تمایزیافتگی

شاید دیده باشیم جمع‌های خانوادگی را که عضوی از خانواده طرد می‌شود، به‌دلیل اینکه همانند دیگران نیست؛ مثلا پدر و مادر خلقیاتی را مطلوب می‌دانند که در فرزندی نمود یافته و فرزند دیگری خالی از آن است. فرزند خلقی دیگر دارد و شخصیتی متفاوت را به نمایش می‌گذارد؛‌ اما خانواده با فرزند متفاوت خود تعاملی […]

تاریخ انتشار: 10:45 - یکشنبه 20 آذر 1401
مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه
شاید دیده باشیم جمع‌های خانوادگی را که عضوی از خانواده طرد می‌شود، به‌دلیل اینکه همانند دیگران نیست؛ مثلا پدر و مادر خلقیاتی را مطلوب می‌دانند که در فرزندی نمود یافته و فرزند دیگری خالی از آن است. فرزند خلقی دیگر دارد و شخصیتی متفاوت را به نمایش می‌گذارد؛‌ اما خانواده با فرزند متفاوت خود تعاملی نادرست و مخرب را پی می‌گیرند، احساساتش را سرکوب می‌کنند، کلامش را نمی‌شنوند، بجا و بیجا در برابر هر رفتار او مخالفت نشان می‌دهند و به‌گونه‌ای او را تنبیه می‌کنند. این رفتار در روابط همسران و در حلقه‌های ارتباطی دیگر نیز رخ می‌دهد. در واقع، در این نوع رفتار، یکی می‌خواهد دیگری نیز مثل او بیندیشد، مثل او عمل کند، مثل او بپوشد، احساساتش مانند او باشد، روابطش با دیگران را طوری تنظیم کند که او می‌خواهد. اگر من از فلان دوست یا فامیلمان دل خوشی ندارم و نمی‌خواهم ارتباطی با او داشته باشم، تو نیز همین طور باش. اگر من او را خیلی دوست دارم، تو هم همین طور احساس کن. اگر این هماهنگی رخ ندهد، فرد کاملا به هم می‌ریزد. چنین پدیده‌ای در علم روان‌شناسی به «تمایزنایافتگی» تعبیر می‌شود.«تمایزیافتگی» به میزان توانایی در ایجاد توازن و تعادل بین احساسات و عقل مربوط می‌شود. در تمایزیافتگی، فرد استقلال عاطفی و عقلی دارد. صاحب اندیشه متفاوت بوده و «من» وجودش شکل گرفته است؛ همچنین نقاط مشترک خود با حلقه ارتباطی‌اش را تشخیص می‌دهد و اختلاف‌نظرها و تفاوت احساسات را نیز درمی‌یابد و هر دو را می‌پذیرد. بر این اساس، از همسر، فرزند، دوست، همکار و… خود نمی‌خواهد که همانند او عمل کنند؛بلکه با وجود احساسات، خواسته‌ها، علاقه‌ها و نظرات متفاوت در کنار همدیگر احساس راحتی می‌کنند؛ زیرا تفاوت‌های همدیگر را پذیرفته‌اند و اجباری به همراه‌کردن دیگری با خود ندارند. در این نوع رفتار، پذیرش و همدلی وجود دارد. افراد به‌راحتی باورها و احساسات متفاوتشان را بیان می‌کنند. از احساسات و نظر متفاوت همدیگر آگاهی پیدا می‌کنند، همدیگر را درک می‌کنند؛‌ اما در احساس و دیدگاه مثل هم نمی‌شوند و از گفت‌وگو و بودن در کنار همدیگر لذت می‌برند. در مقابل، در تمایزنایافتگی فرد دچار پریشانی می‌شود؛ پس، انرژی زیادی صرف ارتباط می‌کند تا با آن کیفیتی که مدنظر خودش است، به وجود بیاورد و طرف مقابل را با خودش همراه و موافق کند و موافق‌بودن همیشگی را به‌معنای صمیمیت تلقی می‌کند. این رفتار موجب اضطراب و تنش‌های بسیار شده و در گذر زمان هم موجب جدایی عاطفی یا قطع ارتباط افراد با یکدیگر می‌شود؛ به‌دلیل اینکه حق انتخاب و استقلال را از آن‌ها سلب می‌کند.وقتی از منظر اسلام به بحث تمایزیافتگی توجه می‌کنیم، پذیرش تفاوت‌ها را در چند قالب می‌یابیم؛روایاتی که انواع برادر را معرفی می‌کند و ویژگی متفاوت برادران در نوع ارتباط را می‌پذیرد و وجه‌های گوناگون ارتباطی را ارج می‌نهد؛ مگر ارتباط با افراد احمق و کسانی که به‌دنبال سوءاستفاده از فرد هستند. «برادران سه گروه‌اند: آن‌که با جان همراهی می‌کند، دیگری آن‌که با مال یاری می‌رساند و این دو گروه در برادری صادق‌اند. سومی آن‌که از تو وجه معاش می‌گیرد و تو را برای اندکی لذت و خوشی می‌خواهد، او را درخور اعتماد ندان.» همچنین، اهل‌البیت(ع) در تعامل با اصحاب مطابق با ظرفیت آن‌ها عمل می‌کردند. امام صادق(ع) در روایت دیگری نیز می‌فرمایند: «اگر مردم می‌دانستند که خدای تبارک‌وتعالی این مخلوق را چگونه آفریده است، هیچ‌کس دیگری را سرزنش نمی‌کرد.»