومی به‌عنوان مدیر دپارتمان بحرفیلم، روند پخش بین‌الملل را پیش برده است.

در سطح بین‌المللی، جشنوارهٔ «مذهب امروز» در ایتالیا «مرچی» را پذیرفت و جشنوارهٔ «اوپن ایر» یونان فیلم را نمایش داد. جشنواره‌های داخلی و خارجی هرکدام هیئت‌های انتخاب و داوری مستقلی داشتند و تأثیر چندانی روی یکدیگر نگذاشتند؛ به‌ویژه اینکه به دلیل شرایط کشور، بسیاری از جشنواره‌ها را برگزار نکردند یا با تأخیر مواجه کردند.


به عنوان کارگردان، فکر می‌کنید کدام ویژگی بصری یا روایی «مرچی» بیشترین نقش را در جلب توجه هیئت‌های انتخاب این جشنواره‌ها داشته است؟

من اگر از بیرون و به‌عنوان مخاطب به فیلم نگاه کنم و با توجه به تحقیق و تجربه‌ای که در این داستان و منطقه داشتم، فکر می‌کنم فیلم واقعاً موفق شده که یک فیلم بومی باشد. استفاده از بازیگران بومی، گویش و زبان محلی و لوکیشن‌های طبیعی بلوچستان، نقش مهمی در این موفقیت ایفا کرد. من مدتی در آن منطقه مستقر شدم و با آدم‌های مختلف بلوچ صحبت کردم. فیلم کاملاً بلوچی است و این ویژگی، یعنی اصالت قومی و اقلیمی، بیشترین نقش را در جلب توجه هیئت‌های انتخاب ایفا کرده است.


با توجه به محدودیت‌های رایج در فیلم‌سازی کوتاه، سخت‌ترین صحنه یا چالش فنی‌ای که در لوکیشن یا مرحلهٔ تدوین با آن روبه‌رو شدید، چه بود و چگونه آن را حل کردید؟

وقتی فیلمنامه را نوشتیم، کار بسیار سخت بود و هرچقدر جلوتر رفتیم، متوجه شدیم کار دشوارتر از چیزی است که تصور می‌کردیم و شاید در مختصات فیلم کوتاه نمی‌گنجید.

یکی از چالش‌های بزرگ این بود که لوکیشن‌ها نزدیک به دو هزار کیلومتر با ما فاصله داشت. همه به رفتن به سیستان و بلوچستان واکنش منفی نشان دادند؛ چه به‌دلیل نگرانی‌های امنیتی و چه تصوری که از رسانه‌ها و آثار سینمایی وجود دارد. من به‌عنوان تهیه‌کننده، این تصمیم را شخصی و جسورانه گرفتم. حتی در اصفهان به دنبال لوکیشن مشابه گشتم؛ ولی پیدا نکردیم. برای بازیگر بومی هم در اصفهان و تهران جست‌وجو کردم؛ اما بازیگر مناسب انتخاب نکردم.

در نهایت با همراهی یک تیم خوب، راهی سیستان و بلوچستان شدیم. سخت‌ترین بخش، ریسک رفتن به جایی بود که نه تجهیزات و امکانی برای کرایه‌اش پیدا می‌شد، نه پشتیبانی، و زبان مردم هم متفاوت بود. بازیگر کودک نیز چالش بزرگی ایجاد کرد. من نزدیک به ده تا دوازده هزار کیلومتر برای این کار سفر و پیاده‌روی کردم. گاهی حس ناامیدی به سراغم می‌آمد که آیا می‌توانم کار را جمع کنم یا نه؛ اما شکر خدا با همراهی دوستان و تیم متعهد، کار را به نتیجه رساندیم.


چه معیاری برای انتخاب بازیگران فیلم داشتید و چه میزان از اجرای نهایی، حاصل بداهه‌پردازی سر صحنه بود تا کارگردانی از پیش‌طراحی‌شده؟

معیار اصلی من بومی بودن بازیگران بود؛ چون آن‌ها آن فرهنگ و اتفاقات را زیسته بودند. از خود بچه‌ها مشورت می‌گرفتم و با آن‌ها صحبت می‌کردم. فیلمنامه برای سن بچه‌ها کمی سخت بود؛ اما مفاهیم را برایشان توضیح می‌دادم که نیاز به چه حسی داریم.

