به گزارش اصفهان زیبا؛ حسین صفارزادگان یکی از چهرههای شناختهشده پویانمایی ایران است که با مجموعه «ببعی» توانست یکی از معدود ویژندهای ایرانی این حوزه را خلق کند؛ ویژندی که از تلویزیون آغاز شد، به سینما رسید و حالا با داستانی تازه در سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان حضور دارد. صفارزادگان امسال برای چهارمین بار با «ببعی و معمای نان ساندویچی» در بخش پویانمایی کوتاه جشنواره شرکت کرده و در کنار آن، سریال «روبی و رابی» را نیز در جشنواره دارد. «ببعی و معمای نان ساندویچی» در قالب سریال به تهیهکنندگی محمدمهدی مشکوری، محصول مرکز اوج کودک و نوجوان و شبکه نهال است.
صفارزادگان که تجربه تولید سیزده ویژند پویانمایی برای گروههای سنی خردسال و کودک و نوجوان را در کارنامه دارد، در این گفتوگو از تکنیک جدیدی میگوید که برای اولین بار در ایران برای تولید پویانمایی استفاده کرده، از مسیر رفتوآمد میان تلویزیون، سینما و جشنواره، و از اینکه چرا جشنواره فیلم کودک اصفهان را برای انیمیشنسازان مهمتر از فجر میداند. آنچه در ادامه میخوانید، متن کامل این گفتوگو است.
امسال با «ببعی و معمای نان ساندویچی» در بخش پویانمایی کوتاه جشنواره حاضرید. این اثر چه ویژگی خاصی در فرم، روایت یا تکنیک دارد که آن را شایسته حضور در جشنواره کرده است؟
در این پروژه، برای کوتاه کردن زمان رندر، از تکنیک سهبعدی و موتور بازی «آنریل» برای ساخت این پویانمایی استفاده کردیم که کار ویژهای است. آنریل نرمافزاری برای ساخت بازی و بسیار پیشرفته است. این نرمافزار کیفیت آنچنان بالایی ارائه میدهد تا تولیدکننده پویانمایی بتواند خروجی و ظاهر باکیفیتِ رندر انیمیشنی از آن دریافت کند. البته چالشها و دردسرهای خودش را هم دارد؛ اما تصاویر لحظهای رندر میشود. یعنی زمانهای طولانی رندرینگ را برای هر فریم، مثلاً حدوداً ۲۰ دقیقه تا نیم ساعت برای هر فریم، در ۵ ثانیه تبدیل میکنیم. اگر این ۵ تا ۲۰ ثانیه را در مقابل ۲۰ تا ۳۰ دقیقه برای خروجی هر فریم در نظر بگیرید، متوجه سرعت عملش میشوید.
دستاورد و قابلیت این پروژه برای ما، تحقیق و توسعه خط تولید یک پروژه ریلتایم بود. از نظر فنی برایمان بسیار باارزش بود؛ چراکه همین الان که با شما صحبت میکنم، نسخه سینمایی بعدی همین پروژه «ببعی قهرمان» را در دست تولید داریم و مجدداً در آنریل آن را تولید میکنیم. در واقع میخواهیم از این قابلیت حتی در سطح سینمایی بهره بگیریم.
این سریال قرار است از شبکه نهال پخش شود و مخاطبش را از قبل دارد. پس حضور در جشنواره چه چیزی به آن اضافه میکند که پخش تلویزیونی به آن نمیدهد؟
بله، این پروژه یک قسمت از سریال است که صداوسیما قرار است پخش کند و تمهیداتی نیز برای آن دارند. همین الان سریالی از همین پروژه در حال پخش است و استمرار این پخشها، یعنی در تکنیکها و قالبها و جایگاههای مختلف، کمک میکند که یک ویژند در حوزه پویانمایی، کاربردیتر اقدام کند. منظور از کاربردیتر این است که اگر احیاناً در یک جشنواره، مخاطبی حضور دارد که میخواهد اثر را بهصورت فنی و کاملاً هنری بررسی کند، این جشنواره چنین جایگاهی را برای آن فراهم میسازد؛ درحالیکه در تلویزیون این فرصت پیش نمیآید و برای مخاطب عام در نظر گرفته شده است.
حضور تمامی پروژهها و سریالهایی که در این سطح تولید میشوند در جشنوارهها، فرصتی است تا اثر یک بار دیگر از منظری فنیتر بررسی شود. این حضور باعث میشود تا اکوسیستمهای پویانمایی دریابند که جشنوارهها فضاهایی برای حمایتهای معنوی هستند؛ زیرا به هر حال جشنواره نمیتواند حمایت مالی به معنای واقعی برای هیچ پروژهای انجام دهد و تنها مزیتش همین حمایت معنوی آن است.
بنابراین، این موضوع برای ما نیز ارزشمند است که بدانیم انیمیشنی که ساختهایم، با اینکه سریالی بوده و با اینکه در بخشهایی به دنبال جذب مخاطب خاص نبوده است، بتواند به هر جشنوارهای، بهویژه جشنواره مهمی مانند جشنواره کودک و نوجوان، راه پیدا کند و این حمایت معنوی بتواند از تیمهای تولید صورت گیرد.
