به گزارش اصفهان زیبا؛
مالکیت عمومی در مقابل مالکیت خصوصی
همه ما با مفهوم دولت آشنا هستیم؛ اما زمانی که بخواهیم این مفهوم مهم را به فرزند کمسنوسال خود آموزش دهیم دچار سردرگمی میشویم و سؤال برایمان پیش میآید که از کجا باید شروع کنم و چطور میتوانم با او درباره دولت صحبت کنم؛ بهنحویکه برایش واضح و قابلفهم باشد؟
شما میتوانید در یک روز آفتابی ساعتی با فرزند خود خوش بگذرانید و در حین پیادهروی باب گفتوگو را باز کنید؛ همچنین میتوانید زمانی که در وسیله نقلیه خود نشستید و مسیری نسبتا طولانی تا مقصد دارید با او صحبت کنید.
از او بخواهید با دقت به خیابانهای شهر نگاه کند و به شما بگوید چه چیزهایی میبیند؟ خانهها، مغازهها، آتشنشانی، مسجد، پارک، بیمارستان، اتوبوس، سینما و…؛ همچنین توجه او را به سمت پلهای هوایی، بزرگراهها و خیابانهای درحال تعمیر جلب کنید. حال سؤال بعدی را بپرسید: «مالک این ساختمانها چه کسانی هستند؟» و «اگر این موارد نیاز به تعمیر یا ساخت مجدد داشته باشند، چه افرادی باید این کار را انجام دهند؟»
احتمالا فرزند شما پاسخ میدهد، همان کسانی که سازنده بودند مالک هم هستند؛ بهطورمثال کسی که بیمارستان را ساخت، مالک بیمارستان محسوب میشود یا افرادی که تملک مالی بالاتری دارند مالک هستند و یا نام یکی از مسئولان عالیرتبه کشور مانند رئیسجمهور را نام میبرد و او را مالک تمام اِلمانهای شهر میداند.
شما گفتوگو را به این سمت ببرید که: «مالک بعضی از ساختمانها شخصی است و برای یک نفر است؛ مانند خانهها و مغازهها. هرکسی اجازه ورود و زندگیکردن در خانه فرد دیگر را ندارد؛ همچنین کسی که مالک یک مغازه یا فروشگاه است فقط حق تصرف و تعمیر آن را دارد و… . همه این موارد مالکیت خصوصی محسوب میشوند؛ اما در مقابل آتشنشانی، پارک، خیابانها و… مالکیت عمومی دارند؛ یعنی برای همه مردم هستند و همه انسانهای این شهر حق استفاده یکسان و درست از این مکانها را دارند.
حال از او سؤال کنید: اگر همین خیابانی که در آن هستیم نیاز به آسفالت جدید داشته باشد چه کسی باید انجام دهد؟ همه مردم؟! چون خیابان مالکیت عمومی دارد پس باید خودشان هزینه کنند و اقدام به آسفالتکردن خیابان کنند؟ قطعا پاسخ منفی است؛ زیرا ساخت یا تعمیر اموال عمومی برای مردم عادی هرگز بهصرفه و اقتصادی نیست و انگیزهای هم برای انجام این کار ندارند.
به نظر میآید بهترین راهحل میتواند این باشد که افرادی به نمایندگی از مردم بهعنوان یک نهاد یا سازمان وظیفه رسیدگی به اموال عمومی را برعهده گیرند. ما به این نهاد، دولت میگوییم. در واقع دولت با دراختیارداشتن تمامی منابع طبیعی (مثل جنگلها، آب، نفت و…) و غیرطبیعی (مثل بنادر، معادن و…) کشور، شرایط را برای زندگی بهتر و رفاه حال بیشتر مردم مهیا میکند. ذکر این نکته مهم است که منابع محدود هستند و برای جلوگیری از نزاع و درگیری باید تخصیص عادلانه و صحیح بین مردم صورت گیرد.
