قوانین حاکم بر هستی
انسان در شبانهروز با اتفاقات بزرگ و کوچکی در زندگی مواجه میشود که معمولا درباره علت وقوع همه آنها تفکر نمیکند.
تاریخ انتشار:
10:00 - چهارشنبه 25 آبان 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
این تفکـرنکردن ممکــن اســت دلایل متعــددی داشتــه بــاشـــد؛ اما معمـــولا شـایعتـــرین دلیــل ایــن اســـت کـــه معتقدیم برخی از این اتفافات علت خاصی ندارند یا آن را به شانس نسبت میدهیم. برای مثال، اگر روزی برای رسیدن به محل کار خود عجله داریم و در مسیر، چرخ خودروی ما پنچر میشود، آیا علت خاصی دارد؟ چرا در روزهای دیگر که عجله نداشتیم، این اتفاق نیفتاد؟ یا اگر یک روز در مسیر پیادهروی بهناگاه پیشانی ما به شاخه درخت گیر کند و زخم شود، آیا علت خاصی دارد؟ آیا صرفا بهدلیل بیمبالاتی ما این اتفاق افتاده است؟ یعنی اگر بیشتر دقت میکردیم، این اتفاق نمیافتاد؟ در واقع، آیا میتوان در هر اتفاقی که در زندگی روزمره روی میدهد، این سؤال اساسی را از خود بپرسیم که چرا اینگونه شد؟
اما این یک روی سکه بود. روی دیگر سکه این است که گاهی اوقات انسان میخواهد یک اتفاق خاص در زندگیاش بیفتد. آیا این شدنی است؟ بهعبارت دیگر، آیا میتوان اتفاقات زندگی را مدیریت کرد؟ اگر پاسخ مثبت است، تا چه حدی میشود مدیریت کرد؟
پاسخ این سؤالات به این بازمیگردد که آیا جهان هستی دارای قوانین خاصی است یا خیر؟ اگر با توجه به منابع دینی بتوانیم ثابت کنیم که این هستی دارای یک نظام منسجم و یک سلسله قوانین و سنن است، در این صورت با دستیافتن به این قوانین به دو کارکرد بسیار ارزشمند میرسیم:1. کارکرد اول این است که با استفاده از این قوانین میتوان اتفاقات زندگی را تحلیل کرد؛ به این معنا که بهعلت وقوع اتفاقات پی میبریم؛ یعنی متوجه میشویم که اگر این اتفاق در زندگی ما رخ داد، بهدلیل فلان قانون و سنت هستی است که بهواسطه خودم فعال شده بود و چنین نتیجهای در زندگی من داشته است.2. کارکرد دوم این است که با اطلاع از قوانین هستی میتوان زندگی را مطابق این قوانین تنظیم کرد. در واقع خیلی از اتفاقات ناگواری که در زندگی انسان روی میدهد، بهدلیل هماهنگنبودن با نظام هستی و بیاطلاع از سنن الهی است که در صورت همراهشدن با این سنن، میتوان بهراحتی گشایشهایی را در زندگی فراهم کرد.اجمالا باید گفت که سنن الهی حاکم بر هستی، در واقع قوانین ثابتی هستند که بر عوالم هستی حاکمیت دارند و تمام حوادث و اتفاقات عالم بهواسطه این قوانین اداره میشوند. این قوانین در حوزههای مختلف زندگی بشر از جمله زندگی اجتماعی، خانوادگی و فردی وجود دارند و هیچ فعل و انفعالی در عالم روی نمیدهد مگر مطابق این سنن. به بیان سادهتر، بحث از سنن الهی، بحث از علل وقوع حوادث عالم است. با اطلاع از این قوانین میتوان حــوادث زنــدگــی و عــالـــم را تحلیــل کرد.در نگاه ابتدایی ممکن است گمان شود برخی از وقایع عالم بدوندلیل خاصی و از روی اتفاق روی میدهد؛ ولی آشنایی با سنن الهی ثابت میکند که هیچ شانس و اتفاقی در عالم وجود ندارد و هر اتفاقی هرچند بهظاهر جزیی باشد، از سنن الهی تبعیت میکند.نکته حائزاهمیت این است که این سنن الهی اختصاص به عالم دنیا ندارند و در تمام عوالم هستی، از جمله برزخ و قیامت نیز جریان دارند. در واقع، سنن الهی تجلی اسمای حسنای الهی هستند که تدبیر عالم طبق آنها روی میدهد و در تعابیر دینی از این قوانین با عنوان سنت یاد شده است. در نتیجـه، حاکمیـت سنـن الهـی بر هستی، یعنی حاکمیت قوانین ثابت بر عوالم هستی. به بیان دیگر، خداوند بهواسطه قوانین تکوینی که در عوالم هستـی ایجــاد کــــرده اســــت، بــه اداره هستــی مــیپـــردازد. این، از یک سو هرگونه شانس و اتفاق را نفی میکند و از سوی دیگر روشن میسازد که اطلاعیافتن از این سنن، راه مطمئن و میانبری برای کشف راه رسیدن به سعادت در زندگی دنیا و آخرت است.در اهمیت شناخت این قوانین همین بس که سعادتمندی انسان در دنیا و آخرت در گرو شناخت این قوانین است. در صورتی که انسان از این سنن بیاطلاع باشد، نخواهد تـوانسـت اتفـاقـات و وقــایــع زنــدگی اجتماعی و خانوادگی و فردی خود را تحلیل کند و همیشه با ابهامات زیادی در زندگــی خـود مــواجه اســت. چنیــن شخصی عملا توانــایی برنـامهریــزی برای آینده را از دست خواهد داد؛ به همین دلیل برای تحلیل وقایع زندگی و اتخاذ تصمیمات درست و هماهنگ با نظام هستی باید از قوانین و سننی که عالم بهواسطه آنها اداره میشود، اطلاع یافت. شناخت این قوانین و حیطه عملکرد آنها و قیود و شروطشان میتواند تا حد زیادی به زندگی انسان جهت دهد و چون این سنن اختصاص به عالم دنیا ندارند و در سایر عوالم از جمله برزخ و قیامت نیز حاکمیت دارند، در نتیجه شناخت آنها، سعادتمندی در عوالم دیگر هستی را نیز در پی خواهد داشت.انشاءالله در این سلسله مباحث قرار است به اثبات وجود این قوانین و معرفی تعدادی از آنها و بیان ویژگیهایشان از منابع دینی بپردازیم.