کشف یک آب‌انبار یا آشکارشدن یک غفلت؟

کشف یک آب‌انبار یا آشکارشدن یک غفلت؟

پدیدارشدن یک سازه‌ تاریخی در خیابان آپادانای اصفهان، این پرسش را مطرح می‌کند که در شهری با چنین پیشینه تاریخی، چه نهادی مسئول حفاظت از میراث کشف‌شده یا کشف‌نشده آن است و چه سازوکاری برای مواجهه کارشناسی با آنچه ناگهان از دل زمین بیرون می‌آید، وجود دارد؟

تاریخ انتشار: ۱۱:۲۱ - شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
کشف یک آب‌انبار  یا  آشکارشدن یک غفلت؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ پدیدارشدن یک سازه‌ تاریخی در خیابان آپادانای اصفهان، این پرسش را مطرح می‌کند که در شهری با چنین پیشینه تاریخی، چه نهادی مسئول حفاظت از میراث کشف‌شده یا کشف‌نشده آن است و چه سازوکاری برای مواجهه کارشناسی با آنچه ناگهان از دل زمین بیرون می‌آید، وجود دارد؟

در سال‌های اخیر، دیده یا شنیده‌ایم که برخی از حفاری‌های شهری در اصفهان، لایه‌های جدیدی از تاریخ مدفون‌شده این شهر را آشکار ساخته‌اند. گویی هر بار که زمین شکافته می‌شود، بخشی از تاریخ پنهان این شهر نیر آشکار می‌شود. کشف سازه‌ای قدیمی در جریان عملیات حفاری در خیابان آپادانا که به‌طور اولیه «آب‌انبار» خوانده شده، نمونه‌ای تازه از همین مواجهه هم‌زمان توسعه و تاریخ است،مواجهه‌ای که بیش از آنکه با آمادگی همراه باشد، با غافل‌گیری رخ داده است.

اما پرسش اصلی فراتر از خودِ این کشف است: چگونه ممکن است در شهری با پیشینه‌ای چندهزارساله که تاریخ در لایه‌های زیرین آن گسترده‌شده، وجود چنین سازه‌هایی همچنان ناشناخته بماند؟ آیا واقعا اطلاعات و اسناد دقیقی از لایه‌های تاریخی موجود در زیر شهر در دسترس نهادهای متولی نیست؟!

این پرسش، اگرچه در نگاه نخست، ساده به نظر می‌رسد، اما پاسخی پیچیده دارد؛ چراکه مسئله نه بی‌خبری مطلق، بلکه نبود یک مدیریت آگاهانه و نظام منسجم برای شناسایی، ثبت و پایش لایه‌های تاریخی است. در شهری که بخش چشمگیری از بافت کنونی آن روی لایه‌های تاریخی شکل گرفته، این اتفاق، بیش از آنکه یک «کشف» باشد، نشانه‌ای از «نشناختن» یا «گم‌کردن» این میراث پنهان تلقی می‌شود؛ همچنین، با توجه به اینکه درباره این سازه هنوز کتیبه‌ یا سند مکتوبی به دست نیامده و در سطح کارشناسی نیز اتفاق‌نظر روشنی درباره ماهیت آن دیده نمی‌شود، این پرسش مطرح است که آیا ما با یک آب‌انبار مواجه‌ایم یا بخشی از ساختار و سازه‌ای ناشناخته در بافت تاریخی شهر؟

در همین زمینه، مهرداد موسوی‌خوانساری، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، در گفت‌وگو با «اصفهان‌زیبا» تأکید می‌کند که مسئله فراتر از یک سازه است. به‌گفته او، نبود یک سازوکار منسجم و بین‌رشته‌ای میان تاریخ‌دانان، معماران و باستان‌شناسان، باعث می‌شود چنین کشف‌هایی در خلأیی از تحلیل دقیق باقی بمانند. آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌و‌گوی «اصفهان‌زیبا» با این مدرس و پژوهشگر تاریخ درباره سازه تازه‌کشف‌شده در خیابان آپادانا، میراث مدفون اصفهان و ضرورت بررسی بین‌رشته‌ای آن است.

