یک ماه مانده به عید از آسایشگاه تماس گرفتند و به خواهر مهتاب گفتند خواهرشان نیاز به درمان دارد. ریههای مهتاب چهلوششساله، معلول جسمی و حرکتی عفونت کرده بود. این اولینبار نبود؛ در تمام دهسالی که مهتاب در آسایشگاه خیریهای زیر نظر بهزیستی زندگی میکند، بارها ریههایش عفونت کرده و برای درمان به مرخصی رفته است. اینبار هم خانواده مهتاب، برایش دو هفته مرخصی گرفتند تا او را به بیمارستان ببرند. دو هفته بعد، درمان کامل شد و خانواده او را به آسایشگاه بردند، اما با درهای بسته روبهرو شدند. مدیران این مرکز حاضر به پذیرش مهتاب نشدند. هفته اول اسفند بود. کرونا تازه اوج گرفته بود و مسئولان آسایشگاه هم همان را بهانه کردند: «بهخاطر شیوع بیماری کووید 19 نمیتوانیم افرادی را که به مرخصی رفتهاند یا به خانواده ارجاع شدهاند، بپذیریم.» اصرارهای خانواده مهتاب، راه به جایی نبرد و مجبور شدند او را به خانه بازگردانند: «تست کرونای مهتاب منفی بود؛ اما بازهم او را نپذیرفتند. توی خانه هم امکان نگهداریاش را نداریم. جابهجا و حمام و تمیزکردن و پوشککردنش خیلی سخت است. دیسک کمر دارم و نمیتوانم از عهده کارهایش برآیم.» مهتاب بیش از سه ماه است که با خانواده خواهرش که تنها اعضای خانواده او بهشمار میآیند، زندگی میکند و برای آنها مشکلاتی را بهوجود آورده: «نوبتی ازش مواظبت میکنیم. خودم بیمارم. حمام و پوشککردن خواهرم برایم خیلی سخت است. پادرد گرفتهام از بس بلندش کردهام. وقتی با مادرم زندگی میکرد و هنوز آسایشگاه نبرده بودیمش، حداقل میتوانست چهار دستوپا راه برود، ولی الان فقط روی ویلچر مینشیند.» فهیمه هم مشکلی مشابه خانواده مهتاب دارد: او که دختر 20 سالهاش را پنج سال پیش به آسایشگاه فرستاد، میگوید که همسرش ده سال پیش فوت کرده و خودش هم نمیتواند از پس نگهداری دخترش برآید؛ اما «سهچهار بار به بهزیستی برای پذیرش مراجعه کردیم؛ ولی چون کرونا بود، پذیرش نمیکردند. میگفتند پذیرش فقط برای معلولان خاص و با شرایط ویژه و با حکم دادستانی انجام میشود. فهیمه علاوهبر معلولیت جسمی و حرکتی دارای معلولیت ذهنی هم است و ذهنش به اندازه یک بچه پنجساله کار میکند. با توجه به شرایطی که فهیمه داشت، توانستیم حکم دادستانی را هم بگیریم؛ اما بازهم بهزیستی او را پذیرش نکرد.» او ادامه میدهد: «میگفتند قبل از پذیرش باید آزمایشهای مختلفی مثل اعتیاد، هپاتیت، کرونا و… انجام دهد. درحالیکه یکبار تست کرونا ازش گرفته بودند و منفی از آب درآمد. فهیمه معلول جسمی و حرکتی است. پوشک میشود. چطور باید این آزمایشها را انجام دهد؟ تازه هزینههایش هم بسیار زیاد است و توان پرداخت آنها را نداریم؛ مثلا تست کرونا 800 هزار تومان برایمان تمام شد.»
