چطور موقوفات می‌توانند بخشی از نیازهای امروز جامعه را تأمین کنند و چگونه می‌توان ظرفیت‌های اقتصادی آن‌ها را فعال کرد؟

موقوفات؛ سرمایه‌های خاموش اقتصاد مردمی

مدرسه، مسجد و بیمارستان‌های وقفی، بناهای آشنایی برای ما هستند؛ همان‌هایی که به‌نظرمان می‌آید برای زمان‌های خیلی خیلی قدیم است و همچون شیء یا بنایی تاریخی به دستمان رسیده. اما وقف صرفا میراثی به‌جامانده از گذشته نیست.

تاریخ انتشار: ۰۸:۴۲ - چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
موقوفات؛ سرمایه‌های خاموش اقتصاد مردمی

به گزارش اصفهان زیبا؛ مدرسه، مسجد و بیمارستان‌های وقفی، بناهای آشنایی برای ما هستند؛ همان‌هایی که به‌نظرمان می‌آید برای زمان‌های خیلی خیلی قدیم است و همچون شیء یا بنایی تاریخی به دستمان رسیده. اما وقف صرفا میراثی به‌جامانده از گذشته نیست.

این سنت، در صورت شناخت درست ظرفیت‌های آن، می‌تواند یکی از نهادهای مؤثر در اقتصاد مردمی باشد، نهادی که از طریق ایجاد و توزیع منابع، بخشی از نیازهای جامعه را پاسخ دهد و حتی در حل مسائل جدیدی مانند اشتغال، مسکن، آسیب‌های اجتماعی و فعالیت‌های فرهنگی نقش‌آفرین باشد.

با همین نگاه و به مناسبت هفته وقف، با امیرحسین اسماعیلی‌پور، معاون اقتصادی اداره‌کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان، درباره ظرفیت‌های وقف در اقتصاد مردمی، موانع فعال‌شدن این ظرفیت‌ها و نسبت وقف با نیازهای امروز جامعه گفت‌وگو کرده‌ایم.

براساس اسناد تاریخی، برای نخستین‌بار در قرن چهارم هجری و در دوره سامانیان از «دیوان اوقاف» نام برده شده است. در ادامه نیز حکومت‌های مختلف، متناسب با رویکرد خود، گاهی قصد غصب موقوفات را داشته‌اند، گاهی مروج سنت وقف بوده‌اند و گاهی نیز آن را رها کرده‌اند. با‌توجه به تفاوت‌های اساسی جامعه امروز با جوامع گذشته که در آن مدیریت وقف ذیل امور حکومتی تعریف شده بود، آیا همچنان ضرورت دارد وقف ذیل یک نهاد دولتی تعریف شود یا می‌توان برای آن هویتی مستقل و در کنار دولت در نظر گرفت؟ برای مثال، رسانه یا نهاد دین را نمی‌توان کاملا ذیل دولت تعریف کرد. این نهادها با دولت در ارتباط هستند؛ اما هویت مستقلی از آن دارند. آیا درباره وقف نیز نمی‌توان چنین هویتی را در نظر گرفت؛ نهادی مستقل که وابسته به منافع یک دستگاه خاص نباشد و بتواند به‌صورت مستقل در جامعه اثرگذار باشد؟

به چند دلیل، می‌توان گفت این کار به‌سادگی ممکن نیست: نخست اینکه، هرجا منابع مالی گسترده وجود داشته باشد، امکان بروز تخلف نیز وجود دارد. در شرایط فعلی کشور، نمونه‌های متعددی از این مسئله را شاهد هستیم؛ بنابراین، وقتی حتی در مجموعه‌ای مانند اوقاف که تحت نظارت دستگاه‌های اجرایی قرار دارد، گاهی چنین اتفاق‌هایی رخ می‌دهد، انتقال این مسئولیت به بخش خصوصی می‌تواند نظارت را دشوارتر کند.
در بخش خصوصی، دستگاه‌های اجرایی امکان نظارت مستقیم بر منابع را نخواهند داشت و همین مسئله می‌تواند زمینه‌ساز مشکلات بیشتری شود.
نکته دیگر، ماهیت شرعی وقف است. موقوفات تنها با قانون سروکار ندارند؛ پیش از آنکه مسئله‌ای قانونی باشند، با احکام و موازین شرعی ارتباط دارند؛ ازهمین‌رو، در برخی مسائل، حضور نماینده ولی‌فقیه یا حاکم شرعی برای تعیین‌تکلیف نهایی ضروری است.اجرای چنین سازوکاری در یک مجموعه کاملا خصوصی دشوار خواهد بود.

