داستان ما و ادبيات چپ در ایران

از اتفاقاتي كه در نهضت جنگل افتاد تا حزب اجتماعيون عاميون و حزب كمونيست ايران و سپس حزب توده و حادثه سياهكل و شكل‌گيري گروه‌هاي چريكي و انقلاب 57؛ تاريخ پر فراز و نشيبي است که تعداد زيادي از اهالي قلم را (از مترجم، شاعر و نويسنده تا تاريخ‌نگار و خاطره‌نويس) با خود همراه كرده است

تاریخ انتشار: ۱۱:۴۹ - چهارشنبه ۱۵ مهر ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
داستان ما و ادبيات چپ در ایران

به گزارش اصفهان زیبا؛ چندي پيش همراه با دوستي به عنوان خريد كتاب به یک نمايشگاه كتاب رفته بودم. از آنجايي كه علاقه‌ی اصلي ما دو نفر نيز ادبيات بود، طبيعي بود كه فقط كتاب‌هاي ادبي را رصد كنيم و با توجه به نيازها، علاقه و بودجه‌مان به خريد بپردازيم.

با اينكه فرصت بسيار ناچيزي براي پرداختن و يا پي گرفتن ديگر علايقم داشتم، اما گاه مي‌شد كه حين بازديد از غرفه‌هاي ناشران، كتابي خارج از حيطه‌ی ادبيات، نظرم را جلب كند و بخواهم تأمّلي براي تورّق يا خريد آن كتاب داشته باشم. دوستم با ديدن چنين صحنه‌هايي تعجب مي‌کرد و این سؤال برای‌اش پیش آمده بود كه چرا و چطور علايق ديگري غير از ادبيات دارم و چرا چنین چیزهایی را پيگيري مي‌كنم؟ می‌گفت: «تو را كه اهل ادبيات هستي چه به مثلاً فلسفه يا تاريخ يا معارف ديني و… ؟»

از سوي ديگر حرف و نظر اين دوست هم براي من تعجب برانگيز بود. به همين خاطر من نيز متقابلاً به او مي‌گفتم: «تو چطور مي‌تواني خود را نويسنده بداني درحالي‌كه از تاريخ سياسي، عقايد و انديشه‌ها بي‌خبر باشي؟»

جواب او اين بود كه: «همين كه رمان و داستان و شعر يعني آثار ادبي را مي‌خوانم و پي‌گيري مي‌كنم و در كنار آن از كتاب‌هاي نظري ادبيات (تئوريك) نيز بهره مي‌برم، ديگر چه نيازي به آثار ديگر دارم؟ من با استفاده از همين دانش مي‌توانم تجربه‌هاي خود را در قالب ادبي بريزم و عرضه كنم.»

احساس كردم و مي‌كنم كه اين طرز تفكر تنها به اين دوست من اختصاص ندارد بلكه مبتلابه اكثريت اهالي ادبيات است. در آن موقعيت جاي بحث و گفت‌وگو و احياناً مجاب كردن نبود. فكرهاي مختلفي حول اين بحث در ذهن من شكل گرفت كه به راستي كدام يك از اين روش‌ها درست و قابل اعتناتر است؟

مسلماً براي شخصي چون من پذيرفته نيست كه نويسنده‌اي بدون اطلاع از گذشته‌اش و آنچه دور و برش مي‌گذرد قلم به دست بگيرد و براي مردمش چيز بنويسد. اما اينكه حيطه‌ی اطلاعات يك نويسنده چقدر بايد گسترده باشد و در مورد چه موضوعاتي باشد، كاملاً برايم روشن نيست.

يكي از حيطه‌هايي كه خودم مدتي است به آن علاقه‌مند شده‌ام و پيگيرش هستم سابقه و نفوذ تفكّر چپ در ايران و ادبياتي است كه تحت تأثير اين تفكّر شكل گرفته و رواج يافته است. شايد در حال حاضر شناخت رگه‌هاي نفوذ اين نوع نگاه در آثار ادبي ايراني و فارسي زبان كنوني چندان ساده نباشد اما زمانه‌اي بر ادبيات اين مرز و بوم گذشته است كه تقريباً در تمامي توليدات ادبي آن، رگه‌هاي پر رنگ آن هويدا بوده است. به عبارت روشن‌تر خیل عظیمی از نويسندگان و شاعران ايران داراي تفكرات اشتراكي (اعم از كمونيسم، ماركسيسم، ماركسيسم-لنينيسم، استالينيسم، مائوئيسم، چريكي و انقلابي و…) بوده‌اند يا حداقل نسبت به اين نوع تفكّر علاقه داشته و از آن حمایت داشته‌اند.

