هدفتان این است که خشمتان را مهار یا سرکوب کنید و آن را به یک رفتار سازندهتر تبدیل کنید. خطرِ نهفته در این نوع واکنش، آن است که شاید بتوانید واکنش بیرونیتان را به خشم به شکل مثبت ابراز کنید، اما واکنش درونی شما به خشم همچنان منفی خواهد بود. خشمی که اجازه ابراز پیدا نکند، از درون میتواند سبب فشارخون بالا یا افسردگی شود. خشم ابرازنشده مشکلات دیگری را هم در پی دارد. این حالت میتواند منجر به بروزِ بیمارگونه خشم شود، مثلا بروز رفتارهای پرخاشگرانه منفعل (انتقام گرفتن از دیگران به صورت غیرمستقیم و بدون گفتن دلیل، به جای مواجهه مستقیم با آنها) یا شکلگیری شخصیتی که به نظر میرسد همیشه بدبین و کنایهگو است.
کسانی که دائم دیگران را تحقیر میکنند، از هر چیزی انتقاد میکنند و نظرات کنایهآمیز ابراز میکنند، یاد نگرفتهاند چگونه خشم خود را به نحو سازندهای ابراز کنند و بیرون بریزند. جای تعجب نیست اگر این افراد روابط موفقیتآمیز زیادی هم نداشته باشند. در نهایت، راه دیگر رویارویی با خشم این است که آن را از درون آرام سازید. این رویکرد نه تنها به معنای کنترل رفتار بیرونی، بلکه به معنای کنترل واکنشهای درونی، پایین آوردن ضربان قلب، آرام کردن خودتان و فروکش کردن احساس خشم هم هست. هدف مدیریت خشم، کاستن احساسات عاطفی و برانگیختگی فیزیولوژیکی است که خشم مسبب آن است.
شما نه میتوانید از افراد یا چیزهایی که شما را خشمگین میکنند، خلاص شوید یا از آنها اجتناب کنید و نه میتوانید آنها را تغییر بدهید، اما میتوانید یاد بگیرید واکنشهایتان نسبت به خشم را کنترل کنید. کسانی که به راحتی خشمگین میشوند، معمولا خصیصهای دارند که به آن «تحمل کم نسبت به ناامیدی» میگویند و معنای سادهاش این است که آنها احساس میکنند نباید در معرض ناامیدی، ناراحتی یا دلخوری قرار بگیرند. آنها نمیتوانند با برخی از مسائل به راحتی کنار بیایند و اگر موقعیتی پیش بیاید که به نوعی بویی از بیانصافی و بیعدالتی بدهد (مثلا کسی به خاطر یک اشتباه جزئی، از آنها عیبجویی کند)، به شدت عصبانی میشوند. اما باید دید چه چیزی باعث بروز این واکنشهای شدید در این افراد میشود؛ شماری از دلایل وجود دارند. یک دلیل آن میتواند ژنتیکی یا فیزیولوژیکی باشد. شواهدی وجود دارد که نشان میدهد برخی از کودکان، زودرنج به دنیا میآیند و نشانههای آن از همان دوران کودکی مشخص است. دلیل دیگر میتواند اجتماعی-فرهنگی باشد. خشم را اغلب منفی میانگارند. به ما یاد دادهاند که بروز اضطراب، افسردگی یا دیگر احساسات، طبیعی و درست است، اما بروز خشم از این قاعده مستثنی است.
در نتیجه، ما یاد نگرفتهایم چگونه خشم را کنترل کنیم یا آن را به نحو سازندهای بروز دهیم. یافته تحقیقاتی دیگر حاکی از آن است که سابقه خانوادگی هم در این رابطه نقش دارد. معمولا، افرادی که زود خشمگین میشوند، در خانوادههای از هم گسیخته، آشفته و ضعیف در روابط عاطفی بزرگ شدهاند.
