هاردیِ اصفهان، محبوبِ ایران

شاید آن زمان که بیشه‌های کنار زاینده‌رود محل تمرین و ادابازی دو نوجوان بود که یکی چون لاغرتر بود می‌شد لورل و دیگری به جهت تنومندی‌اش هاردی بود، خودشان هم فکر نمی‌کردند روزی به یمن این علاقه مشترک بتوانند به پایه‌گذاران و بازیگران ماندگار تئاتر اصفهان بدل شوند. اما شور و اشتیاق آن سال‌ها و عشق به سینما در دهه 20 اصفهان از لورل (رضا ارحام صدر) و هاردی (نصرت اله وحدت) دو شخصیت بی تکرار و منحصربه‌فرد در فضای تئاتر اصفهان ساخت.

تاریخ انتشار: 22:55 - شنبه 19 مهر 1399
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه

آن دو به‌قدری عاشق بودند که به نقل از نصرت اله وحدت در گفت‌وگو با زاون قوکاسیان در کتاب «زندگی در تماشاخانه اصفهان» وقتی محمدجعفر کازرونی یک‌تکه زمین ناهموار در چهارباغ را در اختیارشان گذاشت، خودشان به همراه عیوقی،‌ ناظمی و عزت اله نوید، بیل و کلنگ دست بگیرند و زمین را برای ساخت سالن تابستانه صاف کنند و بعد مدت‌ها «استاژ»  بدون پول در تئاتری که در آن اجرا می‌شود بر صحنه بروند. کم‌کم مدت‌زمان اجرای نمایش‌ها از یک هفته به دو هفته و سه هفته و چهار هفته و یک ماه و دو ماه، می‌رسد و تماشاگران مختلف از خانواده‌های اشراف اصفهان،‌ کازرونی‌ها و کاشفی‌ها تا مردم عادی برای تماشای دوباره و چندباره نمایش‌هایشان می‌آیند و سرمایه‌گذاری موفق میرزا محمدجعفر کازرونی در سالن تابستانه برادرش میرزا محمدعلی کازرونی را هم به ساخت سالنی مسقف برای آیتم زمستان در نزدیکی همین تئاتر و داخل کوچه ترغیب می‌کند.
به‌جز نمایش‌های ایرانی نمایشنامه‌های خارجی هم اجرا می‌شود و تا زمان مهاجرت وحدت به تهران و در سال‌های بازی در تئاتر اصفهان تقریبا در کارهای مختلفی با ارحام هم‌بازی و پارتنر هم می‌مانند. آخرین نمایش مشترک آن‌ها «جاده زرین سمرقند»  است که تاج اصفهانی هم در آن حضور دارد و آواز می‌خواند. تاج در یک صحنه بزمی در دربار هارون‌الرشید می‌خواند و تماشاگر چه حظی از این صحنه می‌برد. این البته پایان همکاری وحدت و ارحام نیست، چراکه او بعدها چندین بار از ارحام صدر مثل دیگر بازیگران اصفهان برای بازی در فیلم‌هایش دعوت می‌کند و نتیجه این همکاری می‌شود فیلم‌های «یک اصفهانی در نیویورک»،‌ «لج و لجبازی»، «شوهر پاستوریزه» و «کی دسته‌گل به آب‌داده؟». اما اجرای همین نمایش به مدت هفت ماه در تئاتر فردوسی تهران و در کنار بازیگران تهرانی مانند شهلا ریاحی، هوشنگ سارنگ و … می‌شود دعوت‌نامه نصرت‌اله وحدت برای حضور و کار در پایتخت، به‌طوری‌که به نقل خودش در گفت‌وگو با زاون وقتی نمایش تمام می‌شود می‌فهمد علی صدری و دیگران بدون اینکه او متوجه بشود رفته‌اند وزارت دارایی و به تهران منتقلش کرده‌اند. از همین زمان تهیه‌کننده‌های سینما به سراغش می‌آیند و  «پنجمین ازدواج» اولین فیلم بلندی می‌شود که او بازی می‌کند.فیلمی که مثل بقیه آثارش رنگ خودش را بر آن می‌ریزد.
وحدت فیلم‌نامه بسیاری از کارهایش را خودش نوشته اما آن‌هایی را هم که مال خودش نیست به شکلی از آن خود کرده است: « من عاشق کمدی دیالوگ و کمدی موقعیت بودم. این دو تا را همیشه در نظر می‌گرفتم و واقعا توی خون من بود. هر پیشنهادی که می‌شد من می‌گفتم باید روی دیالوگ‌ها کار کنم و آن‌ها را بدون اینکه خدشه‌ای به داستان وارد شود با همان معانی عوض می‌کردم.» آوردن همین لهجه و کمدی اصفهانی به آثار سینمایی مختلفش جایگاه خاصی را در میان تماشاگران سینمای آن سال‌ها برایش باز می‌کند. کم‌کم حضور او در سینما چنان پررنگ می‌شود که در اواخر دهه 30 و بعدا دهه‌های 40 و 50 بیش از 40 فیلم بازی می‌کند. اوایل تئاتر هم کنار سینما همچنان هست، به‌طوری‌که خودش می‌گوید: «از زمانی که به عرصه سینما راه یافتم روزها روی صحنه فیلم‌برداری بودم و شب‌ها ساعت شش به تئاتر می‌رفتم و تا ساعت هشت تمرین می‌کردم که ساعت هشت موقع اجرای عمومی بود.» ولی بعدا و با راه‌اندازی استودیو نقش‌جهان سینما می‌ماند و وحدت. «عروس فرنگی»، «یک اصفهانی در نیویورک»و «خورشید می‌درخشد» از آثار محبوب اوست که با «خورشید می‌درخشد» به شهرت می‌رسد و در همگی آن‌ها سعی می‌کند بی‌نقاب و صمیمی و از مردم سخن بگوید. با مرور برخی از مطالب و گفت‌وگوهایی که از نصرت‌اله وحدت در روزنامه‌ها و نشریات آن زمان باقی‌مانده می‌توان میزان محبوبیت و علاقه مردم به او را درک کرد. به اینکه چقدر تا مرز ستاره‌شدن پیش رفت. همان‌طور که در مطلبی که در شماره 69 سال سوم نشریه ستاره سینما به چاپ 3 تیر 1335 منتشرشده با عنوان «هنرپیشه‌ای که دوست و دشمن او را دوست دارند و به او احترام می‌گذارند» ظاهرا خوانندگان زیادی از نشریه درخواست بیشتر شناختنش را دارند. «سردار ساگر» و« خاچیکیان» کارگردان‌های محبوبش بوده‌اند و به استناد همین گفت‌وگوها در کار و خصوصا آغاز کار کارگردانی تواضعش پیداست.
و بالاخره بیش از 40 سال دوری وحدت از صحنه تئاتر و پرده سینما همچون رفیق دیرینه‌اش ارحام هرگز باعث فراموشی او میان مردمی که دوستش دارند نمی‌شود و هنگامی‌که در 15 مهر 99 در 95 سالگی با دنیا وداع می‌کند، تصویر شوخ‌وشنگ و تکه‌های بازیگوشانه فیلم‌هایش در صفحات هزاران طرفدارش در اینستاگرام نشر می‌شود و دست‌به‌دست می‌چرخد.