ريشه اين روند را مي‌توان به موازات اتفاقاتي كه آن زمان در كل دنيا رخ داده است در ايران نیز پي گرفت و قدمت بسياري براي آن، چه در ترويج عقايد و چه در ادبيات ايران يافت. شايد بتوان اين قدمت را تا صدر مشروطه و حدود انقلاب 1917 روسيه عقب برد. از اتفاقاتي كه در نهضت جنگل افتاد تا حزب اجتماعيون عاميون و حزب كمونيست ايران و سپس حزب توده و حادثه سياهكل و شكل‌گيري گروه‌هاي چريكي و انقلاب 57.

تاريخ پر فراز و نشيبي است و چنان كه گفته شد تعداد زيادي از اهالي قلم را (از مترجم، نظريه‌پرداز، شاعر و نويسنده تا تاريخ‌نگار و خاطره‌نويس) با خود همراه كرده است. چهره‌هايي مانند ابوالقاسم لاهوتي، فرخي يزدي، سياوش كسرايي، هوشنگ ابتهاج، جعفر كوش‌آبادي، خسرو گلسرخي در شعر، بزرگ علوي، جلال آل احمد، احمد محمود، علي اشرف درويشيان، در داستان و محمود اعتمادزاده (به‌آذين)، پورهرمزان و بسياري ديگر در ترجمه ادبي از كساني بودند كه چنين انديشه‌هايي را خيلي پررنگ و بدون ملاحظه در آثارشان انعكاس مي‌دادند و البته در كنار آنان حجم عظيمي از افراد از نيما يوشيج و هدايت گرفته تا شاملو و قدسي قاضي نور و ديگران یا رسماً عضو حزب توده بودند يا حداقل نسبت به يكي از گروه‌هاي نام‌برده سمپاتی داشته‌اند. از مترجمان آثار اشتراكي به زبان فارسي و تحليل‌گران و ژورناليست‌ها و نظريه‌پردازان و اعلاميه‌نويسان مي‌گذريم كه اين رشته سري دراز خواهد يافت.

حال قضاوت كنيد كه آيا مي‌توان چنين تاريخ عريض و طول و تعيين‌كننده‌اي را ناديده گرفت و براي اين ادبيات چيز نوشت؟ و اگر با اين حالت اثري توليد شود آيا خود نويسنده سر در گم نخواهد بود كه كجاي اين ادبيات ايستاده است؟

شايد نبش قبر تفكر چپ در اين كشور براي بسياري از افراد چندان دل‌پذير نباشد اما براي كسي كه مي‌خواهد ادبيات كشورش را بشناسد، حتمي و لازم است. به همين خاطر است كه مثلاً حدود يك جلد كامل از تاريخ تحليلي شعر نو نوشته شمس لنگرودي اختصاص به اين زمينه دارد و نيز در صد سال داستان‌نويسي حسن ميرعابديني به همچنين.

 

یادم نیست چطور شد كه خودم به اينگونه ادبيات و كنكاش در آن گرايش پيدا كردم. همين‌قدر مي‌دانم كه تا چندي پيش، مانند بسیاری از ایرانیان نسبت به آن واكنشي بسيار منفي و فراري داشتم اما با آشنا شدن با اتفاقاتي كه در تاريخ آن رخ داده است و شناخت زندگي و زمانه‌ی افرادي كه با آن درگير بوده‌اند كم كم كنجكاو شدم تا بيشتر و بيشتر آن را بشناسم تا جايي كه خودم اقدام به نوشتن نمايشنامه‌اي با عنوان «چريك» در همين حال و هوا كردم.(+)

همچنین نمي‌توانم خودم را در عرصه‌ی شناخت و پژوهش ادبيات چپ و به قول مازيار بهروز این «شورشيان آرمان‌خواه» صاحب نظر بدانم اما حداقل با توجه به چند كتاب محدودي كه خوانده‌ام و مطالعاتي كه حول آن داشته‌ام، چند چیز برای من روشن شده است. از جمله اینکه مي‌توانم بگويم ديگر چپ‌گراها را آدم‌هايي تخت و مقوايي و بي‌پيشينه و پسينه نمي‌بينم. تنوّع و تکثّر آراء و عقاید فراوان و کشمکش‌های آنان برای من جنبه‌ای پژوهش‌گرانه جهت شناخت خوب و بد آنها پیدا کرده است و بسياري از آنان براي من نمونه‌هایی برای کنکاش و شناخت شده‌اند.

