«زهره کاظمی» از دغدغه‌های فرهنگی، فعالیت‌های قرآنی و دستگیری از محرومان همسرش؛ شهید «محمود محسنی» از شهدای جنگ 12 روزه اصفهان روایت می‌کند

شهیدی که هیچ کار فرهنگی را زمین نمی‌گذاشت!

شهید «محمود محسنی» برای همسرش، فقط یک همراه زندگی نبود؛ مردی بود که تمام دغدغه‌اش در خدمت به مردم، مسجد و تربیت نسل‌نوجوان خلاصه می‌شد.

تاریخ انتشار: ۱۰:۲۶ - شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
شهیدی که هیچ کار فرهنگی را  زمین نمی‌گذاشت!

به گزارش اصفهان زیبا؛ شهید «محمود محسنی» برای همسرش، فقط یک همراه زندگی نبود؛ مردی بود که تمام دغدغه‌اش در خدمت به مردم، مسجد و تربیت نسل‌نوجوان خلاصه می‌شد.

«زهره کاظمی»؛ همسر شهید می‌گوید او باور داشت مسجد باید محل رشد و تربیت بچه‌های محله باشد و هیچ کار فرهنگی نباید به دلیل کمبود امکانات یا بی‌توجهی متوقف شود. از راه‌اندازی یک مرکز قرآنی تا کمک به خانواده‌های نیازمند، ردپای تلاش‌های او در بسیاری از فعالیت‌های محله است.

همسر شهید محمود محسنی وقتی از او حرف می‌زند، اولین ویژگی که به آن اشاره می‌کند، روحیه پیگیری و مسئولیت‌پذیری اوست؛ اینکه اجازه نمی‌داد کاری که به مسجد، حسینیه و فعالیت‌های فرهنگی مربوط می‌شد، نیمه‌تمام بماند. به گفته او، شهید محسنی نگاه ویژه‌ای به نقش مسجد در تربیت نوجوانان داشت و معتقد بود بچه‌ها باید در همین فضاها رشد کنند و با فرهنگ دینی و اجتماعی محله خودشان پیوند داشته باشند.

او روایت می‌کند: «محمود نمی‌گذاشت کار فرهنگی روی زمین بماند. اگر در حسینیه کاری بود، خودش وارد می‌شد و انجام می‌داد. اعتقاد داشت بچه‌ها باید در خود حسینیه و بسیج رشد کنند. اگر آن‌ها را برای برنامه‌های فرهنگی مدام به بیرون از این فضاها ببریم، ممکن است ارتباطشان با مسجد و بسیج کمتر شود.»

همسر شهید می‌گوید این نگاه، فقط یک باور ذهنی نبود و محمود محسنی در عمل هم برای تحقق آن تلاش می‌کرد. هر کاری که برای برگزاری برنامه‌های فرهنگی لازم بود، انجام می‌داد؛ از کارهای فنی و اجرایی گرفته تا هماهنگی مراسم‌ها. اگر سیستم صوتی حسینیه نیاز به تعمیر داشت، پیگیری می‌کرد، در مراسم‌ها مداحی می‌کرد، برای جلسات هفتگی برنامه‌ریزی داشت و حتی برای آماده‌سازی و پخش محتوای سخنرانی‌ها در مساجد تلاش می‌کرد. او می‌گوید: «برای محمود مهم نبود کاری که انجام می‌دهد دیده شود یا نه. مهم این بود که کار پیش برود. هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد تا برنامه‌های فرهنگی تعطیل نشود.»

یکی از خاطراتی که همسر شهید از این روحیه او بیان می‌کند، به موضوع فعالیت‌های قرآنی مربوط است. او می‌گوید زمانی تصمیم گرفته بودند دخترشان، فاطمه، را برای آموزش قرآن به مدرسه‌ای خارج از محله بفرستند و حتی برای ثبت‌نام هم اقدام کرده بودند. در همان روزها، یکی از فعالان قرآنی محله برای مشورت درباره راه‌اندازی یک مجموعه آموزشی با محمود محسنی تماس گرفت.

به گفته همسر شهید، آن فرد به دلیل شناختی که از فعالیت‌های فرهنگی و قرآنی محمود داشت، نظر او را درباره این کار جویا شده بود. همین گفت‌وگو باعث شد شهید محسنی پیشنهاد دیگری مطرح کند؛ اینکه به جای استفاده از مراکز خارج از محله، زمینه‌ای فراهم شود تا فعالیت‌های قرآنی در همان محله شکل بگیرد.همسر شهید می‌گوید: «بعد از آن صحبت‌ها، محمود گفت بهتر است این کار را همین‌جا انجام بدهیم. چرا بچه‌های محله را برای آموزش قرآن به جاهای دیگر ببریم؟ باید خودمان این ظرفیت را ایجاد کنیم تا بچه‌ها در همین محیط رشد کنند.»

این دغدغه، بعدها به شکل‌گیری مرکز قرآنی «میثاق‌الثقلین» انجامید؛ مجموعه‌ای که با هدف آموزش قرآن به کودکان و نوجوانان محله راه‌اندازی شد و شهید محسنی از نخستین روزها در آن مجموعه حضور داشت.همسر شهید روایت می‌کند که راه‌اندازی این مجموعه کار ساده‌ای نبود و یکی از مهم‌ترین نیازها، پیدا کردن مکانی مناسب برای برگزاری کلاس‌ها بود. با توجه به اینکه دانش‌آموزان در گروه‌های سنی مختلف قرار داشتند، نیاز به ساختمانی با چند اتاق و فضای مناسب وجود داشت.

