بنا نیست تمام شوند و البته بنا هم نیست که تکرار شوند. بناست که ما را گرد هم آورند و ضمن یادآوری ریشههای مشترکمان یاریمان کنند که شاخ و برگمان را عرضه کنیم. جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود نیز قرار است که چنین باشد، قرار است که چنان کند، بهشرط آنکه یادمان نرود و به هم یادآوری کنیم این جشنواره در راستای تداوم جریانهای ادبی با تأکید بر خلاقیت و نقش صناعت در داستان کوتاه و باهدف کشف استعدادهای نو و تقدیر و حمایت از خالقان این نوع ادبی پایهگذاری شده است. این عبارت که عینا بر پوستر اولین دوره جشنواره نقش بسته همیشه باید نقش راهنما و یادآور خود را حفظ کند. بجاست که پس از قریب یک دهه از آغاز ایدهپردازی و اجرای این رویداد و در آستانه اختتام چهارمین دوره از یکی از مهمترین بنیانگذاران آن یاد کنم، دوست و همکار فقیدم داریوش اسماعیلی که همواره پاسدار همنشینی استمرار خلاقیت و پشتیبان و راهبر چنین ایدههایی بود؛ همچنین به کلیه همکارانم در جهاد دانشگاهی، همراهان و یاوران این جشنواره در معاونت فرهنگی و اداره کل ارتباطات و امور بینالمللی شهرداری، مرکز آفرینشهای ادبی قلمستان و همچنین کتاب اردیبهشت درود میفرستم.» سیاوش گلشیری، دبیر چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود نیز گفت: «یکم. و بالاخره اختتامیه چهارمین جشنواره دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود، بیستودوم خردادماه 1400 شمسی. شش سال پس از اولین دوره برگزاری و آنهم خرداد 1394. در این مدت بهصورت دوسالانه چهار دوره جشنواره برگزار شد که هر دوره با نام کسی یا چیزی پیوند خورده است. شرکتکنندگان و برگزیدگان اولین دوره کورش اسدی را خوب به یاد دارند. او به همراه چند تن از دوستان نویسنده چند روزی میهمان جشنواره بود. برگزیدگان آن دوره صاحب کتاباند. از آنهایی که باخبرم میدانم در کنار کار و بارشان به جد در حیطه داستان و نقد مشغولند و خوشا به گشودن دری که در آن سهیم بودیم. شور انتخاب برگزیدگان دومین دوره همزمان بود بانشاط خردادماه 96 و ما سرخوش و امیدوار از تکراری دیگر دورهای را رقم زدیم که از اشکالات قبلی خالی بود. با بزرگداشت محمد کلباسی که عمرش دراز باد محفلمان رونقی دیگر یافت و با معرفی چهرههایی مستعد دریچهای دیگر گشوده شد، استقبال جامعه ادبی، عزممان را به پافشاری بر جنبه دانشجویی جزم کرد. تکیه بر امر مطالبهگری و کنشگری که تنها دغدغهاش ادبیات است اما وا اسفا که در تیرماه همان سال خبر رفتن خودخواسته کورش پشت همهمان را لرزاند. چیزی از ما کنده شد و زخمی ناسور بر تنمان. سومین دوره همراه با برگزاری کارگاههایی تحت عنوان سهشنبههای داستان. تلاشی برای روشن نگهداشتن چراغی که به هر شکلی نخواستیم خاموش بماند. کارگاههایی آنهم اینجا و آنجا، گاه در دانشگاه اصفهان و علوم پزشکی و بازهم بهناچار در جایی دیگر. حالا خیالمان راحتتر شده بود، جشنواره داستان کوتاه زایندهرود جای خودش را در میان جوایز ادبی پیداکرده بود؛ چه به لحاظ نحوه برگزاری و اجرا که از زرقوبرق معمول اینگونه رویدادها حالی بود و چه به سبب سبک و سیاق انتخابها و مهمتر دانشجوییبودنش. امیدوارانه چهارمین دوره را به سرانجام رساندیم؛ چراکه معتقدیم هر داستان، کتاب، هر اثر هنری، تقابل با مرگ و میرایی است و آفرینش و آفریدن، ستایش زندگی و زیبایی است. دوم و سخن آخر درباره انتخاب داستانها که در برخی از بخشها به علت نزدیکبودن امتیازها به یکدیگر بر آن شدیم بهجای یک نفر دو نفر را بهعنوان برگزیده اعلام کنیم.»