در آن سالها وجود دو نهاد فرهنگی فعال، همچون کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و بنیاد سینمایی فارابی، عواملی بودند مهم، تا سینمای کودک و نوجوان روزهای طلایی خود را سپری کند و آثاری همچون «کلاه قرمزی»، «شهر موشها» و «باشو، غریبه کوچک» برای سالیان سال در ذهن مخاطبان علاقهمند خود ماندگار شود. این دهه طلایی و پرمخاطب، نوید روزهای خوشی برای سینمای کودک و نوجوان پس از پیروزی انقلاب بود؛ اما برخلاف تمامی پیشبینیها، با شروع دهه 80 و کاهش سطح تولیدهای این حوزه، مخاطب سینمای کودک بهشدت کاهش یافت و گیشه پررونق آن در رقابت با سایر ژانرها، قربانی عوامل متعددی شد؛ عواملی که شاید یکی از مهمترین آنها نبود شناخت درست از ذائقه کودکان و نوجوانان بود؛ فیلمهایی که تنها با حضور کودکان یا درباره آنها ساخته میشدند و به دلیل سازگارنبودن با سلیقه مخاطب موردنظر با استقبال چندانی مواجه نمیشدند. این روند نزولی و ناامیدکننده تا اواسط دهه نود نیز همچنان ادامه داشت؛ تا اینکه در سهچهار سال اخیر، با ساخت فیلمهایی نظیر «آهوی پیشونی سفید»، استقبال دوباره مخاطبان و توجه بیشتری که مجددا به این ژانر جذاب و همهپسند شد، خوشبختانه شاهد آثاری درخور و قابل دفاعی بودیم که میتوان از اثر اخیر امیرحسین قهرایی نیز بهعنوان یکی از متفاوتترین آنها نام برد.سینمایی «بازیووو» با نویسندگی سلمان خورشیدی و تهیهکنندگی غلامرضا موسوی بهتازگی بر پرده نقرهای سینما اکران شده و با فروش خوب توانسته است نمره مقبولی از مخاطبان سختپسند سینمای کودکو نوجوان بگیرد. ایده بسیار خلاقانه و مطابق با سلیقه کودک و نوجوان امروز، برگ برنده اصلی فیلم و نشانی مهم از مخاطبشناسی سازندگان بوده که «بازیووو» را از سایز آثار کودک و نوجوان همدورهاش متمایز میکند. موقعیتهای طنز جذاب و بهدوراز لودگی و بدآموزی این اثر ضمن افزایش جذابیت، مخاطب کمصبر کودک و نوجوان را تا پایان بر صندلی مینشاند و گریمهای متفاوت و استفاده از رنگ بهعنوان المان اصلی دنیای کودکانه منظره چشمنوازی را پیش چشم مخاطب به تصویر میکشد. تقویت همگرایی و همدلی، همراهی و همفکری و روحیه سازگاری و کار گروهی برای رسیدن به یک هدف مشترک که همان پاشنه آشیل فعالیتهای گروهی نسل امروز است، در مسیر قصه «بازیووو» بهدرستی ظهور و بروز پیداکرده و این خود آموزشی است غیرمستقیم با ایجاد انگیزههای لازم برای تلاش بر محور همدلی و همراهی بین نسل فردیتگرای امروز.فیلمنامه قوی و کلاسیک فیلم، تقابل همیشگی بین خیر و شر را با وجود تکراریبودن در جذابترین شکل نمایشی نشان میدهد و پایانبندی درست و شکست ضدقهرمان با طراحی مناسب باعث همذاتپنداری مخاطب با قهرمان داستان و ایجاد حس امنیت او میشود. «بازیووو» یک اثر مهم، ماندگار و صاحبسبک است که بهاحتمال قریببهیقین در آیندهای نهچندان دور شاهد آثاری با سبک و سیاق آن بر پرده سینما خواهیم بود. اما در میان همه این تحسین و تمجیدها، چند نکته منفی انکارناپذیر نیز در فیلم به چشم میخورد. متأسفانه در طول قصه جز لهجه مشهدی کارآگاه داستان که دلیل آن افزایش بار طنز قصه است، سبک زندگی افراد کاملا غربی است و هیچ المانی از فرهنگ و روش زندگی بومی در آن دیده نمیشود؛ گویی این خانوادهها میتوانند در هر جای دنیا حضورداشته باشند و بدون هیچ وابستگی فرهنگی به زندگی خود ادامه دهند. این در صورتی است که القای هویت و اصالت در فیلمهای کودک و نوجوان یکی از رسالتهای فرهنگی سازندگان است که جای خالی این مهم در «بازیووو» قهرایی بهشدت به چشم میآید. استفاده از فضاهای لاکچری نیز یکی دیگر از نقدهای وارد بر فیلم است؛ فضاهایی که دنیای کودکان را از مجازی امروز مجازیتر میکند و این درست زمانی اتفاق میافتد که نویسنده در تمام قصه در تلاش برای کمکردن فاصله دنیای مجازی و واقعی از یکدیگر است. شاید این نکته منفی بتواند دلیلی بر فاصله گرفتن قشر متوسط و ضعیفی شود که بخش اعظم و مهمی از جامعه امروز را تشکیل میدهد. اما با همه اینها بازهم از «بازیووو» میتوان بهعنوان یک اثر قابل دفاع و مناسب سینمای ایران در حوزه کودک و نوجوان یاد کرد؛ اثری که احتمال میرود استقبال خوب مخاطبان بتواند انگیزهای شود برای سازندگان و تهیهکنندگان شاغل در سینما برای ساخت فیلمهای اینچنینی در حوزه کودک و نوجوان.
«بازیووو»؛ تصویری حقیقی از رؤیایی مجازی
فیلمهای ژانر کودک و نوجوان در دهه 60 و 70 جزو مهمترین و پرمخاطبترینهای سینمای ایران بودند؛ آثاری که علاقهمندان متعددی را به سالنهای سینما میکشاندند و حتی عنوان پرفروشترین فیلم سال را از آن خود میکردند.
-
شیما اسماعیلی
خبرنگار گروه هنر و ادبیات