به گفته او، محمود محسنی مدت زیادی برای پیدا کردن چنین مکانی تلاش کرد و همراه مسئولان مجموعه خانه‌های مختلفی را بررسی کرد.

او می‌گوید: «خیلی جاها را دیدند، خانه‌هایی که اتاق‌های بیشتری داشته باشد و برای کلاس مناسب باشد. با صاحبان خانه‌ها و حتی ورثه بعضی از خانه‌ها صحبت کردند، اما نتیجه‌ای حاصل نشد.»

در نهایت، خانه قدیمی خانواده همسر شهید که پس از فوت والدینش خالی مانده بود، به عنوان گزینه مناسب مطرح شد. اما استفاده از آن خانه نیازمند رضایت اعضای خانواده بود. همسر شهید می‌گوید محمود محسنی خودش با خواهر و برادرهای او صحبت کرد تا این فضا برای فعالیت‌های قرآنی در اختیار مجموعه قرار بگیرد.

به گفته او، شهید محسنی فقط در حد پیشنهاد دادن همراه نبود؛ پیگیری‌های مربوط به قرارداد، هماهنگی‌ها و کارهای اجرایی را هم خودش انجام داد. بعد از آن نیز که ساختمان نیاز به بازسازی داشت، برای تأمین هزینه‌ها تلاش زیادی کرد. او می‌گوید: «برای بازسازی خیلی پیگیری کرد. از این طرف و آن طرف کمک می‌گرفت، دنبال خیر می‌گشت و اگر لازم بود خودش هم هزینه می‌کرد. همیشه دنبال این بود که کار جلو برود.»

مرکز قرآنی میثاق‌الثقلین امروز با آموزش‌های مختلف قرآنی، از روخوانی و حفظ گرفته تا برنامه‌های آموزشی دیگر، به فعالیت خود ادامه می‌دهد. همسر شهید می‌گوید این مجموعه در سال‌های فعالیت خود توانسته تعداد زیادی از کودکان و نوجوانان محله را جذب کند و در سال‌های اخیر حدود ۵۰ دانش‌آموز داشته است.

اما فعالیت‌های شهید محسنی تنها به حوزه فرهنگی و قرآنی محدود نمی‌شد. همسرش از او به عنوان فردی یاد می‌کند که در برابر مشکلات مردم بی‌تفاوت نبود و اگر کسی برای حل مشکلی مالی یا معیشتی به او مراجعه می‌کرد، تلاش می‌کرد راهی برای کمک پیدا کند.

او می‌گوید: «اگر کسی به مشکلی برمی‌خورد و پول لازم داشت، محمود سعی می‌کرد نگذارد آن فرد در سختی بماند. گاهی از دیگران قرض می‌گرفت، گاهی از خودش کمک می‌کرد. بیشتر مواقع هم خودش وارد می‌شد.»

به گفته همسر شهید، این روحیه در فعالیت‌های جهادی و کمک‌رسانی به محرومان نیز نمود داشت. در دوران کرونا، با همکاری بسیج خواهران محله، خانواده‌هایی که نیازمند کمک بودند شناسایی شدند؛ خانواده‌هایی که بسیاری از آن‌ها تحت پوشش خیریه‌ای نبودند و مشکلاتشان کمتر دیده می‌شد.

او روایت می‌کند: «خیلی از این خانواده‌ها را کسی نمی‌شناخت. بعضی‌ها با حفظ آبرو زندگی می‌کردند و نمی‌خواستند نیازشان را مطرح کنند. محمود با کمک دوستان و بسیج خواهران، آن‌ها را شناسایی کردند و برایشان کمک تهیه می‌کردند.»

یکی از این فعالیت‌ها، پویش نذر قربانی بود. همسر شهید می‌گوید محمود محسنی معتقد بود بسیاری از مردم دوست دارند قربانی انجام دهند اما توان خرید یک گوسفند کامل را ندارند؛ بنابراین می‌توان با جمع‌آوری کمک‌های کوچک، این امکان را برای افراد بیشتری فراهم کرد.

او می‌گوید: «یکی ممکن بود مبلغ کمی کمک کند و دیگری مبلغ بیشتری. همه این کمک‌ها جمع می‌شد، قربانی انجام می‌دادند و گوشت‌ها را بین خانواده‌های نیازمند همان محله توزیع می‌کردند. حتی خیلی وقت‌ها هزینه‌های جانبی کار را هم خودش پرداخت می‌کرد.»

برای اینکه کمک‌ها دقیق‌تر انجام شود، اطلاعات خانواده‌های نیازمند ثبت شده بود تا در هر مرحله، خانواده‌ها به شکل منظم از کمک‌ها بهره‌مند شوند. به گفته همسر شهید، این دقت و نظم هم بخشی از شخصیت محمود محسنی بود؛ اینکه حتی در کار خیر هم برنامه‌ریزی و حفظ کرامت افراد برایش اهمیت داشت.

همسر شهید در پایان وقتی از او یاد می‌کند، تصویری از انسانی ارائه می‌دهد که زندگی‌اش را وقف خدمت کرده بود؛ مردی که از کارهای کوچک مسجدی تا برنامه‌های بزرگ فرهنگی و کمک‌رسانی به مردم را بخشی از مسئولیت خود می‌دانست.

محمود محسنی ۲۷ خرداد 1404، در بهارستان و در جمع نیروهای موشکی به شهادت رسید، اما به گفته همسرش، مسیر و دغدغه‌هایی که برایشان تلاش می‌کرد همچنان در میان مردم محله زنده است و ادامه دارد.