ابراهیم سلیمیکوچی، نماینده داوران این جشنواره و عضو هیئت علمی گروه ادبیات دانشگاه اصفهان نیز در بخش دیگر این برنامه گفت: «رودها فقط بستر زیستی تمدنها و اقوام نبودند؛ آنها بیش از هر چیزی قاصدان پربرکت فرهنگهای دور و نزدیک بودند. داستانهای زایندهرود چنین بودند. روایتهایی از جنس رفتن و باز رفتن، رفتن و نایستادن، رفتن و دمبهدم ناامیدی ندادن، روایتهای زایندهرود از جنس جوانی و نوجویی و تجربهورزی بود، روایتهایی برآمده از درد بلوغی که سخت نجیب و بیهیاهو بود و گاهبهگاه تهمایهای از اعتراض از دلتنگی از اندوه داشت. همه داستانهای زایندهرود را دوست داشتیم؛ چراکه رد جسارت و سختکوشی نویسندگان از دور هم بر پیشانی داستانها پیدا بود. ما اما ناگزیر از انتخاب بودیم و محصور تنگناهای عرصه رقابت. به جد معتقدیم که آنچه مهم بود و هست شرافت و پایمردی شرکتکنندگان و دستاندرکاران جشنواره برای گسترش روحیه گفتوگومندی، چندصدایی و همافزایی بود. این اتفاق خجسته را به دیده جان گرامی میداریم و به احترام یکایک نویسندگان جوان زایندهرود تمامقد برجا میایستیم.» در پایان این جشنواره ابتدا از «عماد جعفری» با داستان «ملاقات در برهوت»، «خسرو عباسی خودلان» با داستان «هندی من فضل ربی»، «ابوالفضل آقائی پور» با داستان «چکاوکها»، «یاسمن اکبرپور» با داستان «محبوب باوقار» و «محسن ایوبی» با داستان «فراموشی» در بخش آزاد تقدیر شد. در این بخش همچنین «محمدجواد روزگار» با داستان «خلیفه» و «پروانه حیدری» با داستان «برای خاطر بادامها» عنوان مقام سوم و «زهره مقصودی» با داستان «توزی ابدی» و «ندا علی پور» با داستان «مقدمات یک مهمانی مفصل» مقام دوم را به دست آوردند. در بخش آزاد «محمدصادق افشاری» برای داستان «بوی چرم میداد و عطر نگاه» و «بهزاد ناظمیان پور» برای داستان «اسبابکشی بزرگ» مقام اول را به دست آوردند. در این جشنواره «مهری مصور» با داستان «قایق دراگون بوت» در بخش ویژه به مقام نخست دستیافت و در بخش کوتاه کوتاه مقام نخست از آن «امیرحسین فرزان کیا» با داستان «شکار» شد، همچنین در بخش دانشجویان ایرانی خارج از کشور نیز مقام نخست به «مانا خسروشاهی» برای داستان «به نام او که در این نزدیکیها گم شد» رسید.
جاری داستان در رگ اصفهان
اختتامیه چهارمین جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود در کتابفروشی اردیبهشت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان با حضور سرپرست جهاد دانشگاهی، دبیر چهارمین دوره جشنواره و نماینده داوران این دوره برگزار و بهصورت زنده از طریق شبکههای مجازی پخش شد.
مهدی ژیانپور، سرپرست جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و مدیر چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان زاینده رود در این برنامه گفت: «جشنوارهها محل تلقی پاسداشت و پویاییاند و هم آوردگاه. بستری برای احترام و رقابت. عمیقا معتقدم فضای فرهنگی و اجتماعی ما نیاز به پدیدههای مستمر دارد. جشنوارهها چنین هستند.
-

شیرین مستغاثی
خبرنگار