سازه آپادانا
در انتظار شواهد تاریخی روشن

موسوی درباره سازه تازه‌کشف‌شده در خیابان آپادانا می‌گوید: «تاکنون از نزدیک این اثر را مشاهده نکرده‌ام؛ به‌همین‌دلیل نمی‌توانم درباره ماهیت آن با قطعیت اظهارنظر کنم. تخصص اصلی من تاریخ است، نه باستان‌شناسی. بااین‌حال، بر اساس اطلاعاتی که تاکنون منتشرشده، گفته می‌شود سازه کشف‌شده یک آب‌انبار است. اگر این فرضیه درست باشد، با توجه به قرارگرفتن محل کشف در حاشیه باغ‌های سلطنتی چهارباغ امین‌آباد و در نزدیکی محدوده سعادت‌آباد صفوی، این احتمال وجود دارد که سازه مذکور با مجموعه باغ‌های آن دوره ارتباط داشته و برای تأمین یا ذخیره آب آن‌ها مورداستفاده قرار می‌گرفته است.»
او درعین‌حال تأکید می‌کند که هم ماهیت این سازه و هم انتساب آن به دوره صفوی همچنان نیازمند بررسی‌های بیشتر است و در حال حاضر نمی‌توان با اطمینان درباره آن سخن گفت.
این پژوهشگر در ادامه بیان می‌کند: «با وجود احترام فراوانی که برای کارشناسان حوزه‌های مختلف میراث‌فرهنگی و باستان‌شناسی قائل هستم، به‌عنوان یک مورخ بیش از هر چیز به‌دنبال شواهد مکتوب، کتیبه‌ها، نوشته‌ها و اسناد تاریخی هستم؛ ازهمین‌رو، زمانی که سازه‌ای فاقد کتیبه، نام، نوشته یا هرگونه مدرک تاریخی مستقیم باشد، در شناسایی و تاریخ‌گذاری آن با احتیاط و تردید برخورد می‌کنم.»

موسوی در خصوص اهمیت شواهد و مستندات در تاریخ‌گذاری و شناسایی آثار خاطرنشان می‌کند: «باستان‌شناسان و متخصصان سایر حوزه‌های مرتبط معمولا بر اساس شواهدی مانند شیوه معماری، نوع مصالح، ساختار بنا و دیگر نشانه‌های فنی می‌توانند درباره دوره تاریخی یک اثر اظهارنظر و تاریخ‌گذاری کنند؛ اما از منظر تاریخ‌پژوهی، رسیدن به نتیجه قطعی مستلزم وجود مستندات روشن‌تری است؛ به‌همین‌دلیل، نسبت دادن یک سازه تازه‌کشف‌شده به دوره صفوی، بدون دراختیارداشتن شواهد کافی، همواره با تردید همراه است و اظهارنظر نهایی در این زمینه برعهده کارشناسانی است که مستندات و شواهد لازم را در اختیار دارند.»

لزوم بررسی سازه‌های تاریخی
با حضور کارشناسان چند حوزه

موسوی در پاسخ به این پرسش که برای شناسایی و بررسی سازه کشف‌شده در خیابان آپادانا از چه کارشناسانی باید استفاده شود، می‌گوید:«مشکلی که همیشه در این زمینه داریم، این است که ارتباط بین تاریخ، معماری و باستان‌شناسی تقریبا قطع است. کارشناسان این حوزه‌ها به‌صورت مستقل برای خودشان فعالیت می‌کنند و نظر می‌دهند؛ مثل الان که شما از من سؤال می‌پرسید و من هم پاسخ می‌دهم. اگر شما از من سؤال می‌پرسید، من می‌گویم که نیاز به وجود مرکزی که نظرهای این کارشناسان را در این حوزه‌ها تجمیع و سپس اعلام کند، خیلی احساس می‌کنم.»

او با اشاره به ضرورت وجود یک مرجع تخصصی برای جمع‌بندی دیدگاه‌های کارشناسان می‌افزاید:
«مثل جایی شبیه سازمان نظام‌پزشکی درزمینه علم پزشکی که همه این نظرها آنجا جمع می‌شود و الان شده مرجع و متصدی علوم‌پزشکی و درمان. ما درزمینه باستان‌شناسی و تاریخ و فرهنگ، مرکز و مرجع و مجمعی نداریم که بتواند نظرها را تجمیع کند.»

موسوی در ادامه تأکید می‌کند: «باید کارشناسانی از حوزه تاریخ، شهرسازی، باستان‌شناسی و معماری کنار هم سازه را بررسی کنند و نظر دهند. این به نظرم درست‌ترین حالت است.»

