مناسک اربعین گسترش‌دهنده تشیع

پیاده‌روی اربعین یکی از مناسک مذهبی شیعیان است که در سالیان اخیر مورد اقبال جمع زیادی از مسلمانان قرار گرفته و بـه نـمـاد مـنـاسـک شـیـعـی و عرصه قدرت‌نمایی شیعیان تبدیل شده است. در همین راستا، مطالعات درباره پیاده‌روی اربعین نیز در سالیان اخیر افزایش یافته اسـت و بـسـیــاری از پـژوهــشــگــران و جامعه‌شناسان این مهم را تحلیل و بررسی کرده‌اند. به همین مناسبت خبرگزاری ایکنا نشستی با عنوان «بررسی تحلیل‌های راهپیمایی اربعین» با حضور علی‌اشرف فتحی، پژوهشگر و استاد حوزه قم، برگزار کرده است. در ادامه، بخشی از آن را می‌خوانید. 
 
تاریخ انتشار: 02:45 - پنجشنبه 24 شهریور 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
آیا این سبک سوگواری (پیاده‌روی اربعین) در میان ادیان و مذاهب دیگر سابقه دارد؟
درباره زیارت اربعین کمابیش می‌دانیم که مقوله زیارت نه مختص مذهب شیعه است و نه مختص دین اسلام؛ حتی در آیین‌های دیگر زیارت پیاده وجود دارد. اتفاقا زیارت پیاده مسیحی‌ها مسافت طولانی‌تری دارد؛ پس این یک پدیده انسانی است و نمی‌‌توان آن را یک پدیده صرفا شیعی و ابداعی دانست.علاوه بر آن، در نصوص دینی ما کمابیش روایاتی درباره تشویق به زیارت پیاده وجود دارد. یکی از افتخارهای ائمه این بوده است که مدام پیاده به زیارت و حج می‌رفتند و درباره زیارت پیاده امیرالمؤمنین (ع) و ائمه به‌ویژه زیارت کربلا در روایات بسیار تأکید شده است. از قرن اول روایاتی از ائمه داریم که نشان می‌دهد از همان زمان افرادی پیاده برای زیارت کربلا می‌رفتند و نوحه می‌خواندند و نیز نقل واقعه کربلا و سوگواری می‌کردند تا به کربلا برسند؛ لذا زیارت و زیارت پیاده پدیده‌ای ابداعی و مدرن نیست تا از آن ماهیت خطرسازی را برداشت کنیم.نکته بعد درباره ترکیب زیارت، پیاده‌روی و اربعین است که ترکیب بدیعی است. این شیوه در قرن بیستم میلادی مرسوم شد و برخی علما آغازگر آن بودند؛ همچنین حدود شصت‌هفتاد سال قبل آیت‌الله سیدمحمود شاهرودی در نجف مردم را به زیارت پیاده اربعین تشویق می‌کرد و عراقی‌ها به این آیین مقید شدند. البته سنت پیاده‌روی قبل از آن‌هم وجود داشت؛ هم در اربعین و هم در نیمه‌شعبان. این آیین در دوره صدام محدود شد؛ سپس ماهیت سیاسی پیدا کرد؛ لذا در بهار سال ۸۲ که صدام سقوط کرد، اولین قدرت‌نمایی شیعیان در راهپیمایی اربعین نمایان شد. اکنون دو دهه است که عراقی‌ها به این آیین مقیدند و در کشور ما هم حدود یک دهه سابقه دارد.
 