نمیتوانیم به معلولانمان رسیدگی کنیم
65 مرکز شبانهروزی توانبخشی در اصفهان وجود دارد که سههزار و 700 نفر (دارای معلولیت) در آن نگهداری میشوند. با شیوع کرونا در اوایل اسفندماه، پذیرش افراد دارای معلولیتی که به مرخصی رفته یا برای پیگیریهای درمان به خانواده برگردانده شده بودند، ممنوع شد. آسایشگاهها همچنین پذیرش جدید هم نداشتند و همین موضوع باعث به وجود آمدن مشکلات زیادی برای خانواده این افراد شد؛ چراکه بسیاری از آنها توانایی نگهداری معلولان خود در خانه را نداشتند و نمیتوانستند به آنها رسیدگی کنند. سیما که همسرش دارای معلولیت جسمی و حرکتی است، میگوید: «همسرم را به مرخصی آورده بودم که کرونا آمد و دیگر پذیرشش نکردند. یک ماه برایش پرستار گرفتم؛ چون خودم نمیتوانستم او را جابهجا کنم، ولی هزینهاش بالا بود و نمیتوانستم از پس پرداخت آن برآیم. از دادستانی هم نتوانستم حکم بگیریم. میگفتند چون کرونا هست، نمیتوانیم اجازه ورود مجدد به آنها بدهیم.» اشاره سیما به دستورالعملهای سازمان بهزیستی برای جلوگیری از شیوع بیماری کووید 19 در مراکز تحت نظارت بهزیستی است. بر این اساس، مراکز روزانه از ادامه فعالیت منع شدند و پذیرش مجدد یا جدید توانخواه در مراکز شبانهروزی و ملاقات در این آسایشگاهها نیز ممنوع شد. مسعود آسیما، مدیرکل روابطعمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، در گفتوگو با رسانهها به تبیین این دستورالعمل پرداخته بود: «درصورتیکه فرد مشکوک دارای خانواده باشد، ضمن اطلاع به خانواده، به مراکز درمانی اعزام میشود و پس از ترخیص از بیمارستان به خانواده تحویل داده و تا اطلاع ثانوی از پذیرش او ممانعت میشود. بر اساس دستورالعمل، باید تا برقراری شرایط عادی تا حد امکان مدیر مرکز به ترخیص افراد دارای سرپرست مؤثر اقدام کند. علاوه بر این، در هر مرکز شبانهروزی نگهداری باید یک اتاق بیمار با امکان تهویه مناسب و با مکانیسم چادر صحرایی برای جداسازی بیماران مشکوک آماده شود. این اتاق باید دارای حداقل یک تخت با پنجرههای نیمهباز و دارای تهویه باشد. جریان هوا باید به سمت بیرون از ساختمان و بهسوی فضای آزاد برقرار شود؛ بهنحوی که احتمال ابتلای کارکنان به بیماری به حداقل برسد. این اتاق نباید در مجاورت قسمتهای حساس مرکز مانند سالن غذاخوری باشد و باید بهصورت مکرر با مواد ضدعفونیکننده تمیز و در صورت نیاز به تخت اضافی، فاصله یک متر رعایت شود. در صورت بروز علائم، فرد مشکوک به اتاق بیمار منتقل میشود. اگر خدمتگیرنده ساکن در مراکز شبانهروزی دارای خانواده نباشد یا به هر دلیلی نتوان او را به خانوادهاش تحویل داد تا مدتی که پزشک تعیین میکند، در اتاق بیمار اقامت خواهد داشت و ورود او به مکانهای عمومی مرکز ممنوع خواهد بود.»
ورود آزاد شد
گفته میشود این ممنوعیتها بهخاطر پیشگیری از ابتلای افراد دارای معلولیت که احتمال ابتلای آنها نسبت به افراد سالم بهمراتب بیشتر است، تدوینشده؛ درحالیکه خانوادههای دارای توانخواه از اواخر بهمن تاکنون دچار دردسر شدهاند و سعی دارند به هر نحوی که شده، بتوانند امکان پذیرش را برای فرزندان و همسران خود بگیرند، پذیرشی که البته تا چند وقت پیش منوط بهحکم دادستانی و تأیید بهزیستی بود و برای آن شرط و شروط فراوان در نظر گرفتهشده بود. پس از صدور حکم نیز افراد باید به انجام آزمایشهای مختلف بپردازند تا بالاخره پس از طیکردن هفتخوان رستم در آسایشگاهها پذیرش شوند؛ اما همه این مشکلات و ادامهدار بودن آن باعث شد تا چندی پیش، رئیس ستاد مقابله با بیماریهای واگیردار سازمان بهزیستی کشور از پذیرش مجدد در این مراکز خبر دهد: «بر اساس آخرین تصمیم اخذشده با توجه به شرایط موجود و کنترل وضعیت در مراکز بهزیستی، پذیرش در مراکز نگهداری تحت نظارت بهزیستی با رعایت دستورالعملها و بخشنامه آغاز شده است که البته در این زمینه نیز افراد به مدت 14 روز قرنطینه و سپس پذیرش میشوند.» پژمان پورشبانان، سرپرست معاونت امور توانبخشی ادارهکل بهزیستی استان نیز این موضوع را تأیید میکند و میگوید که بهزیستی بااحتیاط و دستبهعصا پذیرش افراد دارای معلولیت را آغاز کرده است: «بااحتیاط و همچنین رعایت پروتکلهای بهداشتی پذیرش مجدد توانخواهان ترخیص شده در مراکز شبانهروزی شروعشده است.» او قبلا نیز دراینباره گفته بود: «طبق آییننامه سازمان بهزیستی، مراکز شبانهروزی برای مدتی اجازه پذیرش نداشتند؛ چراکه شیوع کرونا در این مراکز بسیار خطرناک است و احتمال مرگومیر را افزایش میدهد؛ بنابراین بهزیستی برای مدتی چارهای جز پذیرش محدود با حکم دادستانی نداشت؛ آنهم برای افراد دارای معلولیتی که مجهولالهویه یا بیسرپرست بودند. این موضوع مشکلاتی را برای خانوادهها به وجود آورده بود که البته چارهای جز تحمل آن نبود.»