آن‌طورکه در برخی منابع تاریخی آمده است، قنات‌ها از نخستین موقوفات سرزمین ما بوده‌اند؛ وقف‌هایی که هم به اقتصاد کمک کرده و هم معیشت مردم را تأمین می‌کردند؛ درواقع، بخش مهمی از زیست مردم با وقف قنات‌ها تأمین می‌شد؛ امروز اما مسائل و نیازهای جامعه با گذشته تفاوت کرده است. نیازهای جوانان، مسکن، اشتغال و مسائل مشابه، بخش مهمی از دغدغه‌های جامعه امروز را تشکیل می‌دهند. آیا همچنان می‌توان معتقد بود که وقف می‌تواند به نیازهای فعلی جامعه پاسخ دهد؟

بله؛ واقعیت این است که اکنون برخی وقف‌ها نسبتی با نیازهای جامعه ندارند؛ اما چرا چنین وضعیتی شکل گرفته است؟ این یکی از مسائل مهم جامعه است که ما در پنج‌شش سال گذشته تلاش زیادی کرده‌ایم تا این نگاه را تغییر دهیم.
معتقدیم جامعه به یک «دانشکده وقف» نیاز دارد؛ مجموعه‌ای که مأموریت آن بررسی مشکلات روز جامعه و مشاوره به افرادی باشد که برای وقف مراجعه می‌کنند.
مسئله اینجاست که در کشور ما بسیاری از افراد در حوزه وقف، صرفا به ساخت مسجد، ایجاد محلی برای روضه‌خوانی و مواردی از این قبیل توجه دارند؛ برای مثال، اکنون در یکی از محله‌های اصفهان سه مسجد داریم که برای هرکدام یک همت هزینه شده، اما نمازگزاران بسیار کمی دارند. در چنین شرایطی، آیا نیاز امروز کشور، ساخت مسجد دیگری است؟
مقصود این نیست که با مقایسه بخواهیم اهم و مهم کنیم؛ اما اگر قرار باشد یک سرمایه یا دارایی متناسب با نیازهای امروز کشور وقف شود، شاید شهر اصفهان امروز به محلی امن برای دختران فراری یا زنان بدسرپرست نیاز داشته باشد؛ مکانی که اگر زنی از خانه خارج شد، بتواند شب را در آنجا بگذراند و با هزاران مشکل دیگر مواجه نشود.
چنین نیازهایی در جامعه وجود دارد؛ اما چون «دانشکده وقف» و نیروهایی را که وظیفه آن‌ها مشاوره به واقفان و اختصاص زمان برای تغییر نگاه آن‌ها باشد، در اختیار نداریم، مسیر وقف همچنان تا اندازه زیادی همان مسیر گذشته است؛ در نتیجه، وقف نمی‌تواند آن‌گونه که باید به حل مشکلات امروز جامعه
کمک کند.
اصل نیت واقفان نیز همین بوده است: آن‌ها می‌خواستند با وقف، بخشی از مشکلات جامعه را حل کنند؛ اما امروز در برخی موارد، این اتفاق به شکل مطلوب رخ نمی‌دهد. البته موقوفاتی که از گذشته برای موضوع‌هایی مانند بیماری‌های خاص، کودکان بی‌سرپرست، زنان سرپرست خانوار و موارد مشابه ایجاد شده‌اند، همچنان می‌توانند نقش مؤثری در جامعه داشته باشند.

