دبیر مجله فیلم افزود: «البته من و حمید که هرکدام دورهای از جوانی و عمرمان به فوتبال و تلویزیون متصل بوده، (من به عنوان تصویربردار در پشت دوربین و او به عنوان مفسر، جلوی دوربین)، هیچ وقت با هم به استادیوم پا نگذاشتیم و تا چند سال پیش، دیدن تئاتر و رفتنِ سینما مهمترین الواتیمان بود بهطوریکه طی هفت روز هفته با انرژی و شادابی تمام، برای دیدار از چندین و چند فیلم و نمایش حاضریراق بودیم! خدا را شکر که حمید و همسرش در طول زندگی، از پسِ سختترین مشکلات، مانند بیماری سرطان مهرزاد برآمدند و ثابت کردند عشق از هر دارویی کارسازتر است؛ آرزو میکنم این بار هم آنها از بحرانِ پیش آمده بهسلامت گذر کنند.»
حمیدرضا صدر کیست؟
حمیدرضا صدر متولد ۲۸ اسفند ۱۳۳۴ در مشهد، نویسنده و منتقد سینما و مفسر فوتبال اهل ایران است. او معمولاً به عنوان کارشناس فوتبال به برنامههای صدا و سیما دعوت میشود. همچین به غیر از اینکه کارشناس سینما و منتقد فیلم است، مدتی طولانی هم در نشریه هفت مینوشت. صدر دانشآموختهی کارشناسی اقتصاد و کارشناسی ارشد شهرسازی از دانشگاه تهران و مقطع دکترا از دانشگاه لیدز بریتانیا است.
واکنش هنرمندان به بیماری حمیدرضا صدر
حبیب رضایی، بازیگر با انتشار متنی در اینستاگرام خود برای حمیدرضا صدر، منتقد سینما و مفسر فوتبال آرزوی بهبودی کرد. او نوشت: «دوسال است که دوستان نزدیک میدانیم این چنگال بیرحم به تنشریف این مرد نازنین حمیدرضا صدر حمله کردهاست و این روزها انگار، فاتحانهتر در حال جولان است وخبر میرسد:
« حال اقای صدر خوب نیست»…
و این قلم، در همه این مدت نشد و نخواست و توانش رانداشت -الان هم ندارد- که کلامی از بیماری این عزیز و افسوس و حسرت این وضعیت بگوید و بنویسد و اصلاحتی به آن فکرکند، از بس که زلال است این مرد، ازبس که «میداند»، از بس که شریف و صحیح زندگی کرده، از بس که استثنایی است و در هر دو سرزمین پر مدعی این عصر، یعنی فوتبال و سینما، سردار است ودانا، ازبس که غنیمت است هر آن همکلام شدن با او، از بس که ذوق کودکانهاش از یک پاس زیبا در فوتبال یا یک پلان درست در سینما دستنیافتنی است، ازبس خودش تکرارنشدنی است…
«حال اقای صدر خوب نیست» این عبارت، همراه اخبار بیرحم این روزها، کافی بودهکه تمام دو شب گذشته به بیداری بگذرد و کلافگی و…. میدانم روزگارمان پراست از این خبرها، میدانم دستکم در یکسالنیم گذشته همه، بارها و بارها تنمان از این جنس جملهها، لرزیده… اما همیشه انگار بار اول است. از خودخواهی ماهاست و میدانم نمیدانیم واقعا، عزیزانی اینچنین بیبدیل و بیجانشینوبیتکرار در دل، در این موقعیت چه طلب میکنند… اما به جایی برنمیخورد که کمیخودخواهی کنیم و به صاحب آسمان وزمین، برای نفع خودمانحتی، بگوییم مگر نه اینکه معجزه اشارت شماست؟
پس بیا و به اشارهای ما و جهان این روزها قحطی زده از آدم حسابیها را به نفس چاق و صدایگرم و بودن”حمیدرضا صدر” نازنین، دوبارهمهمان کن… به خداییت قسم حیف است… دراین بزنگاهها، همیشه از نگاه کردن به تصویر و عکسهای مشترک، گریزانم و شاید بیشتر ترسان. یادآوریها-دست کمنگارنده را-دچار حسرتی فلجکننده میکند… عکس مقابل، یادگار روزها و شبهایی است که ویژه برنامههای ورزشی جولانگاه بزرگان بود نه مثل الان که….بگذریم ….
باهمه موجودی جان، برایجان این وجود، دعا کنیم….بغض بسیار….کمی امید….وهمین.»




