محمدرضا آریانفر، نویسنده و نمایشنامهنویس فعالی است که در کارنامهاش نمایشنامههای زیادی دارد. نخستین رمان او با عنوان «رقص با طوفان» و دفتر شعرهایی با نامهای «جهانی ایمنتر از تبسمهای تو نیست»، «سهمی از همه ترانهها» و همچنین نمایشنامههایی مانند «دو روایت جامانده»، «نقل آخر»، «زهور»، « شبی که گوزنها در آتش سوختند»، «مکث روی ریشتر هفتم» و «دو روایت جامانده از باد» و… منتشر شده است.
مدتهاست که آمار و ارقام نشاندهنده کاهش علاقه به کتاب و کتابخوانی و ضعف مشهود ادبیات در بین ایرانیان است و البته که این موضوع دلایل زیادی دارد، اما دلیل آن هرچه باشد، نتیجه آن در فقر کلماتی حس میشود که در مکالمههای روزمره میشنویم یا به کاهش انتشار کتابهایی برمیگردد که بتوان آنها را کتابهای فاخر در زمینه ادبیات خواند و یا بهطور ملموستر در نوشتههای عکس و پُستهایی درک میشود که در فضاهای مجازی منتشر میشود. این موضوع شاید حکایت از کمشدن علاقه دانشآموزان به ادبیات باشد اما هنوز هم هستند نوجوانان و جوانان علاقهمندی که نسبت به رشتههای مختلف ادبیات دغدغه دارند؛ شعر میسرایند و داستان و خاطره و مینویسند، اما اینکه ایده و خلاقیتهای آنها چگونه باید کشف و در مسیر درست خود تربیت و پرورش داده شود موضوعی است که کمتر به آن پرداختهشده است.
اختتامیه چهارمین جشنواره سراسری دانشجویی داستان کوتاه زایندهرود در کتابفروشی اردیبهشت جهاد دانشگاهی واحد اصفهان با حضور سرپرست جهاد دانشگاهی، دبیر چهارمین دوره جشنواره و نماینده داوران این دوره برگزار و بهصورت زنده از طریق شبکههای مجازی پخش شد.
مهدی ژیانپور، سرپرست جهاد دانشگاهی واحد اصفهان و مدیر چهارمین دوره جشنواره سراسری دانشجویی داستان زاینده رود در این برنامه گفت: «جشنوارهها محل تلقی پاسداشت و پویاییاند و هم آوردگاه. بستری برای احترام و رقابت. عمیقا معتقدم فضای فرهنگی و اجتماعی ما نیاز به پدیدههای مستمر دارد. جشنوارهها چنین هستند.