چرا برخی موقوفات از چرخه امور کشور کنار گذاشته شده و به نوعی بی استفاده شده‌اند؟

درمجموع موقوفات را می‌توان به دو دسته کلی موقوفات انتفاعی و منفعتی تقسیم کرد. برخی موقوفات از ابتدا با نگاه درآمدزایی ایجاد شده‌اند و در زمره موقوفات منفعتی قرار می‌گیرند. در این نوع موقوفات، باید مطابق نظر واقف از موقوفه درآمد حاصل شود و این درآمد برای نیتی که واقف تعیین کرده است، هزینه شود؛ برای مثال، بازار هنر اصفهان با هدف تأمین هزینه‌های طلاب اصفهان راه‌اندازی و ساخته شده است تا درآمد حاصل از آن در مدرسه چهارباغ یا مدرسه امام صادق(ع) هزینه شود. در بازار اصفهان نیز راسته‌ها، تیمچه‌ها و مجموعه‌های تجاری متعددی وجود دارد که هرکدام مصرف مشخصی دارند و درآمد حاصل از آن‌ها مطابق نیت واقف هزینه می‌شود.
در نمونه دیگر، ممکن است واقفی یک زمین پنج‌هزارمتری را وقف و مقرر کند به هر شیوه‌ای که امکان دارد از این زمین درآمد ایجادشده و صرف کودکان بی‌سرپرست شود. در چنین مواردی، مسئله اصلی این است که چه شیوه‌ای برای ایجاد درآمد از زمین انتخاب شود و چگونه می‌توان موقوفه را به یک دارایی درآمدزا تبدیل کرد.
در مقابل، برخی موقوفات برای امر خاصی وقف می‌شوند. برای مثال، فردی زمینی را وقف می‌کند و مقرر می‌کند این زمین برای ساخت مسجد یا درمانگاه اختصاص یابد. اینها موقوفات انتفاعی هستند؛ یعنی از ابتدا هدف، ایجاد درآمد از خود موقوفه نیست، بلکه بنا باید برای همان کاربری تعیین‌شده مورد استفاده قرار گیرد.
در این نوع موقوفات، نمی‌توان زمین را برای کار دیگری مورد استفاده قرار داد و از آن درآمد کسب کرد.
از سوی دیگر، موقوفه ذاتا درآمدزا نیست و برای بالفعل شدن ظرفیت آن، نیاز به سرمایه‌گذاری وجود دارد. برای مثال، اگر مدرسه‌ای ساخته شود و صرفا به‌عنوان مدرسه مورد استفاده قرار گیرد، درآمدی از خود موقوفه ایجاد نمی‌شود.
تفاوت این دو نوع موقوفه در همین نکته است؛ در موقوفات انتفاعی، هدف اصلی استفاده از موقوفه برای نیتی است که واقف تعیین کرده، در حالی که در موقوفات منفعتی، باید از موقوفه درآمد ایجاد شود و این درآمد در مسیر نیت واقف هزینه شود.
این مسئله، یعنی ایجاد درآمد و فعال کردن ظرفیت اقتصادی موقوفات، سال‌ها یکی از مشکلات نظام اوقاف بود. اما از سال ۱۳۹۱، با آغاز سرمایه‌گذاری روی موقوفات، این موضوع تا حد زیادی سامان پیدا کرد و هر سال نیز شرایط آن بهتر شده است.
پیش از این، زمین‌هایی وجود داشت که واقفان آنها را به‌صورت خام وقف کرده بودند و به دلیل نبود امکان سرمایه‌گذاری، عملا بلااستفاده مانده بودند.
گاهی حتی یک زمین موقوفه در یک محله به محلی برای انباشت زباله تبدیل می‌شد و مردم نیز در نهایت اوقاف را مسئول این وضعیت می‌دانستند.
با این حال، مسئله در مورد موقوفات انتفاعی مانند مسجد، مدرسه یا موارد مشابه همچنان وجود دارد. اگر زمینی برای ساخت مسجد یا مدرسه وقف شده باشد، نمی‌توان آن را به شکل دیگری مورد استفاده قرار داد و از آن درآمد کسب کرد.
برای مثال، فرض کنید زمینی برای ساخت بیمارستان وقف شده و قرار بوده مردم به‌صورت رایگان در آن درمان شوند. اگر فردی پانصد میلیارد تومان روی این زمین سرمایه‌گذاری کند، آیا می‌تواند بدون دریافت هزینه، مردم را درمان کند؟ هزینه ساخت و اداره بیمارستان باید از جایی تأمین شود. همین مسائل و محدودیت‌ها، مشکلات متعددی را در زمینه موقوفات ایجاد کرده است.

در واقع، شاید دست‌کم یکی از راه‌ها این باشد که به تعبیر شما، مشاوره‌هایی وجود داشته باشد تا از شکل‌گیری چنین مشکلاتی در سال‌های آینده جلوگیری شود.

بله. اگر به این موضوع رسیدگی شود، بسیاری از مشکلات قابل حل است. در کنار آن، یکی از مسائل اساسی، نبود شناخت کافی از سازوکار وقف در میان مردم و حتی برخی مدیران ارشد شهر و کشور است.
گاهی این تصور وجود دارد که اوقاف نهادی ثروتمند است و می‌تواند از منابع خود برای حل هر مشکلی، از مرمت مسجد سید و بناهای تاریخی گرفته تا رسیدگی به مشکلات فرهنگی شهر هزینه کند.
در حالی که دارایی و درآمد هر موقوفه متعلق به همان موقوفه است و باید دقیقا در مسیری هزینه شود که واقف تعیین کرده است. برای مثال اگر دو موقوفه در کنار یکدیگر قرار داشته باشند و یکی از آنها ده همت دارایی داشته باشد، در حالی که برق موقوفه دیگر به دلیل بدهی هزار تومانی قطع شده باشد، نمی‌توان از درآمد یا دارایی موقوفه نخست برای موقوفه دوم استفاده کرد.
هر موقوفه، درآمد و دارایی متعلق به خودش را دارد و این منابع صرفا باید در همان مسیری هزینه شوند که واقف تعیین کرده است. این‌طور نیست که اگر در یک حساب پولی وجود داشته باشد، بتوان آن را برای هر کاری، هزینه کرد.

