به گزارش اصفهان زیبا؛ بعد از آنکه تبوتاب جنگ تا حدودی فروکش کرد و کلاسهای دانشگاهها دوباره برگزار شد، استاد دانشگاهی به دانشجویانش گفت: «بنویسید؛ هرچه میبینید، بنویسید. نوشتههای امروز شما، تاریخ روایی و تحلیلی آینده را خواهد ساخت.»
برهمیناساس، در صفحه «کانونها» بهدنبال ثبت و مستندکردن دیدههایمان هستیم. بهدنبال گفتن و نوشتن از موکبهایی هستیم که در سطح شهر برپا شدهاند و نکته قابلتأمل آنها، تفاوتهایشان است. موکبها و تجمعهای مردمی، برحسب محل استقرار، افراد شرکتکننده و متولیان برپاکننده، تنوعی عجیب دارند. این موکبها همچنین در این ۱۹۰ شب گذشته، هر یک با خلاقیتشان بهگونهای متفاوت به نیازهای قابلمشاهدهشان پاسخ دادهاند.
چهارراه ۲۵آبان، ابتدای خیابان ادیب، آدرس موکب مدنظر ماست؛ بازهم موکبی پرجمعیت و شلوغ که بیش از یکهزار نفر مخاطب مردمی دارد.
صندلیهایی در حاشیه خاکی خیابان رو به یک تلویزیون شهری بزرگ چیده شده است و عموم مردم رو به جایگاه نشستهاند؛ عدهای هم در کنار خیابان در حال پرچمگردانی هستند و تنها از صوت مجلس استفاده میکنند؛ برخی نیز فارغ از صوت و تصویر، درست کنار چهارراه ایستادهاند و صدای ضعیفی به گوششان میرسد؛ در کنار اینکه وسعت موکب، فرصت خوبی برای بازی بچهها فراهم کرده است. این توصیفی کلی از فضای موکب چهارراه ۲۵ آبان است، موکبی که در شبهای گذشته به همین سبک و سیاق برگزار و صرفا از نظر وسعت، متفاوت شده است.
ما پیشتر در گزارشی با عنوان «رسالتی برای احیای فرهنگ ایرانیاسلامی» به فعالیتهای کانون فرهنگی رسالت منتسب به مسجد امامحسنمجتبی(ع) پرداخته بودیم. بااینحال، اکنون که همه ارکان این مسجد چنین موکب پرشوری را برپا کردهاند و استمرار بخشیدهاند، بار دیگر صحبتکردن با متولیان برگزاری موکب برای ما موضوعیت دارد.
درواقع نکته مهم این است: مساجدی که پیشتر رونق داشتند و پویا بودند، اکنون که جامعه با مسئلهای مهم مواجه شده است، توانستهاند نقش تأثیرگذارشان را ادامه دهند. گفتوگوی ما با محمدامین آقاجانی، مسئول فرهنگی و مجری برنامه موکب و مسئول کانون فرهنگیهنری رسالت، درخصوص برنامههای موکب و تجربههایشان در این مدت است.
کمی درباره روند شکلگیری موکب و متولیانش توضیح دهید تا بعد به پرسشهای جزئیتر برسیم.
ما از زمانی که خبر شهادت رهبر را در آن سحر معروف شنیدیم، همگی در مسجد جمع شدیم. بچههای کانون فرهنگی مسجد، بسیج و هیئت، همه در مسجد امامحسن(ع)، معروف به مسجد خیابان ۱۵خرداد، حضور پیدا کردیم. در آن لحظه، تمام هموغم ما این بود که باید کاری انجام دهیم. همین دغدغه، زمینه شکلگیری و برپایی موکب را در چهارراه ۲۵آبان فراهم کرد.
چطور شد که در همان محله خودتان نماندید؟
بعد از حضوری که صبح اعلام خبر شهادت در میدان امام داشتیم و صحبتهایی که آنجا شنیدیم، همچنین براساس گفتوگوهایی که پیشتر با یکدیگر داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که با توجه به برخی واکنشها در شب گذشته درباره شهادت رهبری و حوادثی که کشور در دیماه تجربه کرده بود، اکنون نیاز است حضور اجتماعی پررنگی شکل بگیرد. ازطرفی، از نظر امنیتی نیز لازم بود حتما در کف خیابان حضور داشته باشیم؛ بههمیندلیل تصمیم گرفتیم موکب را در مکان فعلی برپا کنیم، مکانی که از مرکزیت بیشتری در شهر برخوردار است.
همانطور که میدانید، در شبهای اول، موکبها پشتوانه و امکانات چندانی نداشتند؛ موکب ما نیز در ابتدا تنها یک سازه چایخانه امامرضایی با چند ترموس چای، تعدادی صندلی و یک جفت باند بود؛ بااینحال، به لطف خدا، کار روزبهروز رونق بیشتری گرفت و همانطور که اکنون میبینید، توانستهایم فضای گستردهای را به موکب اختصاص دهیم و خدا را شکر مردم نیز حضور خوبی دارند.