تخت‌فولاد
و آب‌انبارهایی که دیگر وجود ندارند

در ادامه، مهرداد موسوی‌خوانساری، نویسنده و پژوهشگر تاریخ، با اشاره به پیشینه آب‌انبارها در اصفهان و دیگر شهرهای ایران می‌گوید:« آب‌انبارها ازجمله بناهای اجتماعی به‌شمار می‌روند. این بناها با زندگی روزمره مردم پیوندی مستقیم داشته‌اند؛ به‌همین‌دلیل بخش چشمگیری از تاریخ آن‌ها در منابع مکتوب ثبت نشده است. بسیاری از این سازه‌ها به همت بزرگان و افراد صاحب نفوذ ساخته می‌شدند؛ چنانکه در دوره صفوی میرزا تقی‌خان ساروتقی، وزیر شاه‌عباس دوم، آب‌انباری را در شهر قم بنا کرد که کتیبه آن همچنان با نام ساروتقی شناخته می‌شود.»
این پژوهشگر معتقد است که سنت ساخت بناهای عام‌المنفعه‌ای همچون آب‌انبار، کاروان‌سرا، حمام، پل و یخچال، عموما برعهده افرادی بود که از توان اقتصادی و جایگاه اجتماعی مناسبی برخوردار بودند و در آبادانی شهرها نقش ایفا می‌کردند.

او با تأکید بر اهمیت آب‌انبارها در زندگی مردم گذشته بیان می‌کند:« این سازه‌ها، به‌ویژه در شهرهای خشک و کم‌آب، جایگاه ویژه‌ای داشتند؛ اصفهان نیز با وجود زاینده‌رود همواره با مسئله تأمین آب روبه‌رو بوده و به‌همین‌دلیل، در بسیاری از محله‌های شهر آب‌انبار وجود داشته است؛ حتی برخی خانه‌ها نیز از آب‌انبارهای اختصاصی بهره می‌بردند؛ بااین‌حال، امروز آثار چندانی از آب‌انبارهای تاریخی اصفهان باقی نمانده است و بخش عمده آن‌ها از بین رفته‌اند.»

موسوی در ادامه، به آب‌انبارهای تاریخی تخت‌فولاد اشاره می‌کند و می‌گوید: « محدوده تخت‌فولاد تا چند دهه پیش مجموعه‌ای از آب‌انبارهای شناخته‌شده را در خود جای داده بود؛ اما متأسفانه این آثار در گذر زمان از بین رفته‌اند. آب این آب‌انبارها از طریق مادی‌ها و نهرهای واقع در ساحل جنوبی زاینده‌رود، ازجمله مادی جوی سیاه و نهر موسوم به نهر ۲۵۰، تأمین می‌شد. این آب‌انبارها نیاز ساکنان منطقه تخت‌فولاد را که علاوه‌بر کارکرد مذهبی و آیینی، محل سکونت جمعیت نیز بوده است، برطرف می‌کرد.»

او خاطرنشان می‌کند که از میان این مجموعه، اکنون تنها آب‌انبار کازرونی باقی مانده است؛ بنایی که از جدیدترین آب‌انبارهای ساخته‌شده در اصفهان به شمار می‌رود؛ اما به گفته او با گسترش شبکه آب لوله‌کشی شهری، سنت ساخت و بهره‌برداری از آب‌انبارها نیز به‌تدریج کنار گذاشته شد و این سازه‌ها کارکرد تاریخی خود را از دست دادند.

سرنوشت آب‌انبارهای شهر در عصر مدرن

موسوی در پاسخ به این پرسش که آیا آب‌انبارهای تاریخی اصفهان تخریب شده‌اند یا همچنان در لایه‌های پنهان شهر قرار دارند، می‌گوید: «با ورود فناوری‌های جدید، گسترش شبکه آب‌رسانی و رواج آب لوله‌کشی، دیگر نیازی به آب‌انبارها نبود. آب‌انبارها در گذشته محل ذخیره آب برای دوره‌هایی بودند که دسترسی به آب با محدودیت‌های فراوانی همراه بود. در آن زمان، میرآب‌ها زمان‌بندی توزیع آب در محله‌های مختلف را تعیین می‌کردند و ساکنان هر محله باید در زمان مشخص از آب جاری استفاده کرده و آن را برای مصرف روزانه خود ذخیره می‌کردند. با راه‌اندازی شبکه آب شهری، نیاز به این سازه‌ها از بین رفت و آب‌انبارها به‌تدریج کارکرد خود را از دست دادند؛ تغییر ماهیت دادند و بسیاری از آن‌ها در گذر زمان تخریب یا فراموش شدند.»

