موسیقیِ عزاداران محرم
یکی از آیینهای سنتی عزاداری در مناطق جنوبی کشور بهخصوص در شهر بوشهر آیین سنج و دمام است که هرسال با شروع مراسم عزاداری ماه محرم اجرا میشود و طرفداران بسیاری در جنوب کشور دارد. این سبک از عزاداری جنبه موسیقایی و نمایشی پررنگی دارد و از آیینهای مهم و کهنی است که در کنار مراسم مشهور سینهزنی به ثبت ملی رسیده است. در این آیین کهن، عزاداران با استفاده از دمام، سنج و بوق سوگواری میکنند. به اعتقاد مردم بوشهر و در افواه عامه، سنج و دمام از کشور هند یا زنگبار به بوشهر وارد شده است. این آیین پرشور در ایام ماه محرم و برای اعلام شروع عزاداری در جنوب ایران برگزار میشود و بیشتر در بوشهر رواج دارد، هرچند در شهرهای دیگر ایران مانند آبادان، اهواز و کازرون و شیراز بهواسطه حضور بوشهریها رونق گرفته است. سازهای این آیین را سنج و دمام و بوق تشکیل میدهند و هریک از این سازها ویژگیهای موسیقایی و تاریخی مهمی دارند.
تاریخ انتشار:
20:55 - یکشنبه 9 شهریور 1399
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
درواقع، این آیین یا مراسم با گروهی از سازها اجرا میشود. گروه سازهای این مراسم از 5 یا 7 دمام، 6 یا 7 سنج و یک بوق تشکیل میشود. دمام از سازهای اصلی است و در اکثر مواقع این آیین با نام این ساز شناخته میشود. محمدرضا درویشی، موسیقیپژوه کشورمان، معتقد است که فرد بودن تعداد دمامها، سنتی است که اغلب نوازندگان قدیمی به آن پایبندند و از سنتهای اصلی در این آیین به شمار میرود. در ابتدا و انتهای مراسم بوق نواخته میشود و 20 تا 30 دقیقه به طول میانجامد. دمامها معمولا در سه اندازهاند و سه کارکرد مختلف دارند.
دمام «معمولی» ریتم ساده را مینوازد و تعداد آن در گروه، چهار عدد است. دمام «اشکون» وظیفه شکستن و خردکردن ریتم را دارد و معمولا از یک اشکون در گروه دمام استفاده میشود. نوازنده آن حین اجرا در رأس سایر دمامها قرار میگیرد و رهبری گروه را بر عهده دارد. دو دمام دیگر که در گروه کنار دمام اشکون مقابل یکدیگر قرار میگیرند «غمبر» نام دارند. به این دو از آنجهت که در رأس گروه قرار دارند، گاهی دمام «کلهای» نیز میگویند معمولا اندازه آنها از دیگر دمامها بزرگتر و صدایشان هم بمتر و پرحجمتر است.
بعضی افراد سالخورده بهجای «غمبر» از واژه «همبار» استفاده میکنند که در گویش محلی به معنای ملایم است، زیرا این دمامها را ملایمتر از دمامهای اشکون مینوازند. گروهی نیز معتقدند که اصل واژه «غمبار» بوده و بدان معناست که برخلاف شور نوازنده اشکون، دمام غمبر باید با حالتی غمانگیز و سنگین نواخته شود. این ساز از خانواده آلات موسیقی بادی و همرده نفیر و بوق است. شاید این نام برگرفته از معنای واژه «دم» باشد که اصطلاحی در نواختن سازهای بادی به شمار میآید. محمدتقی مسعودیه در کتاب سازهای ایران (1338) مینویسد که دمام را با نامهای دبدبه، دهل، تیمبوک، جوره، گپ دهل، مارساز، طبل، کوس و نقاره و دمامه نیز میشناسند. نمونهای از این ساز در هند رایج است که به آن دماها میگویند. همین موضوع باور به وارداتیبودن دمام از هند را تقویت میکند. دمام را با ضربهزدن با چوب مخصوص یا دست مینوازند. چوب دمام گرز دمام نام دارد و دارای سری خمیده است و با آن به مرکز پوست دمام ضربه میزنند. گاهی نیز سمت راست را با چوبی کوچک و سمت چپ را با دست مینوازند ضربه کف دست به وسط پوست و ضربه انگشتان به کنارههای آن میخورد. چپ دمام را که با دست نواخته میشود، «شمالی» میگویند.
نوازنده دمام اشکون و غمبر از نوازندگان حرفهای هستند و از حسن شهرت و محبوبیت و بزرگمنشی و اعتبار نزد مردم برخوردارند. نکته مهم در آیین دمام این است که این سازها بهنوعی مقدساند و مورداحترام هستند و نواختن آنها هم به ارزش و اعتبار افراد میافزاید. به همین علت بسیاری از جوانان هرسال با آغاز محرم در تلاش و رقابتی سخت میخواهند یکی از نوازندگان دمام یا سنج و بوق باشند تا جایگاه و اعتباری ویژه کسب کنند. همچنین در مساجد قدیمی این محلهها اغلب جایی به نام «دمام خانه» یا «قلندرخانه» جهت نگهداری از دمامها وجود دارد.