حضور سریالهای تلویزیونی در بخش مسابقه جشنواره را درست میدانید؟ بهتر نیست بخش جداگانهای برای آثار سریالی تلویزیون وجود داشته باشد تا داوری شفافتر شود؟
در تمام جشنوارههای بینالمللی این امر مرسوم است و اینگونه نیست که این موضوع جشنواره را از تخصص خارج کند. جشنوارههای زیادی وجود دارند که حتی بهصورت تخصصی فقط روی سریال کار میکنند. اما نکته در جشنواره فیلم کودک اصفهان، بحث تخصص در حوزه کودک و نوجوان است؛ یعنی نام جشنواره را با دقت انتخاب کردهاند و صرفاً جشنواره فیلم نیست، بلکه اهمیت محتوای کودک در این جشنواره در اولویت است. این رویکرد کمک میکند تا هر قالبی هر اثری با محتوای کودک و نوجوان، جایگاه پیدا کند.
این موضوع، هدف و سیاستگذاری جشنواره را نشان میدهد و مشخص است که تکلیفش را با عنوان خودش مشخص کرده است. درست و غلطی وجود ندارد. تصمیمگیری و سیاستگذاری بر این مبنا بوده و درست هم هست؛ چون هدف جشنواره این است که گروه سنی کودک و نوجوان به یک جشنواره تخصصی که حتی خودش داوری میکند، مجهز شود و سالهاست که دارد با این سیاستگذاری پیش میرود. به نظرم مسیر، مسیر درستی است.
«ببعی» مسیر تلویزیون به سینما را رفته و حالا سریال جدیدش در جشنواره است. این رفتوآمد چه تأثیری بر هویت بصری و روایی این کاراکتر داشته و جشنواره چقدر به سنجش بازخورد مخاطب کمک میکند؟
پویانمایی «ببعی قهرمان» و در واقع سریال آن، یعنی «گروه قهرمانها»، مسیری را حتی از سریال کاتاوت خود در گروه سنی خردسال آغاز کرد. در آن سالی که تولید را انجام دادیم، خیلی جدی به این موضوع اندیشیدیم که نونهالی که در سنین چهار یا پنجسالگی سریال کاتاوت ببعی را دنبال میکرد، اکنون سه یا چهار سال بزرگتر شده و وارد گروه سنی کودک شده و آن اثر کاتاوتی که به او نشان دادیم، برایش نوعی نوستالژی ایجاد کرده است؛ ازاینرو، تصمیم گرفتیم نسخه سینماییاش را تولید کنیم، اما برای گروه سنی بالاتر، و از این حیث بسیار هم موفق عمل کرد. یعنی در ابتدا خودمان در حد یک ایده به آن پرداختیم؛ اما در میدان عمل به هدفمان رسیدیم.
این نکته بسیار حائز اهمیت است که وقتی ویژندی، چه در حوزه پویانمایی و چه در سینمای زنده، شکل میگیرد، موظف است در قالبهای گوناگون حضور یابد و اگر بخواهد موفقیتش را تداوم بخشد، ملزم به طی چنین مسیری است. ویژندهای شاخصی نظیر «کلاهقرمزی و پسرخاله» و امثال آن را نیز اگر بررسی کنیم، بقا و شرط تداومشان در گرو استمرار بوده؛ حال با عنوان سینمایی، برنامه تلویزیونی یا سریال. در واقع، خود را محدود به این نمیکنند که بگویند ما اثری تکقسمتی بودیم که تولید شد و پایان یافت؛ بلکه تلاش میکنند در نسلهای مختلف جایگاهشان را تثبیت کنند. جشنواره فیلم کودک
پروژه سریال کاتاوت ما از روزی که پخشش آغاز شد، سالها جزو پرمخاطبترین آثار بود. شخصیت «ببعی» بهقدری محبوب شد که در میان ده کاراکتر محبوب گروه سنی کودک و نوجوان قرار گرفت؛ آن هم در رقابت با کاراکترهای خارجی نظیر «پاندای کونگفوکار»، «بنتن» و سایر شخصیتهای مطرح خارجی. برای نخستین بار بود که یک کاراکتر ایرانی در میان ده کاراکتر برتر قرار میگرفت و این موفقیت برای ما فوقالعاده ارزشمند بود.
شاید اگر این رویداد رقم نمیخورد، ما چندان روی «ببعی» حساب باز نمیکردیم و به سراغ ویژند بعدیمان میرفتیم. ما سیزده کار برای گروههای سنی مختلف تولید کردهایم و هیچیک نتوانستند موفقیتی در این سطح خلق کنند. برخی آثار پربازدید میشدند و در نظرسنجیهای صداوسیما کارهای پرمخاطبی داشتیم؛ اما نقش ببعی برای ما کاملاً متمایز شد. از آنجا که توانست چنین موفقیتی را کسب کند، تلاش کردیم آن را حفظ کنیم و این مسیر را همچنان ادامه میدهیم؛ بهطوریکه اکنون در حال ساخت نسخه دوم سینماییاش هستیم و احتمالاً در سال پیش رو، یک فصل ۵۲قسمتی دیگر نیز از همین مجموعه تولید خواهد شد.