احتمال کشف سازه‌های تاریخی بیشتر در اصفهان

این پژوهشگر تاریخ با بیان اینکه در اصفهان تقریبا در هر نقطه‌ای که عملیات حفاری یا کاوش انجام شود، احتمال کشف آثار و سازه‌های تاریخی متعلق به دوره‌های مختلف وجود دارد، اشاره می‌کند که هنوز نمونه‌هایی از آب‌انبارهای تاریخی شهر باقی مانده‌اند. ازجمله این آثار می‌توان به آب‌انبار کازرونی در محدوده تخت‌فولاد و آب‌انبار قدیمی رحیم‌خان بیگلربیگی اشاره کرد که دارای کتیبه‌های تاریخی است و در نزدیکی خیابان مصلا قرار دارد. به گفته او، این آب‌انبار اکنون تغییرکاربری داده است.

موسوی با اشاره به سنت ساخت بناهای عام‌المنفعه در ادوار گذشته، یادآور می‌شود که بسیاری از خیران و چهره‌های بانفوذ شهر می‌کوشیدند با ساخت سازه‌هایی مانند آب‌انبار، نام خود را برای آیندگان به یادگار بگذارند. او آب‌انبار رحیم‌خان بیگلربیگی را نمونه‌ای از این رویکرد دانست و گفت که این بنا توسط بانی مسجد رحیم‌خان در محله نو اصفهان ساخته شد تا زائران تخت‌فولاد بتوانند از آن بهره‌مند شوند. به اعتقاد این پژوهشگر، ساخت چنین بناهایی در گذشته امری رایج بود؛ اما با تغییر سبک زندگی و نیز تغییر شیوه تأمین آب، این سازه‌ها به‌تدریج کارکرد و جایگاه خود را از دست دادند و بسیاری از آن‌ها از بین رفتند.

میراث مدفون اصفهان؛ قربانی بی‌خبری و بی‌پاسخی!

در ادامه این گزارش، «اصفهان‌زیبا» برای بررسی میزان اطلاع نهادهای مرتبط از وجود آب‌انبارها و دیگر سازه‌های تاریخی مدفون در لایه‌های زیرین شهر، با نهادهایی ازجمله اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان به‌عنوان متولی اصلی حوزه میراث، شهرداری منطقه۶، سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان و شرکت آب‌وفاضلاب تماس گرفت؛ بااین‌حال، برخی از این نهادها از وجود اطلاعات تاریخی درباره این سازه‌ها پیش از کشف آن‌ها اظهار بی‌اطلاعی و برخی دیگر نیز از پاسخ‌گویی خودداری کردند.

این وضعیت در شهری با چنین پیشینه تاریخی و فرهنگی، پرسش‌هایی جدی درباره نحوه شناسایی، ثبت، حفاظت و مدیریت سازه‌های تاریخی پنهان در بافت شهر ایجاد می‌کند؛ به‌ویژه سازه‌هایی که ممکن است به‌صورت اتفاقی و در جریان عملیات عمرانی یا حفاری‌های شهری کشف شوند. نبود اطلاع کافی از پیشینه تاریخی برخی نقاط و درعین‌حال، فقدان پاسخ روشن و هماهنگ از سوی نهادهای مسئول، این نگرانی را ایجاد می‌کند که در صورت ادامه چنین روندی، سرنوشت بسیاری از سازه‌هایی که به‌صورت اتفاقی از دل زمین بیرون می‌آیند، همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی بماند و تصمیم‌گیری درباره آن‌ها بدون بهره‌گیری از یک سازوکار منسجم و کارشناسی انجام شود.

شاید مسئله اصلی تنها کشف یک آب‌انبار یا یک سازه تاریخی نباشد؛ مسئله این است که پس از کشف چنین آثاری، چه نهادی باید مسئولیت شناسایی، بررسی، مستندسازی، حفاظت و تعیین‌تکلیف آن‌ها را برعهده بگیرد و چه سازوکاری برای جمع‌آوری و تجمیع نظر متخصصان وجود دارد؟ پرسشی که پاسخ به آن می‌تواند تعیین‌کننده سرنوشت بخشی از میراث تاریخی پنهان اصفهان باشد.