در روزهای تولید، اصرار نداشتم که صرفاً کارگردانی را اعمال کنم؛ تا جایی که ممکن بود، ریسک می‌کردم و به آن‌ها اجازه می‌دادم خلاقیت به خرج دهند؛ اما هدایتشان هم می‌کردم. بچه‌ها بسیار باهوش بودند و درک و دریافت خوبی داشتند. صحنه‌های سختی مثل کنار هوتک و موتورسواری داشتیم؛ اما سعی کردیم یک تیم باشیم، نه اینکه قرار باشد یکدیگر را نادیده بگیریم.


برنامهٔ مشخص شما برای ادامهٔ مسیر «مرچی» چیست؟ آیا پس از پایان مرحلهٔ جشنواره‌ای، برای اکران آنلاین یا نمایش در جشنواره‌های دیگری برنامه‌ریزی کرده‌اید؟

پخش داخلی را هم داریم و منتظریم فیلم را در جشنواره‌هایی که آن را برای نمایش انتخاب کرده‌اند، اکران کنیم، ان‌شاءالله که این جشنواره‌ها را برگزار کنند. دربارهٔ جشنواره‌های بین‌المللی دیگر فعلاً نمی‌توانم چیزی بگویم، چون نمی‌دانیم به چه سمتی پیش می‌رویم. اما امیدوارم فیلم دوره‌ای از اکران را پشت سر بگذارد تا مخاطبان علاقه‌مند به فیلم کوتاه بتوانند آن را ببینند.


این فیلم چه تفاوتی با تجربه‌های قبلی شما دارد و چه درس تازه‌ای از فرایند بین‌المللی شدن آن گرفتید؟

اگر فکر می‌کنید کاری را می‌توانید انجام دهید یا دلتان می‌خواهد انجامش دهید، اقدام کنید. حتی اگر به شکست هم بخورید، خودِ تلاش کردن بسیار مهم است.

این فیلم اولین کار بومی جدی من بود و حس کردم روحیه‌ای لازم است که آدم کم نیاورد و منصرف نشود. اقدام کردن و پا پیش گذاشتن، به نظرم بسیار مهم‌تر از نتیجهٔ نهایی است. شاید همیشه آنچه می‌خواهید کامل پیش نیاید، اما به سرانجام رساندن کار، اتفاق بزرگی است. جدای از خروجی فیلم، این سفر شناخت تازه‌ای از خودمان به ما داد و تجربه‌های ارزشمندی برایمان رقم زد.


پروژهٔ بعدی‌تان را در چه فضایی تعریف می‌کنید؟ آیا «مرچی» به نوعی پلی برای ورود شما به سینمای بلند یا ژانر جدیدی خواهد شد؟

خیلی خوب است که آدم بداند دلش می‌خواهد چه بگوید و چه حرفی برای گفتن دارد. اگر فیلمی را بسازم که جهان‌بینی من نباشد و دغدغه‌ام را منعکس نکند، برایم ارزشی ندارد. صرفِ فیلم ساختن برایم کافی نیست؛ باید حرف و رسالت اجتماعی پشت آن باشد.

من شخصاً به اقوام و فرهنگ‌های مختلف ایران و رسومشان علاقه دارم و دوست دارم در این زمینه کار کنم؛ اما به شرطی که فیلم حرف خاصی بزند، سؤال ایجاد کند و آگاهی بدهد. فیلم «مرچی» این حس را داشت که مخاطب بعد از دیدنش چند ثانیه سکوت می‌کرد و این برایم بسیار خوشایند است.


با توجه به اینکه حضور در جشنواره‌های خارجی یک پیشرفت چشمگیر محسوب می‌شود، فضای سینمایی اصفهان چه تأثیری در شکل‌گیری این پیشرفت داشت؟

فضای سینمایی اصفهان به نظرم نیاز به چکش‌کاری عمده دارد و می‌تواند بسیار بهتر از این باشد. فیلمسازان خوب و بزرگی از این شهر داریم که به سطح ملی و بین‌المللی رسیده‌اند؛ اما متأسفانه بسیاری از آن‌ها مجبورند به تهران بیایند و این خودش اتفاق دردناکی است.

در فضای فیلم کوتاه اصفهان، من رکود و خستگی حس می‌کنم؛ نه به‌خاطر کمبود استعداد، بلکه به‌خاطر نبود حمایت و بودجه‌های کافی. شکر خدا در مسیر من، آدم‌های توانمند و حرفه‌ای بودند که کنارم ایستادند و کمک کردند. امیدوارم افراد باتجربه و دغدغه‌مند بیشتر به این فضا بیایند و تحولی در آن پدید آورند؛ چون اصفهان پر از استعدادهای درخشان است که می‌توانند موفق شوند.