درباره برنامههای محتوایی موکب هم توضیح میدهید؟
برنامههای نخستین شبهای ما بهخاطر شهادت رهبری بیشتر حالوهوای سوگواری داشت؛ بههمیندلیل، بخش مداحی و موسیقیهای حماسی در برنامهها پررنگتر بود. بهمرور، اما فضای موکب بهسمت چیدمانی مبتنیبر جایگاه سوق پیدا کرد. از بنده که شخصا تجربه بسیار کمی داشتم و مسئولیت اجرا را برعهده گرفتم تا سایر دوستان، همه بهتدریج پیش رفتیم و تجربه کسب کردیم.
امروز نیز به واسطه تجهیزاتی که فراهمشده، ایدههایی که شکل گرفته و برنامهریزیهایی که انجام میشود، به یک نظم محتوایی مناسب رسیدهایم. ازجمله این برنامهریزیها آن است که هرشب، برنامهمان به یک شهید تقدیم میشود.
پس از آن، برنامه با قرآن آغاز میشود. در برخی شبها دعای توسل داریم یا بر اساس روزهای هفته، مناجات مخصوص خوانده میشود. بعد از آن، بنده در جایگاه حاضر میشوم و با شعار «اللهاکبر» که هم رهبر شهید و هم رهبر فعلی بر آن تأکید داشته و دارند، برنامه را با همراهی مردم پیش میبریم.
در ادامه، اگر برنامه با حضور سخنران یا مداح همراه باشد، حتما پس از آن شعرخوانی نیز داریم تا فرازوفرود برنامه حفظ شود. از طرف دیگر، در انتخاب سخنران نیز دقت میکنیم که سخنران صرفا یک روایتگر نباشد و متناسب با اقتضاهای فضای خیابان صحبت کند؛ بههمراه دعوت از مهمانان شناختهشده در شهر و اجرای گروههای سرود.
یکی از نقدهای وارد به این موکب این است که در حاشیه خیابان برگزار میشود و به نوعی موکب خیابانی نیست؛ یعنی عملا پرچمگردانی و مواردی از این قبیل، برنامه اصلی شما نیست و بیشتر شاهد یک حضور در خیابان با برنامههای مشخص هستیم. این نقد را قبول دارید؟
تا اندازهای درست است و تا حدی هم درست نیست. بله، ما نسبت به برخی موکبهای بزرگ شهری که در مرکز خیابان مستقر هستند، حاشیهتر محسوب میشویم؛ بههمیندلیل هم بعضی از اعضای موکب در کنار خیابان یا چهارراه میایستند و از برنامه استفاده میکنند؛ بااینحال، مخاطبان خیابان نیازهای متفاوتی دارند. ممکن است عدهای ترجیح دهند در موکبی حضور پیدا کنند که امکان نشستن و استفاده از چنین برنامههایی در آن وجود داشته باشد؛ برای مثال، افراد مسن یا کسانی که همراه فرزندشان آمدهاند. باید برای این افراد نیز برنامهریزی شود.
از طرف دیگر، برای ما مهم بود که در کنار حضور مردم، آگاهیبخشی به آنها نیز جزو برنامههایمان باشد و این تبیین، با فرمی شبیه به مدل فعلی موکب محقق میشود. همانطور که در عمل شاهد نتیجه کار هستیم، اکنون مخاطبانمان، بهویژه با توجه به اینکه بیشترشان مخاطب ثابت هستند، در این شش ماه رشد کرده اند.
چطور شاهد رشد مخاطبتان بودهاید و این رشد را بهصورت ملموس درک کردهاید؟
امروز مخاطب دهه نودی ما از یک سخنران این سؤال را میپرسد که مثلا چطور یک جنایتکار مثل ترامپ، با این سابقه کشتار و جنایتهایی که در جزیره اپستین داشته، میتواند رئیسجمهور آمریکا باشد؟ خب این واقعا عجیب است که یک نوجوان به چنین سطحی از فهم و تحلیل رسیده است؛ درحالیکه پیش از این جریانها، نوجوان ما آمریکا را بیشتر از طریق بازیها، فیلمها و سریالهایش میشناخت؛ از نظر مذهبی هم نهایتا بچهها، هیئتی بودند و به مسجد میآمدند؛ اما حالا همین دهه نودیها برای خودشان تحلیلگر شدهاند.
بزرگسالان نیز از طریق راههای ارتباطی، مطالبههای جالبی دارند؛ مثلا درخواست میکنند در فلان حوزه، سخنرانی دعوت شود تا بعدا خودشان دست پُرتری داشته باشند و بتوانند دیگران را قانع کنند. برای حوزه خانواده، یهودشناسی و موضوعهای دیگر، مطالبههای مشخصی دارند؛ یعنی این مخاطب نهتنها خودش رشد کرده، بلکه میخواهد بر دیگران هم اثرگذار باشد.
