به گزارش اصفهان زیبا؛ او خود را غرق در طبیعت کرده و با گیاهان دارویی عجین شده است، تمام گیاهان را میشناسد و با خواص و ویژگیهای آن آشناست. البته همه را از قدیم و در جوار مادربزرگش آموخته است.
منظورم مژگان زمانی است، بانویی که چندسال است تولیدکننده و عرضهکننده انواع گیاهان دارویی و ادویهجات است، اما او در طی این سالها فراز و نشیبهایی داشته است که از زبان خود او میتوانید بخوانید:
عاشق عطر و بوی سبزیها و گیاهان هستم
بنده، مژگان زمانی هستم، عاشق شکل و عطر و بوی سبزیها و گیاهان…
از وقتی چشمم به دنیا باز شد، دور و اطرافم پر بود از عطر خوش گیاهان کوهی.
شغل پدر و مادرم و امرار معاش خانواده یازده نفری ما فروش سبزیجات کوهی بود.
به خوبی یادم است که پدرم با شوق تبر کولیاش را میبست، راهی کوه و صخرهها میشد و در بازگشت با کلی سبزیجات کوهی و گیاهان دارویی بازمیگشت.
اما، بعد از تمیز و خشک کردن محصولات، آنها را در بازار شهر میفروختند و مایحتاج زندگی را میخریدند.
یادم است خیلی کوچک بودم، کنار یانه سنگی روی دامن مادرم مینشستم و در حالی که دانه فلفل سیاه میکوبید، یک عطسه مادرم میکرد و یک عطسه من، شاید نیم ساعت عطسه میکردیم و میخندیدیم…
مادرم هم ادویهها و سبزیجات معطر را میسابید و مخلوط میکرد و با آنها غذاهای خیلی خوشمزه درست میکرد و به بقیه هم ادویه میداد.
من عاشق این ادویهها بودم و همین موضوع باعث شد از قبل از شش سالگی آشپزی کنم، آن هم روی شعله چوب و آتش.
فراز و نشیبهای ادویهای
خلاصه روزها گذشت تا بزرگتر شدم و پس از دیپلم، سراغ هنر خیاطی رفتم و از همان ابتدا کارگاه زدم، آن هم با عشق و علاقه شدید حدود هفت سالی خیاطی کردم سه سال آخر خیاطی بعد ازدواجم بود که در منزل برای مشتری خیاطی میکردم. البته غیر از کار تولید ادویهجات، خیاطی میکردم.
اما از آنجایی که در خانه ما بوی تازه ادویه میپیچید، هر کس میآمد خونهام از ادویههایم میخواست و کمکم چنان شد که تصمیم گرفتم کارگاهی برای تولید ادویهجات و گیاهان دارویی فراهم کنم.
از اتفاق وقتی من بخواهم کاری کنم، در آن بسیار جدی هستم. بنابراین با کمک همسرم و پساندازهای او و گرفتن وام و… اسباب و وسایل لازم را خریدیم و به دنبال گرفتن کد و سیب سلامت شدیم.
بدین ترتیب و با طی کردن به اصطلاح هزاران خان جان کاه، بلاخره به همراه برادرزادهام مجوزهای لازم را گرفتیم و با هزاران شوق و امید، شروع به خرید چکی برای تولید و پخش کردیم، اما متاسفانه بار ما دست کلاهبردار رفت و با برگشت خوردن ۵۲ فقره چک، مجبور به عقبنشینی و جمع کردن کارگاه شدیم.
به هرحال حدود سه سال با در بدری و دست خالی طی کردیم، البته خدا را شکر با حمایت شوهرم، قسط چکها و بدهکاریها پرداخت شد و الان دوباره با یاری خدا پاورچین پاورچین شروع به تولید ادویهجات و گیاهان دارویی کردهام و باز هم ادامه میدهم تا موفقیت…
و بلاخره…
حال اگر بخواهم ادویه را معرفی کنم، چنین توصیف میکنم: عشق و علاقه شدید
عاشق دانهها و رنگهایش، عطرهای شگفتانگیز، روح زندگی و مزه عشق
ترکیبشان با هم واقعا روحبخش است.
خود بخود حس میکنی که میدانی چه با چه و چه میزان باید ترکیب شود.
ناگفته نماند که من ترکیب ادویه را ضمن آموزش از مادر خدابیامرزم،
خود بهخود با کمک حس و تجربهام ادویهجات مختلفی را برای هر نوع غذایی ترکیب و برای فروش آماده میکنم. البته چند ترکیب جدید هم پیش مربی آموختم و به کار میگیرم.