راهکارها
بهترین کار این است که نخست دریابید چه چیزی خشم شما را تحریک میکند، سپس استراتژیهایی را به کار ببرید تا نگذارید آن محرکها شما را تحریک کنند. بدین ترتیب که:
-از ناحیه دیافراگم نفس عمیق بکشید(نفسهاي عميق بكشيد)
-به آرامی کلمه یا عبارت آرامبخشی نظیر «آروم باش» یا «سخت نگیر» را زمزمه کنید.
-یک تجربه آرامبخش از خاطرات یا تخیلتان را تجسم کنید.
-ورزشهای ملایم شبیه یوگا میتوانند عضلات شما را شل کنند و آرامش بیشتری به شما بدهند.
-شیوه تفکرتان را عوض کنید/ آدمهای خشمگین به فحش دادن، ناسزا گفتن یا صحبت کردن با صدای بلندی که منعکسکننده افکار درونیشان است، تمایل دارند. وقتی عصبانی هستید، تفکر شما بسیار اغراقآمیز و بیش از حد پر شور و هیجان میشود.
سعی کنید افکار منطقیتر را جایگزین آن افکار کنید. برای نمونه، به جای گفتنِ: «وحشتناکه، فاجعه است، همه چیز از بین رفت» بگویید: «ناامیدکننده است و آشفتگی من قابل درکه، اما دنیا به آخر نرسیده و عصبانی شدن دردی را دوا نمیکنه.»
-وقتی درباره خودتان یا دیگران حرف میزنید، مراقب کلماتی مانند «هیچوقت» یا «همیشه» باشید. جملاتی نظیر «این ماشین لعنتی هیچوقت کار نمیکنه» یا «تو همیشه فراموشکاری»، نه تنها نادرست هستند، بلکه باعث میشوند جواز خشمگین شدن را به خودتان بدهید و فکر کنید هیچ راهی برای حل مشکل وجود ندارد.
-به خودتان یادآوری کنید که عصبانی شدن قرار نیست مشکلی را حل کند و حال شما را بهتر کند، بلکه برعکس، حالتان را بدتر میکند.
«منطق» خشم را شکست میدهد؛ زیرا خشم حتی وقتی موجه باشد، میتواند به سرعت به یک عمل غیرمنطقی تبدیل شود. بنابراین از منطق استفاده کنید. به خودتان یادآوری کنید که دنیا «با شما سرِ جنگ ندارد» و شما درست مثل انسانهای دیگر، سختیهای زندگی روزمره را تجربه میکنید.
برای مواجهه با مشکلات زندگی، برنامه بریزید و پیشرفتتان را زیر نظر بگیرید. تصمیم بگیرید نهایت تلاشتان را بکنید و چنانچه فورا به جوابی نرسیدید، خودتان را سرزنش نکنید. اگر با این رویکرد به مشکلات زندگی نگاه کنید، احتمالِ از دست دادن صبر و تفکرِ «یا همه یا هیچ» به حداقل میرسد، حتی اگر مشکل فورا حل نشود. گاهی اوقات، محیط اطراف سبب رنجش و خشم شما میشود. مشکلات و مسئولیتها، رویِ دوش شما سنگینی میکنند و شما از تلهای که احساس میکنید در آن افتادهاید و تمام کسانی که سبب شکلگیری آن تله شدهاند، احساس خشم میکنید. به خودتان فرصت بدهید. حتما در روزهایی که میدانید استرس زیادی دارید، زمانی را به استراحت خودتان اختصاص بدهید.
در نهايت گاهی اوقات نياز به كمك و هم فكری فرد متخصص به شدت احساس ميشود و در اين زمان سعی كنيد با مراجعه به موقع و صحيح اين احساس را در خود كنترل و از طرفی از ابتلا يا پيشرفت بيماریهای جسمی(فشار خون، مشكلات قلبی و عروقی، مشكلات گوارشی….) جلوگيری كنيد.



