سلاح شیمیایی و روایت ددمنشی بعثی‌ها

کـــتــــاب «در تـــدارک عـمــلــیــات سرنوشت‌ساز» (علیرضا لطف‌الله‌زادگان و یحیی فوزی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس) را ورق می‌زدم که لابه‌لای خبرها و اظهارنظرهای روز بیست‌وهفتم مرداد 1365 چشمم به خبری افتاد که بیشتر از مطالب دیگر نظرم را جلب کرد.
تاریخ انتشار: ۰۳:۱۰ - یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
 «اعزام مجروحان شیمیایی ایرانی به بیمارستان‌های اروپایی برای درمان، خودبه‌خود افشاگر ددمنشی عراق و حامیان این کشور که در تهیه این‌گونه سلاح‌ها عراق را یاری می‌کنند، شده است. به گزارش خبرگزاری فرانسه، سخن‌گوی بیمارستان آکادمیک اوترخست شهر موتریخت هلند امروز اعلام کرد که یکی از مجروحان ایرانی جنگ ایران و عراق پس از معالجه‌های طولانی درگذشته است. این مجروح با هشت نظامی دیگر ایرانی که به گفته سفیر ایران در لاهه، از جراحت‌های شیمیایی رنج می‌بردند، در اوایل اسفند سال گذشته وارد هلند شده بودند. سخن‌گوی یادشده خاطرنشان کرد که هشت نظامی دیگر پس از معالجه‌های موفقیت‌آمیز، طی ماه‌های گذشته به تهران بازگشته‌اند.» نامی از این جانباز شهید در این خبر دیده نمی‌شد و ما بر اساس اطلاعات این بخش از کتاب، نمی‌دانیم آن مجاهدی که در رویارویی با دشمن متجاوز جراحت، آن‌هم جراحت شیمیایی برداشت و بعد از تحمل دوره‌ای درد و رنج، جایی دور از وطن به شهادت رسید، چه نام داشت. آن زمان شماری از مجروحان شیمیایی را برای درمان به اروپا می‌فرستادند و بیشترشان را در بیمارستان‌های آلمان بستری می‌کردند؛ زیرا به گفته دکتر مصطفی قانعی، یکی از متخصصان سرشناس حوزه تسلیحات شیمیایی و عوارضشان «پس از کاربرد سلاح شیمیایی توسط عراق علیه رزمندگان ایرانی و مردم حلبچه و سردشت، تصوری که مسئولان کشور ما داشتند این بود که چون آلمان این سلاح را درست کرده است، بنابراین راه درمانش را هم می‌داند؛ برای همین مجروحان را به این کشور اعزام کردند.» بدن شماری از این مجروحان به درمان پاسخ می‌داد و شرایطشان اندکی بهبود پیدا می‌کرد؛ هرچند عوارض جراحت شیمیایی کاملا درمان نمی‌شد و بدن میزبان را ترک نمی‌کرد. گاهی پیش می‌آمد که چند ماه یا چند سال بعد، عوارض دوباره بروز می‌کرد و مشکلات حادی را برای جانباز به وجود می‌آورد. گاهی این مشکلات حاد به شهادت جانباز منتهی می‌شد؛ همچنین برخی دیگر هم بودند که جراحتشان درمان‌شدنی نبود و مدت کوتاهی پس از مجروحیت به هم‌رزمان شهیدشان می‌پیوستند. البته باز به گفته دکتر قانعی، اشتباه‌هایی هم در درمان گروهی از مجروحان شیمیایی انجام و سال‌ها بعد نادرستی‌شان معلوم شد. «پس از سقوط صدام یک‌سری درمان‌هایی که مشخصا در کتاب نوشته‌شده بود برای قربانیان و مصدومان شیمیایی استفاده شد و آن تجویز دز بالایی از کورتن بود که نتایج خوبی نداشت.»
 
فصل تازه‌ای از جنایت جنگی در کل تاریخ جهان
جعفر شیرعلی‌نیا در مطالعه ارزشمند خود، کتاب «دائره‌المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق» (انتشارات سایان) صفحاتی را هم به موضوع اســتــفــاده بعــثی‌هــا از سلاح‌های شـیــمــیــایــی اخــتــصــاص مـی‌دهد.او می‌نــویســد: «استفاده عراق از سلاح‌های شیمیایی از عملیات خیبر به بعد یک‌باره افزایش می‌یابد. رزمندگان ایرانی در عملیات خیبر از هور گذشتند و موانع و استحکامات دشمن را پشت سر گذاشتند. ارتش صدام از سلاح‌های شیمیایی استفاده کرد تا جلوی شکست کامل ارتش عراق را بگیرد و پس‌ازآن به‌صورت مکرر از سلاح شیمیایی استفاده کرد. سلاح شیمیایی روحیه‌شکن بود و تأثیرات دردناکش روحیه را خرد می‌کرد.» او معتقد است استفاده صدام از سلاح شیمیایی که بیشترشان عامل تاول‌زا یا اعصاب بودند، عملا فصل تازه‌ای از جنایت جنگی در کل تاریخ جهان را رقم زد.
 
اثرات وحشتناک ترکش شیمیایی بر جانبازان
حاج احمد قدیریان نیز در کتاب خاطراتش که با همین عنوان «خاطرات حاج احمد قدیریان» (به کوشش محمدرضا سرابندی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی) منتشر شده است، روایت می‌کند: «در حادثه‌ بمباران شیمیایی مقر فاطمه‌الزهرا در فاو که محل سکونت نیروهای اعزامی ما بود، همه شیمیایی شدند و آن‌ها را به تهران اعزام کردند؛ اندکی پیش‌ازاین در منطقه من هم که شاهد یکی از این بمباران‌های شیمیایی بودم، به همراه دوستان دیگر دچار عارضه‌ شیمیایی شدیم. ما بلافاصله به تهران آمدیم و آن‌ها که در قرارگاه بودند، فردا صبح شیمیایی روی آن‌ها اثر گذاشت و آن‌ها را به تهران و استادیوم آزادی منتقل کردند. اثر شیمیایی به اندازه‌ای بود که چشم‌های افراد بسته‌ شده بود و مدت یک ماه طول کشید تا اندکی بهبودی برای آنان حاصل شد.»او می‌افزاید: «افرادی که مورد ترکش شیمیایی قرار می‌گرفتند، وضعیت به‌مراتب بدتری داشتند؛ اول چشم آن‌ها بسته می‌شد؛ سپس بر پوست و بعد بر ریه آن‌ها اثر می‌گذاشت. یکی از رزمندگان جبهه‌ها که مورد اصابت قرار گرفته بود، چون در نزدیکی بمباران قرار داشت، تمام بدن او از صورتش تا دست‌وپا و بدن و حتی ریه او تاول چرکی زده بود. این رزمنده در بیمارستان شهید لبافی‌نژاد بستری شد و تحت مداوا قرار گرفت؛ اما بعد از سه روز به شهادت رسید. در میان رزمندگان شیمیایی‌شده به‌قدری ورم دست‌وپا زیاد بود که دکترها مجبور بودند تاول‌ها را ببرند و چرک‌ها را خارج کنند. این عارضه به‌گونه‌ای بود که پس از سه ساعت دوباره زخم شروع به گسترش و چركی‌شدن می‌كرد.»