با توجه به  اينكه ادبيات چپ -چه پيش از انقلاب و چه پس از آن- معمولاً در حيطه‌ی ادبيات ممنوعه جا گرفته است، طبيعي است آثار مربوط به آن به صورت بسيار پراکنده و محدود در دسترس قرار دارد كه تعدادي از آنها را من به طور اتفاقي يافته و خوانده‌ام و چون گرايش خودم نيز بيشتر ادبيات بوده است بيش از آنكه به مباحث نظري و تواريخ رسمي آنها وارد شوم خواندن داستان‌ها، خاطرات و يادنامه‌هاي آنان برايم دلپذير و خواندني بوده است.

از بين كتاب هايي كه خوانده‌ام، آنهايي كه بيشتر برای‌ام جالب بوده و در ذهنم مانده است اينها هستند:

اولين كتابي كه با اين پيش‌زمينه خواندم و علاقه‌ی مرا به خواندن اینگونه آثار سوق داد كتاب «من يك شورشي هستم» نوشته عباس سماكار بود كه متأسفانه روال روايت تا پيروزي انقلاب ادامه داشت و پس از آن قطع مي‌شد. حال نمي‌دانم اصل كتاب در همين حد بوده يا براي چاپ در كشور همين مقدارش اجازه انتشار يافته است.

پس از آن بیشتر علاقه‌مند شدم و جلد اول كتاب «چريك‌هاي فدايي خلق» نوشته محمود نادري نشر مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي را خواندم.

«مجاهدين خلق؛ از پيدايي تا فرجام» باز هم از موسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي از جمله كتاب‌هايي است كه به طور مفصل به يكي از این گروهك‌هايي كه به چپ گرايش داشت و سپس چپ كامل شد، پرداخته است. هر چند استفاده از كتاب‌هايي اينگونه (با رویکردی حکومتی به موضوع و چاپ شده با بودجه‌ی دولتی) نیاز به دقّت و احتیاط دارد، امّا مطمئناً مستند هستند. منظورم از قید احتیاط توجه به اين است كه مثلاً كتاب چريك‌هاي فدايي خلق مبتني بر اسناد اعترافات چريك‌هاست كه عمدتاً زير شكنجه بوده‌اند. درست است كه از لحاظ اسناد قابل خدشه نيستند امّا آيا مي‌توان تاريخچه يك سازمان را بر اساس چنين اسنادي به نگارش درآورد؟

از جمله كتاب‌هاي همدلانه، خاطرات درون‌گروهي اين جريان است. مثل كتاب‌هاي «پنجاه و سه نفر»ِ بزرگ علوي و «پنجاه نفر و سه نفر»ِ انور خامه‌اي یا «حماسه مقاومت»ِ اشرف دهقاني و «يك فنجان چاي بي‌موقع»ِ امير فطانت و… که مي‌توان از آنها بهره گرفت ولی باید با دیدی نقّادانه به آنها نگاه كرد.

 

«مصطفي شعاعيان و رومانتيسم انقلابي» نوشته آقاي انوش صالحي نشر قطره كتاب ديگري بود كه خيلي به دلم نشست. ناصر وحدتي با قلم داستاني خود «داستان سياهكل» را نوشته است و… .

پس از آن بيشتر به خواندن آثار منتشر شده در فضاي مجازي از خاطرات و مصاحبه‌ها و… پرداختم. «شورشيان آرمانخواه» از مازيار بهروز به عنوان يك پژ‌وهش دانشگاهي و بالنسبه جامع نيز مي‌تواند نخ تسبيحي براي يافته‌هاي پراكنده از منابع مختلف و پراكنده باشد. هر چند باز هم بايد اذعان داشت در نگارش اين سير تفصيلي و متنوّع هر كسي از ظن خود يار يا دشمن اين جريان شده و ديدگاه خود را به رشته تحرير درآورده است.

همانطور كه گفتم مطالعات من بسيار محدود است. كتاب‌هايي هم كه نام برده شدند تعداد کم و کوچکی از متون مکتوب و موجود در این زمینه است و چنان‌که واضح است گستره‌ی فراخی از متون در زبان فارسی مستقیم و غیرمستقیم به این جریان تعلّق دارند و سير تاريخي وقايع و اتفاقات و تطور این گونه انديشه‌ها را بازتاب مي‌دهند. مقصود من تنها جلب توجه به این موضوع در برخورد با ادبیات امروز است. شاید با داشتن این نظرگاه دیدمان نسبت به آنچه تا کنون خوانده‌ایم یا پس از این می‌خوانیم تغییر یابد.