به گزارش اصفهان زیبا؛ شب که میشود، شهر آرامتر به نظر میرسد؛ چراغ خانهها روشن است، خیابانها جریان دارند و زندگی، حتی در روزهای جنگ، راه خودش را پیدا میکند. اما بالای همین شهر، آرامشی در کار نیست. آنجا، صفحههای رادار روشناند، چشمها به آسمان دوخته شده و هر نشانهای میتواند آغاز یک مأموریت باشد. مردانی که پشت سامانههای پدافندی ایستادهاند، شاید کمتر از خلبانها دیده شوند؛ اما مأموریتشان یک تفاوت اساسی دارد: «آنها باید پیش از رسیدن دشمن، آن را ببینند.»
در جنگ رمضان، آسمان ایران به یکی از اصلیترین میدانهای نبرد تبدیل شد و اصفهان، به دلیل موقعیت راهبردی و وجود مراکز حساس نظامی و صنعتی، یکی از نقاط مهم شبکه دفاع هوایی کشور بود.
در این روزها، منطقه پدافند هوایی مرکزی شهید نصر اصفهانی و دیگر یگانهای پدافندی مستقر در استان، مأموریت رصد و مقابله با تهدیدات هوایی را دنبال کردند؛ مأموریتی که برای برخی نیروها، آخرین مأموریت زندگیشان شد.
جنگی که از روی صفحه رادار آغاز میشد
برای مردم، جنگ ممکن است با صدای انفجار آغاز شود؛ برای پدافند هوایی، جنگ خیلی زودتر شروع میشود.
پیش از آنکه صدایی در آسمان شنیده شود، رادارها باید تهدید را کشف کنند. پس از آن، اطلاعات باید تحلیل شود و در کوتاهترین زمان، درباره نوع تهدید و شیوه مقابله با آن تصمیم گرفته شود. این فرآیند، حاصل کار یک نفر نیست. اپراتور رادار، نیروی عملیاتی، فرمانده، نیروهای فنی و پشتیبانی، همگی بخشی از زنجیرهای هستند که هدفش یک چیز است: «امن نگه داشتن آسمان.»
فرمانده منطقه پدافند هوایی مرکزی شهید نصر اصفهانی در تشریح عملکرد این مجموعه، از استفاده از ظرفیتهای بومی پدافندی در جنگهای اخیر سخن گفته و تأکید کرده است که تجربه جنگ ۱۲روزه در جنگ رمضان نیز مورد استفاده قرار گرفت. در سطح کشور نیز فرمانده قرارگاه مشترک پدافند هوایی اعلام کرده است که در جنگ رمضان، ۱۷۰ فروند پهپاد دشمن توسط پدافند منهدم شده است. این عدد، پشت خود دهها و صدها ساعت آمادهباش، رصد، تصمیمگیری و عملیات دارد.
اصفهان؛ یکی از حلقههای مهم سپر دفاعی کشور
اصفهان را فقط نباید با میدانهای تاریخی و زایندهرود شناخت. این استان در ساختار دفاعی کشور نیز جایگاهی ویژه دارد.
وجود پایگاه هشتم شکاری، منطقه پدافند هوایی مرکزی شهید نصر اصفهانی و مجموعهای از مراکز مهم صنعتی و نظامی، حفاظت از آسمان این منطقه را به مأموریتی حساس تبدیل کرده است.
در روزهای جنگ رمضان، آسمان اصفهان بارها شاهد فعالیت پدافند بود؛ صحنههایی که برای مردم با صدای شلیک و انفجار شناخته میشد، اما برای نیروهای پدافندی بخشی از یک عملیات پیچیده و مستمر بود.
در این میان، آنچه کمتر دیده میشود، فاصله میان «آمادهباش» و «درگیری» است؛ ساعتهایی که نیروهای پدافند در مواضع خود حضور دارند و نمیدانند مأموریت بعدی چه زمانی آغاز خواهد شد. گاهی این انتظار، ساعتها طول میکشد و گاهی با یک پیام، همهچیز در چند ثانیه تغییر میکند.
«یاسر طاهری»؛ فرماندهی در حساسترین نقطه
سرهنگ یاسر طاهری یکی دیگر از نامهایی است که در روایت دفاع هوایی استان اصفهان جایگاه ویژهای دارد.
طاهری فرمانده یگان تکنولوژی اصفهان (یوسیاف) بود؛ منطقهای حساس در استان اصفهان که در جریان جنگ رمضان هدف حملات قرار گرفت و سرهنگ یاسر طاهری نیز در همان منطقه به شهادت رسید. طاهری متأهل و پدر دو فرزند بود.
برای یک فرمانده پدافند، مأموریت تنها حضور در یک موضع نظامی نیست؛ مسئولیت او با امنیت مجموعهای از نیروها و حفاظت از منطقهای گره خورده که دشمن برای هدف قرار دادن آن تلاش میکند.
طاهری نیز در همان نقطهای ایستاد که مسئولیتش او را به آنجا رسانده بود. پیکر او در فریدن تشییع شد؛ شهری که میزبان یکی از فرزندان خود در لباس ارتش بود و پس از شهادتش، خیابانهایش رنگ دیگری گرفت.