دمام از قسمتهای پیپ، چمبره، پوست و بند تشکیل شده است. بدنه استوانهای دمام را پیپ گویند که در قدیم از چوب یکپارچه ساخته میشده و امروزه معمولا بهصورت ترکهای موجود است. پیپهای یکپارچه را که حاصل خالیکردن بخشی از تنه درخت است، پیپ «گرمی» نیز میگویند. احتمالا «گرم» نام نوعی درخت آفریقایی یا هندی است که به روایت مردم، چوب آن درگذشته توسط بازرگانان جهت ساخت ساز به منطقه آورده میشده است، البته در نزدیکی سواحل خلیجفارس و بندر «دیر» جزیرهای به نام «گرم» وجود دارد که پوشش گیاهی آن را همین درخت تشکیل میدهد. گفتیم که همراه دمام بوق و سنج نیز نواخته میشود. بوقسازی ویژه در بین سازهای محلی ایران است. فقط در فرهنگ موسیقایی بوشهر واقع در شمال خلیج فارس رواج دارد و منحصرا برای آیین عزاداری امام حسین(ع) یا دیگر بزرگان دینی نواخته میشود. (در یک واقعه جدید برای شهادت سردار قاسم سلیمانی نیز مردم مراسم دمام را اجرا کردند تا میزان غمباری خود از شهادت این سردار مردمی را نشان دهند.)
بوق معمولا همراهیکننده گروه نوازندگان سنج و دمام است و بهصورت متناوب با دیگر نوازندگان همراهی میکند. نوازنده بوق گاه شروعکننده مراسم سنج و دمامنوازی است. بوق در اصل همان شاخ نوعی گوزن آفریقایی است.
همچنین این ساز در قدیم از شاخ بز کوهی تهیه میشد، ولی امروزه از نوع مصنوعی نیز ساخته میشود. صدای بسیار بلند و مهیبی دارد. صداهای تولیدشده توسط این ساز، در یک گروه کوبهای سنج و دمام، ترکیب زیبایی از صداهای کوبهای و کششی ایجاد میکند. در بوشهر چهار بوق اصلی وجود دارد که آذینبندی مخصوصی شدهاند، البته در حومه بوشهر نیز بوقهایی وجود دارند (مانند محلات هلیله، خواجهها، بندرگاه و امامزاده) که به تأیید افراد محلی آنها نیز از هند آورده شدهاند البته به نظر میرسد که این بوقها اصالتا آفریقایی هستند، ولی تا آنجا که به حافظه افراد بومی مربوط میشود، این بوقها از هند آورده شدهاند. سنج از دسته سازهای زنگوار، بدون ارتفاع معین است. متشکل از دو قرص فلزی مدور به قطر ۳۰ تا ۴۰ سانتیمتر که به هم کوبیده میشوند (قرصها بیشباهت به سینی نیستند). هر یک از قرصها در ناحیه مرکزی پشت خود حلقهای چرمی دارند که نوازنده آن را به دست میکند. اجرای متداول بیشتر این است که لبه قرص را با یکدیگر در تماس دهیم یا یک قرص را بر قرص دیگر سر دهیم. همچنین میگویند آلیاژی است از هفت فلز که به آن هفتجوش گویند.
این ساز نیز از شهر پونای هند آورده شده است، سنج سر ضرب را نگه میدارد، البته بعضی از نوازندگان هنگام نوازندگی سنج اصطلاحا ریز میگیرند و به عبارتی ریتم را خرد میکنند. این ساز دارای قطری بین 20 تا 25 سانتیمتر و دارای دستهای کوتاه بهاندازه 10 سانتیمتر است و برای اینکه براثر تماس با دست زنگ صدای آن از بین نرود دستهها را با تکههای پارچه عایق میکنند. اجرای مراسم دمام بهصورت عبور دستههای عزاداری در شهر انجام میشود و با رقابت شدید محلهها که هرکدام گروه نوازندگان مخصوص به خود را دارند همراه است.
در حین اجرای مراسم، نوازندگان یک گروه حق عبور از محلههای دیگر را ندارند و نقض این قانون پیامدهای ناگواری دارد و سبب درگیری و جنگ طرفین میشود. در بوشهر چهار محله قدیمی به نامهای «شنبدی»، «بهبهانی»، «دهدشتی» و «شیخ سعدون» وجود دارد که مراسم دمام هنوز در آن اجرا میشود و هرکدام مراسم را در ساعت معینی اجرا میکنند.
اهالی این محلهها تعصب خاصی در رابطه با این مراسم دارند و معمولا اجازه نمیدهند فرد غریبهای در نواختن سنج و دمام شرکت کند. این تعصب درمورد دمام اشکون بیشتر است.
گروه دمام غالبا درحرکت است و هر گروه مسئولی دارد که تعدادی چوب دمام در دست گرفته و اگر کسی دمام را بد بنوازد، با آن روی دستش میزند و با این کار نوازنده را عوض میکند. اصطلاح «به گردن کسی انداختن» یا «تو کول کسی انداختن» به معنای دادن دمام به شخص دیگری برای نوازندگی است. به این شخص که «رئیس دمام» نام دارد یک شال و مقداری پول میدهند که معتقدند خلعتی از جانب امام حسین (ع) است. در قدیم معمولا بعد از اجرای مراسم دمام، تعزیه انجام میشده است. گروه دمام را «بُر» نیز میگویند. در اصطلاح محلی «بُر» به دایرههایی که سینهزنان هنگام عزاداری ایجاد میکنند، میگویند. سینهزنها میتوانند چند «بُر» تشکیل دهند که اولین «بُر» یا «بُر» وسط کوچکترین آنهاست و افراد آن را «رئیس دمام» از ریشسفیدان و بزرگان محل انتخاب میکند. در دوره رضاخان به علت ممنوعیت برگزاری آئینهای مذهبی، نواختن دمام ممنوع شد و نوازندگان بازداشت و دمامها جمعآوری شدند. این مراسم در برازجان با 30 نوازنده انجام میشود ولی کارکرد اعلان و مقدمه عزاداری را ندارد بلکه در کل مراسم سوگواری برگزار میشود. ریتمی که توسط نوازندگان نواخته میشود، به «حاج علی جعفر» معروف است که از حکام قدیم شهرستان برازجان بوده است.