با توجه به اهمیتی که امور وقفی در جامعه دارند و همین‌طور اینکه عده‌ای می‌خواهند سرمایه و دارایی‌شان را در راهی بابرکت صرف کنند، پس چرا بعضا نگاه مثبتی به وقف وجود ندارد؟ آیا این مشکل به عدم اعتماد بازمی‌گردد؟

به نظر من، بیش از ۹۰ درصد این مسئله به نبود آگاهی بازمی‌گردد. اداره اوقاف تنها ارگانی است که حتی یک تومان اعتبار دولتی ندارد. موقوفات و بقاع نیز به هیچ عنوان جزو اموال دولتی نیستند، بلکه اموال وقفی در راستای نیت واقف به‌کارگرفته می‌شوند‌. اما متأسفانه مردم گاهی این مسئله را با ساختار دولت درهم می‌آمیزند و همین موضوع مشکلاتی ایجاد می‌کند.اگرمردم به این مسئله آگاه شوند، در زمینه موقوفات، روش‌های مختلفی برای سرمایه‌گذاری وجود دارد و ما نیز تلاش کرده‌ایم این فرآیند را تا حد زیادی تسهیل کنیم.
برای مثال، زمینی موقوفه در نزدیکی امام صادق(ع) و عباس‌آباد داشتیم که با ورود سرمایه‌گذار بخش خصوصی، از زمینی فاقد درآمد به مجموعه‌ای شامل ۱۱۷ واحد تجاری درآمدزا تبدیل شد؛ یعنی یک رقبه موقوفه به ۱۱۷ رقبه تبدیل شد. این نمونه نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری می‌تواند هم تعداد رقبات و هم درآمد موقوفات را افزایش دهد.
یکی از مزیت‌های این نوع سرمایه‌گذاری آن است که زمین موقوفه از وقف خارج نمی‌شود و در عین حال، سرمایه‌گذار نیز حقوق مشخصی نسبت به سرمایه‌گذاری خود دارد. برای مثال، اگر فردی در یک واحد تجاری سرمایه‌گذاری کند، مالک سرقفلی آن خواهد بود، اما مالکیت زمین همچنان در اختیار وقف باقی می‌ماند.
در واحدهای مسکونی یا اداری نیز اعیان ایجادشده متعلق به سرمایه‌گذار خواهد بود و رابطه استیجاری با زمین همچنان برقرار می‌ماند.از سوی دیگر، تلاش می‌کنیم شرایطی فراهم شود که سهم سرمایه‌گذار در سرمایه‌گذاری اولیه بیشتر باشد تا این مدل برای او نیز از نظر اقتصادی ترغیب کننده باشد.
ما در ۱۰ تا ۱۲ سال گذشته، سرمایه‌گذاری‌های بسیار خوبی در اصفهان انجام داده‌ایم که شاید بسیاری از آنها برای مردم شناخته‌شده نباشد. در نتیجه این سرمایه‌گذاری‌ها، نزدیک به ۲۰۰ رقبه به موقوفات اضافه شده است. همچنین نزدیک به ۱۰ کاروانسرا که تقریباً چیزی از آنها باقی نمانده بود، به محل اقامت و پذیرایی تبدیل شده‌اند و امروز مردم می‌توانند از این فضاها استفاده کنند.

اگر بخواهم صحبت شما را جمع‌بندی کنم، منظورتان این است که اگر وقف‌های مردم به سمت سرمایه‌گذاری هدایت شوند، می‌توانند ثمربخشی بیشتری داشته باشند. شما نیز تلاش کرده‌اید فرآیند سرمایه‌گذاری در اوقاف را تسهیل کنید، اما مشکل اصلی همچنان نبود آگاهی عمومی است و لازم است اطلاع‌رسانی و معرفی ظرفیت‌های اوقاف بهتر انجام شود.

همین‌طور است و امیدواریم این امر میسر شود.