وظایف دیگر دولت
همانطور که گفته شد، دولت تمامی منابع کشور را در اختیار دارد؛ به همین دلیل بزرگترین و مهمترین نهاد یک کشور محسوب میشود؛ بهگونهای که سایر نهادها مثل بانکها، وزارتخانهها، کارخانهها و… همگی زیرمجموعه دولت هستند؛ پس وظایف سنگین و متعددی بر شانه دولت قرار دارد.
چندنمونه از وظایف دولت
•فراهمکردن شرایط آموزش، بهداشت عمومی، ورزش، شغل مناسب، رفاه و…
•بهبود روابط بینالمللی با سایر کشورها
•جلوگیری از نفوذ دشمنان به داخل خاک کشور
•ساخت مدرسه، بیمارستان، کارخانهها، دادن وام با بهره کم جهت راهاندازی کسبوکار، ساخت فرودگاه و راهآهن و…
دولت در ایران
فرزند شما تا حدودی با توجه به مطالبی که در کتابهای درسی او آمده است، با این موارد آشنایی دارد: او میداند در طول تاریخ حکومتهای متعددی در ایران حکمرانی کردند که از مشهورترین و تأثیرگذارترین آنها میتوان به صفویه، قاجار، پهلوی و هماکنون جمهوری اسلامی اشاره کرد.
برای آگاهی بیشتر میتوانید به دولت میرزامحمدتقی خان فراهانی معروف به امیرکبیر در زمان حکومت قاجار و اقدامات او اشاره کنید. توسعه و آبادانی که امیرکبیر بهعنوان رئیس دولتِ وقت به مردم ایران هدیه داد، در طول تاریخ بینظیر است. او با درایت خود توانست روزنامه «وقایع اتفاقیه» را برای افزایش آگاهی مردم چاپ کند.
دانشگاهی به نام «دارالفنون» با مجموعهای از بهترین معلمان اروپایی آن زمان برای پرورش افراد نخبه و باسواد در کشور تأسیس کند؛ همچنین برای رفع موانع ارتباطی بین شهرها اولین مرکز پست (پستخانه) را ایجاد کرد و… .
پس از پایان دوران پادشاهی در ایران، سال ۷۵۳۱ (ه.ش) با پشتوانه رأی و انتخاب مردم تا به الان «جمهوری اسلامی» حکومت رسمی کشور ایران محسوب میشود. در طی این چندسال، سیزده دولت به سرپرستی رئیسجمهور در جمهوری اسلامی ایران خدمترسانی کردند. برای درک ملموس آن میتوانید به برخی از کارهای عمرانی که این سالهای اخیر انجام شده اشاره کنید؛ همچنین میتوانید به تلاش دولت برای حفظ نظم عمومی از طریق نیروی انتظامی، تلاش برای سلامت مردم از طریق تربیت پزشک و ساخت بیمارستان و دیگر اقدامات خدماتی دولت اشاره کنید. همه اینها مواردی هستند که شما با برشمردن آنها میتوانید اهمیت وجود دولت را برای فرزندتان تبیین کنید. غیر از خدماتی که برای دولتها میتوان ذکر کرد، یکی دیگر از موارد مرتبط با مبحث دولت، موضوع تأمین منابع مصارف دولت از طریق مالیات است که در ادامه بدان پرداخته خواهد شد.
مالیات
با فرزند خود درباره وظایف مدیر مدرسه و اینکه به نظر او منبع تأمین مالی مدرسه از چه طریقی انجام میشود صحبت کنید: مدیر وظایفی مانند دادن حقوق به معلمها، برنامهریزی درسی، تأمین امکانات و تجهیزات موردنیاز برای تحصیل دانشآموزان را برعهده دارد و میتواند هزینههای مدرسه را از طریق آموزشوپرورش، پیداکردن خیّر و کمک از والدین دانشآموزان پوشش دهد.