آیا برای انتخاب مهمانها و سخنرانان موکب، مرجع خاصی دارید یا مثلا نظارتی بر این انتخابها صورت میگیرد؟ چون اگر اینطور نباشد، هر موکبی میتواند بنا بر سلیقه خودش، شخصی را دعوت کند.
تلاش ما این است که حضور مهمانها با استعلام پیشینی همراه باشد؛ البته تعداد شبها زیاد شده است و طبیعتا نیاز به سخنران و برنامه جذاب، بیش از گذشته احساس میشود؛ اما اینطور که تصور کنید مرجع مشخصی داریم، نه، اینطور نیست. برخی سخنرانان را از طریق مجموعه «امیر بیان» دعوت کرده و تعدادی دیگر را نیز بهواسطه دوستان و آشنایان میشناسیم و دعوت میکنیم.
درباره برنامههای کانون مسجد هم توضیح دهید. در ایامی که موکب برپا بوده، ارتباط شما با نوجوانانتان چطور و به چه صورت بوده است؟ ازطرفی، آیا برپایی موکب فرصتی برای آشنایی با مخاطبان جدید فراهم کرده است؟
بله؛ همینطور است و ما بههمیندلیل کانالی راهاندازی کردیم و اصرار داشتیم مردم حتما عضو شوند. حیف است این جمعی که شکل گرفته، بعد از این جریانها از بین برود. شاید اگر این اتفاق و برپایی موکب نبود، بسیاری از این افراد اساسا جمعی نبودند که بخواهند به هیئت بیایند؛ اما حالا عملا هر شب سهچهار ساعت در هیئت حضور دارند.
درباره بخش اول سؤالتان باید بگویم که اکنون همه برنامههای ما حول موکب شکل گرفته است. گشتهای شبانه بسیج به تأمین امنیت موکب تبدیل شده است؛ هیئت مسجد نیز پشتوانه محتوایی موکب را تأمین کرده و سخنران و مداح دعوت میکند و به این ترتیب، پشتوانه خوبی برای موکب شکل گرفته است.
کانون مسجد نیز از این قاعده مستثنا نیست و بسیاری از برنامههای ما به فضای موکب منتقل شده است؛ برای مثال، کلاسهای هفتگیمان را به فضای موکب منتقل کردهایم؛ به این شکل، بسیاری از نوجوانانی که پیش از این در این جلسهها حضور نداشتند، اکنون با ما آشنا شدهاند.
حتی برخی کلاسها همچنان در مسجد برگزار میشود؛ اما به واسطه ارتباطی که میان نوجوانها باهم وجود دارد، درباره این برنامهها با یکدیگر صحبت میکنند و عدهای از طریق بچههای دیگر مشتاق شرکت در برنامهها میشوند؛ به این صورت، با وجود اینکه باید فاصله رفتوآمد را نیز طی کنند، عدهای از محله ۲۵ آبان به مسجد میآیند. در حال حاضر نیز برای رده سنی نوجوانان پسر، یک اردوی مشهد با عنوان «کاروان زیارتی رهبر شهید» تدارک دیدهایم که اکنون بچهها در مشهد هستند.
درمجموع، مسئله این است که مجموعهها چقدر میتوانند از این سفرهای که پهن شده، استفاده کنند. ما همیشه به خودمان میگفتیم ای کاش میتوانستیم کاری تأثیرگذار و اساسی در میدانی بزرگ انجام دهیم! حالا به لطف خدا این فرصت پیش آمده است و دیگر به خود آدم بستگی دارد که چقدر بتواند از این بستر و این موقعیت استفاده کند.
با توجه به تجربهای که در این مدت به دست آوردهاید نگاهتان به همکاری مجموعههای دولتی با موکبهای مردمی چیست؟
ما در این سالها، مسئولیتهای مختلف در مسجد و ارتباط زیادی با ارگانها و نهادهای مختلف داشتهایم. واقعا عملکرد شهرداری در این مدت بسیار خوب بود و از این بابت ممنونیم. به ما ثابت شد که در این کشور واقعا مسئول دلسوز کم نداریم؛ اما از طرف دیگر، انتظار میرفت در این مدت، نمایندگان مجلس حضور پررنگتری در موکبها داشته باشند.
بههرحال، مردمی که شش ماه است در خیابان حضور دارند، لازم است در دیدارهای حضوری، برخی مسائل برایشان توضیح داده و پرسشها و گلایههایشان شنیده شود؛ حتی اگر قرار نباشد مسائل کلان جامعه را توضیح دهند، دستکم میتوانند حضور پررنگتری داشته باشند و صدا و حرف مردم را بشنوند.