به باور ما، پیمودن این مسیر برای تمامی پویانماییهایی که عملکرد موفقی دارند ضروری است. تصمیمگیرندگان و تولیدکنندگان این پروژهها باید به این درک برسند که چنین آثاری را مانند فرزندانشان پرورش داده، استمرار بخشند و قالبهای متنوعی از آن را به مخاطب ارائه دهند.
شما جایی گفتهاید جشنواره کودک برای انیمیشنسازان مهمتر از فجر است. این اهمیت دقیقاً در چیست و اگر یک تغییر ساختاری در جشنواره میدادید، چه بود؟
این یک واقعیت است؛ هم بسترِ خود جشنواره کودک و نوجوان است، از این بابت که هدفگذاریاش را روی کودک و نوجوان قرار داده و پویانمایی نیز محصولی است که بهطور جدی در گروه سنی کودک و نوجوان فعالیت میکند. این موضوع موقعیتی را برای منِ انیمیشنساز فراهم میکند که اگر بخواهم در میان جشنوارههای داخلی هدفگذاری کنم، جشنواره کودک برایم مهمتر باشد. اثری که در جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان از دید مخاطب پربازدیدترین میشود و رأی بالاتری کسب میکند، اثری حائز اهمیت خواهد بود؛ چراکه مدارس و خانوادهها از آن حمایت میکنند. این جایگاه در جشنواره فجر هیچگاه برای پویانمایی رقم نمیخورد.
ما با اینکه جشنوارهای تحت عنوان «جشنواره پویانمایی» (دوسالانه پویانمایی تهران) نیز داریم که هر دو سال یکبار برگزار میشود، واقعاً چنین جایگاهی را در آن جشنواره نداشتهایم؛ زیرا آن رویداد شکلی کاملاً تخصصی در حوزه پویانمایی دارد. اما جشنواره کودک اصفهان، هم نسبت به فجر و هم نسبت به دوسالانه پویانمایی تهران، قابلیتی ویژه دارد و آن هم «مردمی بودن» آن است.
شما در هر سانس مشاهده میکنید که تعداد زیادی از دانشآموزان پشت در سالنها حضور دارند و این فضا را نسبت به سایر جشنوارهها بسیار متمایز میکند. یکی از ارکان موفقیت این جشنواره، مخاطبانش و دانشآموزانی هستند که آثار را داوری میکنند. حضور پررنگ بچهها، با حمایتهای شهرداری و دستاندرکارانی که در جشنواره فعالیت میکنند، هم رنگوبوی خاصی به جشنواره میبخشد و هم زمانی که در ایام جشنواره بهعنوان مهمان وارد اصفهان میشوید، حس میکنید که تمام شهر برای این رویداد آذینبندی شده است. جشنواره فیلم کودک
این ویژگیها را هیچیک از جشنوارههای دیگر در ایران ندارند؛ نه جشنواره فیلم کوتاه دارد و نه جشنواره فجر. اگر پوششهای خبری و رسانهای نباشد، مثلاً در شهر تهران هیچکس احساس نمیکند که جشنوارهای در حال برگزاری است. به باور من، این قابلیت و پویایی در جشنواره اصفهان وجود دارد که در هیچ جشنواره دیگری در کشور دیده نمیشود.
درباره سریال «روبی و رابی» بگویید.
ما پروژه سریال «روبی و رابی» را نیز در جشنواره امسال داریم. این اثر براساس تجربه نسخه کاتاوت «ببعی» شکل گرفته است و تمام تلاشمان را کردیم تا یک نسخه فنی و هنری بهتر از ببعی ارائه دهیم و بتوانیم فضاهای جدیدی را با آن خلق کنیم. گروه سنی این اثر «خردسال» است و تکنیک آن نیز «کاتاوت دوبعدی» است. از نظر کیفی بسیار بالاتر از نسخههای اولیه کاتاوتِ سریال ببعی است و تجربیات ارزندهای در این کار رقم خورده است. اگر مخاطب اثر را تماشا و مقایسه کند، متوجه خواهد شد که بحث کیفیت در این کار چقدر برایمان اولویت داشته است؛ چه از نظر کیفیت بصری و چه از حیث محتوا، و زمان بسیار بیشتری نسبت به تولیدات قبلی صرف این پروژه کردهایم. این مجموعه در قالب ۷۸ قسمتِ ششدقیقهای تولید شده و به دنبال آن هستیم تا پس از اتمام پخش، تولید مجدد آن را نیز پیگیری کنیم. این اثر یکی از ویژندهای ماست و امروز که دربارهاش صحبت میکنم، شخصاً دوستداشتنیترین ویژندی است که تاکنون تولید کردهام. ما اجرای این اثر با تکنیکهای دیگر، حتی تکنیک سهبعدی، را نیز به کارفرما پیشنهاد دادهایم و پیشنهادمان هم پذیرفته شده است؛ اما منتظر تکمیل فرایند پخش و سنجش ذائقه مخاطبان هستیم تا مشخص شود به کدام سمتوسو حرکت کنیم.