بعد از مشخصشدن منابع مالی مدرسه، گفتوگو را به سمت دولت ببرید و یک مقایسه بین دولت و مدرسه از جهت منبع درآمد انجام دهید؛ بدین گونه که حالا دولت برای انجام وظایف خود چگونه تأمین مالی میکند؟
هرچه قدر مسئولیتهای یک سازمان پیچیدهتر باشد، اهمیت کسب درآمد هم مهمتر میشود. بین مدرسه و دولت قطعا پیچیدگی وظایف دولت بیشتر است؛ پس نیاز به منبع درآمد مهم و پایدار دارد. اما از چه طریقی؟
روزهایی را به فرزند خود یادآوری کنید که برای رفتن به شهربازی یا موزه هزینهای بهعنوان ورودی و هنگام سفر در بزرگراهها مبلغی بهعنوان عوارضی پرداخت کردید. پرداخت عوارض جادهها و ورودی اماکن، بخشی از منبع درآمد دولت است؛ اما این درآمدها بیشتر صرف خود آن مکان میشود؛ بهطورمثال جادهها در طول سال بهدلیل رفتوآمد ماشینها و وسایل نقلیه سنگین و گرمای هوا نیاز به آسفالت و تعمیر پیدا میکنند که از همان عوارضی که ما پرداخت میکنیم هزینه تعمیر جاده تأمین میشود.
موارد گفتهشده سهم کوچکی از درآمد دولت است و نمیتواند جوابگوی هزینههای زیاد دولت باشد؛ به همین دلیل باید به فکر درآمد اصلی و پایدار دیگری باشد که بتواند از آن طریق، امور را رتقوفتق کند.
یکی از مهمترین و اصلیترین راههای درآمد دولت ایران فروش منابع طبیعی مثل نفت و گاز به سایر کشورهاست؛ اما این منابع محدود و پایانپذیر هستند و فروش آنها نمیتواند درآمد پایدار دولت محسوب شود؛ پس باز هم باید بهدنبال منبع درآمدی دیگر و البته پایدار باشیم.
از فرزند خود بخواهید تصویر نظافت کوچه و محله خود را بعد از چند روز غیبت پاکبان و تمیزنکردن تصور کند. اگر برای تمیزکردن کوچه فقط یک یا چند خانواده همراهی کنند و بقیه فقط نظارهگر باشند عادلانه نیست و بعد از چندروز آنها هم خسته و دلزده میشوند. از طرفی، خانوادههایی که برای تمیزکردن داوطلب نمیشوند، منفعت بیشتری میبرند؛ زیرا بدون هیچ زحمتی از کوچه و محله تمیز بهره میبرند.
اگر هم بخواهیم همه اهل کوچه را درگیر نظافت کنیم و هر خانواده را طبق برنامهریزی در یک روز هفته مسئول کنیم، بازهم ممکن است بهدلیل مسئولیتپذیرنبودن بعضی افراد یا مشغله کاری، بهدرستی نظافت انجام نشود. درنتیجه بهتر است فردی به نمایندگی از مردم محل استخدام شود و نظافت را انجام دهد و درآمد خود را از مردم محل دریافت کند. در واقع ساکنان کوچه و محل درآمد پاکبان را خود پرداخت میکنند.
به این نوع درآمد، مالیات میگوییم. در واقع مالیات پولی است که از مردم دریافت میشود و صرف امور مربوط به خود آنها میشود. دولت نیز همین کار را انجام میدهد. مبالغی را تحتعنوان مالیات از مردم میگیرد و بهعنوان منبع درآمد اصلی و پایدار خود صرف تولید و ارائه کالا و خدمات عمومی میکند. البته میزان مالیات دریافتی از مردم بستگی به شغل و درآمد و میزان استفاده آنها از اموال دولتی دارد افرادی که بیمار یا سالمند یا معلول هستند، قطعا سهم بسیار ناچیزی در پرداخت مالیات دارند.