«سعید فرهنگ»؛ پدافند تا آخرین لحظه
یکی از نامهایی که روایت پدافند اصفهان را انسانیتر میکند، شهید سروان سعید فرهنگ است. فرهنگ از نیروهای ارتشی پدافند پایگاه هشتم شکاری اصفهان بود و در جریان عملیات پدافندی به شهادت رسید.
او اصالتاً اهل تبریز بود، در اصفهان زندگی میکرد و خانواده همسرش نیز در جوزدان نجفآباد سکونت داشتند. اما شاید تلخترین بخش روایت زندگی او، جایی باشد که پای یک کودک به میان میآید. فرهنگ یک فرزند خردسال چهار ساله داشت و همسرش نیز در انتظار تولد فرزند دیگری بود.
جنگ برای بسیاری از مردم، خبر حمله و انفجار است؛ اما برای خانواده فرهنگ، جنگ از جایی آغاز شد که دیگر پدر به خانه برنگشت. پیکر این شهید در جوزدان تشییع و سپس برای خاکسپاری به مراغه منتقل شد.
او در آخرین مأموریتش همان کاری را انجام داد که سالها برای آن آموزش دیده بود: «ایستادن در برابر تهدیدی که از آسمان میآمد.» اما این بار، خودش بخشی از روایت آسمان شد.
پشت هر سامانه، یک خانواده ایستاده است
وقتی از پدافند صحبت میکنیم، معمولا از رادار، موشک، سامانه فرماندهی و انهدام هدف میگوییم. اما پشت همه این واژهها، یک واقعیت انسانی وجود دارد. پشت هر نیروی پدافندی، خانوادهای ایستاده است. خانوادهای که در روزهای جنگ، شاید نداند عزیزش دقیقا کجاست. نمیداند چه زمانی میتواند با او تماس بگیرد و مهمتر از همه، نمیداند آیا دوباره او را خواهد دید یا نه.
برای سعید فرهنگ، این انتظار در خانهای با یک کودک چهار ساله و مادری که چشمانتظار تولد فرزند دوم بود، پایان یافت. برای یاسر طاهری، دو فرزند ماندند و خاطرات پدری که دیگر به خانه بازنگشت. این بخش از جنگ، در میان آمارها کمتر دیده میشود. اما شاید همین بخش، واقعیترین تصویر جنگ باشد.
۱۷۰ پهپاد؛ یک عدد و صدها مأموریت
آمار انهدام ۱۷۰ پهپاد در جنگ رمضان، در نگاه اول فقط یک عدد است. اما اگر به پشت این عدد نگاه کنیم، تصویر دیگری دیده میشود. هر هدف، یک فرآیند شناسایی و رهگیری داشته است.
هر عملیات، نیروهایی را درگیر کرده و هر درگیری میتوانسته برای نیروهای حاضر در موضع، خطر جانی داشته باشد.
پدافند هوایی در چنین شرایطی باید همزمان چند مأموریت را انجام دهد: مراقبت از آسمان، تشخیص تهدید، حفظ آمادگی سامانهها و حفاظت از مراکز حساس.
به همین دلیل، موفقیت پدافند را نمیتوان فقط در لحظه شلیک خلاصه کرد. گاهی مهمترین موفقیت پدافند، همان چیزی است که مردم نمیبینند؛ تهدیدی که هرگز به هدف نمیرسد.
سپری که دیده نمیشود
پدافند هوایی، شاید کمسروصداترین بخش یک جنگ باشد؛ اما یکی از حیاتیترین آنهاست. خلبان جنگنده را میتوان در آسمان دید. هواپیمای جنگی را میتوان تشخیص داد. حتی صدای انفجار را همه میشنوند. اما نیروی پدافند، پیش از همه اینها ایستاده است. در سکوت رادار. در تاریکی موضع. در ساعتهای طولانی آمادهباش و در لحظهای که باید تصمیم بگیرد.
جنگ رمضان برای پدافند هوایی، آزمونی دیگر بود؛ آزمونی که در آن از توان بومی، تجربه جنگ ۱۲روزه و شبکه گسترده نیروهای انسانی استفاده شد. برای اصفهان نیز این جنگ، روایت دیگری داشت؛ روایت مردانی که در پایگاه هشتم شکاری، نطنز و دیگر مواضع دفاع هوایی استان، آسمان را رصد کردند. برخی از آنان بازگشتند. برخی دیگر، نه. اما همه آنها یک مأموریت مشترک داشتند: «نگذارند تهدید از آسمان به زمین برسد.»
شاید سالها بعد، وقتی صدای پدافند در خاطره مردم اصفهان باقی مانده باشد، بسیاری نام سامانهها و تجهیزات را به خاطر نیاورند. اما نام مردانی همچون شهید سعید فرهنگ و شهید یاسر طاهری میتواند یادآوری کند که پشت آن صدا، انسانهایی ایستاده بودند. مردانی که آسمان را فقط با تجهیزاتشان حفظ نکردند؛ با جانشان از آن پاسداری کردند.



