به گزارش اصفهان زیبا؛ شعر برای ما ایرانیها تفنن نیست و از طرف دیگر، حاصل موهومات یک ذهن منزوی از جامعه نیست. شعر راه سلوک شاعر و بستر انتقال معناست. در گذشته شعرا متهم به نداشتن فلسفه میشدند و این نقد بجا نیست. هر اندازه که فلسفه به معنای غربی نداشتیم، شعر داشتیم و هرچقدر به سمت فلسفه به معنای غربیاش رفتیم، از شعر بازماندیم. شعر از جنس شعور و نوعی آگاهی است.
بنابراین، شاعر به آگاهی راهگشایی دست مییابد. رهبر انقلاب فرمودهاند: «اگر امر ما را دائر بگذارند بین اینکه در بین این چند هنر، مثلاً هنرهای نمایشی، هنرهای تجسمی، یک هنر را انتخاب کنید تا این بودجه محدود را صرف آن کنیم، به نظر من باید شعر را انتخاب کنیم؛ چون اگر چنانچه شعر در جامعه تأمین شد، این زمینه برای هنرهای دیگر به وجود خواهد آمد. شعر را نمیشود با بقیه هنرها مقایسه کرد.»
دلیل این سخن فقط علاقه شخصی ایشان به شعر نیست. دلیلش این است که شعر بستری برای اندیشه ایرانی است. تبلور و سلوک و پیشبرد و انتقال اندیشه ایرانی در مسیر شعر اتفاق میافتد.
ایشان در دیدار با مداحان گفتهاند مداحی یک رسانه قابل پژوهش است. اینجا سؤالی پیش میآید: چرا در جنگ اخیر یا سالهای گذشته، تعداد کمی موسیقی داریم که بین مردم شنیده و پسندیده شده باشد؟ موسیقیای که برای اندیشه و راه تعالی ما سروده باشد و بین مردم رایج شده باشد. جمهوری اسلامی از لحاظ فرمی و محتوایی، شبیه به باقی حکومتها نیست و حکومتی همیشه نیمخیز است؛ به همین دلیل، خودش باید رسانههایش را بسازد. خودش باید اتفاقاتی را که خاص خودش است، بسازد.
مثلاً جوششی که شبها در خیابان بدون هیچ برنامهریزی قبلی رخ داد، در کشورهای دیگر به این شکل رخ نمیدهد. در جشنواره فیلم فجر سالهای اخیر نیز فیلمی نداریم که به درد چند بار دیدن بخورد و بین مردم رایج شده باشد و تا سالها دربارهاش حرف بزنند. این نشان میدهد چه بسا سینما رسانه جمهوری اسلامی نیست و رسانه دیگری دارد که شاید مداحی باشد.
مداحی در این سالها بسیار پروپیمان شده و بسیاری از افراد بهسمت مداحی رفتهاند و آن را پرشور و پراثر کردهاند. دلیلش چیست؟ چرا گاهی حتی برخی مداحان جایگاهی سیاسی پیدا میکنند؟ ملاباسم کربلایی امروز در کربلا معادل یک شخصیت سیاسی است و محافظانی اطرافش دارد. در گذشته، صادق آهنگران نیز چنین جایگاهی داشت. چون جمهوری اسلامی مداحی را بهعنوان رسانه پرقدرتش کشف و معرفی کرده است.
شهید خامنهای فرمودند درباره مداحی میشود پژوهش کرد. همانطور که به نظرم حجتالاسلام قرائتی را باید بهعنوان یک رسانه پژوهش کرد. حاج محمود کریمی نیز فارغ از آنچه میخواند، یک رسانه است. درباره اینها در جامعهشناسی جمهوری اسلامی میشود پژوهش و مطالعه و صحبت کرد.
مداحی، به شرطی که در مجلس باشد و استودیویی نباشد، نیاز به چند ویژگی دارد. ویژگی اول، سریعالوصولی است. سبک و ملودی بلافاصله در ذهن مداح نقش میبندد و به شاعر میگوید براساس آن برای من شعری بگو. خیلی اوقات، شاعر شب شعر را میسراید و فردایش مداح آن را میخواند.