برخی پیاده‌روی اربعین را به‌منزله پروژه فربگی مناسک تحلیل می‌کنند و به انتقاد از آن می‌پردازند. دیدگاه شما چیست؟
بله، یکی از پرسش‌هایی که منتقدان در این سال‌ها مطرح می‌کنند، درباره مناسک‌سازی است و دغدغه خوبی شمرده می‌شود.مناسک‌سازی به معنای نامقدس‌کردن مقدس‌ها نیست. اگر درباره زیارت پیاده اربعین بگوییم مناسک‌سازی است، صحیح نیست. کسی معتقد نیست مشخصا در اربعین توصیه‌‌ای از امامان برای زیارت پیاده وارد شده باشد؛ اما هم زیارت کربلا و هم زیارت پیاده توصیه شده است؛ همچنین، هر آیین و دینی مناسک خاصی دارد و جامعه‌شناسان معتقدند که مناسک به آیین‌ها و ادیان استمرار می‌بخشد و بقای اجتماعی آن‌ها را تضمین می‌کند؛ چون اگر دینی یا آیینی منحصر به اصول فکری فلسفی و کلامی باشد، به‌تدریج نخبه‌محور می‌شود و عمده جامعه با مباحث کلامی و فلسفی سروکار ندارد؛ لذا به فراموشی سپرده می‌شوند و تأثیر اجتماعی ندارند، ولی مخاطب ادیان مردم هستند. لذا مناسک خاصشان را تولید می‌کنند که به بقای اجتماعی ادیان کمک می‌کند.اصل مناسک انکارناپذیر است و شما نمی‌توانید با آن‌ها بجنگید. ادیان واقعیت اجتماعی دارند و مناسک هم نمود اجتماعی آن‌هاست که آن‌ها را مرئی می‌کند. رؤیت‌پذیری ادیان به مناسک است و نباید انتظار داشته باشید که دینی مناسکش را ترک کند؛ چون به معنای متروک شدن دین تلقی می‌شود. 
 
 از این رویداد برداشت‌ها و تفسیر‌های مختلفی ارائه می‌شود؛ برای نمونه، برخی پیاده‌روی اربعین را موجب گسترش تشیع در جهان می‌دانند و در این راستا، برنامه‌ریزی می‌کنند. آیا شما با این دیدگاه موافق‌ هستید؟
مناسک ادیان و مذاهب را گسترش می‌دهند. هرچقدر مناسک جمعیت زیادی را جذب کنند، آن دین و باور را بیشتر گسترش می‌دهند که می‌تواند ازنظر معرفتی یا پدیدارشناختی باشد و افراد مذاهب دیگر را با این دین آشنا خواهند کرد؛ پس نمی‌‌توان کتمان کرد که پیاده‌روی اربعین به گسترش تشیع کمک می‌کند.
 
 افرادی راهپیمایی اربعین را نوعی جامعه‌سازی برای ظهور می‌دانند و میان مهدویت و اربعین پیوند برقرار می‌کنند؛ برای مثال، آقای پناهیان امسال پیشنهاد کردند که پیاده‌روی را از مسجد سهله آغاز کنیم. پیاده‌روی اربعین این ظرفیت را دارد؟
باور به ظهور منجی، امری سنتی بوده و برقراری پیوند میان اربعین و پیاده‌روی امری سلیقه‌ای است. بخشی که در مناسک اهمیت دارد، این است که مناسک با یک امر مردمی و عامیانه ارتباط دارد و اتفاقا قوت محسوب می‌شود. من آن را به هنرها و آداب‌ورسومی که بین اقوام و ملل و قومیت‌ها وجود دارد، تشبیه می‌کنم. عموم این آداب‌ورسوم متکی بر ادله متقن نیستند. اغلب کسانی که این نغمه‌ها و اسطوره‌ها را ساختند، سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند. همین الان در روستاها و شهرها هر کس مطابق با آداب‌ورسومی که دارد، عرض ارادت می‌کند. وقتی چیزی با اقشار مختلف مردم درگیر شد، طبیعی است که ذوق‌ها و سلیقه‌ها در آن دخالت پیدا کند.ما نصی نداریم که زیارت اربعین را به مسجد سهله ربط بدهیم؛ ولی افراد دوست دارند با ذوق و سلیقه خودشان یک باور مذهبی به نام ظهور منجی را به مناسکی که مورد اقبال قرار گرفته است‌، ربط دهند. به‌مرور این کار اثرگذار است و می‌تواند باورها را تقویت کند. این دیدگاه‌ها همیشه خواهد بود و با ذوق و سلایق و فرهنگ‌ها سروکار دارد.