خواجه منازل را مستقل نمیبیند و اصلاح هر منزل را در همان منزل ممکن نمیداند. همه منازل وابسته به یکدیگر هستند؛ ازاینرو، طیکردن منازل با پیچیدگیهایی همراه است که متفاوت از نظم سادهای است که انتظارش را داشتیم؛ اما نکته مهمتری نیز باز برخلاف انتظار ماست. خواجه در مقدمه میفرماید: «بدان که سیرکنندگان در این مقامات، به نحو فجیعی، بسیار متفاوت هستند! و ترتیب قطعی برای آنها وجود ندارد!»ما در جستوجوی منازل السائرین، «خود» را فراموش کردهایم! ما انتظار داریم که سیری در پیش رو باشد که برای همه انسانها در تمام زمانها تنظیم شده باشد؛ سیری که من و تو را نبیند. گویا «انسان» خود حقیقتی است و تفاوت «انسانها» خارج از انسانیت است؛ و این دقیقا خلاف سلوک است! باید این را متذکر شد که در روند سلوک، اولین و آخرین چیزی که باید دستاندرکار آن بود، «من» است. قرار است «من» خودم را خرج راه خدا کنم؛ «من» را اصلاح کنم؛ حتی در مراحلی «من» را نبینم؛ «من» را خالص کنم؛ «من» تقوا پیشه کنم و «من» به خدا برسم. به نظر میرسد این یکی از آفات جدی افرادی باشد که شروع به مطالعه کتب سلوکی میکنند: آنان با فراموشکردن خود، روندهای سلوکی را تعقل یا تخیل میکنند و در آنها تعمق میکنند و شاید بسیار بسیار، سخنان عمیقی به زبان و عقل و خیال آنها راه یابد؛ اما متأسفانه ممکن است بعد از سالها، هنوز در «خود» و برای خود، قدم از قدم برنداشته باشند و همین سکون و غفلت از خود، باعث میشود که بیش از پیش، تفاوت انسانها را نبینند و بیشتر در این گرداب فرو روند و بلکه دیگران را هم به این گرداب دعوت کنند.باید متذکر شد که اگر نخواهم خود را تغییر دهم، «حقیقت و اسلوب سلوک» هیچ ربطی به من ندارند؛ حقیقت سر جایش است و نیازی ندارد که آن را تبیین و فهم کنم! «من» برای تغییر خودم، به آن نیاز دارم؛ اما اگر دست به تغییر خود نزنم، بعد از مرگ، مطالعه کتب سلوکی پشیزی در محاسبه روز جزا تأثیری ندارد؛ بلکه تأثیر عکس دارد! آن که ندای راه را شنیده و کاری نکرده، پلیدتر از کسی است که نشنیده.اما اگر متذکر اهمیت «من» شویم، اولین چیزی که به چشم ما میخورد، تفاوتهاست. هر انسانی خُلقی دارد و شرایط روحی و زمانی خاص خودش و محیط متفاوتی که در آن زندگی کرده و فرهنگی که در درون آن بزرگ شده است؛ فعلا نمیخواهم این شرایط را شرایطی صحیح بدانم؛ ولی لااقل راه من به آن مقصد واحد، متفاوت از راه تو خواهد بود. کسی که قرار است با حکومت یزید مقابله کند، راه و روشی دارد متفاوت از کسی که میخواهد با حکومت معاویه مقابله کند. امام حسین (ع) در زمان معاویه سیاستی داشتند غیر از سیاست دوران یزید؛ اگر کسی در کنار امام حسیندر زمانه یزید است، باید همراه امام به کربلا رود؛ اما در زمان امام صادق، وقت، وقت تقیه است! و کسی این را میفهمد که درکی از تفاوت زمانه داشته باشد؛ حال، تذکر پیر هرات به ما نیز شبیه به همین ماجراست. من باید در درون خودم و باشرایط خاص خودم سلوک کنم؛ من با اشرار درونی خودم که متفاوت از اشرار دیگری است، باید مقابله کنم؛ من تواناییهای خاصی در سلوک دارم که متفاوت از تواناییهای توست.جناب کاشانی برای شرح این سخنان خواجه، ما را متوجه تفاوت «استعداد» ها میکنند؛ این تفاوت استعدادها منجر به تفاوت در مسیر سلوک میشود، آن هم تاحدی که ممکن است فردی، در منزلی، بسیار باقی بماند؛ اما فرد دیگری سریع از آن عبور کند؛ بلکه شاید فردی اصلا به منزلی وارد نشود! حتی بعضی افراد به جهت توفیقی خاص، بدون طیکردن منازل ابتدایی، به منازل انتهایی برده میشوند! در بعضی منازل، بعضی افراد به واسطه ضعف استعداد، دچار نوعی ناهشیاری و بیتوجهی به دیگر ابعاد زندگی میشوند؛ حتی ممکن است این ناهشیاری، سالهای سال همراه کسی باشد؛ اما برای بعضی دیگر چنین اتفاقی نمیافتد.حال توجه کنید که همه منازل در یکدیگر حضور دارند؛ پس تفاوت در منازل، منجر به تمایز در تمام سلوک است؛ شاید بر اساس همین نکته خواجه در مقدمه میفرماید: «هیچ منتهای جامعی، محل توقف تمام سالکان نیست.» از نظر اهل عرفان کسی شایسته امامت است که تمامی استعدادها را میشناسد و میتواند هرکسی را در راه سلوک خودش پیش ببرد. البته در هر حال، حضور در بعضی از مقامات قطعی است؛ هرچند نحوه حضور متفاوت باشد و بر اساس شرح جناب کاشانی، کتاب «منازل» بر اساس حالات مریدی تنظیم شده که استعداد متوسطی دارد و دارای فطرتی کامل است و در طی زندگی، با موانع مختلف درونی و بیرونی در راه سلوک آزموده میشود. به نظر میرسد اکثر افراد با چنین تدوینی احساس همدلی خواهند کرد.اما با درک این نکات، چالش جدیدی در برابر من قرار خواهد گرفت: چگونه خود را بشناسم؟ «من» کدامم؟ پاسخ این پرسش، به اندازه داستان زندگانی ما طولانی است؛ اما باید کمی درباره آن سخن گفت. انشاءالله هفته آینده کمی با این داستان آشنا میشویم.
نقش اول داستان سلوک
گفتیم که عدهای از فقرا دستبهدامان خواجه شدند تا ترتیب منازل سیر و سلوک را برای آنها آشکار کند؛ سؤال و طلبی که ما نیز امروزه، کموبیش داریم: از کجا شروع کنم؟ چه مراحلی را با چه ترتیبی طی کنم؟ اما در متن قبلی بیان شد که تصور خواجه از منازل، با تصور ما فرق دارد.
-
اصفهان زیبا
اصفهان زیبا