دومین ویژگی مداحی، رویارویی با مخاطب است. مداحی از جنس تئاتر است. مداحی خوانندگی نیست و به تئاتر شبیهتر و زیرمجموعه آن است؛ زیرا مداح فقط نمیخواند؛ بلکه شعرش را با اجرا و رفتارش به مخاطب انتقال میدهد. به همین دلیل، مخاطبان ازطریق حرکات چهره و صدا و بدن مداح معنای شعر را درمییابند. رهبر شهید انقلاب نیز تئاتر را به واسطه ارتباط مستقیمش با مخاطب، دوست میداشتند.
ویژگی بعدی، اهمیت مستمع است؛ زیرا قسمتی از کار مداح را پیش میبرد. مداح باید جوری با مستمع رفتار کند که به او انرژی بدهد و او بتواند مجلس را همراه با مداح پیش ببرد و منفعل نباشد. به همین دلیل، بسیاری از افراد با مداحی استودیویی مشکل دارند؛ هرچند به این نوع مداحی هم نیاز داریم.
من انتقاد زیادی به مداحیهای فارسی دارم؛ بااینحال و براساس نظر مداحان، آدمهای مختلفی با اندیشهها و انتظارات مختلف در یک جلسه مداحی حضور مییابند. به همین دلیل، همزمان با رساندن معنا و مفهومی متعالی، مستمع باید بتواند در لحظه معنای شعر را متوجه شود؛ چون او در هیئت وقتی برای تأمل ندارد.
در همین راستا، اشاره میکنم به شعری که برای یکی از مداحان سرودم که میشد به عنوان یک غزل منتشرش کرد. ایشان شعر را در جلسه روضه خواند و من نیز به نحوه خواندنش انتقاد کردم. ایشان به من گفت شعری که تو سرودهای، شعر هیئت نیست و نیاز به تفکر و تأمل مخاطب دارد.
شعر «ای ایران» که محمد نوری خوانده بود، از لحاظ ملودیک مناسب مداحی نبود؛ زیرا مردم نتوانستند با مداحی محمود کریمی سینهزنی کنند؛ اما چون در زمان و مکان مناسبی خوانده شد، شنیدنش برای مردم چهبسا جذابتر از شنیدن کار اصلی و اثر محمدی نوری بود. «ای ایران» محمود کریمی در بازهای رواج یافت که نیاز داشتیم کسی در سوگ کشوری بخواند که از همه جهات زیر هجمه است.
مداحی هنری چندجانبه است و زبانش هم باید متعالی و هم قابل فهم باشد. این کار سختی است که از مداح برمیآید، ولی از شاعر برنمیآید. به همین دلیل، بارها دیدهایم که شاعر شعری میگوید و مداح آن را تغییر میدهد. خیلی از مداحیها اشعار خوبی ندارند.
یکی از ویژگیهای علوم انسانی این است که بعد از واقعه سرمیرسد. ما نیز امروز بعد از واقعه میخواهیم بدانیم چرا «سلام فرمانده» رواج یافت تا سلام «فرمانده بعدی» را بر همان اساس بسازیم؛ کما اینکه خواننده این سرود چنین کرد، ولی موفق نشد. اما همین سرود در لبنان بیش از ایران رایج شد. حتی افرادی که از لحاظ فکری متفاوت بودند، فرزندانشان این شعر را تکرار میکردند.
آیا رهبر شهید ابتدا به چیزی علاقهمند شده و بعد آن چیز مهم میشد، یا ایشان به چیزی که از ابتدا مهم بود، علاقهمند میشدند؟ شهید خامنهای سلیقهای داشتند و از طرف دیگر، اولویتهایی برای شعر در نظر میگرفتند و باید میان این دو تفکیک قائل شد. باید دید هدف رهبر شهید از درخواست برای خواندن شعر «ای ایران» این بود که محمود کریمی در آن جلسه جلوه کند، یا معتقد بودند شعر خوبی بود، یا این بود که این محتوا متعلق به اکنون است و باید امروز اجرا شود؟ اینها باید از هم تفکیک شود.



